🎒 اتاق ضروریات
Open in Telegram
"یه موقعهایی برای پریدن رو به جلو باید یه چیزهایی رو پشت سر جا بذاری" طبقه هفتم برج شمالی هاگوارتز پشت تابلوی بارناباس و غولهای غارنشین برای ورود سه بار باید بگید: من به جایی برای نوشتن از ماجراهای فراموششدهٔ انسانها نیاز دارم
Show moreThe country is not specifiedThe category is not specified
366
Subscribers
-124 hours
-17 days
-130 days
Posts Archive
Repost from [مـاجـآن ]
«اَللَّهُمَّ لاَ تُعْيِنِي فِي طَلَبِ مَا لاَ تُقَدِّرُ لِي
وَ مَا قَدَّرْتَهُ عَلَيَّ فَاجْعَلْهُ مُيَسَّراً سَهْلاً»
"خدایا مرا در طلب چیزی که قسمتم نیست خسته و درمانده نکن و چیزی را که قسمتم هست آسان نصیبم گردان."
از مناجاتهای حضرت زهرا-س
دنیا واقعا جای عجیبیه و من مدام فکر میکنم اینا کوفیه فلسطینی از کجا میارن؟:))) مثلا از آمازون؟
امروز یه یادداشت ترسناکی میخوندم در توضیح یکی از بخشهای کنفرانس بزرگی که فردا و پسفردا تو آلمان برگزار میشه
بزرگترین شرکتهای حوزه زیرساخت زنجیره تامین توش شرکت میکنن و علاوه بر اونها خیلی از شرکتهایی که از این زیرساختها استفاده میکنن و غیرمستقیم دارن آیندهی دنیای ارتباطات رو شکل میدن.
مثلا شما فرض کن از BMW و VOLVO ی خودرو ساز تا NXP که تراشه میزنه تا Lucana که ماهواره مخابراتی میسازه و حتی مایکروسافت
یک بخش ترسناکی از قضیه که همهی این شرکتها رو کنار هم جمع میکنه مفهومیه به اسم RAIN که مخفف عبارتیه که ترجمهش میشه شناسایی مبتنی بر امواج رادیویی
حالا این کجاش ترسناکه؟ اونجاش که تو بخش توسعه محصول و همکاری اپلیکیشنهای تلفن همراه میگه نیاز سمت شرکتهای تجاری چیه وقتی میاد دنبال محصولات ما تو این حوزه؟:) میخواد از گوشی طرف تو هر منطقه یا محوطه یا اتاقی که هست بفهمه کیا محصول من رو دارن و کیا دارن کِیها استفاده میکنن و چقدر طولانی و ...
سرعت جهان در حرکت به سمت تگهای پوشیدنی، بافتنی و integrated داخل خود محصول در حین ساخت انقدر عجیب داره بالا میره که وحشتناکه:)
اینجور زیر نظر تمام شرکتهای بزرگ فناوری جهان بودن وحشتناکه
اون خداعه که از نظارت ۲۴/۷ش ککمون نمیگزه چون فک میکنیم تهش باهامون راه میاد
اینا دهنمون رو سرویس میکنن:) تو یه جهان بزرگ که هر تگ رو یه محصول از لباس تا دارو تا ماشین، هر گوشی متصل به نت به بلوتوث به یک شبکه رادیویی، هر کارت خوان، هر گیت ورود و خروج، هر پورت اتصال به اینترنت، یک نود از یک شبکه بزرگتره شما آب نمیخوری مگه کسی بدونه چقدر چرا و چجوری
لخت زندگی میکنیم لخت
و جالبه، اسم ارائه چی بود؟
همه چیز با چهارتا سیممسی شروع شد =)))
که اشاره داشت به آنتنها
Repost from با خودم هستم
دلایل بسیاری وجود دارد تا به من انگیزهی حرکت دهد، اما این دلایل چون قلابی هستند که به ده الی پانزده سال بعد پرت میشوند. الان، دلیلی برای همین حالا میخواهم. مغز من چرا نمیفهمد که برای اهداف بلند مدت الان هم باید زنده ماند..؟!
همه چیز با رشتهفلزهای مس و تنگستن آغاز و با مشتی دوده دگرگون شد
چه جهان ساده و ارزانی
چه زمین قدرتمند و ترسناکیاگه این همه پولی که تو شکم اسنپ و تپسی ریختم رو طلا خریده بودم الان میتونستم بفروشم ماشین بخرم
لکن عزیزان مث آدم درس بخونید و تاپ ترین جایی که میتونید قبول شید
من اگر برگردم به دو سال پیش هیچ وقت هیچ کدوم از اون مسئولیت های اضافی رو قبول نمیکنم و میشینم فقط جدی درس و شغل خودمو میچسبم
مملکت داره پول مفت نفت میریزه پای ما "درس" بخونیم و به دردش بخوریم و دردی ازش حل کنیم
پس اگر میخواید درس بخونید واقعا بخونید جدی بخونید بدون کم و کاست بخونید
اگر قراره تو غیر درس راهی رو پیش بگیرید همون رو بچسبید و تا تهش برا بهترینش تلاش کنید
"باید پیشش چهارتا کار دیگه هم یاد بگیریم" رو یا بذارید برا تابستوناش یا قبلش
ده تا چیز موازی نهایتا ده تا چیز ضعیفه
نمیدونم از اساتید کارشناسی متشکر باشم که دهان ما رو سرویس کردن و مطالب اضافی گفتن یا از اساتید ارشد که قراره تکراری بخونیم کارمون سبک باشه
🎃درس بعدی که میگیریم اینه که خواجه نصیر دانشجو دختر زیاد داره
ما عادت نداشتیم تو کلاس بیشتر از ۳ ۴ تا دختر باشیم
اینجا چه خبره
