🎒 اتاق ضروریات
Open in Telegram
"یه موقعهایی برای پریدن رو به جلو باید یه چیزهایی رو پشت سر جا بذاری" طبقه هفتم برج شمالی هاگوارتز پشت تابلوی بارناباس و غولهای غارنشین برای ورود سه بار باید بگید: من به جایی برای نوشتن از ماجراهای فراموششدهٔ انسانها نیاز دارم
Show moreThe country is not specifiedThe category is not specified
366
Subscribers
-124 hours
-17 days
-130 days
Posts Archive
دستکم شصتوهشتهزار فلسطینی در دو سال گذشته به دست رژیم اسرائیل کشته شدهاند.
این معادل چیزی بیش از ۳ میلیون سال زندگیست که نابود شده است.
-برای پرواز روح
برای زیباترین توصیفات
برای شکوه و عظمت بانویی که این کلمات به تصویر میکشند-Repost from |پیـازاکـی|
میگویی: آب رفته بازنمیگردد به جوی. نه آن و نه امیدهای تباه شده، نه این معصومیتهای از دست رفته. نه عمر و زمان سوخته. نه دوستیهای بر باد رفته. نه آبروی ریخته، و نه انسانهای از دست رفته.
میگویم اما ما را از فضل او گمان دیگریست.
یا راد ما قد فات.
بین همه مداحیهای فاطمیه، من مداحیهای حسین خيرالدين را طور دیگری دوست دارم
انگار ارتباطی که قلب شاعر این کلمات(چه بنت الهدی صغری باشد چه نور عاملی) با نور عظیم فاطمهی زهرا دریافته از جنس یک رابطهی عبد و مولای واقعی است.
ماها عمدتا در مداحیهای خودمان روضههای جسمانی، غمهای عاشقانه، از نگاه یک مادر با این قضیه مواجهیم اما من در مداحی خیلی از لبنانیها از یحیی عفاره و یوسف سعد تا خیرالدین همیشه نوعی نگاه عبد و مولا، سرباز و رهبری، الگو و قهرمانپرور در مواجههشان با حضرت میبینم.
انگار آدمی که پشت کلمات نشسته تماشا کرده این هیبت عظیم، این نور لایوصف، این حقیقت شب قدر که ما درکش نمیکنیم، چطور دارد ابعاد زندگیهاشان را شکل میدهد و آن را شعر کرده است.
و این چیزی فراتر است از یک نمایش تصویری مردان جنگجویی که پایین چادر زنی را میبوسند و راهی میدان میشوند. این بیشتر از یک نمادسازی صرف است. توصیف یک ارتباط قلبی است. یک راهیابی به واسطه سبک زندگی الگوست. شرح جایگاه و اثر حقیقی این نور عظیم در زندگی است.
-این مداحی مال دو شب قبل است-
Repost from مصارع العشاق ☫
أنا وسَّدْتُ الثُّريَّا بالثَّرى في يميني...
من آسمان را با دستهای خود به خاک سپردم
Repost from کلمات
«وَ اخْتِمْ لَنَا بِالَّتِی هِی أَحْمَدُ عَاقِبَةً، وَ أَکرَمُ مَصِیراً، إِنَّک تُفِیدُ الْکرِیمَةَ وَ تُعْطِی الْجَسِیمَةَ وَ تَفْعَلُ مَا تُرِیدُ وَ أَنْتَ عَلَی کلِّ شَیءٍ قَدِیرٌ»
و کار ما را به آنچه عاقبتش پسندیدهتر و فرجامش برای انسان گرامیتر است؛ پایان بخش که تو عطای نفیس مرحمت میکنی و نعمتهای بزرگ میبخشی. هر چه میخواهی آن کنی و بر هر چیز توانایی.
دعای سیوسوم صحیفه سجادیه | امام سجاد علیهالسلام
حالا هالوین چی بوده؟
میگن این کلمه از All Hallows Eve میاد
حدود نیمههای نوامبر که دیگه پاییز میرفت به زمستون نزدیک بشه سلتیکها هم جشن "برداشت" داشتن و هم باور داشتن این زمانیه که ارواح و مردگان و شیاطین و کلا موجودات اون دنیایی که هنوز نرفتن این زمان میان و بین ادمها میگردن و انتقاممیگیرن
اونها هم تو این تاریخ ماسک میزدن که شناخته نشن و روحها نتونن ازشون انتقام بگیرن
رفت جلو و چی شد و چجوری این افتاد ۱ نوامبر و چجوری به مسیحیت ربط پیدا کرد؟
۱ نوامبر که روز all saints یا all hallows بود و به مناسبت شهدای مسیحی بزرگ داشته میشد رو کشیش ها از حوالی قرن ۴م خیلی پررنگ کردن(حالا اینم خودش ماجرا داره چجوری این تاریخ برای بزرگداشت شهدای مسیحی) و از طرفی تو بخشهایی از اروپا ۲م نوامبر روز all souls day بود که با احترام روح آدمهای مومنی که از دنیا رفته بودن مراسماتی میگرفتن. بازه نزدیک زمستون هم میگرفتن که با مرگ و زندگی طبیعت همخوانی داشته باشه مراسم
کلیسا میاد و چه میکنه؟ میاد اون رسم به قول خودشون کفار سلتیک رو میبره ادغام میکنه تو این روزها و از غروب ۳۱ اکتبر تا ۲ نوامبر رو سه روز مراسم میگیرن
بعدا قرن ۱۸ که یه سری ایرلندیها میرن آمریکا چی میشه؟ میبینن عه بزرگداشت مراسمات مذهبی-سنتی رو نباید از دست داد.
میان میبینن چی اونجا زیاده یا میشه بعنوان معادل استفاده کرد در اون ترکیب "برداشت محصول" که از ترب استفاده میکردن و بزرگداشت ارواح که شمع روشن میکردن و اون تصور ارواح خبیثه رو دور کنیم که ماسک میزدن، کم کم شکلها عوض میشه
کدو حلوایی جای ترب میاد. توش شمع میذارن. هرسال چیزهای عجیبتر و جدیدتر
تا جایی که الان برا هالوین سالی ۳ میلیون دلار =)))) خرید و فروش اب نبات فقط تو امریکا انجام میشه(برا اینایی که میان میگن trick or treat و آب نبات میگیرن) و هرسال لباسها و دکورها عجیبتر و عجیبتر میشه
کشیشهای مسیحی کلا ید طولایی در تبدیل تاریخها و مناسبتها داشتن
و حتی بعضاً تغییرات جدی افسانهها و باورهای مردم مناطق جدیدی که مسیحی میشدن(حالا چه اجباری و با گرفتن سرزمینشون بوده چه خودشون مسیحی میشدن) معروفترین روایتهای تغییر افسانهها و مناسبتها هم معمولاً مال همین سلتیکها، مردمان اسکاندیناوی و اون جزیرهٔ لعنتیه که امروز بهش میگن بریتانیا
با اختلاف مهمترین این تغییرها هم کریسمسه که دیگه رسماً بهعنوان جشن مسیحی شناخته میشه😂
برو درستو بخون انقدر نگو کاش یک هابیت بودم در شایر
تو اگه تو شایر هم بودی یکی از هابیتهایی میشدی که باید تا موردور میرفت
خبری از بخور بخواب نبود
پاشو کارتو بکن
