uk
Feedback

Не попадись на ботовода! Telemetrio знаходить і позначає такі канали мітками 👉 Хочеш бачити мітку, оформляй підписку

Coconut diaries

Coconut diaries

Відкрити в Telegram

جایی برای گفتن حرفایی که شنونده خاصی ندارن! دامپزشک پاره وقت، اورثینکر تمام وقت! https://t.me/HarfChatBot?start=9ad896d132fa

Показати більше
Країна не вказанаКатегорія не вказана
262
Підписники
-124 години
Немає даних7 днів
+1030 днів
Архів дописів
چندروز پیش توی فرسکو یه دختر پسره میزبغلی بودن که پیدا بود دیت اولشونه و خیلی خجالتی طور و معذب بودن با هم. دلم هیجان دیت اول خواست.

دفعه آخری که گفتم هیجان می‌خوام خدا کاری کرد سرمابخورم و بله در هیجان برای زنده مانده بودم یک هفته. از اون هیجانا نه خداجون.

خسته شودم دیگه. تنوع می‌خوام. هیجان می‌خوام.

چند روز اخیر انقدر سروتونین کم بهم رسیده که معز طفلکم برای رسیدن بهش التماس می‌کنه خرید کنم حداقل که خوشحال شه! وگرنه من دو سه ماهی بود که خریدهای هیجانی و این شکلی رو کنار گذاشته بودم!

ما یک‌روزی آدم‌های عادی بودیم و زندگی واقعیمون در زندگی مجازی خلاصه نمی‌شد! اینه که وحشتناکه.

قراره چی بشه؟ شغل‌های عادی حذف بشن و به جای معلم و دکتر و کارمند، فقط بلاگر داشته باشیم؟ یا همه باید کنار بلاگری، شغل قبلیشون رو هم ادامه بدن؟

اصلا از این قضیه که انگار کل محور زندگی آدما شده سوشال مدیا و همه‌جا یکی داره با دوربین تولید محتوای اینستاگرام می‌کنه خوشم نمیاد. انگار آدم‌های عادی و زندگی معمولی اقلیت شدن و کل جامعه تبدیل شده به یکسری بلاگر که مدام ایونت دعوت‌ان و همه‌جا دارن ولاگ میگیرن!

امروز بعد از مدت‌ها که تصمیم داشتم برم موزه هنر‌‌های معاصر، بالاخره عزمم رو جزم کردم و رفتم. درجریان نبودم که الان نمایشگاه عکاسی هست اونجا و خب چیز زیادی هم از عکاسی نمی‌دونستم. ولی خیلی از آثاری که اونجا بود انقدر حرف برای گفتن داشتن که من رو بعنوان کسی که آگاهی‌ای از عکاسی نداره، جذب کرد. چندتا از آثاری که خیلی دوستشون داشتم همیناست. عکس اول، تصویری از مارلنه دیتریخ، بازیگر آلمانی. عکس دوم، به اسم مادر کوچک در منطقه فولادسازی، اثر لوییس هاین. لوییس هاین جامعه شناس بوده و سعی داشته توی عکس‌هاش مشکلات اجتماعی و مستندات رو به تصویر دربیاره. توی این عکس تصویری از دختری می‌بینیم که به دلیل فقر و کارگر بودن پدر و مادرش، مجبور بود نقش بزرگسال رو ایفا کنه. عکاس می‌خواسته با این عکس از حقوق کودکان دفاع کنه. عکس سوم، به اسم تابلوی دام، اثر دانیل اسپوئری. ایشون اومده بقایای یک موقعیت متوقف شده مثل بقایای غذا و دستمال و سیگار روی میز رو، دقیقا همون شکلی که بودن، تثبیت کرده. توی توضیحات نوشته بودن:« اسپوئرى در واقع همان كارى رابا اشياء واقعى و سه بعدى انجام مى دهد كه دوربين عكاسى با نور و تصوير مى‌كند: ثبت و منجمد كردن يک لحظه از زمان. او با تثبيتِ اين چيدمان‌هاى تصادفى، ردپاى گذرا و مصرفي زندگى روزمره رابه يک «طبيعت بى‌جان» دائمى تبديل مى كند.» دید ایشون رو خیلی دوست داشتم! در آخر بنظرم بزرگ‌ترین و هنرمندانه‌ترین اثری که اونجا وجود داشت، معماری خاص خود ساختمان موزه بود که نمی‌دونم اگر قرار بود امروز ساخته بشه، چه فاجعه‌ای به جاش ساخته می‌شد!

موزه هنرهای معاصر نمایشگاه «این صورت باقی» آثار عکاسان جهان.
+5
موزه هنرهای معاصر نمایشگاه «این صورت باقی» آثار عکاسان جهان.

از مهر قراره برگردیم دانشگاه و بیمارستان. آخرین سال دانشگاهمه، باورم نمیشه که الان توی اون دانشکده از همه سال‌بالاتر باشم، ولی از خیلی قبل‌تر شوق اینترن شدن رو داشتم… اون روزایی که ف اینترن بود و صبح زود می‌رفت چون قرار صبحونه توی بیمارستان داشتن، دلم می‌خواست زودتر اینترن بشم که به اون رسم صبحونه‌های معروف دسته‌جمعی و ورق بازی‌های پشت حیاط بیمارستان برسم! امیدوارم به ماها هم همونجوری خوش بگذره و امیدوارم دوباره همه‌چیز خراب نشه!

قدرتی خدا هر آنلاین‌شاپی که من ازش خرید می‌کنم میشه فس فسو‌ترین و دیرتحویل‌ترین آنلاین‌شاپ جهان.

گفته بودم یه کلاغ درون دارم که عاشق چیزای زرق و برقیه؟

دستبندی که هدیه گرفتم و عاشقش شدم🎐
+1
دستبندی که هدیه گرفتم و عاشقش شدم🎐

ببخشید شماها از همکلاسیای دانشگاهتون راضی‌این؟ چون من دارم تو این تیمارستان خل میشم.

مکالمه‌ جالبی داشتیم. دم پنجره نشسته بودیم و همزمان که بوی خاک و بارون رو استشمام می‌کردیم، چای‌ می‌خوردیم و صحبت می‌کردیم… برام جالب بود که من هرگز فکر نمی‌کردم بتونم با کسی به این سن و سال درمورد خواننده‌های موردعلاقه‌ام حرف بزنم و سریالی که اخیرا می‌بینم. دکتر از تولد کودکیش با حضور لیلا فروهر بگه و علاقه‌اش به جان التون و بانی‌ام، و منم به این فکر کنم که شاید من هم با این علایق به دهه دیگری تعلق داشتم و عبارت «در زمان اشتباه/ مکان اشتباه» کاملا درموردم صدق می‌کنه!

ناراحتم که امروز نتونستم تو اون هوای فوق‌العاده قدم بزنم. تا کارم تموم شد هوا تاریک شده بود و از این بارون فقط کثیف شدن ماشینم بهم رسید. چه میشه کرد؟ امیدوارم فردا هم بارون بباره…

هوا رو ببییین🌧️
هوا رو ببییین🌧️

اگر جایی خوندین که یک نفر امروز از شوق بارون سکته کرده، اون من بودم.

Відеоповідомлення00:32

پردیس‌جون همچنان درحال شتافتن به سوی ستاره میشیلن💫
پردیس‌جون همچنان درحال شتافتن به سوی ستاره میشیلن💫