Coconut diaries
Open in Telegram
جایی برای گفتن حرفایی که شنونده خاصی ندارن! https://t.me/HarfChatBot?start=9ad896d132fa
Show moreThe country is not specifiedThe category is not specified
240
Subscribers
No data24 hours
No data7 days
No data30 days
Posts Archive
Repost from رفرش
متاسفانه چیزی درون من هست که از بین انجام دادن کارهای مختلف، همیشه هیچ کاری نکردن رو انتخاب میکنه.
یه جایی بین “با هرکی مثل خودش رفتار میکنم” و “شخصیت من مثل اون نیست که اون شکلی رفتار کنم” گیر کردم.
کاش بفهمم چه لذتی در کنجکاوی تو کار کسایی که بهت هیچ ربطی ندارن هست! مثلا فهمیدی کل همسایهها کی میرن کی میان، با کیا رفت و آمد دارن، کی هستن کی نه، حالا میخوای چیکار کنی با این اطلاعات؟ مقاله چاپ کنی ازش؟
گفته بودم دیوانهام و زود از همه بوها زده میشم برای همین عطرای کوچیک مختلف میگیرم و پشت هم استفادشون نمیکنم؟ من رو هم خدا آفریده به هرحال.
عطر جدیدم بوی گل رز میده، انگار همهجا دارم با خودم یه دسته رز حمل میکنم، حس خوبیه.
برگشتم خونه. وقتی داشتم وسایلمو جمع میکردم نشسته بود و به حرکاتم نگاه میکرد، بغض کرده بود، کاش میشد آدمای موردعلاقهمونو مثل جاسوییچی همهجا ببریم. کاش بین قلب و جسم آدما فاصله نمیافتاد.
دیشب داشتیم درمورد این حرف میزدیم که چقدر توی زندگی سیاست داشتن مهمتر از همهچیزه. که چجوری سیاست میتونه یک نفر رو از هیچ به آسمون برسونه. کاش برای سیاست هم کلاس و دوره وجود داشت.
