en
Feedback
حرة

حرة

Open in Telegram

تو را در راه خدا آزاد کردم؛ أنتِ حرة لوجه‌الله. - این‌جا یک دفترچه یادداشت کاملا شخصی است و نه چیزی بیشتر.

Show more
The country is not specifiedThe category is not specified
242
Subscribers
No data24 hours
+17 days
+430 days
Posts Archive
از خانم مرتضوی تقاضا می‌شه زودتر این شش‌سال پزشکی رو تموم کنن تا داروهایی که برای خودم تجویز می‌کنم رو با مهر نظام پزشکیش برام ثبت کنن.😔🤝🏻

Repost from N/a
photo content

تو حرم امام حسین.ع. به خاطرتون گریه کردم. قلبم از داغ غمتون فقط تو حرم آقا می‌تونست قدری التیام پیدا کنه‌. از ده اسفند هربار
تو حرم امام حسین.ع. به خاطرتون گریه کردم. قلبم از داغ غمتون فقط تو حرم آقا می‌تونست قدری التیام پیدا کنه‌. از ده اسفند هربار عکستون رو دیدم گریه کردم. صداتون رو شنیدم گریه کردم. به آخرین قابِ مصلی، به تابوت‌ها فکر کردم گریه کردم. وسط کارها یادم افتاد گریه کردم...

به هرکی می‌خوام امت رو توضیح بدم این‌طوریم که تمام معاونت‌ها رو می‌گم و با این‌که سر پویش میناب می‌شه باهاشون کار جدی کرد ولی هویت اون آدم چون به علمی می‌خوره دلم نمیاد از بقیه معاونت‌ها بیشتر بگم. عابدینی این‌جا می‌تونه خوشحال باشه.

برای شما دلدادگانی است که شما را ندیده، سر می‌سپارند.
برای شما دلدادگانی است که شما را ندیده، سر می‌سپارند.

از ۱۱تیر تا الان که ۱۱ مرداده خونه نیستم و نصفش رو توی جاده بودم. واقعا دیگه بس.

گلِ کوچکِ رها شده در شارع محمدالامین؛ قابِ آخر.
گلِ کوچکِ رها شده در شارع محمدالامین؛ قابِ آخر.

احساس می‌کنم قراره اتفاقی برای این اتوبوس بیفته، فلذا کمربند خود را می‌بندیم. امیدوارم زنده برسم قم. چون این‌بار رو واقعا دلم می‌خواد زنده بمونم.🗿

یا اباعبدالله ما در کنار ضریح تو، با اعتقادی که از تمام قطرات خونمان می‌تراوید، فریاد زدیم؛ لبیک یا خامنه‌ای، لبیک یا حسین.ع.
یا اباعبدالله ما در کنار ضریح تو، با اعتقادی که از تمام قطرات خونمان می‌تراوید، فریاد زدیم؛ لبیک یا خامنه‌ای، لبیک یا حسین.ع. است.

موقعیت یکم| از هرجا شروع کنی به نوشتن، بخشی از کلمات بین باقی آن‌ها گُم می‌شوند. پارسال، روبه‌روی حرم حضرت عباس.ع. به پهنای صورت اشک می‌ریختم و زمزمه می‌کردم مرا کفالت کن. امسال، وقتی از کنار حرم امام علی.ع. پیاده آمدم کربلا، در تمام مسیر منتهی به بین‌الحرمین وقتی گنبد را از دور دیدم، السلام علیک یا اباعبدالله می‌گفتم. وقتی نزدیک‌تر رسیدم، دیدم از سمتِ حرم حضرت عباس.ع. آمده‌ام. هربار طوری می‌شود که امام حسین.ع. مقدم می‌شود بر نام حضرت عباس.ع. ربطش می‌دهم به ادبِ حضرت قمربنی‌هاشم در مقدم داشتن امام حسین.ع. بر خود. مثل همان‌باری که پسرک دوستم ابوالفضل نام داشت و نامش به حسین تغییر کرد. حتی در مناسبات فردی ما آدم‌های خرد و ناپیدا هم، حضرت عباس.ع. اجازه نمی‌دهد نامش پیش از امام بیاید‌. من، هیچ‌وقت رویم نشده از امام حسین.ع. چیزی بخواهم. همیشه مصائب کربلا یادم می‌آید و روز دهم عاشورا و خجالت زده می‌شوم بروم بنشینم از آوارهایی که روی سر خودم به بار آورده‌ام بگویم. به‌جایش حرف‌هایم را می‌برم پیش حضرت عباس.ع. روزهایی که استخوانم از گوشتم بیرون زده بود، وقتی کشان‌کشان خودم را کشاندم به خیمه‌ای که به نام مادرشان بود، فکر نمی‌کردم یک‌سال بعد، در همان نقطه، فقط برسم بگویم؛ خیلی مردی. جمعه؛ نهم مردادماه/۱۴۰۵.

تور کربلا گردی با کاروان راحیل.

خب دارن می‌گن ما دهیدراته شدیم حالمون خرابه. با علوم‌پزشکی سفر رفتن درهایی رو به روتون باز می‌کنه که اصلا الله‌الله.

کاش می‌تونستم از چهره خانم دکتر عکس بگیرم. خانم دکتر سال هفتم.

پرستارها یک‌نوع عقده دارند و پزشک‌ها یک‌طور. این چون پزشک نشده اون چون پزشک شده.

از صبح داریم کل کربلا رو می‌چرخیم برای پیدا کردن محل اسکان.

خب بین خانم دکتر و خانم پرستار بالا سر بیمار گرما زده داره دعوا صورت می‌گیره.

آمدم فقط بگویم خیلی مردی؛ السلام عليك یا من وفی ببیعته.
آمدم فقط بگویم خیلی مردی؛ السلام عليك یا من وفی ببیعته.

کسی الان بین‌الحرمین نیست؟ (یک کار خیلی فوری دارم). @f_moridzadeh

کی تو گرما بچه‌ها رو می‌شونه هئیت می‌گیره؟ آفرین کاروان راحیل.🗿

بین عراقی‌ها چندان مرسوم نیست که در اعتاب مقدسه شعارهای سیاسی دهند یا برای آرمان‌هاشان صلوات بگیرند. ترجیح می‌دهند به یک «صلوا علی محمد» بسنده کنند و مبارزه با کفر را پشت درهای حرم بگذارند. ایرانی‌ها هم همیشه مراعات این فرهنگ کشور میزبان را کرده‌اند. امسال اما ماجرا فرق می‌کند. هر دو ملت بغضی بزرگ دارند که مثل خشت در گلوها مانده. حالا کنار همه ضریح‌ها پر است از فریادهایی که برای سلامتی آیت‌الله خامنه‌ای و نابودی آمریکا و اسرائیل، صلوات می‌گیرند و زائران ایرانی و عراقی صلوات‌های بلند سر می‌دهند. شیعیان کویت و بقیه منطقه که کشورشان موشک می‌خورد هم، اینجا با ما آرزوی نابودی آمریکا می‌کنند. عراقی‌هایی که حتی برای بزرگان خود در حرم‌ها شعار نمی‌دادند و برای شکست آمریکایی‌ که کشورشان را اشغال کرده، صلوات‌های بلند نمی‌فرستادند، امسال صدا در صدای ما انداخته‌ و برائت از کفر را به زیر قبه‌های حرم آورده‌اند. بله؛ حالا اربعین سال یک‌هزار و چهارصد و جنگ است و اینجا عراق؛ ما از همه جای منطقه گرد آمده‌ایم که اربعینی دیگرگون رقم بزنیم. حتی اگر کافران و منافقان را خوش نیاید! _کاظمین «مهدی مولایی» #خرده_روایت‌های_یک_پیاده