State of Iman
Open in Telegram
محمدهادی فروزش نیا
Show moreThe country is not specifiedThe category is not specified
210
Subscribers
+324 hours
+57 days
+530 days
Posts Archive
Repost from Kūṭastha
شناخت گل ، گل شدن است
شکوفه و گل دادن همانند گل
لذت بردن از باران و همینطور آفتاب
آن دم
گل با من نجوا کند و من تمام اسرارش را می دانم
تمامی شادیها و دردهایش را
و حیاتی که در درونش می تپد
و در عین گل بودن
خود را همبود با تمامی هستی می یابم
-استاد برجسته ذن د تی سوزوکی
Repost from Kūṭastha
من نوری هستم بر فراز همه ، من کُل هستم. کُل از من میآید و در من کُل میآید. تهِ چوبی را بشکنید؛ هستم! سنگها را بردارید و مرا آنجا خواهید یافت!
انجیل توما ، ۱-۴ :۷۷
Repost from Kūṭastha
دالایی لاما در حال دریافت تعالیم و انتقالات شفاهی از استاد بزرگ مکتب نیینگما دیلگو خیانتسه رینپوچه (تجسم زندهٔ تعالیم زونگچن). در این دیدار دالایی لاما تعالیم را از خیانتسه رینپوچه دریافت میکند. این صحنه در سنت بودایی بسیار مقدس و نادر است.
انتقال تعالیم در سنت بودیسم تبتی سه نوع است:
۱-انتقال شفاهی (لونگ)
۲-انتقال متون گنجینه ای (تشوک)
۳-انتقال نیرو های باطنی (انگ)
لونگ به نوعی اجازهٔ نامهٔ خوانش متون مقدس است ، اجازه ای جهت منتقل کردن جریان زندهٔ خرد بودا تا امروز.
Repost from Dark Realism | رئالیسم تاریک
Saturday,
Thinking with Things: #Graham_Harman Previews Waves and Stones
November 1, 2025
9 PM IST
Zoom Meeting:
Id:987 5430 6885
Passcode: 895962
Register Now:
https://forms.gle/1ro1cnRkZU2JqCpF8
رئالیسم تاریک
Give this playlist a listen: Ultravox Radio
https://open.spotify.com/playlist/37i9dQZF1E4sHA4rZ4oHXV?si=t0nNvImeR1mjIInX0hpDAg&pi=RVy1m5bbSXmqv
Repost from Kūṭastha
آیین ساخت و نابودی ماندالای شنی یکی از زیباترین و عمیقترین آیینهای بودایی مکتبهای گِلوکپا یا نیینگما است. در این آیین ، مفاهیم فلسفی ناپایداری (anicca) و رهایی از دلبستگیها و تعلقات به شکلی هنری و آیینی به نمایش درمیآیند.
راهبان بودایی هفته ها ، و گاهی ماه ها ، با دقت و آرامش کار میکنند تا با ذرات رنگین شن و ابزارهای ویژه ، ماندالایی ظریف و دقیق بیافرینند. ساخت این ماندالا در سکوت و با حضور کامل ذهن انجام میشود؛ و هنگامی که اثر به اوج زیبایی و کمال خود میرسد ، راهبان آن را عمداً از میان میبرند. این نابودی نمادی از حقیقتی بنیادین است:
( هیچ چیز در این زندگی پایدار نیست؛ زیبایی ، معنا و حقیقت در گذر و فنا نهفتهاند. )
در پایان شن های جمعشده را در آب روان میریزند تا برکت ماندالا در طبیعت پراکنده شود.
Repost from Kūṭastha
مینوسینسک ، سیبری: شمنی تاتار با جامهٔ کامل شمنی ، چهره پوشیده ، و طبل قابدار بههمراه چوبک. این عکس در حدود سال ۱۹۲۰ چاپ شده است. یادداشتی با مداد در پشت نسخهٔ اصلی چنین آمده است:
«تاتارِ مینوسینسک… هنگام خلسهٔ شمنی چهرهٔ خود را میپوشاند.»
چرا از ریمیکس خوشم نمیآید
(خوانشی لاکانی از اقتصاد میل در موسیقی معاصر)
من از ریمیکس خوشم نمیآید. نه به این دلیل که با نوگرایی موسیقایی مشکل دارم، بلکه چون ریمیکس برای من نشانهی یک سوءفهم بنیادین از منطق میل است. اگر بخواهم روشن بگویم، آنچه امروز در بازار موسیقی ایران به نام ریمیکس شناخته میشود، معمولاً ترکیبی است از کوروسها و ضربهای اوجدارِ چند آهنگ مشهور که بهصورت متوالی کنار هم چسبانده میشوند تا یک خط ممتد از لذت ایجاد کنند. در این فرایند، بخشهایی چون مقدمه، بیتهای آرام، سکوتها و انتقالهای ملودیک حذف میشوند تا گوش مخاطب دائماً در وضعیت تحریک نگه داشته شود.
نمونههای فراوانی از این نوع ریمیکسها در پلتفرمهای ایرانی وجود دارد: قطعاتی که از چند آهنگ پاپ یا الکترونیک، فقط لحظههای تکرار کوروس یا ضربهای کوبندهشان را گرفتهاند؛ گاهی در فاصلهی سی ثانیه تا دو دقیقه، دهها اوج موسیقایی بیوقفه بر هم انباشته میشود. هدف، ظاهراً حفظ لذت شنونده است؛ اینکه منحنی تجربهی او هرگز افت نکند.
اما دقیقاً در همینجا است که شکست رخ میدهد. چون در منطق میل، ژوئیسانس—آن لذت مطلق و بدون گسست—نه تنها دستنیافتنی، بلکه به لحاظ ساختاری ناممکن است. میل فقط تا زمانی وجود دارد که چیزی غایب باشد، که فاصلهای میان سوژه و ابژه حفظ شود. ریمیکس میخواهد این فاصله را حذف کند، میخواهد لذت را فشرده و بیوقفه کند؛ اما به محض این کار، میل تهی میشود. شنونده پس از چند دقیقه، میان همین کوروسهای به ظاهر متنوع، به دنبال کوروس «بهتر» میگردد. یعنی همان مکانیزمی که قرار بود از میان برود، بازتولید میشود: سلسلهمراتبی جدید از لذت شکل میگیرد، فقط با فرکانس بالاتر.
از دید لاکان، این شکست نه تصادفی بلکه ضروری است، زیرا سوژه همیشه در جستوجوی ابژهای است که خود میل را زنده نگه دارد، نه ارضایش را. ریمیکس با انباشتنِ ابژههای لذت، ساختار فقدان را انکار میکند؛ اما میل فقط درون همین فقدان معنا دارد.
در موسیقی سنتیتر یا ساختیافتهتر، مثلاً در یک قطعه راک یا کلاسیک، لحظات آغازین—اورتور یا مقدمه—نقشی حیاتی دارند. اورتور در حکم «فقدان اولیه» است: بخشی که هنوز چیزی از لذت نرسیده، اما وعدهاش را میدهد. درست همانند وضعیت روانی میل در نظریهی لاکان، اورتور تنش ایجاد میکند، خلأ میسازد، و گوش را در حالت انتظار نگاه میدارد. بدون این خلأ، اوج موسیقی بیمعنا میشود، زیرا چیزی وجود ندارد که در برابرش اوج تعریف شود.
ریمیکس، با حذف اورتور، در واقع همان کاری را میکند که روانِ معاصر با میل خود میکند: حذف فقدان، حذف مکث، حذف تنش. نتیجه، چیزی شبیه یک ارگاسم ممتد است که دیگر هیچ چیز در آن احساس نمیشود. این موسیقی از نظر ساختاری شبیه رؤیای سوژهی معاصر است: زندگی بدون تأخیر، لذت بدون فقدان، و تجربه بدون زمان.
اما همانطور که لاکان میگوید، ژوئیسانس همواره با یک نقطهی رنج همراه است—چرا که نزدیک شدن به آن، میل را از کار میاندازد. شنوندهی ریمیکس، پس از چند دقیقه، دقیقاً همین بیحسی را تجربه میکند. بهجای لذت، نوعی خستگی درونی و انباشت بیمعنا از شدت باقی میماند.
ریمیکس، در این معنا، استعارهای از وضعیت روانی و فرهنگی زمانهی ماست: فرهنگی که از کمبود میترسد و میخواهد با انباشتن اوجها، خود را از مواجهه با خلأ نجات دهد. اما همانگونه که در موسیقی بدون مقدمه، هیچ اوجی معنا ندارد، در زندگی بدون فقدان نیز هیچ لذتی نمیماند.
ریمیکس فقط یک فرم موسیقایی نیست؛ بیان فشردهی منطق روانی عصر ماست. سوژهی امروز میخواهد از مسیر به مقصد بپرد، از میل به ارضا برسد، بیآنکه فقدان را تجربه کند. اما همانگونه که در نظریهی لاکان میل جز درون کمبود معنا نمییابد، در موسیقی نیز لذت فقط در نسبت با سکوت، تأخیر و انتظار شکل میگیرد. اگر همهچیز اوج باشد، دیگر اوجی وجود نخواهد داشت. به همین دلیل، من از ریمیکس خوشم نمیآید: چون یادآور جهان بیوقفهای است که در آن گوش دیگر قادر نیست از سکوت چیزی بشنود.
Repost from اجراهاي گروه تئاتر پلاتو
+4
رونمایی نخستین دفتر پژوهشی گروه تئاتر پلاتو با عنوان "وجوه پرفورماتیو مکان، بدن، شی" در تاریخ هشت مهرماه 1404 در نگارخانهی پردیس هنرهای زیبای دانشگاه تهران و با حضور برخی از اساتید و دانشجویان برگزار شد. در این رونمایی مهدی مشهور با نگاهی به اجراهای رویداد در سال 1403 به بررسی آنها پرداخت و علی محمدی در مورد هنرِ چيدمان برای حضار صحبت کرد.
اين رونمايي با حمايت "برشته كاري قهوه كاپ" برگزار شد.
www.cuproastery.com
برای تهیهی نخستین دفتر پژوهشی گروه تئاتر "پلاتو" به شناسه ي تلگرامی @Najmeh_Bahar مراجعه کنید.
Repost from اجراهاي گروه تئاتر پلاتو
+7
دفتر پیشرو، حاصل برگزاری رویداد "وجوه پرفورماتیو مکان، بدن، شی" است که گروه تئاتر "پلاتو" در تابستان 1403 در گالری دیدار برگزار کرده است. در این دفتر ما تلاش کردیم تا علاوه بر توضیح هدف و گزارش تمریندهندهها (در دو حوزهی کشف و پرورش ایدهی هنرجویان) به ثبت نشستهای گفتوگومحور نیز اهتمام ورزیم. گفتگویها و نشستهایی که با حضور عرفان غیاثی، محمدهادی فروشنیا، حمید پورآذری، نسیم احمدپور، نوید پورمحمدرضا، مهسا پوراحمد، امیر راد، کیوان سررشته، مهدی چاکری و حسین توازنیزاده برگزار شد. در نهایت دفتر را با ترجمهی دو مقاله در باب رابطهی "تئاتربودگی" و هنرهای تصوري به پایان رساندیم.
گروه تئاتر "پلاتو" در نظر دارد تا این رویداد را هر دو سالیکبار برگزار کند و نتایج آن را با هدف بررسی نقاط ضعف و قدرتِ پروژههای اجرایی گروه در قالب دفترهای پژوهشیِ دوسالانه ارائه دهد.
ادامه در پست بعدي…
