نقطه.
Open in Telegram
مداد سُرمه میشود از چشمانت که مینویسم.
Show moreThe country is not specifiedThe category is not specified
326
Subscribers
No data24 hours
No data7 days
No data30 days
Posts Archive
326
در جغرافیایی که حتی پروانهها هم از کودکان بیشتر عمر میکنند،
شما بگویید؛
من چه شعری بنویسم؟
احمد عارف
326
Repost from نباید میخواندیم
حالا همه میدانند که من برای چه گریه میکنم! عزیزِ من، تمام اشکهای من فقط برای «ایران» و «تو» است.
یلدا سیدی
@nabayad_mikhandim
326
«بعدها اگر زنده ماندم
برای تو خواهم گفت که از روزهایی جانِ سالم به در بُردم که حتی پلک زدن مافوق قدرت بشر بود، چه برسد به زنده نگه داشتنِ امید.»
326
از صورتهای متلاشی شدهی جوونها بگید.
از ترکیدن جمجمههاشون بگید.
از پیکرهای بیشمار بگید.
از رقص مادرها بالای جنازهی بچههاشون بگید.
جدی و بیسانسور بگید.
نه پر کشیدن، نه جان باختن؛
کشته شدند.
بیرحمانه کشته شدند و ما مسئولیم تا آخرین لحظه، از این جنایت، از این نسلکشی بگیم.
326
و من نمیدانم آیا مادرش هم او را به اندازهی من دوست داشت؟
آیا کسی میتوانست بفهمد که دوست داشتن او چه لذتی دارد و آدم را به چه ابدیتی نزدیک میکند؟
آدم پُر میشود.
جوری که نخواهد به چیز دیگری فکر کند.
نخواهد دلش برای آدم دیگری بلرزد، و هیچگاه دچار تردید نشود.
عباس معروفی
326
وَ ما در پای البرز به پای ایستادهایم و در برابر دشمنانی از خونِ ما، با لبخندِ زشت. وَ من مَردی را میشناسم که هنوز میگوید: آرش باز خواهد گشت.
آرش / بهرام بیضایی.
326
میرقصید ، میخندید ، آهنگ میخونید و آرزو میکنید.
فیلم هاتونو میبینیم و به خوشحالتیون لبخند میزنیم ، تهش یادمون میاد شما دیگه نیستید.
ما از غمِ شما میمیریم.
