en
Feedback
کاتب دکّان می‌فروش

کاتب دکّان می‌فروش

Open in Telegram

منی که نام شراب از کتاب می‌شستم زمانه کاتب دکّان می‌فروشم کرد ••• https://t.me/HarfChatBot?start=KatebDokan

Show more
The country is not specifiedThe category is not specified
223
Subscribers
No data24 hours
+27 days
+230 days
Posts Archive
یارم به یک لا پیرهن.
یارم به یک لا پیرهن.

«إلیٰ اللقاء»

دیدی بدبخت شدیم؟

تموم شد.

بگذارید تصور بکنیم این خواب است.

لایوم کیومک یااباعبدالله...

پس مى‌خوانى بعد از اين به دعاى حسين عليه السلام و اين آخرین دعاى آن حضرت است در روزى كه بسيار شده بود دشمنان او يعنی روز عاشورا:
اللَّهُمَّ أَنْتَ مُتَعَالِي الْمَكَانِ عَظِيمُ الْجَبَرُوتِ شَدِيدُ الْمِحَالِ غَنِيٌّ عَنِ الْخَلاَئِقِ عَرِيضُ الْكِبْرِيَاءِ ای خدای بلند مقام با جلال و جبروت محکم تدبیر بی‌نیاز از خلق که ملک کبریایی او پهناور قَادِرٌ عَلَى مَا تَشَاءُ قَرِيبُ الرَّحْمَةِ صَادِقُ الْوَعْدِ سَابِغُ النِّعْمَةِ حَسَنُ الْبَلاَءِ و قدرتت به هر چیز شامل و رحمتت به همه نزدیک وعده‌ات صدق و حقیقت نعمتت فراوان امتحانت نیکو قَرِيبٌ إِذَا دُعِيتَ مُحِيطٌ بِمَا خَلَقْتَ قَابِلُ التَّوْبَةِ لِمَنْ تَابَ إِلَيْكَ هر کس تو را بخواند به او نزدیک خواهی بود و هر که به درگاهت توبه کند می‌پذیری قَادِرٌ عَلَى مَا أَرَدْتَ وَ مُدْرِكٌ مَا طَلَبْتَ وَ شَكُورٌ إِذَا شُكِرْتَ وَ ذَكُورٌ إِذَا ذُكِرْتَ هر چه بخواهی توانی کرد هر چه طلبی بیابی به شکرگزاران پاداش می‌دهی و هر که به یاد تو باشد از او یاد می‌کنی أَدْعُوكَ مُحْتَاجاً وَ أَرْغَبُ إِلَيْكَ فَقِيراً وَ أَفْزَعُ إِلَيْكَ خَائِفاً وَ أَبْكِي إِلَيْكَ مَكْرُوباً من ای خدا با فقر و احتیاج تو را می‌خوانم و از بینوایی به درگاهت با شوق می‌آیم و با خوف و هراس به درگاهت می‌نالم و از رنج و آلام عالم می‌گریم وَ أَسْتَعِينُ بِكَ ضَعِيفاً وَ أَتَوَكَّلُ عَلَيْكَ كَافِياً و از تو بر ضعف و ناتوانیم مدد می‌طلبم و برای کفایت امورم بر تو توکّل می‌کنم احْكُمْ بَيْنَنَا وَ بَيْنَ قَوْمِنَا (بِالْحَقِّ) فَإِنَّهُمْ غَرُّونَا وَ خَدَعُونَا وَ خَذَلُونَا وَ غَدَرُوا بِنَا وَ قَتَلُونَا پس خدایا تو میان ما و قوم ما به حق حکم فرما که ایشان ما را فریفتند و با ما نیرنگ زدند و دست از یاری ما کشیدند و با ما بی‌وفایی کرده و ما را کشتند وَ نَحْنُ عِتْرَةُ نَبِيِّكَ وَ وَلَدُ (وُلْدُ) حَبِيبِكَ مُحَمَّدِ بْنِ عَبْدِ اللَّهِ الَّذِي اصْطَفَيْتَهُ بِالرِّسَالَةِ وَ ائْتَمَنْتَهُ عَلَى وَحْيِكَ با اینکه ما عترت پیامبر تو بودیم و فرزندان حبیب تو محمّد بن عبد اللّه که تو او را به رسالت برگزیدی و بر وحی خود امین قرار دادی فَاجْعَلْ لَنَا مِنْ أَمْرِنَا فَرَجاً وَ مَخْرَجاً بِرَحْمَتِكَ يَا أَرْحَمَ الرَّاحِمِينَ ای خدا پس در امور ما گشایش و آسایش عطا فرما به حقّ رحمت بی‌پایانت ای مهربانترین مهربانان عالم. -مفاتیح‌الجنان، اعمال روز سوم شعبان.

از کنارت نمیتوانم رفت غربت از حد چو بگذرد وطن است جگرم پاره‌پاره شد آخر دیدی آخر حسین هم حسن است؟ آن‌که رفت از برم جوانم بود این‌که برگشته است بخت من است

دیدی ای دل که غم عشق دگربار چه کرد؟ چون بشد دلبر و با یار وفادار چه کرد
+1
دیدی ای دل که غم عشق دگربار چه کرد؟ چون بشد دلبر و با یار وفادار چه کرد

اصلا که گفته بود درآری ز من دمار؟

و گفتی که على را در اسلام م‍نزلت كجا بوده است‌ و چه رونق داشته است‌؟ روزِ اوّل كه سيّدِ انبيا (ص) از مادر و پدر بماند، آن نه پدرِ على بود كه او را با پناه گرفت و تربيت كرد، و به روزِ دعوت، شرّ قريش از وى كفايت كرد، و او را به نفس و جان و مال نصرت كرد؟ اين همه بوطالب كرد، او نه پدرِ على بود؟ و نه فاطمۀ اسد كرد كه مادرِ على بود؟ و روزِ نكاحِ خديجه، خطبۀ رسول نه بوطالب خواند كه «الحمد للّٰه‌الّذي جعلنا من نسل إبراهيم و من ذرّيّة إسماعيل‌»؟ بوطالب حمد خداى مى‌كرد و حمدْ موقوف است بر معرفت. آن‌گه روز اوّل كه محمّد در حضورِ همۀ بنی‌هاشم و قريش برخاست و گفت: «يا بني هاشم، يا بني عبدالمطَّلب، أدعوكم إلى كلمتين خفيفتين على اللّسان، ثقيلتين في الميزان (إلى آخره)» اوّل كسى كه برخاست و قبول كرد از آن چهل‌گانه نه على بود؟ و سبقت در اسلام نه على را بود؟ و بعد از آن چون رسول الله از مكّه هجرت كرد به مدينه، آن كس كه بر جايگاهِ او بخفت نه علىّ مرتضى بود كه نفس بذل كرد و جان فدا كرد مصطفى را؟ روز بدر، تا به سى‌و‌پنج نفس همه را نه على كشت‌؟ روز خندق، شرّ عمرو عبدودّ از مسلمانان نه على كفايت كرد؟ و آن هيبتِ اندر دل‌ها نه او زايل گردانيد؟ و این آیت آمد که وَكَفَى اللَّهُ الْمُؤْمِنِينَ الْقِتَالَ (و خدا رنج و تعب قتال و جنگ را از مؤمنان برداشت) [و نه اینکه لَضَرْبَةُ عَلِیِّ لِعَمْرٍو یَوْمَ الْخَنْدَقِ تَعْدِلُ عِبَادَةَ الثَّقَلَیْن‏؟] علی چهار فضیلت داشت که خاص او بود. اولین از عرب و عجم بود که با رسول الله نماز گزاشت و صاحب لوای او در هر جنگی بود و او بود که در روز مِهراس یعنی احد در کنار نبی ماند، آن‌گاه که دیگران گریختند و تنها او بود که اجازت داشت تا در قبر نبی داخل شود. اما در احد، در آن روز که دندان رسول بشکست، لوا و رایت کافران به دست طلحة بن‌ابی‌طلحه بود که به تیغ علی کشته آمد و صؤاب بندهٔ قوم که رایت بستد، م به تیغ علی کشته آمد. و مبارزان مکه آن روز چند کس به تیغ علی هلاک شدند. و جبرائیل علی را گفت که لا فتی الا علی لا سیف الا ذوالفقار. و در روز فتح خیبر که بزرگان بی‌فتح بازگشتند، سید عالمیان در حق علی گفت که أُعْطِيَنَّ الرَّايَةَ غَداً رَجُلًا يُحِبُّ اللهَ وَ رَسُولَهُ، (وَ يُحِبُّهُ اللهُ وَ رَسُولُهُ) یَفْتَحَ اللهُ عَلَى‏ یدیه، لیس بفَرَّار. و عنتر را نه علی کشت به‌تنها؟ و روز حُنین و در فتح مکه علی که بود و کجا بود؟ و چون بام کعبه از اصنام پاک می‌بایست کردن، آن نه علی بود که قدم بر کتف نبوت نهاد و بتان را از بام کعبه بینداخت؟ چون درهای سراهای در مسجد برآوردند، نمی‌دانی درِ که بود که در مسجد رها کردند تا عباس عبدالمطّلب -رضی الله عنه- یش رسول آمد و گفت: «یا رسول الله، سددتَ باب عمّک و فتحتَ بابَ ابن‌عمّک! فقال رسول الله -صلی الله علیه و آله: "والله ما سددتُ أبوابکم و لا فتحتُ بابه، ولکنّ الله قد سدَّ أبوابکم و فتح بابه"». گشایش از در دیگر مجو به غیر علی/ که باب غیر علی را به گِل برآوردند و چون همهٔ صحابه و اهل بیت به خواستن فاطمهٔ زهرا آمدند، نمی‌دانی که نکاح فاطمه در بهشت با که بستند؟ والعادیات و هل أتی نه در حقّ جهاد و نفقهٔ علی آمد؟ سید الشهدا عمّ که بود؟ و سیدة النساء زن که بود؟ برادرِ که بود که از سر نیزه‌های کفار با بال‌های مرصع به آسمان پرید؟ نان و نفس و تیغ و انگشتری و جان از میان همه که بود که بذل کرد؟ منزلت روز غدیر که را بود؟ خبر منزلت و تقریر اخوت به نظر باید کرد تا در حقّ که بود؟ مطعم طعام و سابق اسلام اندیشه باید کرد تا چه شخص بود؟ این و صد چندین که به شرح همه کتاب مطوّل شود در حق امیرالمؤنین علی ع بود.او ضاربْ بالسیفین باشد، طاعنْ بالرّمحین باشد، المصلی لقبلتین باشد، و لم یشرک بالله طرفة عین باشد، هرگز بت را سجده ناکرده، خمرناخورده، دروغ ناگفته، برائت به مکه برده، سرِ سران از تن‌ها جدا کرده، اولین گواهی بر صحت رسالت، ولی خدا و وصی مصطفی و آن نبود الا مرتضی علی. دین را کمال ازو بود و اسلام رونق ازو یافت. کتاب النقض، بخش ۲، ص ۱۸۰، با اندکی تغییر |روزگارآلود|

Repost from N/a
ما خدامون بزرگه.

سین می‌گفت چرخ نظام هستی بر محور زحمت و تلاش و پشت‌کار می‌چرخد، نه معجزه‌ی بی‌حساب و کتاب. طبق حساب و کتاب، من اوضاع خوبی ندارم. و حالا، در دل تاریکی، ته چاهی که با دست‌های خودم کنده‌ام، نشسته‌ام و خیره‌ام به دهانه‌ی چاه. به امید معجزه‌ای. طنابی که بیندازی و بیرونم بکشی. بی حساب و کتاب. "طمعا فی رأفتک".

هرچه هست از قامت ناساز بی‌اندام ماست ورنه تشریف تو بر بالای کس کوتاه نیست

بنده‌ی پیر خراباتم که لطفش دائم است ورنه لطف شیخ و زاهد گاه هست و گاه نیست