کماکان.
Open in Telegram
اندکی اطمینان خاطر، برای وجود داشتن. t.me/HidenChat_Bot?start=957268736
Show moreThe country is not specifiedThe category is not specified
282
Subscribers
No data24 hours
+47 days
+430 days
Posts Archive
281
روز ها میگذرند و ما تنها درمانده تر از پیش میشویم. شهر ها دیگر جوابِ ما را نمیدهند،
کجای این "جهان" ایستادهای؟
هنوز هم سیگارت را با همان فندک قدیمیات روشن میکنی؟ سرد که میشود بیشتر میکشی...
گرما را هم دوست نداری. یعنی حتی در دل زمستان هم، بخاری خانهات خاموش است. سرما اگر خوردی، پرستاری بالا سرت هست؟
نقاشی چطور، هنوز نقاشی میکنی؟ راستش را بخواهی، چند سالی میشود که چیزی نکشیدم. رنگ ها را دیگر نمیشناسم. تنها چیزی که میشناسم، جوهر مشکی خودکارم است و فونتهای کسلکنندهی لپتاپ. تو اما ایکاش که هنوز در رنگ ها غرق باشی عزیزم، نه در سیاهی جوهر.
هالهی ماه
281
دیروز به مامانم گفتم "وای مامان معدم خیلی بهتره اصلا درد ندارم" و الان دقیقا بخاطر همین معدمه که هنوز بیدارم
اجی وایسا تعریفم تموم شه چرا انقدر بیجنبهای حالا
281
و بعد به خودم اومدم و فهمیدم دیگه برای به اشتراک گذاشتن عکسهام از بقیه نظر نمیخوام، میذارم بقیه ویدیوها و عکسهای رندوم و خندهدارم رو ببینن، بدون فیلتر عکس میگیرم، زیاد میرم جلوی آینه و وقتی میخندم دستم رو جلوی صورتم نمیگیرم
یهو به خودم اومدم و فهمیدم دیگه از خودم متنفر نیستم
