Coconut diaries
Kanalga Telegram’da o‘tish
جایی برای گفتن حرفایی که شنونده خاصی ندارن! دامپزشک پاره وقت، اورثینکر تمام وقت! https://t.me/HarfChatBot?start=9ad896d132fa
Ko'proq ko'rsatishMamlakat belgilanmaganToif belgilanmagan
263
Obunachilar
-124 soatlar
Ma'lumot yo'q7 kun
+1030 kun
Postlar arxiv
ببخشید شماها از همکلاسیای دانشگاهتون راضیاین؟ چون من دارم تو این تیمارستان خل میشم.
مکالمه جالبی داشتیم. دم پنجره نشسته بودیم و همزمان که بوی خاک و بارون رو استشمام میکردیم، چای میخوردیم و صحبت میکردیم… برام جالب بود که من هرگز فکر نمیکردم بتونم با کسی به این سن و سال درمورد خوانندههای موردعلاقهام حرف بزنم و سریالی که اخیرا میبینم. دکتر از تولد کودکیش با حضور لیلا فروهر بگه و علاقهاش به جان التون و بانیام، و منم به این فکر کنم که شاید من هم با این علایق به دهه دیگری تعلق داشتم و عبارت «در زمان اشتباه/ مکان اشتباه» کاملا درموردم صدق میکنه!
ناراحتم که امروز نتونستم تو اون هوای فوقالعاده قدم بزنم. تا کارم تموم شد هوا تاریک شده بود و از این بارون فقط کثیف شدن ماشینم بهم رسید. چه میشه کرد؟
امیدوارم فردا هم بارون بباره…
چیزی که امروز بهش برخوردم این بود که خیلی مهمه که مرزهای شما و پارتنرتون یکی باشه، چون خواهناخواه وقتی توی رابطهاید هردوتون باید این مرزها رو با اطرافیانتون، حفظ کنید و مرزگذاری کنید.
حالا فرض کنید پارتنرتون کسی باشه که مرزگذاری نمیکنه و باعث میشه مرزهای شما هم زیرسوال بره و اذیت بشید!
چی میخوندی؟
«آنکس که به دست جام دارد
سلطانی جمع مدام دارد
آبی که خضر حیات از او یافت
در میکده جو که جام دارد
سررشته جان به جام بگذار
کاین رشته از او نظام دارد»
یک لحظه به این فکر کردم که بری تو رابطه با یکی و بعدا صداشو توی دیالوگ باکس بشنوی که برای اکسش آهنگ فرستاده بوده و داستان رمانتیک تعریف کرده:)))))))) وای
