Coconut diaries
Open in Telegram
جایی برای گفتن حرفایی که شنونده خاصی ندارن! دامپزشک پاره وقت، اورثینکر تمام وقت! https://t.me/HarfChatBot?start=9ad896d132fa
Show moreThe country is not specifiedThe category is not specified
263
Subscribers
-124 hours
No data7 days
+1030 days
Posts Archive
خبر خوب برای من و دوستانم، بالاخره یاد گرفتم در کاپوت چجوری باز میشه🫵🏻
مردها همیشه بخاطر این کلی mansplaining میکردن برام:)))
بچهها هروقت درمورد فیلم و سریالایی که میبینم حرف میزنم، استقبال میکنین، حالا اومدم اینو بگم که بنده فصل دوم white lotus رو تموم کردم و دیشب gilmore girls رو استارت زدم. White lotus بیشتر تم درام و روانشناختی داره ولی فضای سریال که توی یه هتل میگذره خیلی آدمو جذب خودش میکنه، جذابیت بصریش زیاده و من واقعا شیفته طراحی صحنه فصل اول شدم.
Gilmore girls هم تا اینجایی که دیدم جذبم کرده ولی پیشنهادم اینه که اگه دنبال یه سریالی که مودتونو بهتر کنه و شخصیتهاش از نظرتون بامزه باشه و فضای دهه نودی و پاییزی گرمی داشته باشه، میتونید برید سراغش!
گود لاک!
آدمها برای اینکه نشون بدن کسی اشتباه کرده انقدر پیش میرن که خودشون توی اون راه اشتباهات خیلی بدتری مرتکب میشن. این درس امروز بود.
بله عصبانیم، خیلیم عصبانیم. انقدر که برم در خونه همسایهمونو بزنم و تو روش مستقیم فحشش بدم.
نمیدونم شاید یکی داره یه جایی کلاس جاکشی برگزار میکنه وگرنه این رفتارهایی که من از آدما میبینم اصلا طبیعی نیست.
توی سنی هستم که کاملا درک میکنم مامانبزرگا چرا همیشه توی کیفشون آبنبات دارن. چون منم دارم.
کاش یکی بهم بگه که با ضرب و زور نگهداشتن دولینگو صرفا برای اینکه استریکم نپره هیچ فضیلتی توش نیست، ول کنم!
تسلیت گفتن مرگ کسی، همیشه برام با یه خجالت و معذب بودنی همراهه که نمیدونم از کجا میاد.
نقاشیهای کلود مونه همیشه منو توی خودشون غرق میکنن. چقدر رویاگونه و زنده و پر احساسه!
چندروز پیش توی فرسکو یه دختر پسره میزبغلی بودن که پیدا بود دیت اولشونه و خیلی خجالتی طور و معذب بودن با هم. دلم هیجان دیت اول خواست.
دفعه آخری که گفتم هیجان میخوام خدا کاری کرد سرمابخورم و بله در هیجان برای زنده مانده بودم یک هفته. از اون هیجانا نه خداجون.
چند روز اخیر انقدر سروتونین کم بهم رسیده که معز طفلکم برای رسیدن بهش التماس میکنه خرید کنم حداقل که خوشحال شه! وگرنه من دو سه ماهی بود که خریدهای هیجانی و این شکلی رو کنار گذاشته بودم!
ما یکروزی آدمهای عادی بودیم و زندگی واقعیمون در زندگی مجازی خلاصه نمیشد! اینه که وحشتناکه.
