en
Feedback
حرة

حرة

Open in Telegram

تو را در راه خدا آزاد کردم؛ أنتِ حرة لوجه‌الله. - این‌جا یک دفترچه یادداشت کاملا شخصی است و نه چیزی بیشتر.

Show more
The country is not specifiedThe category is not specified
242
Subscribers
-124 hours
+17 days
+330 days
Posts Archive
من از شدتِ علاقه نسبت به چیزی، بارها روی زمین، پرواز کرده‌ام و خودم را هم بارها به علاقه‌مند بودگی نسبت به بخری چیزها زده‌ام.

من می‌خواستم زندگی‌ام به آن نقطه‌ای برسد که زیاد بابتش دو، دوتا چهارتا نکنم.

من شجاعت این‌که همین حالا از دانشگاه انصراف بدهم را دارم ولی شجاعت این‌که بگویم روی ساندویچم سس بيشتری بریزید را نه.

سال بعد بچه‌های امت رو گول می‌زنم به جای موکب یا تکی رفتن بیان کاروان تشکیل بدیم مشایه رو طی کنیم.

مشایه؛ ۱۴۴۸. https://t.me/mashayeh1448

عکس‌های آقا را عرب‌ها وقتی می‌بینند، می‌بوسند و بر صورت می‌کشند. اگر این ارادت را ما در این سال‌ها داشتیم، آقای ما پیش از شهادتشان بارها شهید نمی‌شدند و دشمن به خودش اجازه نمی‌داد او را هدف قرار دهد. ما خیلی عادی با پدیده زعیم امت و قائد امت، برخورد کردیم. ما از وقتی چشم گشودیم رهبر داشتیم‌. برایمان عادی بود که کسی باشد که راهبری کند، هدایت کند. دردِ بی‌پناهی را نچشیده بودیم، دردِ حمله و ناامنی را نچشیده بودیم تا صبح نهم اسفندماه. اگر ما، اگر ما فقط قدری باغیرت‌تر بودیم... مشایه؛ عمود ۱۸۷؛ اربعین ۱۴۴۸.

کاش یک کانال داشتم پرت‌وپلاهای مشایه رو توش می‌گفتم.

Circle.

کاش کانال تلگرام هم سرکل داشت.

حس ششمم بهم دروغ نمی‌گه و خب کاش خدا این‌سری تو این یک‌فقره بس کنه چون به اولین پلی که رسیدم اولین انسانی که دیدم رو از پل پرت می‌کنم پایین.

یک بخش زیادی از مغزم رو کارهای امت اشغال کرده که نمی‌دونم دقیقا چیه و همش حواله داده شدم به بعد از اربعین ولی مغزم داره برای چیزهایی طرح‌ریزی می‌کنه که نمی‌دونه چین.

به خاطر گرفتن یک ساندويچ فلافل از کاروان جلو افتادم و متوجه نشدم نشستن برا استراحت. متأسفانه هیچ‌وقت عقب نمی‌افتم. از اولی که از قم حرکت کردیم از لب مرز تا هالا همیشه اونا نشستن من رفتم و جلو افتادم.

زن عربی رو ویلچر نشسته بود، چادرم را کشید‌. یک جفت کش‌مو دخترانه به دستم داد. داشتم فکر می‌کردم اگر روزی صاحب دختر شدم، این‌ه
زن عربی رو ویلچر نشسته بود، چادرم را کشید‌. یک جفت کش‌مو دخترانه به دستم داد. داشتم فکر می‌کردم اگر روزی صاحب دختر شدم، این‌ها را نگه‌دارم و اولین‌باری که در مشایه آمد، آن‌ها را به موهای خرمایی‌اش ببندم. مشایه؛ اربعین ۱۴۴۸.

پنجشنبه کتونی‌هام رو بردم برام بدوزن آقاهه گفت دوتاش ۴۰۰تومن، بعد من سه‌سال و نیم پیش این‌ها رو گرفتم ۲۰۰تومن، همون مسیر رو ب
پنجشنبه کتونی‌هام رو بردم برام بدوزن آقاهه گفت دوتاش ۴۰۰تومن، بعد من سه‌سال و نیم پیش این‌ها رو گرفتم ۲۰۰تومن، همون مسیر رو برگشتم با چسب قطره‌ای ۴۵هزارتومنی مسئله رو حل کردم. تا این‌جا چسب‌قطره‌ای ۱. آقای کفش‌دوز ۰.

طفلی حتی سرنوشتش رو گذاشتن جلوش.

در انتظار پخته شدن.
در انتظار پخته شدن.

شما اینو تو شرک هم ديديد، فیونا یک دیو سبز قد بلند رو به یک شاه کوتاه ترجیح داد.

دخترا دارن کنارم حرف می‌زنن و برا هم دعا می‌کنن ان‌شاءالله یه شوهر قد بلند امام حسینی گیرت بیاد. دقت کنید فقط قد بلند امام حسینی.

خوراکی‌های خوشمزه زیاده ولی متأسفانه من نمی‌تونم غذای زیاد بخورم و بیشتر از ظرفیتم.