en
Feedback
Coconut diaries

Coconut diaries

Open in Telegram

جایی برای گفتن حرفایی که شنونده خاصی ندارن! https://t.me/HarfChatBot?start=9ad896d132fa

Show more
The country is not specifiedThe category is not specified
240
Subscribers
No data24 hours
No data7 days
No data30 days
Posts Archive
زندگی رو اونی برد که دستگاه گوارشش عصبی نیست.

دیدار با یاسمن عزیزم درست مثل حس و حال کانالش گرم و لطیف و دوست داشتنی بود✨
دیدار با یاسمن عزیزم درست مثل حس و حال کانالش گرم و لطیف و دوست داشتنی بود✨

کانال‌نویسی یکی از بهترین وقایع زندگیم بود. شاید بهترین تصمیمم. هر بار که با اعضای اینجا معاشرت میکنم افقِ دیدم وسیع تر میشه.
+1
کانال‌نویسی یکی از بهترین وقایع زندگیم بود. شاید بهترین تصمیمم. هر بار که با اعضای اینجا معاشرت میکنم افقِ دیدم وسیع تر میشه. امکان هایی از طریق کانال نویسی برام فراهم شد که احتمالا در بستر دنیای واقعی شدنی نبود. • با پردیس🫂

درود بر مخترع مسکن، درود بر کاشف اپیوئیدها. وگرنه این کله دردناک دیگه برای من کله نمی‌شد.

یک کتابی رو شروع کردم که انشالله که زرد نیست ولی من رو خیلی درگیر کرده:))) زرد هم باشه ادامه می‌دم.

مشکلاتمون از اونجا شروع می‌شن که ناخوداگاه غمِ آشنا رو به شادیِ نا‌آشنا ترجیح می‌دیم.

امسال تابستون هم قرار نیست صندل موردعلاقه‌مو پیدا کنم؟

آخرای ماه همیشه ناگهانی یه مبلغی میاد به حسابم و شاد می‌شم ولی یهو یادم می‌افته تایم اجاره‌خونه‌است و همخونه سهم اجاره‌اشو زده برام:))))

این شهر همیشه خاطرات خوبی برام ساخته. تی او ناز چشمان قوربان! ساری، اردیبهشت ۰۵
+3
این شهر همیشه خاطرات خوبی برام ساخته. تی او ناز چشمان قوربان! ساری، اردیبهشت ۰۵

این رو احتمالا کسی درک نکنه، ولی هیچی به اندازه تو ماشین بودن با خانواده و ترکیب آهنگ‌های پاپ مسخره شاد مجاز و بحث‌های بیخود در پشت صحنه روانمو به باد نمی‌ده! حداقل خاموش کن اون موزیکو!

دیوار برلین هم فرو ریخت ولی این دیواره رحم پدسگ فرو نمی‌ریزه که نمی‌ریزه.

نمی‌دونم انگار حالم انقدر امروز بد بود که خرید هم ذوقی در من ایجاد نکرد!

برای ذره‌ای امید، زندگی را زیر و رو کردن.
برای ذره‌ای امید، زندگی را زیر و رو کردن.

ترم رو به پایانه و من هنوز برنامه کلاس‌ها رو یاد نگرفتم، هرروز دارم جا می‌مونم از کلاس.

اوضاع مملکت انقدر خرابه که رفتم زیر پست بابک زنجانی بد و بیراه بنویسم، بعد ترسیدم پاک کردم. باید شاشید در مملکتی که آزادی دزد از مردم عادی توش بیشتره.

احتمالا امشب از شوق فردا سخت خوابم ببره.

آدم‌ها بهت هیچوقت درست گوش نمی‌دن، مگر اینکه جمله‌اتو نصفه و با گفتن« هیچی ولش کن» ول کنی!

وقتی نیچه گریست داره تموم می‌شه، خوشحالم که می‌تونم بدون عذاب‌وجدان تموم نشدن کتاب قبلی، کتاب جدید بخرم. در اولین فرصت باید یه شهرکتاب پیدا کنم و توی کتاب‌هاش بلولم. شدیدا پذیرای کتاب‌های پیشنهادی شما هستم.

گربه‌های محل متوجه شدن تو خونه ما همیشه براشون خبرهای خوبی هست، هرروز گربه‌های جدیدی میان و انگار که همو خبر کنن، به گوش دوستاشون می‌رسونن که به وقت گشنگی یه سر به این آدرس بزنن! بامزست که هربار در رو باز می‌کنیم با چند جفت چشم مواجه می‌شیم که بهمون زل زدن و غذا می‌خوان!

دلم می‌خواد اسم چنل رو عوض کنم. چی بذارم؟ نمی‌دونم!