en
Feedback
Coconut diaries

Coconut diaries

Open in Telegram

جایی برای گفتن حرفایی که شنونده خاصی ندارن! https://t.me/HarfChatBot?start=9ad896d132fa

Show more
The country is not specifiedThe category is not specified
240
Subscribers
No data24 hours
No data7 days
No data30 days
Posts Archive
دم خروس یاسمن سیاری هم بدجور زد بیرون! کارافرین برتر سابق، پرستوی جیره‌خور فعلی!

نمی‌دونم با این همه خشمی که دارم باید چیکار کنم.

فکر اقتصادیم اینجوریه که پولی رو که باهاش رژ نخریدم که خرج نشه رو خرج یه کاسه مینی کروسان و توت‌فرنگی و کرم پسته کردم.

تهران سوت و کوره… خبری از ترافیک و غوغای همیشگی نیست. از نبود ترافیک خوشحالم ولی دلم از خلوت بودنش می‌گیره. هوا امروز قشنگ و بهاری بود. باد خنک و بارون ناگهانیِ بهاری داشت… توی مسیر برگشت به خونه دلم برای مدرس شمال توی این هوا رفته بود ولی ساعت به ۹ نزدیک شده بود و نمی‌خواستم به جماعت توی خیابون بربخورم، این هم روی تمام چیزهایی که از ما گرفتید.

پدرم خیلی دراماتیکه؛ امشب داشت درمورد مرگ یکی از فامیلامون صحبت می‌کرد، گفت دخترشو که دیدم گریه می‌کرد براش به این فکر کردم که پردیس هم در آینده ازدواج می‌کنه از پیشمون می‌ره:)))))) یعنی مرگ و ازدواجم یکسان بود براش:)))

این گربه‌خر پارکینگمون آخرش یه روز منو گولم می‌زنه به سرپرستی می‌گیرمش!

الان همینو اسکرین شات می‌گیرن برای سازمان حقوق بشر با عنوان رضایت شهروندان ایرانی از اینترنت می‌فرستن.

دسترسی به تلگرام با نت ملی به مراتب از دسترسی به بله راحت‌تره.

نمونه تصمیماتی که برای زندگیم می‌گیرم اینه که الان سه جفت کفش صورتی دارم و هیچ کفش سفید ساده‌ای ندارم. این کوچیک‌ترینشه.

من فکر می‌کردم دیگه همه به این واقفیم که هرکسی احترامش دست خودشه ولی خب گویا هنوز خیلی کار داریم.

چون که غرض رفتن است نه رسیدن!
چون که غرض رفتن است نه رسیدن!

از حال این روزها بخوام بگم: یادم رفته ثبات داشتن چه شکلی بود. از فردا خبر ندارم و انقدری جا به جا شدم که خونه‌ام رو گم کردم و دوست ندارم بهش برگردم.

آدما باهات یه جوری رفتار می‌کنن که انگار قلب نداری.

Repost from شغاف؛
«تو ز ما فارغ و ما از تو پریشان تا چند؟» - سعدی. #یادخنجراست

باید با آدم‌های موردعلاقه‌امون زمان کانفیگ خریدنمون رو هماهنگ کنیم حداقل.

نمیتونم به آدمای اطرافم توضیح بدم که من سطحی از دوپامین رو توی بدنم داشتم که احساس میکنم دیگه هیچ چیزی من رو به اون حد نمیرسونه که خوشحال شم و دوست دارم بابت این موضوع گریه کنم.

نت بلاکس بنظرم بهتره بنویسه قطعی ابدی اینترنت در ایران و همه رو راحت کنه! چی چی می‌شماری دلت خوشه!

دیدن دوستات توی لباس عروس هم حس عجیب و بامزه‌ایه، هم ذوق دارم و هم برام عجیب غریبه که به سنی رسیدم که دوستام ازدواج می‌کنن:)))

حسرت من ولی روابطی بودن که من نقشی توی خراب شدنشون نداشتم ولی شاید به قدر کافی برای درست کردنشون هم نتونستم تلاش کنم.

توی دنیایی که همه از فاصله گرفتن از آدمای سمی می‌گن و با هر رفتار کوچیکی به بقیه برچسب سمی بودن می‌زنن، من اونی‌ام که می‌گه روابطتون رو انقدر آسون از دست ندید، چندسال بعد که با یه عکس قدیمی برای روابط از دست رفته حسرت می‌خورید متوجه می‌شید چیکار کردید.