Coconut diaries
Open in Telegram
جایی برای گفتن حرفایی که شنونده خاصی ندارن! https://t.me/HarfChatBot?start=9ad896d132fa
Show moreThe country is not specifiedThe category is not specified
240
Subscribers
No data24 hours
No data7 days
No data30 days
Posts Archive
بدنم داره هر هفته یه آپدیت جدید میده. این هفته با سرماخوردگی و رفلاکس معده در خدمتم بود.
بعد از اینکه کلی تمرین کردم با خودم مهربونتر باشم متوجه شدم که جامعه آدم مهرطلبی که همیشه خواستههای دیگران رو به خواسته خودش الویت میده بیشتر دوست داره. در واقع باید بین اینکه بقیه رو راضی نگه داری یا خودت، انتخاب کنی.
بیست و چندسالگی اینجوریه که فکر میکنی میبینی فلان اشتباه رو مرتکب شدی، و بعد با خودت میگی فدای سرم. جوانم و جاهل، تجربه بود.
جلسه قبلی تراپیم درمورد عدم توانایی مرز گذاریم بود، جلسه بعدی درمورد این خواهد بود که وقتی همه تمام توانشون رو بکار میگیرن که مرزهامو جر بدن چه کاری از دستم ساختهاست؟
اینستاگرام پست لباسای زیبای روسی و خارجی رو میاره تو اکسپلورم که بهم یاداوری کنه یه بیچاره از دنیا دور افتادهام که تو ایران گیر کرده.
وارد اون مرحله از بزرگسالی شدم که هیچکس کاری نداره کجا هستم و میرم ولی جای خاصی هم برای رفتن ندارم!
کانال خوندن مثل خوندن داستان آدمهاست، وقتی که درس میخونن، وقتی زندگی براشون سخته، وقتی از روزای خوبشون مینویسن، وقتی سر کار میرن، وقتی ازدواج میکنن… و طی همه این مدت تو از دور نشستی و فرار و نشیب این داستان رو نگاه میکنی و میخونی… دوست داشتنیه.
درحالی که کل هفته رو ماسک زدم که سرما نخورم، خود بدنم از درون کودتا کرد و داره از پا میندازتم.
