en
Feedback
Coconut diaries

Coconut diaries

Open in Telegram

جایی برای گفتن حرفایی که شنونده خاصی ندارن! https://t.me/HarfChatBot?start=9ad896d132fa

Show more
The country is not specifiedThe category is not specified
240
Subscribers
No data24 hours
No data7 days
No data30 days
Posts Archive
تو دوران دانشگاهم هم کرونا دیدم، هم داستان مهسا امینی پیش اومد، هم رییس جمهور کشته شد، دوبار جنگ شد، انقلابم داره میشه و هنوز درسم تموم نشده!

بابا شما اخه در حد بالا کشیده زیپ شلوارتون عرضه ندارید، بعد کشورداری می‌خواید کنید؟

زیپ باز شلوار آقای عراقچی در طی مذاکره رو دیدید؟ هیچی دیگه بازم برگشتیم به سرافکندگی در مجامع بین‌المللی!

قرار بود که یه مقاله برای یه کنگره حاضر کنم، انقدر همه‌چیز و خودم بگا رفتیم که کلا کنارش گذاشتم ولی همچنان هرروز استرس و عذاب‌وجدانش همراهمه. بگید که شماها هم به زندگی نرمالتون نمی‌رسید…

دلم برای زندگی عادی تنگ شده.

حالا ما بافرهنگ هستیم ولی جهان هم هنوز با خودشیرینی ایرانی آشنا نشده کامل:)))))))

کاش می‌تونستم درموردش بنویسم ولی در توانم نیست.

امروز ترسم بزرگ‌تر از همه‌چیزه.

امشب یه حس جنگ خاصی دارم. ولی خب بخوابید اشتباه میکنم.

کاش می‌شد این قسمت تاریخ رو چندماه بزنم جلوتر ببینم چی می‌شه.

من دیگه پیرم مدرکمو بدین برم بابا! اووه کی پایان نامه بنویسه کی کارورزی بره!

حالا ترم قبلی که اون همه استرس داشتم و از قبل سیستم آماده کرده بودم و نشسته بودم ثانیه‌شماری می‌کردم که واحدای خوبو بردارم، هول شدم یه گروه مزخرف اشتباهی برداشتم و وقتی فهمیدم گروه خوبه پر شده بود!

به تخمم‌ترین انتخاب‌واحد کل دوران تحصیلم رو انجام دادم.

سرعت تخمه شکوندنم با میزان استرسم رابطه مستقیم داره.

«تو چنان زی که بمیری برهی نه چونان چون تو بمیری برهند»

خر بی‌زبونو چرا رنگ کردی بردی ۲۲ بهمن آخه بی‌پدر؟

من دقت کردم، آدم‌هایی که نمی‌تونن ارتباط خوبی با حیوانات برقرار کنن و نسبت بهشون بی‌رحمن توی جنبه‌های دیگه هم ظالم و پدرسوخته‌ان.

یه کانال موزیک برای خودم زدم که چیزایی که دوست دارم روزانه گوش بدم رو اونجا بذارم، به ذهنم رسید لینکش رو اینجا بذارم تا شما هم گوش بدین ولی می‌دونم که اگر این کارو کنم بعدش دچار خودسانسوری می‌شم پس نه.

نوشته بود بگو «هیچوقت برنگشت» بدون اینکه مستقیم اشاره کنی: -او بسیار مرور شد، اما تکرار نه! -من نمی‌دانستم معنی هرگز را… -انگورهایی که خریده بودم با هم بخوریم، شراب شدن! -سپهر بابا کجایی؟

از اونایی که یهو می‌شنوی و می‌گیرتت!