روزنوشتهای یک بازگشته از مادیماک!
Open in Telegram
Show more
The country is not specifiedThe category is not specified
234
Subscribers
No data24 hours
+27 days
+1330 days
Posts Archive
در سکانس شام دستهجمعی توی فیلم آر.اِم.اِن. ساختهی کریستین مونجیو، لابهلای شام و شراب و بحثهای بیخود و بیجهت، پدربزرگ داره برای مهمان تازهواردِ غربی دربارهی عظمت و تاریخ رومانی حرف میزنه. دیالوگ بهیادماندنیای میگه که شاید بار اول بیننده هیچ توجهی بهش نکنه و جزو همون حرفهای صدمنیهغاز حسابش کنه. با اشاره به نقشهی پشت سرش:
«ما بین امپراتوریهای مختلف گرفتار بودیم و مورد هجوم انواع و اقسام وحشیها قرار گرفتیم، ولی با این حال، همچنان اینجاییم... دو هزار ساله که هنوز پابرجاییم»و شرابش رو سر میکشه... از قضای روزگار، در ادامهی فیلم دو کارگر سریلانکایی برای کار در کارگاه نانپزی گذرشون به این شهر کوچیک کوهستانی میافته... و انگار با اومدن این دو کارگر زلزله و سونامی اومده... اهالی به بهانه کرونا و عاملیت و ناقلیت سریع سیاهپوستها و همچنین عامل بیکاری جوانان و تهدید امنیت مردم، جلسه تشکیل میدن که چطور میشه از شر این بلای آسمانی نجات پیدا کنن. در نهایت، به محل اقامت کارگرها حمله میکنن و اونا رو فراری میدن. ملتی که مغرورانه دو هزار سال قدمتش رو به رخ خارجیها میکشید و هر لحظه و هر ثانیه با خودش تکرار میکنه:
دگران روند و آیند، [رومانیا!] تو همچنان که هستی، حالا این جوری پایههای عظمتش به لرزه افتاده... ————————— R.M.N. (2022) [Cristian Mungiu] عنوان فیلم هم میتونه مخفف کلمه Romania باشه و هم به عکسبرداری MRI اشاره داره. #تکسکانسها @ErebusNyx
+2
- آخه اِلینوچا چاقه!
+ وادارش کن رژیم بگیره.
- زشته.
+ زنهای خوشگل بیوفان!
The Lizards (The Basilisks) 1963
directed by Lina Wertmüller
#تکنماها
@ErebusNyx
سکانس پیرایشگاه و اصلاح صورت از فیلم دیکتاتور بزرگ
اثر چارلی چاپلین
همراه با موسیقی رقص مجاری شماره ۵ اثر برامس
Charlie Chaplin - The Great Dictator
(Brahms’ Hungarian Dance No. 5)
#تکسکانسها
@ErebusNyx
تاملاتی در باب فساد
یکی دیگر از مزایای «مردی بسیار تاریک» تمایل آن به پرداختن آشکار به موضوع فساد گسترده است، چیزی که به ندرت در سینمای روسیه دیده میشود. علاوه بر این، فیلم صرفا یک واقعیت را بیان نمیکند و به نیاز به تغییر اشاره نمیکند. فیلم بحث میکند که چگونه تغییر واقعی اغلب نیاز به فداکاریهای بزرگی دارد که همه حاضر به انجام آن نیستند. اما فیلم را نباید صرفا در یک بستر محلی دید. این فیلم بیشتر یک داستان جهانی درباره «سیاهی و سفیدی» است، داستانی که بارها در ژانر کارآگاهی روایت شده است. و در این چارچوب، یرژانوف موفق میشود موضع خود را بدون اینکه موعظهگر شود، به بیننده منتقل کند.
✓ فیلم در نقدهای سایت Rotten Tomatoes امتیاز کامل ۱۰۰ را دریافت کرده و شاید به جز کادر بندی های فوق العاده زیبای کارگردان علاوه بر سایر محاسن فیلم، این دیگر دلیل ترجمه باشد!
✓✓ فایل های فیلم در کانال آرشیو در دسترس می باشند و زیرنویس فیلم در سایت های دانلود زیرنویس بارگذاری گردید.
#۱۰۰۱_فیلم_برای_دیدن
#سینمای_قزاقستان
#معرفی_فیلم
#Adilkhan_Yerzhanov
#A_Dark_Dark_Man_2019
#مردی_بسیار_تاریک
#نوآر
#سینمای_جنایی
#عادیلخان_یرژانوف
@ErebusNyx
عادلخان یرژانوف یکی از موفقترین کارگردانان قزاقستان از نظر منتقدان است. فیلمهای او با نقدهای مثبت زیادی روبرو میشوند و در جشنوارههای بینالمللی فیلم به نمایش در میآیند. دو فیلم او، «استادان» (۲۰۱۴) و «بیتفاوتی ملایم جهان» (۲۰۱۸)، در جشنواره کن به نمایش درآمدند.
هفتمین فیلم بلند این کارگردان حتی در مرحله پیشتولید نیز به موفقیت دست یافت - این پروژه در جشنواره فیلم آلماتی برنده جایزه فیلمنامه شد. این امر به یرژانوف اجازه داد تا حمایت صندوق فیلم آستانه را جلب کند و آکان ساتایف و ارنار کورماشف را به عنوان تهیهکنندگان اصلی به کار گیرد. نتیجه کار، موفقیت دیگری برای این کارگردان بود که به عنوان تدوینگر و نویسنده مشترک نیز فعالیت داشت. «مردی بسیار تاریک» برای بخش مسابقه اصلی جشنواره بینالمللی فیلم سن سباستین انتخاب شد. یرژانوف همچنین جایزه فیلم آسیا-اقیانوسیه برای بهترین کارگردانی (که به عنوان اسکار آسیایی نیز شناخته میشود) را دریافت کرد.
فیلم درباره چیست؟
این درام کارآگاهی، بکزات، یک کارآگاه روستایی را دنبال میکند که در فساد گسترده گرفتار شده است. وقتی جسد یک پسر در روستایی پیدا میشود، بکزات موظف میشود تا پوکوار، ولگرد بیگناه و کودن را محکوم کند. با این حال، یک روزنامهنگار محلی به نام آریانا، که ناگهان با این وضعیت درگیر میشود، مانع از پایان سریع ماجرا میشود. او سعی میکند بکزات را به تحقیق جدی وادار کند، اما به جز روزنامهنگار سادهلوح، به نظر نمیرسد کسی در منطقه بخواهد حقیقت آشکار شود.
این فیلم که ظاهرا یک داستان کارآگاهی است، کمتر به پیچیدگیهای طرح داستان علاقه دارد و بیشتر به خلق دنیایی خاکستری و سرد میپردازد که در آن بیقانونی حاکم است و امیدی وجود ندارد. در این دنیا، تقریبا همه «تاریک» هستند، به استثنای زنان آرمانگرا که از خارج از کشور میآیند و «احمقهای» محلی.
ارژانوف عمدا ژانر فیلم نوآر را به عنوان نقطه شروع خود انتخاب میکند، آن را متناسب با نیازهای خود تغییر میدهد و موضوعاتی را که مورد علاقهاش هستند، بررسی میکند. کارگردان به روشنی بیان میکند که در روستای کاراتاس، اوضاع با آنچه در فیلمهای آمریکایی میبینید، بسیار متفاوت است. در اینجا، شخصیت اصلی داستان از پوشیدن کلاه کابویی منع شده است، ماشین ظاهرا اسپرت او هرگز به درستی روشن نمیشود و تلاش برای خواندن حقوق متهم در حین دستگیری ("شما حق سکوت دارید" و غیره) خندهدار است. در اینجا، تیراندازیها منظره زیبایی نیستند، بلکه یک آشفتگی خشن و خونین هستند. از این نظر، میتوان این فیلم را با فیلمهای نوآر "منطقه ای" مشابه سینمای آسیایی، مانند "خاطرات یک قتل" از کره یا "زغالسنگ سیاه، یخ نازک" از چین مقایسه کرد.
نور و تاریکی
تصادفی نیست که این فیلم به خاطر کارگردانیاش جایزه گرفت - موفقیت اصلی آن در فرم آن است. این فیلم با صحنهپردازی متفکرانه هر صحنه متمایز میشود: نماها تقریبا همیشه به دو نیمه تقسیم شدهاند، و نه فقط به خاطر تقارن. صحنهپردازی یرژانوف یک تم بصری از همنشینی ایجاد میکند: تاریکی و روشنایی، طبیعی و مصنوعی، آزادی و اسارت.
این به لطف فیلمبردار، آیدار شریپوف است که قبلا با یرژانوف در فیلم «بیتفاوتی ملایم جهان» همکاری کرده بود. طرح رنگی تقریبا تکرنگ او نه تنها بر مضمون همنشینی تاریکی و روشنایی تاکید میکند، بلکه فیلم را با رئالیسمی جذاب، که با نورپردازی ناتورالیستی تکمیل میشود، آغشته میکند.
همچنین موسیقیدان روسی، گالیمژان مولدانازار، که به عنوان آهنگساز فعالیت داشته است، نیز در این فیلم حضور دارد. این فیلم موسیقی کمی دارد، اما صحنههایی که ملودیهای مولدانازار با زیبایی مهار شده نماهای شاریپوف ترکیب میشوند، از نظر احساسی بسیار قدرتمند هستند. موسیقی متن سینتیسایزر، فیلم را به یک اثر نوآر دیگر، یعنی «رانندگی» اثر نیکولاس ویندینگ رفن، متصل میکند. در حالی که این دانمارکی از ترکیب آشنای چنین موسیقی با چراغهای شهری بزرگ استفاده کرده است، یرژانوف به وضوح نشان داده است که موسیقی سینثپاپ نیز به زیبایی با وسعت استپ ترکیب میشود.
@ErebusNyx
سکانسی از فیلم مردی بسیار تاریک A Dark, Dark Man محصول ۲۰۱۹ ساخته عادلخان یرژانوف کارگردان خوش ذوق قزاقستانی
Черный, черный человек 2019
عنوان فیلم براساس همین سکانس و بیان یک افسانه قدیمی محلی انتخاب و ترجمه شد.
✓زیرنویس و فایل فیلم تا ساعاتی دیگر برای دانلود در دسترس قرار خواهد گرفت.
@ErebusNyx
■شعر سخت
میخواهم تو را بگویم سخت است
ساختن چیزی جدید
که تو سهمی از آن نداری
حتا جزیی کوچکی
از آن نیستی
تقصیر تو نیست
تنها
من بهقدرکافی قوی نبودهام
اینکه بار سنگین
هر دو را بکشم
میخواهم تو را بگویم سخت است
که اعتراف کنم
دوستات داشتم و هنوز هم دارم
عشق من به تو سخت است و
بیفروغ
شاید ما خیلی
شبیه هم باشیم
رفتارهای مشابهی
برای عصبیت داریم
آداب مشابهی
برای بیپاسخ گذاشتن
ما کلکهای زيادی بلدیم
برای مخفی شدن
و ما هر دو همینطوریم
بهطرز وحشیانهی دوستداشتنی و خیلی هم بانمک
و البته مسخره و بیش از اینها
میخواهم تو را بگویم سخت است
اینکه وانمود کنی
نیستی یا نبودی
میدانم
با بزرگتر شدن
ترسهایم مرا کور میکند
از هجوم این رنج زمینگیر خواهم شد
دیگر
از ادای برخی کلمات واماندهام
حتا دیگر نمیتوانم
خویشان نزدیکام را تشخیص بدهم
ناتوانی و
تسلیم شدن به این احساسات
ناتوان شدن
از این همه کار و کردار
یأس و حرمان
حالا دیگر
به شعر دیگرگونه نیازمندم
باید لیستی از چیزها تهیه کنم
وچیزهای را یادداشت کنم
وقتی که روز بیاید و
صبح پهن شود
در آسمان
باید به خاطر بسپارم
همهی آنچه در جوانیام داشتم
زبانی پرشور
میخواهم تو را بگویم سخت است
دوستات داشته باشم و
همچنان دوستتر داشتنات
اینگونه سخت است
بیهیچ کلمهای
بی.هیچ جنبشی
بیلطافتی
با این
حفرهی عمیق التماس
که درچشمان من و این خشمی
که در شیار لبهایم خفته است
دیگر به آن لحظههایمان برنمیگردم
حالا که من
به شکلی عجیب جانور محزونی شدهام
رام و تسلیم شده
و هر چیزی مرا
در چنبر خود گرفتار کرده
پیشاپیش خستهام کرده و
تنها نظارهگر
فروریختن خودم ماندهام
این منظره
به قدری خاکستری و موهوم است
که تنها وقتی تو ناگهان میآیی
با شراره لبخندی
بر چهرهات
بر من میتراوی
حسی عمیق و دلپذیر را
بر من و شبهای من
بدرخشان
تلألو لبخندت را
در شبهای طولانی گناهان نخستین.
#سیسیل_کولون
#Cecile_Coulon
| فرانسه، ۱۹۹۰ |
#ادبیات_فرانسه
#شعر
#سعید_جهانپولاد
#شعر_جهان
@ErebusNyx
طبق روال سابق فایل دانلود فیلم های معرفی شده در کانال آرشیو قرار گرفت.
برای دانلود به لینک زیر مراجعه فرمایید:
https://t.me/+7lt6ZB3Zt74zNGI0
@ErebusNyx
3:10 to Yuma
سه و ده دقیقه به یوما
۱۹۵۷ — دلمر دیوز
«سه و ده دقیقه به یوما» یکی از وسترنهای مهم و متفاوت دهه ۱۹۵۰ است که دلمر دیوز آن را بر اساس داستان کوتاهی از المور لئونارد ساخت. گلن فورد و ون هفلین بازیگران اصلی هستند و فیلم به شکل سیاهوسفید فیلمبرداری شده است.
فیلم درباره انتقال یک قانونشکن خطرناک به قطاری است که او را به زندان میبرد؛ اما اهمیت اثر در این است که قهرمانی را از حالت اسطورهای کلاسیک خارج میکند.
قهرمان فیلم با یک انتخاب اخلاقی و اقتصادی مواجه است و فیلم به جای آنکه او را از ابتدا به عنوان مردی شجاع و شکستناپذیر تعریف کند، فشارهای زندگی و ترس را وارد تصمیمهای او میکند.
گلن فورد نیز در نقش قانونشکن، تصویری متفاوت از شخصیت شرور وسترن ارائه میدهد. شخصیت او صرفا نیروی شر نیست و همین مسئله رابطه میان دو شخصیت اصلی را پیچیدهتر میکند.
سیاهوسفید بودن فیلم نیز اهمیت دارد. در دورهای که بسیاری از وسترنهای هالیوودی به سمت رنگ و پرده عریض حرکت کرده بودند، دلمر دیوز از کنتراست نور و سایه برای ایجاد فضای خشک و روانشناختی استفاده میکند.
فیلم بعدها در سال ۲۰۱۲ برای اهمیت فرهنگی، تاریخی و زیباییشناختی وارد National Film Registry شد.
«سه و ده دقیقه به یوما» را میتوان یکی از نمونههای مهم تحول وسترن دانست؛ فیلمی که هنوز در چارچوب ژانر کلاسیک قرار دارد اما مسائل ترس، اخلاق، پول، مسئولیت و انتخاب فردی را جدیتر از بسیاری از وسترنهای همدوره خود بررسی میکند.
@ErebusNyx
3:10 to Yuma
قطار سه و ده دقیقه به یوما
۱۹۵۷ — دلمر دیوز
@ErebusNyx
The Lower Depths
اعماق [در اعماق اجتماع]
۱۹۵۷ — آکیرا کوروساوا
«اعماق» اقتباسی از نمایشنامه ماکسیم گورکی است، اما کوروساوا داستان را از روسیه قرن نوزدهم به ژاپن دوره ادو منتقل میکند. فیلمنامه را کوروساوا و هیدئو اوگونی نوشتند و توشیرو میفونه، ایسوزو یامادا و کیوکو کاگاوا در آن بازی میکنند.
این انتخاب از نظر تاریخی مهم است زیرا کوروساوا نشان میدهد مضمونهای گورکی ــ فقر، تحقیر، رویا، کرامت و بیثباتی انسانی ــ وابسته به جغرافیای روسیه نیستند.
بخش عمده فیلم در فضای محدود یک اقامتگاه فقیرانه میگذرد. این محدودیت مکانی به کوروساوا امکان میدهد میزانسن گروهی و بازیگری چندنفره را در مرکز توجه قرار دهد.
برخلاف «سریر خون»، اینجا کوروساوا به سمت یک فضای کمهزینهتر و حتی گاه طنزآمیز حرکت میکند. شخصیتها دائما در حال برخورد با یکدیگرند و فیلم از تضاد میان واقعیت سخت و داستانهایی که انسانها برای تحمل آن میسازند استفاده میکند.
یکی از نکات مهم فیلم، نگاه آن به فقر است. کوروساوا فقر را صرفا به عنوان مسئله اقتصادی نشان نمیدهد؛ بلکه آن را محیطی میبیند که در آن انسانها برای حفظ عزت نفس خود به خیال، دروغ یا امید متوسل میشوند.
«اعماق» در کنار «سریر خون» نشاندهنده دو مسیر کاملا متفاوت کوروساوا در اقتباس ادبی است: در یکی، تراژدی شکسپیر به سینمای عظیم و اسطورهای تبدیل میشود؛ در دیگری، نمایشنامه گورکی به درامی فشرده، جمعی و گاه طنزآمیز.
@ErebusNyx
The Seventh Seal
مهر هفتم
۱۹۵۷ — اینگمار برگمان
«مهر هفتم» احتمالا مشهورترین فیلم برگمان و یکی از شناختهشدهترین آثار سینمای هنری اروپاست. برگمان فیلم را بر اساس نمایشنامهای که خود پیشتر با عنوان «نقاشی چوبی» نوشته بود ساخت. داستان در سوئد قرون وسطی و در زمان شیوع طاعون میگذرد.
اما فیلم صرفا یک اثر تاریخی یا مذهبی نیست. برگمان از فضای قرون وسطی برای طرح پرسشهایی استفاده میکند که به وضعیت انسان مدرن مربوطاند: آیا خدا وجود دارد؟ معنای زندگی چیست؟ انسان چگونه با مرگ مواجه میشود؟
تصویر شوالیهای که با مرگ بازی شطرنج میکند به یکی از مشهورترین تصاویر تاریخ سینما تبدیل شد. اما ارزش فیلم صرفا در این تصویر نیست. ساختار اثر میان تراژدی، طنز، نمایش مذهبی، واقعیت تاریخی و فلسفه حرکت میکند.
برگمان در اینجا مرگ را فقط پایان زندگی نمیبیند؛ مرگ حضور دائمی و قابل مشاهدهای در جهان فیلم است. همین مسئله به او اجازه میدهد اضطراب وجودی را به شکل تصویری بیان کند.
فیلم در کنار «توتفرنگیهای وحشی» در سال ۱۹۵۷ جایگاه برگمان را در سینمای بینالمللی تثبیت کرد. بنیاد رسمی برگمان نیز آن را یکی از آثار اصلی کارنامه او معرفی میکند.
اهمیت «مهر هفتم» در تاریخ سینما در این است که فلسفه و پرسشهای متافیزیکی را بدون تبدیل کردن فیلم به رساله فلسفی وارد درام سینمایی میکند. تاثیر آن بر سینمای هنری اروپا، به ویژه در بازنمایی مرگ، ایمان و بحران معنای زندگی، بسیار گسترده بوده است.
@ErebusNyx
Night of the Demon
شب شیطان
۱۹۵۷ — ژاک تورنر
«شب شیطان» یکی از مهمترین فیلمهای وحشت بریتانیا در دهه ۱۹۵۰ و نمونه برجسته رویکرد ژاک تورنر به وحشت مبتنی بر فضا، صدا، سایه و ناشناخته است. فیلم بر اساس داستان «Casting the Runes» نوشته ام. آر. جیمز ساخته شد و دانا اندروز، پگی کامینگز و نایل مکگینس در آن بازی میکنند.
قهرمان فیلم یک روانشناس آمریکایی است که برای تحقیق درباره مرگهای مشکوک مرتبط با یک فرقه شیطانی وارد انگلستان میشود. اما اهمیت اثر در تقابل میان عقلگرایی مدرن و جهان ناشناخته است.
تورنر پیشتر در همکاری با تهیهکننده وال لوتن در هالیوود، شیوهای از وحشت را توسعه داده بود که در آن چیزی که دیده نمیشود، اغلب ترسناکتر از چیزی است که مستقیما دیده میشود. «شب شیطان» ادامه همین سنت است.
البته فیلم از نظر تاریخی به دلیل اختلاف میان تورنر و تهیهکننده درباره نمایش موجود شیطانی نیز مشهور است. هال چستر اصرار داشت موجود در فیلم دیده شود، در حالی که روش تورنر بیشتر بر ابهام و اشاره استوار بود. همین تضاد بخشی از پیچیدگی فیلم را تشکیل میدهد.
منتقدان BFI آن را یکی از آثار برجسته وحشت بریتانیا معرفی میکند و تاکید دارد که فضای ترس آن بیشتر از طریق اشاره و اتمسفر شکل میگیرد تا نمایش مستقیم.
از این نظر، «شب شیطان» در تاریخ ژانر اهمیت زیادی دارد: فیلمی است که نشان میدهد وحشت میتواند از شکاف میان آنچه شخصیت میداند و آنچه تماشاگر احساس میکند به وجود بیاید.
@ErebusNyx
Pyaasa
تشنه
۱۹۵۷ — گورو دات
«تشنه» یکی از قلههای سینمای هند دهه ۱۹۵۰ و یکی از آثار مهم گورو دات به عنوان کارگردان، بازیگر و تهیهکننده است. فیلم در کلکته پس از استقلال هند میگذرد و گورو دات در نقش شاعری ظاهر میشود که آثارش مورد توجه جامعه و ناشران قرار نمیگیرد.
اهمیت فیلم در ترکیب چند سنت است: ملودرام هندی، موسیقی، شعر اردو، نقد اجتماعی و زیباییشناسی اکسپرسیونیستی. موسیقی اس. دی. بورمن و ترانههای ساحر لودیانوی بخش جداییناپذیر ساختار فیلم هستند و صرفا برای ایجاد وقفه میان صحنههای داستانی استفاده نمیشوند.
فیلم درباره تضاد میان هنر و بازار، عشق و منفعت، فقر و منزلت اجتماعی است. شاعر فیلم در جهانی قرار دارد که ارزش انسان و ارزش اثر هنری به آسانی با ارزش اقتصادی اشتباه گرفته میشود.
فیلمبرداری وی. کی. مورتی یکی از نقاط برجسته اثر است. استفاده از نور و سایه، عمق میدان و ترکیببندیهای بسیار دقیق، به فیلم حالوهوایی نزدیک به اکسپرسیونیسم میدهد. دانشگاه آیووا نیز «تشنه» را یکی از نقاط اوج سینمای هند در عصر طلایی سینمای هندی میداند.
اهمیت فیلم تنها در هند نیست. «تشنه» نمونه مهمی از این است که چگونه سینمای عامهپسند میتواند همزمان شعر، موسیقی، ملودرام و نقد ساختار اقتصادی و اجتماعی را در خود جای دهد.
@ErebusNyx
