en
Feedback
من!

من!

Open in Telegram

و گفت: محبت درست نشود مگر در میان دو تن که یکی دیگری را گوید ای من! __تذکره‌الاولیا

Show more
The country is not specifiedThe category is not specified
379
Subscribers
No data24 hours
-107 days
-4130 days
Posts Archive
Big Eyes.mp34.95 MB

کین: چرا چشم‌ها رو انقدر بزرگ می‌کشی؟! مارگارت: چون می‌شه خیلی چیزها رو در چشم افراد دید... چشم‌ها پنجره‌ایست به درون. __🎞Big Eyes

photo content
+1

دیگه از فردا فقط درس🤡😭🤌

__🎞The Truman show
+3
__🎞The Truman show

بازمانده‌ی روز🍷/ کازوئو ایشی‌گورو

شاید بهتر بود خداوند ما را هم مثل خوب دیگر مثل گیاه‌ها خلق می‌کرد. یعنی این‌که پای‌مان محکم توی زمین باشد. آن‌وقت هیچ‌کدام از این کثافت‌کاری‌های مربوط به جنگ و مرز و این چیز‌ها اصلا پیش نمی‌آمد.

در مسائلی که انسان وقت و فکر زیادی صرف آن‌ها می‌کند قضیه غالبا از همین قرار است، یعنی انسان به حقیقت امر پی نمی‌برد تا آن‌که واقعه‌ی دیگری برحسب اتفاق، نظر او را به آن جلب کند.

این کتابه خیلیی متفاوت بود... به قول یه عزیزی یه عاشقانه‌ی ظریف.✨👌

photo content

If you muck me about, Dexter, lead me me on, or let me down, or go behind my back, I will murder you. __🎞️ One day

photo content
+1

امروز✨
+5
امروز✨

__🎞Inglorious basterds
+1
__🎞Inglorious basterds

من و خاله و سهیل😀🍭
من و خاله و سهیل😀🍭

مهمان‌سرای دو دنیا(نمایش‌نامه)🩷🌊☁️/ اریک امانوئل اشمیت

__ شما نمی‌دونین مرگ چیه؟ __بدترین اتفاقی که می‌تونه برای این سؤال بیفته اینه که پاسخی بهش داده بشه.

انقدر ساده‌دل نباشین. عدالت! شما می‌خواین که جهان هستی به قابلیت‌هاتون ارج بذاره، که نیکی پاداش بگیره و بدی به سزاش برسه، که بیماری به منزله‌ی تنبیه باشه، که خیر و خوبی مرگ رو به تأخیر بندازه، آره، یه عدالتی، هرجور عدالتی که شبیه عدالت باشه، حتی عدالت نادرست وجود داشته باشه. می‌خواین که چیزی وجود داشته باشه، شده خدایان دمدمی یا متعهد، آره، حتی خدایان بی‌اندازه مستبد! این معنیش اینه که یه اراده‌ای، نظمی، فکری، چیزی شبیه انسان اون بالا وجود داره. در حالی که به جای این، تا بوده، زندگی همین بوده که هست، کر، کور، بی‌اعتنا. برای جوهر هستی شهامت و شایستگی‌تون پشیزی ارزش نداره.

وای که چقدر خوبه! این که آدم با فرضیات مثل حباب‌های کف صابون بازی کنه و حتی وقتی هم که هیچی سر درنمی‌آری باز هم برای خودت خیال‌بافی کنی.

لورا: دوست دارم تو رویا فرو برم. موسیقی گوش کنم. و وقتی موسیقی گوش می‌‌کنم، صدای سکوت اطرافم رو بشنوم. ژولین: و بعد؟ لورا: بعدشم دوست دارم کتاب بخونم، دیوانه‌‌وار، تا تمام زندگی‌‌هایی رو که من نتونستم بشناسم تجربه کنم. ژولین: دیگه چی؟ لورا: بعد هم به نظرم میاد... که دلم می‌‌خواست عاشق باشم‌.