Coconut diaries
الذهاب إلى القناة على Telegram
جایی برای گفتن حرفایی که شنونده خاصی ندارن! دامپزشک پاره وقت، اورثینکر تمام وقت! https://t.me/HarfChatBot?start=9ad896d132fa
إظهار المزيدلم يتم تحديد البلدالفئة غير محددة
261
المشتركون
-124 ساعات
-37 أيام
+830 أيام
أرشيف المشاركات
ف رو برده بودم جاهایی که موردعلاقههای خودمان، نمیدونم حقیقتا به اون خوش گذشت یا نه، ولی بعدش دقت کردم دیدم احتمالا خیلی جاهای زیباتر و شیکتری هم توی این شهر هست، از اون جاهایی که همه برای عکس گرفتن میرن یا جاهای معروفی که زرق و برق زیادی دارن. بعد دیدم من نمیخوام مشتری اون کافهای یا رستورانی باشم که همه میشناسن، میخوام اون جاهای گرم و غیرمعروفتری رو پیدا کنم که هرکسی نمیشناسه. اون جاهایی که ویترشون روزی هزارتا آدم مختلف رو نمیبینه، و منو بعنوان مشتری همیشگی میشناسه!
بعدش اومدم خونه و کرکره پلی کردم، آنیتا داشت میگفت:« دوست ندارم همه رو جاهای موردعلاقهام ببرم چون ممکنه اونا از اونجا مثل من خوششون نیاد و بعد حس اینو داشته باشم که تجربه خوبِ من خراب شده از اونجا! ترجیح میدم خودم برم که ذوقم کور نشه بابتش!»
بعد دیدم شاید درست میگه، اینکه من یه جایی حس خوب و خاطرات خوب دارم دلیل نمیشه که بقیه هم از اونجا خوششون بیاد.
سوالم اینه که چرا همه روانشناسا فقط از طرز برخورد با پارتنر اجتنابی میگن؟ چرا یکی از طرز برخورد درست با پارتنر اضطرابی حرف نمیزنه؟ همیشه اضطرابیا دنبال راه حل هستن؟
Repost from خرده جنایت های یک دانشجو
این مدت اخیر، تنها بازوهایی که من رو در بر گرفتن، بازوهای رسمی پیام رسان بله بودن.
از کل پرسنل جهان، پرسنل لیتل ایتالی رو میپسندم. معیارشون برای استخدام هرچی بوده درست بوده.
عکسای اینجا هم همش شده قهوه و شیرینی! دیگه دوست ندارم باز همینو بذارم. تو مدیای کانال انگار فودبلاگرم درحالی که فقط بنده شکمم.
Repost from خرده جنایت های یک دانشجو
از نظر هیجانی، نیاز به دریافت پیام از کسی که انتظارش رو ندارم دارم. یا کلا نیاز دارم به دریافت پیامی که انتظارش رو ندارم.
چرا پست گذاشتن توی تلگرام انقدر راحت و دلنشینه ولی توی اینستاگرام استرس و عذاب داره؟ چون اونجا منو میشناسن؟
یافته هفتم با تاخیر زیاد:
قبل از اینکه خبرای خوب رو به بقیه بدی اول ازشون بپرس حدسشون چیه، میفهمی چی از نظرشون بهترین خبره!
بهش میگم یه خبر خوب دارم، حدس بزن چیه؟
میگه: اومدی شمال؟
خبر خوبم که این نبود، ولی اینکه رفتنت برای یکی خبر خوبی باشه، دوست داشتنیه.
من قانون قاعده دین رو نمیفهمم، اگه من خدا بودم بنظرم مردا باید لباس بلندتر میپوشیدن نه خانما.
هی میام یه چیزی بگم بعد اینجوری میشم که اصلا چه اهمیتی داره؟ who cares؟ این چرت و پرتا چیه میگی؟ بعد پاک میکنم میرم به زندگیم میرسم.
