Coconut diaries
Open in Telegram
جایی برای گفتن حرفایی که شنونده خاصی ندارن! https://t.me/HarfChatBot?start=9ad896d132fa
Show moreThe country is not specifiedThe category is not specified
240
Subscribers
No data24 hours
No data7 days
No data30 days
Posts Archive
دوستم داشت میگفت اگه پنجشنبه که طلا میخواستی میرفتی میخریدی، الان چند تومن روش اومده بود!
گفتم حالا اون یکی دو گرم رو هم فرضا من خریده بودم، با بقیه زندگیم که هرروز بیشتر داره بگا میره چیکار کنم؟
خیالپردازی خیلی شگفتانگیزه، من میتونم یک زن نیویورکی ثروتمند باشم که دارم همراه سگم چتر به دست زیر بارون به سمت خونهام توی brownstone قدم میزنم و قهوه داغمو مینوشم، توی خونه یه درخت کریسمس با نورهای کوچیک زرد و پاپیونهای قرمز در انتظارمه و چوبهای شومینه توی آتیش جلز ولز کنان میسوزن…
درحالی که خودم در ایرانم، توی ماشین چای و کروسان آمادهمو میخورم و پلی لیست موزیکهای آمریکای لاتین که حتی یک کلمهاش رو هم نمیفهمم پلی کردم و از سرما میلرزم تا کلاس بعدیم شروع بشه!
داشت میگفت بعضیوقتا با خودم فکر میکنم که کاش بیشتر جوونی میکردم، اون جاهایی که بهم میگفتن بیا و میگفتم نمیام کار دارم رو میرفتم! وقتی دوستام داشتن با هم سیگار میکشیدن, نمیگفتم من نمیکشم! همون یه نخ رو تا وقتی هیجانش بود میکشیدم و کنارشون لذت میبردم!
راست میگفت. هرچیزی تا یه زمانی هیجان و شوقش هست، این روزایی که کلههامون هنوز بوی قرمهسبزی میده رو نباید راحت از دست بدیم!
استادهای همسن و سال خودمون رو خیلی دوست دارم، توی کلاسشون خبری از فضای سرد و خشک نیست، بیشتر انگار یکی از دوستات داره برات درس رو توضیح میده و اون وسطا یه گپی هم میزنین!
Repost from من چراغها را روشن میکنم.
به نظرم توی دنیای امروز، هر وقت خواستی برای کسی ایثار و ازخودگذشتگی کنی، باید قبلش از خودت بپرسی که آیا اگر اون جای من بود، این کار رو برام انجام میداد یا نه؟! بعد از جواب دادن به این سوال، احتمال گرفتن تصمیمی که بعدش پشیمون بشی، کمتره.
«بعضى وقتها دلم ميخواهد ناپديد شوم؛
با درختها يكى شوم، با رودخانهها، با ستارهها... مىخواستم جايى باشم كه هيچكس از آدمهايى كه مىشناسم، چيزى از آن ندانند.»
مستند “ترانه علیدوستی” ساخته پگاه آهنگرانی رو دیدم و واقعا متحول شدم. چقدر این زن شجاع و تاثیرگذاره، چقدر فوقالعادهاست، چقدر جامعه ما همچین زنهایی رو کم داره.
Repost from N/a
بعضی روزها بزرگترین قدمی که میتونی برداری اینه که فقط تصمیم بگیری ادامه بدی، حتی اگه اون روز هیچ اتفاق خاصی نیفته، همین که تسلیم نشی و ادامه بدی یعنی تو برندهای!
داشتم فکر میکردم که احتمالا آقای اندی آهنگ “ای خدا ای آسمون عیده میرم به خونهمون” رو از روی این آهنگ نوشته:)))))
۳ دی،
به این فکر میکردم که شاید آدمهای امنی که از زندگی میخواستم رو پیدا کردم، همین آدمهایی که تعدادشون از انگشتهای دست هم کمتره، ولی تا بینهایت امناند.
از اونجایی که من تصمیمگیرنده خوبی نیستم، و از اونجایی که تعدادی ممبر عاقل و بالغ دارم، ای کاش میشد کل تصمیمات زندگیمو بریزم همین وسط با رای گیری کارو دربیاریم.
