حرة
رفتن به کانال در Telegram
تو را در راه خدا آزاد کردم؛ أنتِ حرة لوجهالله. - اینجا یک دفترچه یادداشت کاملا شخصی است و نه چیزی بیشتر.
نمایش بیشترکشور مشخص نشده استدسته بندی مشخص نشده است
242
مشترکین
-124 ساعت
+17 روز
+330 روز
آرشیو پست ها
242
من از شدتِ علاقه نسبت به چیزی، بارها روی زمین، پرواز کردهام و خودم را هم بارها به علاقهمند بودگی نسبت به بخری چیزها زدهام.
242
من شجاعت اینکه همین حالا از دانشگاه انصراف بدهم را دارم ولی شجاعت اینکه بگویم روی ساندویچم سس بيشتری بریزید را نه.
242
سال بعد بچههای امت رو گول میزنم به جای موکب یا تکی رفتن بیان کاروان تشکیل بدیم مشایه رو طی کنیم.
242
عکسهای آقا را عربها وقتی میبینند، میبوسند و بر صورت میکشند. اگر این ارادت را ما در این سالها داشتیم، آقای ما پیش از شهادتشان بارها شهید نمیشدند و دشمن به خودش اجازه نمیداد او را هدف قرار دهد. ما خیلی عادی با پدیده زعیم امت و قائد امت، برخورد کردیم. ما از وقتی چشم گشودیم رهبر داشتیم. برایمان عادی بود که کسی باشد که راهبری کند، هدایت کند. دردِ بیپناهی را نچشیده بودیم، دردِ حمله و ناامنی را نچشیده بودیم تا صبح نهم اسفندماه. اگر ما، اگر ما فقط قدری باغیرتتر بودیم...
مشایه؛ عمود ۱۸۷؛ اربعین ۱۴۴۸.
242
حس ششمم بهم دروغ نمیگه و خب کاش خدا اینسری تو این یکفقره بس کنه چون به اولین پلی که رسیدم اولین انسانی که دیدم رو از پل پرت میکنم پایین.
242
یک بخش زیادی از مغزم رو کارهای امت اشغال کرده که نمیدونم دقیقا چیه و همش حواله داده شدم به بعد از اربعین ولی مغزم داره برای چیزهایی طرحریزی میکنه که نمیدونه چین.
242
به خاطر گرفتن یک ساندويچ فلافل از کاروان جلو افتادم و متوجه نشدم نشستن برا استراحت. متأسفانه هیچوقت عقب نمیافتم. از اولی که از قم حرکت کردیم از لب مرز تا هالا همیشه اونا نشستن من رفتم و جلو افتادم.
242
زن عربی رو ویلچر نشسته بود، چادرم را کشید. یک جفت کشمو دخترانه به دستم داد. داشتم فکر میکردم اگر روزی صاحب دختر شدم، اینها را نگهدارم و اولینباری که در مشایه آمد، آنها را به موهای خرماییاش ببندم.
مشایه؛ اربعین ۱۴۴۸.
242
پنجشنبه کتونیهام رو بردم برام بدوزن آقاهه گفت دوتاش ۴۰۰تومن، بعد من سهسال و نیم پیش اینها رو گرفتم ۲۰۰تومن، همون مسیر رو برگشتم با چسب قطرهای ۴۵هزارتومنی مسئله رو حل کردم.
تا اینجا چسبقطرهای ۱.
آقای کفشدوز ۰.
242
دخترا دارن کنارم حرف میزنن و برا هم دعا میکنن انشاءالله یه شوهر قد بلند امام حسینی گیرت بیاد. دقت کنید فقط قد بلند امام حسینی.
