روزنوشتهای یک بازگشته از مادیماک!
Ir al canal en Telegram
Mostrar más
El país no está especificadoLa categoría no está especificada
222
Suscriptores
Sin datos24 horas
Sin datos7 días
+1030 días
Archivo de publicaciones
A Room of My Own — 2022
کارگردان: یوسف «سوسو» بلیادزه
فیلم A Room of My Own دومین فیلم بلند یوسف «سوسو» بلیادزه و محصول مشترک گرجستان و آلمان است که نخستین نمایش جهانی خود را در بخش مسابقه جشنواره کارلووی واری ۲۰۲۲ تجربه کرد. فیلم با فیلمنامه مشترک بلیادزه و تاکی موملادزه ساخته شده و موملادزه، که نقش اصلی را نیز بازی میکند، در شکلگیری شخصیت تینا نقش مهمی داشته است.
تینا، زن جوان ۲۴ سالهای از یکی از مناطق خارج از پایتخت، پس از بحرانی خانوادگی راهی تفلیس میشود. او در آنجا اتاقی را در آپارتمانی مشترک با مگی، زنی جوان با سبک زندگی کاملا متفاوت، اجاره میکند. این همخانه شدن به تدریج نقطه شروع رابطهای است که فیلم از طریق آن درباره استقلال، دوستی، هویت شخصی و فاصله میان ارزشهای سنتی و سبک زندگی نسل جوان صحبت میکند.
بلیادزه در طراحی میزانسن و فیلمبرداری آگاهانه به تجربه شخصی شخصیت اصلی نزدیک میشود. خود او در یادداشت کارگردانی توضیح داده که دوربین معمولا در ارتفاع شخصیت اصلی قرار دارد و بسیاری از صحنهها در یک برداشت فیلمبرداری شدهاند تا حس مشاهده مستقیم و طبیعیتر ایجاد شود. این انتخاب با هدف ایجاد نوعی اصالت در تجربه تینا صورت گرفته است.
فیلم از نظر فضای اجتماعی به تفلیس معاصر و زندگی نسل جوان در دوره پس از همهگیری کرونا توجه دارد و در عین پرداختن به مسائل زنان، رابطه دو شخصیت اصلی را صرفا به یک تقابل ایدئولوژیک محدود نمیکند. A Room of My Own بیشتر فیلمی درباره پیدا کردن فضای شخصی و امکان تصمیمگیری مستقل است.
@ErebusNyx
My Happy Family — 2017
کارگردانان: نانا اکوتیمیشویلی و سیمون گروس
فیلم My Happy Family با عنوان اصلی Chemi Bednieri Ojakhi دومین فیلم بلند مشترک نانا اکوتیمیشویلی و سیمون گروس است؛ فیلمی محصول مشترک گرجستان، آلمان و فرانسه که نخستین نمایش جهانی آن در جشنواره ساندنس و سپس در بخش Forum جشنواره برلین ۲۰۱۷ انجام شد. اکوتیمیشویلی پیش از این با In Bloom در شکلگیری موج تازه سینمای گرجستان مورد توجه قرار گرفته بود و همکاری او با گروس در این فیلم نیز ادامه همان علاقه به زندگی روزمره، روابط خانوادگی و فشارهای اجتماعی است.
داستان درباره مانانا، معلم ادبیات ۵۲ سالهای در تفلیس است که در خانهای سهخوابه همراه با همسر، فرزندان، والدین و دامادش زندگی میکند. او در خانوادهای چندنسلی و در فضایی شکل گرفته از عادتها و مسئولیتهای خانوادگی، تصمیمی میگیرد که برای اطرافیانش غیرمنتظره است: میخواهد زندگی مستقلی داشته باشد. فیلم از همین موقعیت برای بررسی مفهوم خانواده، استقلال فردی و جایگاه زن در ساختار سنتی جامعه گرجستان استفاده میکند.
کارگردانی اکوتیمیشویلی و گروس متکی بر درامپردازی اغراقآمیز نیست. آنها بیشتر به مشاهده رفتار، سکوتها، فضای خانه و جزئیات زندگی روزمره تکیه دارند و به همین دلیل تغییرات درونی شخصیت اصلی بیشتر از طریق موقعیت و رفتار آشکار میشود تا توضیح مستقیم. فیلم در جشنواره بینالمللی فیلم صوفیه جایزه بهترین کارگردانی را دریافت کرد.
@ErebusNyx
My Happy Family (2017) Nana Ekvtimishvili, Simon Gross
@ErebusNyx
الوعده وفا!
امروز ده فیلم از سینمای معاصر گرجستان برای معرفی و دانلود حاضر کرده ایم [طبق صحبت قبلی و درخواست دوستی نازنین] و البته دو فیلم عالی و بی نظیر دئا کولومبگاشویلی Beginning 2020 و April 2024 را نیز که قبلا معرفی شده است حتما به این لیست اضافه کنید.
My Happy Family (2017) Nana Ekvtimishvili, Simon Gross
A Room of My Own (2022) Ioseb Bliadze
Brighton 4th (2021) Levan Koguashvili
Wet Sand (2021) lene Naveriani
Citizen Saint (2023) Tinatin Kajrishvili
Crossing (2024) Levan Akin
Shindisi (2019) Dito Tsintsadze
Namme (2017) Zaza Khalvashi
Dede (2017) Mariam Khatchvani
Tangerines (2013) Zaza Urushadze
معرفی کوتاهی درباره هر فیلم در ادامه تقدیم حضورتان میگردد و فایل یا فایل های دانلود هر فیلم نیز تا دقایقی دیگر در کانال آرشیو در دسترس قرار خواهد گرفت.
✓ از پیشنهادهای تک تک شما عزیزان برای سینمای گرجستان، یا سینمای ملل یا هر فیلمی که فکر میکنید واقعا ارزش وقت گذاشتن و دیدن دارد استقبال میشود...
@ErebusNyx
در طرف راست دو مرد داشتند قبر میکندند. به آنها سلام دادم:«میدونید قبر ویتگنشتاین کجاست؟»
خاکی که میکندند نرم بود، درست مناسب نعشهای تازه. به یاد وحشتی افتادم که اسماعیل گُنده، سالها پیش در هایمانا با دیدن مزاری تازه حفرشده در دل تاریکی تجربه کرده بود. یکی از مردها پرسید: تازه خاکش کردن؟
«بیشتر از پنجاه سال از مرگش میگذره.»
دستهای مردِ دیگر که با بیل مشغول کندن قبر بود از سرما سرخ شده بود و استخوانهایش دیده می شد.
پرسید فیلسوف بود؟
«بله.»
اما ویتگنشتاین دلش نمی خواست که این طور شناخته شود. گاهی کمونیست، گاه نژاد پرست و گاهی اسیری جنگی در دست ایتالیایی ها بود. معتقد بود که گناههای زیادی دارد و خدا، که به قاضی ظالمی تشبیهش میکرد او را نخواهد بخشید. مردان گورکن این را نمیدانستند. آنها مشغول کندن چاله برای بدن تمامی روح هایی بودند که به این باغچه رسیده بودند.
تکرار کردم آره! یه فیلسوف بود.
مردها دست از کار کشیدند و بیلهایشان را در خاک فرو کردند. مردی که مسن تر بود گفت: امروز صبح هم یه خانم سراغ همین قبر رو گرفت.
با خودم فکر کردم که آیا ممکن است فهروزه بوده باشد یا نه. دیشب که آزیتا خانم به من توصیه کرد تا به زیارتِ مردگان بروم، اولین جایی که به فکرم رسید این گورستان بود اما یادم نمی آید در این مورد حرفی به فهروزه زده باشم.
پرسیدم: مشخصاتش رو میتونی بگی؟
«یه زن میانسال با مانتوی سفید بود یه دسته گل هم دستش بود.»
ردیفی از گورهای تازه حفر شده مانند کودکانی گرسنه در انتظار بودند.
مرد گورکن جوان پرسید: تو هم فیلسوفی؟
پایم لیز خورد و چیزی نمانده بود داخل یکی از قبرها بیفتم. درست در لحظه آخر دستم را گرفتند و کشیدند.
«واسه رفتن توی قبر عجله نکن!»
بی گناهها/بورهان سونمز/پوریا اشتری/کتاب هرمز
@ErebusNyx
صبح با هجوم وحشیانه و چندین باره آلارم گوشی از خواب بیدار میشوی!
دیگر آن لطافت ها! و شرایط ساده قبلی از صدای اذان صبح که حالا چیزی جز اعدام بیگناهان به ذهنت جاری نمیسازد یا بوی خوش خمیر و تنور نانوایی آن سوی خیابان که تازه شروع به پخت کرده و تو روی تخت فنری زواردررفته زیر طاق درخت مو در خواب و بیداری نشئه این لحظات ابدی میگردی تا اولین انوار بالا آمدن خورشید از پس بام مطبخ که از شیشه های قدی صورتت را قلقلک میدهد به خاطرههای دور و دراز پیوسه!
حالا مدیا، تو و ذهن و جسم و روانت را سلاخی میکند...هرروز و هرروز!
از خروس خوان صبح تا بوق سگ زیر بمب باران خبر و تنش زیستی واقعی و کذب هستی...هر لحظه قیمت چک میکنی! برای آپلود یه فایل کم حجم دهها وی پی ان و برنامه و کانکشن عوض میکنی تا ساده ترین مسیر ارتباطی را برقرار کنی! گرانی دمار از روزگارت درمیآورد از روزگار همه و همه! خبرِ ما زدیم ما خوبیم بقیه عنن، سینه زنان سینه چاک شبه نئاندرتال! آلودگی صوتی، داد و فریاد، بدوبیراه، بوق بوق بوق، ترافیک، کمبود دارو، داروی بی اثر، اپیدمی های خاموش و ناگهانی با برنامه! آلودگی هوا، آب با مزه پساب، روغن با طعم گازوئیل، برنامه خاموشی!
زندگی در آستانه دیوانگی...
با ترکیب جامعهشناسی و روانشناسی در یک برنامۀ تلویزیونی نمیتوان به پاسخ قطعی و نهایی دست یافت. ارزش فیلم من در این بود که آیینهای شد برای تمام خشونتهایی که دائماً از رسانهها پخش میشوند و ما را بیتفاوت میکنند؛ این موضوعی است که دقیقا پس از همین فیلم، در ویدئوی بنی دوباره به آن میپردازم؛ اما در سطحی دیگر. آگهی ترحیم برای یک قاتل دربارۀ واکنش آنی در برابر کشتار و بحث و مناظرهای بود که بدنبالش آمد ... خشونت نتیجۀ نبود ارتباط است. پدیدهای خاصِ بشر که از همان ابتدا همراهِ او بوده؛ اما اگر واقعاً بدنبال گفتوگو باشیم، همیشه میتوان راه دیگری غیر از خشونت پیدا کرد. —از مصاحبه هانکه با میشل سیوتا و فیلیپ رویه
یاد فیلم ویدئوی بنی و سکانس خبر جنگ و کشتار در پس زمینه شلیک و سینمای آزار و به قول خودش سیلی ای بر ذهن مخاطب هانکه -که به تازگی بازنشسته شد- افتادم و گلایه های دوستانی که درخواست فیلم یا فایل و کتاب کرده بودند.
به قول هانکه : وجود خشونت به دلیل فقدان گفتگو است!
و ما گروگان سیستمی هستیم که گفتگو برایش محلی از اعراب ندارد و متاسفانه خشونت در رادیکال ترین شکل آن برآیند آینده چنین زیستی خواهد بود...همانگونه که سیل این خشونت ها به مصداق نمونه هایی ریز و درشت ذکر گردید
چشم!
در اسرع وقت آنچه شما خواسته اید نیز میسر و ممکن خواهد شد [دوستی لینک مقاله ای از یکی از نشریات معتبر را فرستاده و ۲۰ فیلم منتخب از ۲۰۲۳ خواسته، دوستی عکسی فرستاده از کالکشن سال ۱۹۵۷ و فرموده اند بهترین سال تاریخ سینما می باشد، با همین فرمان پخت و پز گردد. دوست دیگری از سینمای معاصر گرجستان درخواست هایی داشته اند و خودم ذیل مقاله ای از فیلمخانه چند فیلم از ۲۰۱۵ به انتخاب همان مقاله مدنظرم بود.] و امیدوارم در این بستر فرساینده خشونت دوام بیاوریم و همین هفته حداقل این درخواست ها عینیت بیابند...
@ErebusNyx
برای دانلود فیلم یانیک به لینک زیر مراجعه فرمایید:
👇👇👇
لینک
@ErebusNyx
یانیک (Yannick) محصول ۲۰۲۳ یکی از سادهترین و در عین حال از نظر ایده یکی از قابل تاملترین فیلمهای کوئنتن دوپیو، فیلمساز فرانسوی است؛ فیلمی ۶۷ دقیقهای که تقریبا تمام اتفاقاتش در یک سالن تئاتر میگذرد و از یک موقعیت بسیار محدود، مجموعهای از پرسشها درباره هنر، تماشاگر، طبقه اجتماعی، حق اظهار نظر و رابطه میان خالق اثر و مخاطب استخراج میکند. دوپیو علاوه بر کارگردانی، فیلمنامه، فیلمبرداری و تدوین فیلم را نیز خودش انجام داده است. فیلم با بازی رافائل کنار، پیو مارمای، بلانش گاردن و سباستین شاسان ساخته شده و در سال ۲۰۲۳ در جشنواره لوکارنو نیز به نمایش درآمد.
داستان از اجرای یک نمایش کمدی عامهپسند در یک سالن کوچک آغاز میشود. یکی از تماشاگران، یانیک، از کیفیت نمایش ناراضی است و اعتراض او به تدریج وضعیت معمول رابطه میان صحنه و سالن را به هم میزند. فیلم بدون ورود به جزئیات داستان، از همین نقطه یک موقعیت کمدی سیاه و تا حدی تهدیدآمیز میسازد؛ موقعیتی که در آن مرز میان تماشاگر و اجراکننده، مصرفکننده اثر و تولیدکننده اثر، ناگهان بیثبات میشود.
اهمیت فیلم بیش از آنکه در پیرنگ بیرونی آن باشد، در نگاه دوپیو به مفهوم «تماشاگر» است. یانیک فقط یک فرد ناراضی نیست؛ نماینده نوعی مخاطب است که معمولا در بحثهای مربوط به هنر جدی گرفته نمیشود. او کسی است که میخواهد بگوید برای زمان و پول خود چه چیزی دریافت کرده و چرا احساس میکند اثر هنری با زندگی و تجربه او فاصله دارد. از این منظر، فیلم مسئلهای اجتماعی را وارد فضای کمدی میکند: چه کسی حق دارد درباره کیفیت هنر داوری کند و آیا هنرمند میتواند مخاطب خود را نادیده بگیرد؟
این نگاه با ذهنیت کاری خود دوپیو ارتباط مستقیمی دارد. او از فیلمسازانی است که آگاهانه در برابر روندهای طولانی و استانداردشده تولید سینما مقاومت میکند. یانیک تنها در شش روز فیلمبرداری شد و دوپیو خود گفته است که سرعت و امکان عبور سریع از یک پروژه به پروژه دیگر برایش بخشی از انرژی خلاقه اوست. او همچنین تاکید کرده که فیلمهایش را کوتاه نگه میدارد، چون هنگام تدوین مقدار زیادی از مواد اضافی را حذف میکند و نمیخواهد تصاویر صرفا برای طولانیتر شدن فیلم باقی بمانند.
این روحیه در خود یانیک هم دیده میشود. دوپیو فیلم را عمدا به یک تجربه بسیار ساده و کمابزار تبدیل کرده است: یک مکان، چند بازیگر و یک موقعیت مرکزی. او درباره این رویکرد گفته است که میخواست ببیند با کنار گذاشتن ابزارها و امکانات معمول، تنها با مکان، لباس و بازیگر چه چیزی میتوان ساخت. بنابراین محدودیت تولید در اینجا بخشی از منطق زیباییشناختی فیلم است، نه صرفا یک ضرورت اقتصادی.
از سوی دیگر، یانیک نسبت به بسیاری از آثار پیشین دوپیو واقعگراتر و کمابزارتر است. خبری از عناصر فانتزی افراطی آثاری مانند Rubber، Mandibles یا Smoking Causes Coughing نیست. خود دوپیو نیز آن را نوعی «خروج از مسیر» در کارنامهاش دانسته و گفته که پس از مجموعهای از فیلمهای عجیب و فراواقعی، میخواسته به سراغ فیلمی برود که موقعیت مرکزی آن کاملا قابل تصور در جهان واقعی باشد.
با این حال، فیلم همچنان کاملا دوپیویی است: یک موقعیت ظاهرا ساده به تدریج به آزمایش اجتماعی و اخلاقی تبدیل میشود و کمدی آرامآرام در مجاورت اضطراب قرار میگیرد. از این جهت، Yannick را میتوان اثری درباره «تولید نمایش» دانست؛ اما نه فقط نمایش روی صحنه، بلکه نمایش اجتماعی، جایگاه طبقاتی، تصویری که هنرمند از مخاطب دارد و تصویری که مخاطب از خودش میسازد. دوپیو بدون آنکه فیلم را به بیانیه اجتماعی تبدیل کند، همین تضادها را در قالب یک کمدی سیاه و بسیار فشرده پیش میبرد.
در نتیجه، Yannick را نباید صرفا یک کمدی درباره تماشاگر ناراضی دانست. فیلم تجربهای فشرده درباره رابطه قدرت میان صحنه و سالن است و همزمان نمونه روشنی از روش کاری دوپیو: تولید سریع، حذف زوائد، اتکا به بازیگر و موقعیت، و علاقه به ساختن فیلمهایی که ظاهرا کوچک و حتی بازیگوشانهاند اما در زیر سطح طنز خود، پرسشهایی جدی درباره هنر و زندگی اجتماعی مطرح میکنند.
#۱۰۰۱_فیلم_برای_دیدن
#کوئنتن_دوپیو
#Yannick_2023
#یانیک
#سینمای_فرانسه #معرفی_فیلم #سینما #دانلود_فیلم #تئاتر #برشت
#Quentin_Dupieux
@ErebusNyx
The Antique (2024)
فیلم آنتیک /عتیقه The Antique با عنوان اصلی Antikvariati ساخته روسودان گلورجیدزه، فیلمساز گرجستانی، یک درام سیاسی ـ اجتماعی محصول مشترک گرجستان، سوئیس، فنلاند و آلمان است که در سال ۲۰۲۴ در بخش Giornate degli Autori جشنواره ونیز به نمایش درآمد. فیلم ۱۳۲ دقیقه زمان دارد و دومین فیلم بلند گلورجیدزه پس از House of Others (2016) است. همچنین به عنوان نماینده گرجستان برای رقابت اسکار بهترین فیلم بین المللی انتخاب شد، هرچند به فهرست نامزدهای نهایی راه پیدا نکرد.
داستان در سن پترزبورگ سال ۲۰۰۶ می گذرد؛ دوره ای که اخراج گسترده شهروندان گرجی از روسیه به یکی از نقاط پرتنش روابط دو کشور تبدیل شده بود. محور فیلم مِدئا، زن جوان گرجی، و وادیم وادیمیچ، مرد سالخورده و صاحبخانه ای عجیب و بدخلق، هستند. مدئا برای رهایی از وضعیت زندگی خود آپارتمانی قدیمی در مرکز تاریخی سن پترزبورگ می خرد، اما این معامله شرایطی غیرمعمول دارد: مالک سالخورده همچنان در خانه باقی می ماند. در سوی دیگر، نامزد مدئا، لادو، درگیر تجارت غیرقانونی مبلمان عتیقه میان گرجستان و روسیه است.
نکته مهم این است که گلورجیدزه از حادثه تاریخی صرفا برای ساختن یک درام سیاسی مستقیم استفاده نمی کند. بخش عمده فیلم به رابطه تدریجی میان دو انسان بسیار متفاوت اختصاص دارد و واقعه تاریخی بیشتر همچون فشاری بیرونی بر زندگی خصوصی شخصیت ها عمل می کند. به همین دلیل فیلم در عین سیاسی بودن، اساسا درباره بیگانگی، مهاجرت، تنهایی، حافظه و امکان شکل گیری رابطه انسانی در شرایط خصمانه است. منتقدان نیز بر همین وجه انسانی تاکید کرده اند و فیلم را اثری دانسته اند که به جای تبدیل شدن به بیانیه سیاسی، بحران تاریخی را از خلال زندگی شخصیت هایش بررسی می کند.
فیلم The Antique فیلمی بسیار متکی بر فضاست. فیلمبرداری گورکا گومز آندرو، سن پترزبورگ را با معماری باشکوه اما سرد و فرسوده اش به بخشی از منطق دراماتیک اثر تبدیل می کند. فضای داخلی آپارتمان ها و انبارهای پر از اشیای قدیمی، حسی از انباشت تاریخ و گذشته ایجاد می کنند. قاب های ایستا، ترکیب بندی های دقیق و استفاده از فضای خالی باعث می شوند شهر و اشیا تقریبا به اندازه شخصیت ها اهمیت پیدا کنند. Screen Daily نیز بر زیبایی سرد و معماری سن پترزبورگ و نقش تعیین کننده طراحی بصری فیلم تاکید کرده است.
عنوان The Antique نیز معنایی فراتر از مبلمان قدیمی دارد. «عتیقه» می تواند به اشیایی اشاره کند که گذشته را با خود حمل می کنند، اما همزمان می توان آن را استعاره ای از انسان ها، مکان ها و حتی ساختارهای سیاسی دانست که در گذشته منجمد شده اند. همین چندلایگی باعث می شود فیلم گلورجیدزه در مرز میان درام انسانی، سینمای تاریخی و سینمای سیاسی حرکت کند.
فیلم برای تماشاگرانی که انتظار روایتی سریع و حادثه محور دارند ممکن است بیش از اندازه آرام به نظر برسد. روایت عمدا زمان می دهد تا شخصیت ها، فضاها و روابطشان شکل بگیرد و بخش مهمی از تاثیرگذاری فیلم از همین ریتم کند و فضای مالیخولیایی ناشی می شود. در مجموع، The Antique اثری است که بیش از آنکه بخواهد تاریخ ۲۰۰۶ را بازسازی کند، تلاش می کند نشان دهد قدرت سیاسی چگونه وارد خصوصی ترین بخش های زندگی انسان ها می شود و تاریخ چگونه در اشیا، خانه ها و روابط انسانی باقی می ماند.
✓زیرنویس فیلم در سایت های دانلود زیرنویس بارگذاری گردید.
✓برای دانلود فیلم به کانال آرشیو مراجعه فرمایید که لینک آن پین شده است.
#۱۰۰۱_فیلم_برای_دیدن
#روسودان_گلورجیدزه
#The_Antique_2024
#Antikvariati_2024
#سینمای_گرجستان
#معرفی_فیلم #دانلود_فیلم #سینما #مهاجرت #تبعید #دیپورت #اشغال_نظامی
#Gorka_Gómez_Andreu
#Rusudan_Glurjidze
@ErebusNyx
[تحشیه]
پیرو بیانات مدیر قَدَرقدرت کانال و مترجم چغر و بیهمتا؛
اپیزود دوم از فصل اول سریال در شمارهی ۹ [Inside No.9] ارتباط بینامتنی با نمایشنامه هنرِ یاسمینا رضا داره.
لاکن، دیدن اپیزود بعد از خواندن نمایشنامه لذت بیشتری خواهد داشت. و بدون خواندن نمایشنامه لذت خاصتری خواهد داشت!
قرار بود که برای این سریالِ طنازانه نوشتهی جدا و مفصلی بنویسیم که خواهیم نوشت. در زمان معهود و در مکان معلوم!
به زودی!
@ErebusNyx
Георгий Иванов
Хорошо, что нет Царя...
Хорошо, что нет Царя.
Хорошо, что нет России.
Хорошо, что Бога нет.
Только желтая заря,
Только звезды ледяные,
Только миллионы лет.
Хорошо — что никого,
Хорошо — что ничего,
Так черно и так мертво,
Что мертвее быть не может
И чернее не бывать,
Что никто нам не поможет
И не надо помогать.
شعری که در سکانسی از فیلم The Antique 2024 ساخته روسودان گلورجیدزه زمزمه میشود شعری از گئورگی ولادیمیروویچ ایوانف شاعر آکمئیست روسی با عنوان: «فریاد شادی سر دهید! دیگر تزاری وجود ندارد.» و از اعضای انجمن شاعران روسیه است.تنها عضو این انجمن که به غرب پناهنده شد و به نوعی جانش را نجات داد!
✓فیلم ترجمه شده و زیرنویس درحال ویرایش نهایی برای انتشار می باشد [به احتمال قریب به یقین فردا بارگذاری خواهد گردید.]
#The_Antique_2024
#Rusudan_Glurjidze
#آنتیک #عتیقه
#گئورگی_ولادیمیروویچ_ایوانف
@ErebusNyx
همهوقت
خود را به دردسر انداختهام
و پیوسته او را روا داشتهام
که زیبایام بخواند
و کموبیش
باورش کردهام
همهوقت
به هوای پروازم
و چون خود را
از بلندا فروافکنم
بر آنام که خوشتر از او
کسی این مرغِ بیپروبال را نگیرد
افسوس یکی دلدادهام
عاشقی رؤیاپردازم
و اینگونه است
که میانِ من
و سقوطِ من بر سنگفرش
یک پرش بیشتر نمانده است
#روپی_کار
#Rupi_Kaur
| هند–کانادا، ۱۹۹۲ |
#شعر
#کامبیز_جعفرینژاد
#شعر_جهان
@ErebusNyx
پدر — فلوریان زلر، ۲۰۱۲
«پدر» شاید از میان این انتخاب ها از نظر ساختار ذهنی بیشترین فاصله زمانی را با «سفر اسب پنجم» داشته باشد، اما از نظر مسئله واقعیت و ذهن، مقایسه آن بسیار روشنگر است. زلر مخاطب را در موقعیتی قرار میدهد که تجربه شخصیت اصلی، ادراک او از زمان، مکان و آدم های اطرافش به تدریج اهمیت بیشتری از یک روایت عینی پیدا میکند. در نتیجه، نمایش به جای آنکه صرفا درباره وضعیت یک انسان باشد، تجربه زیسته او را به فرم نمایشی تبدیل میکند. همین ویژگی باعث میشود تماشاگر نتواند همیشه میان واقعیت بیرونی و برداشت ذهنی شخصیت مرزی قطعی بکشد. این ویژگی البته با تکنیک ریبمن تفاوت دارد: در «سفر اسب پنجم» خاطره و دفتر خاطرات دو جهان را به هم وصل میکنند، اما در «پدر» خود ساختار نمایش تحت تاثیر ذهنیت شخصیت قرار میگیرد. متن زلر در ایران با ترجمه حمیدرضا امان پور قرایی و مریم حیدری نیز منتشر شده است.
@ErebusNyx
قبلا اینجا درباره فلوریان زلر و آثار او مطالبی آمده است.
نسخه ایبوک آثار زلرددر دسترس نمی باشد و بالطبع ناگزیر از تهیه نسخه چاپی این آثار هستیم...
@ErebusNyx
مادر — فلوریان زلر، ۲۰۱۰
«مادر» از نظر فضای روانی یکی از نزدیک ترین آثار جدیدتر به جنبه ذهنی «سفر اسب پنجم» است. زلر زندگی زنی را در شرایطی بررسی میکند که مرز میان واقعیت، خاطره، تصور و برداشت شخصی به تدریج نامطمئن میشود. نمایش درباره تنهایی، بحران خانوادگی و احساس از دست دادن جایگاه فرد در خانواده است و ساختار آن از تکرار و تغییرات جزئی در موقعیت ها استفاده میکند. بنابراین مانند نمایش ریبمن، مخاطب تنها با یک زندگی بیرونی مواجه نیست؛ بخشی از نمایش در فضای ذهنی شخصیت شکل میگیرد. تفاوت مهم این است که ریبمن با دو شخصیت و دو جهان روایی کار میکند، در حالی که زلر اختلال ادراک و تنهایی را به مرکز ساختار نمایشی تبدیل میکند. «مادر» همچنین از نظر لحن میان طنز تلخ و تراژدی حرکت میکند. این نمایش در ایران با ترجمه ساناز فلاح فرد در سال ۱۳۹۷ منتشر شده و ترجمه دیگری نیز با نام تینوش نظم جو توسط نشر نی منتشر شده است.
#فلوریان_زلر #ادبیات #نمایشنامه #مادر
@ErebusNyx
🔰 فیلمتئاتر مرد بالشی
کارگردان: محمد یعقوبی و آیدا کیخایی. نویسنده: مارتین مکدانا
مترجم: زهرا جواهری
کارگردان ویدئویی: بابک برزویه
طراح صحنه: محمدحسن معجونی
طراح لباس: باران کوثری
موسیقی: بهرنگ بقایی
طراح گریم: سارا اسکندری
بازیگران (بهترتیب ورود به صحنه):
پیام دهکردی، احمد مهرانفر، نوید محمدزاده و علی سرابی
اجرای تماشاخانه ایرانشهر، بهار ۱۳۹۲.
قتلهایی در شهر اتفاق میافتد و پلیس این قتلها را به یک نویسنده ربط میدهد.
#مرد_بالشی
@ErebusNyx
