en
Feedback
᯽حُب᯽

᯽حُب᯽

Open in Telegram

و روزی دیگر خواستنش را به یاد نمی‌آوری، اما همیشه بخشی از قلبت غمگین است، بی‌آنکه دلیلش را بدانی... برای روزهایی که نبودم.... من @Yass2223bot آرشیو حُب @arhob2223

Show more
The country is not specifiedThe category is not specified
521
Subscribers
+1024 hours
-107 days
+8230 days
Posts Archive
#نوشته_ها🖇
#نوشته_ها🖇

شاید مهم ترین بدی با تجربه تر شدن این باشه که دیگه راحت حرف کسی رو باور نمیکنی و یه جورایی برات مهم نیست که چی میگن بلکه فقط رفتار و عملکرد و شناختی که خودت ازشون پیدا کردی رو ملاک و معیار سنجش قرار میدی و این نگرش واقع بینانه در عین خوبی یکم آزار دهندست...

در خواب من آمدی شبی وز آن شب؛ هر شب به امید دیدنت می‌خوابم!✨

قصّهٔ مآه
+1
قصّهٔ مآه

ما دو مغرور که از ترسِ شکست آخرِ کار عشق را کشتیم و گفتیم که تقدیر همین است. اثر انگشت ما از قلب‌هایی که لمسشان کردیم هیچوقت پاک نمیشوند... میان همه گشتم و عاشق نشدم من تو چه بودی ؟که تو را دیدم و دیوانه شدم من ...
به گمانم شب را
وقتی که خدا دلتنگ بود آفرید.

با خوشحالیت خوشحالم؛ اما اینکه بدون من خوشحالی ناراحت . . !

بهت می‌خوام بگم که عشق جسارت می‌خواد و اگر توی این راه قرار گرفتی خواسته ناخواسته یعنی وقتشه پوست بندازی و بالغ بشی و این بلوغ توی رفتار های پیش پا افتاده نیست دقیقا توی اینه که تو هیچوقت از راه رفته برنگردی حتی وقتی قلبت از درد حاصل از عشق خونریزی می‌کنه چه این درد ساخته عشق باشه چه از طرف معشوق باشه. همیشه عاشق معشوق بمونی حتی زمانی که تقدیر تو معشوق بودن نباشه. این کاملا با ارتباط سالم متفاوته لزوما عشق باعث رابطه سالم و فوقالعاده نمی‌شه. عشق لازمه‌ش هست اما کل داستان نیست. ممکنه ارتباط تموم بشه اما شعله عشق‌ش هیچوقت خاموش نشه..

روزی با خود فکر میکردم اگر او را با غریبه ای ببینیم دنیا را به آتش میکشم اما امروز حاضر نیستم که کبریتی روشن کنم تا ببینم کجاست و چه میکند

غم واقعی گریه ات رو درنمیاره ساکتت میکنه

انسان ها دو دسته اند:بعضی از آنها را هر چقدر که بیشتر می شناسی بزرگتر می شوند. و بعضی ها را هر چقدر که بیشتر می شناسی، حقیرتر.

دوست داشتن کافی نیست، باید چگونه دوست داشتن را بلد بود

در لحظه زندگی کن ولی به هیچ لحظه ای دل نبند.

کسی که تو را دوست دارد، از تو عبور نمی‌کند...

اگه من بهت نیاز داشته باشم و تو اون‌جا نباشی، من یاد می‌گیرم دیگه بهت نیاز نداشته باشم. راستش، قولِ بودنتو خیلی به دلم داده بودم. راستش هر وقت اوضاع بد می‌شد، توی دلم می‌گفتم عیبی نداره هر چی بشه، من اونو دارم. اون هست.هست تا آرومم کنه، تا خونم باشه، تا پناه ببرم بهش، تا خستگی‌هامو با بغل‌کردنش رفع کنم. نمی‌دونی جای نبودنت چقدر می‌سوزه، چقدر برام غیرقابل هضمه. یه زخم تازه رو تصور کن، وقتی پانسمانشو از روش برمی‌داری؛ پر از خون،عمیق،دردناک. شب‌ها دقیقاً همین‌طوره. میام،دور از چشم همه، یواشکی پانسمانو برمی‌دارم، به زخمم نگاه می‌کنم ولی با فخر،آخه از توئه. بعدش از خودم ناامید می‌شم؛ از اینکه نمی‌تونم فکرتو پس بزنم، از اینکه نمی‌تونم فراموشت کنم.

گفتی آیا در توانت هست از من بگذری گفتم آری میتوانم، بشنو و باور مکن

‏بعضی از ما اون‌قدر عادت کرده‌‌ایم همه‌چیز رو به تنهایی تحمل کنیم که کمک خواستن برامون معادلِ تحقیر، وابستگی یا بی‌ارزشی شده. ‏در حالی که توانایی گفتنِ ⇦ الان به کمک نیاز دارم، به عزت‌نفس، امنیت روانی و بلوغ بیشتری نیاز داره، تا تظاهر به بی‌نیازی مطلق.

_
+1
_

آدم های قوی از سیاره ی دیگری نیامده اند آن ها هم مشکلاتِ خودشان را دارند، هم محدودیت های معمولی و حتی غیر معمولی... تفاوت اینجاست؛ آن ها پذیرفته اند از پسِ هر مشکلی بر می آیند آن ها خودشان را باور کرده اند از مشکلات و محدودیت ها، پله ساخته اند ، نه کوه آدم های قوی در کمالِ خودباوری؛ انتخاب کرده اند قوی باشند... قوی بودن، در "مغز" اتفاق می افتد ، قوی بودن همت می خواهد.

#نوشته_ها🖇
#نوشته_ها🖇

-با خود گفت چه فایده که بگویم ، به‌هر حال نخواهند فهمید...