en
Feedback
من!

من!

Open in Telegram

و گفت: محبت درست نشود مگر در میان دو تن که یکی دیگری را گوید ای من! __تذکره‌الاولیا

Show more
The country is not specifiedThe category is not specified
378
Subscribers
No data24 hours
-127 days
-4130 days
Posts Archive
photo content

با تو بودن، غیر از آن هیچ.

Bi To Bakht O Bordanm (320).mp31.24 MB

به شوق تو عهدی با چشمات می‌بندم دوباره به این عشق به این دل می‌خندم قصه‌‌‌ی عشق بازیِ چرخِ روزگاره.

photo content

۱۵ اکتبر ۱۹۰۲: چرا این تصویر شما را که روی بالکن ایستاده‌اید، به دوردست‌ها خیره شده‌اید و احساس تنهایی می‌کنید، از ذهنم بیرون نمی‌رود؟ __ از الگا کنیپر به آنتوان چخوف

شب به پایان راهش نزدیک می‌شود. ما را هرگز خوابی نیست. بیدار می‌مانیم تا سپیده‌دمان. منتظر می‌مانیم تا خورشید چکش‌اش را بر تارکِ خانه‌ها بکوبد. منتظر می‌مانیم تا خورشید چکش‌اش را بر پیشانی هایمان بکوبد بر قلب‌هایمان بکوبد. آن قدر بکوبد تا صدا شود آن قدر تا صدا شنیده شود صدایی دیگر گونه؛ چرا که سکوت پر از صدای گلوله‌هایی‌ست که نمی‌دانیم از کجا شلیک می‌شوند. __یانیس ریتسوس

دوست دارم منفجر شوم، جاری شوم و ذره ذره شوم تا غبار. فروپاشیِ من شاهکارم خواهد بود. __امیل سیوران

Aref _ Khabe Setareh (320).mp315.05 MB

Abdol Hossein Mokhtabad - Shabangahan(320).mp318.99 MB

Simin Ghanem Marde Man -DabMusic-128.mp34.90 MB

Repost from من!
هنوز مشخص نشده که سوختن ستمگر در دوزخ آن دنیا ، چه سودی برای مردم ستم‌دیده‌ی این دنیا دارد! __نیچه

photo content
+1

photo content

‌تنهایی به‌ نظرم دردی آمد که مرکزِ آن در سینه‌ام بود. __قلعه‌ی مالویل🕸🕯/ روبر مرل

شبانگاه سکوت‌هایی برقرار می‌شد که به زحمت تحمل می‌شد و من طی این سکوت‌ها تقریبا می‌توانستم مشاهده کنم که چگونه افکار ایشان بی‌انتها در خلأ وجودشان سرگردان بود. __قلعه‌ی مالویل🕸🕯/ روبر مرل

این مرگ تدریجی چیز وحشتناکی است. در این لحظه از ترس بر خود می‌لرزم. به وجود شیطان معتقد نیستم، ولی اگر می‌بودم چگونه می‌توانستم فکر نکنم که انسان مظهری از شیطان است؟ __قلعه‌ی مالویل🕸🕯/ روبر مرل

اما من که نه رومی روم بودم و نه زنگی زنگ، در دو مکتب پرورش یافته و مخلوق دو رگه‌ی دو تعلیم و تربیت جداگانه بودم. این دو تربیت با هم نساخته و دیوارهای عظیمی از ایمان و اعتقاد در من فروریخته‌اند، چنانکه با خود می‌گویم آخر یک روز باید به صورتبرداری بپردازم تا ببینم که در من چه باقی مانده است. لیکن گمان نمی‌کنم که هیچ‌گاه به چنین کاری دست بزنم. به هر حال من در این زمینه بسیار شکاکم و این بی‌اعتمادی من تنها شامل حال کشیشان نیست. مثلا از کسانی هم که به خود می‌بالند از اینکه قلم بطلان بر خدا کشیده‌اند و مذهب را کهنه‌پرستی می‌دانند و فورا یک مشت خرافات فلسفی به همان اندازه خشک و جبری را جانشین آن می‌کنند سخت بیزارم، با اینکه صورتبرداری مورد بحث را انجام نداده‌ام می‌گویم که کششی عاطفی برای آداب و سن مذهبی اجداد خود در خود حس می‌کنم. خلاصه، همه‌ی تارها در من نگسسته است. از طرف دیگر، خوب متوجهم که گرایش به معنای پذیرش نیست. __قلعه‌ی مالویل🕸🕯/ روبر مرل

و پس از لحظه‌ای تفکر باز افزود: از این قرار، همیشه بدترین مصیبت‌هایی که به سر آدم می‌آید از طرف کسان خویش است. __قلعه‌ی مالویل🕸🕯/ روبر مرل