᯽حُب᯽
Open in Telegram
و روزی دیگر خواستنش را به یاد نمیآوری، اما همیشه بخشی از قلبت غمگین است، بیآنکه دلیلش را بدانی... برای روزهایی که نبودم.... من @Yass2223bot آرشیو حُب @arhob2223
Show moreThe country is not specifiedThe category is not specified
502
Subscribers
-624 hours
-327 days
-230 days
Data loading in progress...
Similar Channels
No data
Any problems? Please refresh the page or contact our support manager.
Tags Cloud
No data
Any problems? Please refresh the page or contact our support manager.
Incoming and Outgoing Mentions
---
---
---
---
---
---
Attracting Subscribers
September '26Sep '26
September '26
+345
in 16 channels
August '26
+449
in 22 channels
Get PRO
July '26
+290
in 13 channels
Get PRO
June '260
in 18 channels
Get PRO
May '26
+2
in 1 channels
Get PRO
April '26
+184
in 0 channels
Get PRO
March '260
in 0 channels
Get PRO
February '260
in 8 channels
Get PRO
January '260
in 0 channels
Get PRO
December '250
in 0 channels
Get PRO
November '250
in 0 channels
Get PRO
October '250
in 0 channels
Get PRO
September '250
in 0 channels
Get PRO
August '250
in 0 channels
Get PRO
July '250
in 0 channels
Get PRO
June '250
in 0 channels
Get PRO
May '250
in 0 channels
Get PRO
April '250
in 0 channels
Get PRO
March '250
in 0 channels
Get PRO
February '250
in 2 channels
Get PRO
January '250
in 3 channels
Get PRO
December '240
in 0 channels
Get PRO
November '240
in 0 channels
Get PRO
October '240
in 0 channels
Get PRO
September '240
in 0 channels
Get PRO
August '240
in 0 channels
Get PRO
July '240
in 0 channels
Get PRO
June '240
in 0 channels
Get PRO
May '240
in 0 channels
Get PRO
April '240
in 0 channels
Get PRO
March '24
+22
in 0 channels
| Date | Subscriber Growth | Mentions | Channels | |
| 29 September | 0 | |||
| 28 September | 0 | |||
| 27 September | +1 | |||
| 26 September | 0 | |||
| 25 September | +13 | |||
| 24 September | +36 | |||
| 23 September | +4 | |||
| 22 September | +15 | |||
| 21 September | +4 | |||
| 20 September | +35 | |||
| 19 September | +8 | |||
| 18 September | +4 | |||
| 17 September | +8 | |||
| 16 September | +23 | |||
| 15 September | +12 | |||
| 14 September | +1 | |||
| 13 September | 0 | |||
| 12 September | +9 | |||
| 11 September | +1 | |||
| 10 September | +26 | |||
| 09 September | +4 | |||
| 08 September | +24 | |||
| 07 September | 0 | |||
| 06 September | +7 | |||
| 05 September | +21 | |||
| 04 September | +45 | |||
| 03 September | +6 | |||
| 02 September | +4 | |||
| 01 September | +34 |
Channel Posts
Repost from حوالیِسڪوت
از شدت سردرد، خیلی وقت بود از تاریکی فاصله نمیگرفت.پردهها همیشه کشیده بودند و چراغ اتاق خاموش. نه اینکه تاریکی را دوست داشته باشد، فقط نور، سردردش را بدتر میکرد.قرصها گوشهی میز جمع شده بودند و لیوان آبی که هر شب پر میکرد، صبحها هنوز نصفه مانده بود.
اما چیزی بیشتر از سردرد اذیتش میکرد،
انتظار.هر شب قبل از خواب گوشی را کنار بالش میگذاشت، صدای اعلان را روشن میکرد و با خودش میگفت:
شاید امشب.امشبها یکییکی گذشتند
و هیچ پیامی نیامد.یک شب،
سردردش آنقدر شدید شد که دیگر حتی توان نگاه کردن به صفحه را نداشت.
گوشی را خاموش کرد، چشمهایش را بست
و برای اولین بار با خودش فکر کرد شاید باید انتظار را هم خاموش کند. صبح که بیدار شد، سردرد هنوز بود. اما عجیب این بود که دیگر منتظر هیچ پیامی نبود.
و شاید بعضی دردها وقتی تمام میشوند که بفهمی قرار نیست کسی بیاید نجاتت بدهد، باید خودت از تاریکی بیرون بیایی.
https://t.me/hob2223
| 2 | انتظار،سردرد،تاریک | 6 |
| 3 | _ | 18 |
| 4 | _ | 17 |
| 5 | _ | 17 |
| 6 | _ | 16 |
| 7 | داییم در اولین مواجه شدن با من تو فکر عمیقی رفت و گفت میخواستم یکارایی انجام بدم ولی الانکه فکر میکنم مگه من چمه که برم بیفتم تو این چاه😂 | 15 |
| 8 | صورتمو حس نمیکنم واقعا | 15 |
| 9 | من اگر بینیمو عمل میکردم انقدر درد نمیکشیدم که امروز کشیدم🚶🏻♀ | 15 |
| 10 | امروز یه اشتباهی کردم که تا عمر دارم یادم نمیره... | 18 |
| 11 | ما برای خداحافظی احتیاج به زمان داریم ؛
#نوشته_ها🖇 | 86 |
| 12 | بابا مرا ببخش که همیشه پایم را از گلیمم درازتر کردم.
ببخش که بچهی سر به زیر و سر به راهی نبودم و همیشه کنجکاوی میکردم، همیشه بایدها و نبایدها را زیر پا میگذاشتم و تسلیمِ هیچ حد و مرزی نمیشدم.
ببخش که به حرفهات گوش نمیدادم و از دایرهی فرضیِ نجابتی که برایم تصور میکردی فرار میکردم.
بابا مرا ببخش که دختر خوبی برایت نبودم، که با تصورات تو از یک دختر خوب، فرق داشتم. که میگفتی آرام بگیر و من آرام و قرار نداشتم، که میگفتی خطر نکن و من سرکشی میکردم و تمام خطرها را به جان میخریدم. تو طبق قانون و اعتقاد خودت، داشتی از من مراقبت میکردی، مثل یک گل، ریشه در خاک، سر به زیر، نجیب، آرام... و ببخش که من دوست نداشتم گل باشم. باغچه برایم کوچک و محدود بود، من آسمان را دوست داشتم بابا.
من از آنچه بودم و آنچه هستم پشیمان نیستم، ولی دارم فکر میکنم شاید تو حق داشتی دخترِ سر به راهی که میخواستی را داشتهباشی.
بابا نمیدانم طبق دیدگاه امروزت یک دختر خوب چه شکلیست اما سرزنشم نکن از اینکه جوری شدم که خودم میخواستم و جوری که تو میخواستی نبودم، سرزنشم نکن که ذهنم پر از سوال بود و سرم درد میکرد برای شکستن حصارها.
کاش یک روز به چشمانم نگاه کنی و بگویی: خوب کردی دخترم، خوب کردی که به حرفم گوش ندادی و کار خودت را کردی. خوب کردی برای رویاهای خودت جنگیدی، خوب کردی که توی قالبی که تصور میکردم جا نشدی.
دوستت دارم بابا...
بابت هرچیز که ذرهای تو را رنجاند، مرا ببخش...
ببخش که میخواستی گل باشم و من پرنده شدم...
-نوشته | 64 |
| 13 | از رگ گردن به شما نزدیکتره... | 20 |
| 14 | و گاهي ، رفتن هم شکل دیگری از دوست داشتن است. | 24 |
| 15 | No text... | 71 |
| 16 | راستش منم شبها که میشه، بیشتر از همیشه دلم میگیره...
برای چیزهایی که میشد جور دیگری باشند و نشدند؛
برای حرفهایی که در گلو ماندند، آدمهایی که دیر رسیدند و دلهایی که قبل از رسیدن، خسته شدند.
شاید شب غمگینتر نیست؛
ما فقط در سکوتش، تلخیِ چیزهایی رو میشنویم که روزها خودمون رو به نشنیدنِشون زدیم. | 30 |
| 17 | تو هم مثل من
شب که میشود
دلت میگیرد؟
برای خودت، برای تمام آدمها
و برای موجودات خسته و تنهایی
که بیسرپناه ماندهاند؟
دلت میگیرد به حال حرفهایی که گفته نشد؟ عشقهایی که به سرانجام نرسید؟ و آدمهایی که در جای اشتباهی؛ از جوانی و سرزندگی و اشتیاق به پیری و فرسودگی و رکود رسیدند؟
دلت میگیرد برای تمام بغضهای فروخوردهای که به گریستن نرسید و در سینه دفن شد؟
دلت میگیرد برای تمام آنان که همینلحظه پر از نیاز و حرفند و هیچکس را ندارند؟ یا برای آنان که کسان زیادی دارند و آنکس که باید را ندارند؟!
تو هم مثل من
شب که میشود
به جهان از زاویهی غمگینتری نگاه میکنی؟!
-نوشته | 91 |
| 18 | رفتم از خالق بخواهم یک دو روزی مرگ را
پاسخ آمد به خیالت زنده بودی تاکنون؟! | 28 |
| 19 | No text... | 26 |
| 20 | - و انسانها پیر خواهند شد؛
در حسرت یکدیگر ..!
#نوشته_ها🖇 | 106 |
