ch
Feedback
آرش رئیسی‌نژاد

آرش رئیسی‌نژاد

前往频道在 Telegram

راه در جهان یکی است و آن راه راستی است؛ راه راستی، راه ایران است و راه ملت ایران!

显示更多

📈 Telegram 频道 آرش رئیسی‌نژاد 的分析概览

频道 آرش رئیسی‌نژاد (@iran_simorq) 波斯语 语言赛道中的 是活跃参与者。目前社区聚集了 17 505 名订阅者,在 政治 类别中位列第 3 194,并在 伊朗 地区排名第 18 956

📊 受众指标与增长动态

невідомо 创建以来,项目保持高速增长,吸引了 17 505 名订阅者。

根据 14 九月, 2026 的最新数据,频道保持稳定运转。过去 30 天订阅人数变化为 84,过去 24 小时变化为 -6,整体触达仍然可观。

  • 认证状态: 未认证
  • 互动率 (ER): 平均受众互动率为 42.42%。内容发布后 24 小时内通常能获得 29.83% 的反应,占订阅者总量。
  • 帖子覆盖: 每篇帖子平均可获得 7 420 次浏览,首日通常累积 5 218 次浏览。
  • 互动与反馈: 受众积极参与,单帖平均反应数为 77
  • 主题关注点: 内容集中在 استراتژیک, نفت, نظامی, هرمز, زمین 等核心主题上。

📝 描述与内容策略

作者将该频道定位为表达主观观点的平台:
راه در جهان یکی است و آن راه راستی است؛ راه راستی، راه ایران است و راه ملت ایران!

凭借高频更新(最新数据采集于 15 九月, 2026),频道始终保持新鲜度与高覆盖。分析显示受众积极互动,使其成为 政治 类别中的关键影响点。

17 505
订阅者
-624 小时
+737 天
+8430 天
帖子存档
جنگ اخیر به یک چرخش استراتژیک ناخواسته در موضع منطقه‌ای ایران انجامید. دغدغه دیرینه تهران برای دستیابی به مدیترانه، جای خود را به تمرکز دوباره بر خلیج فارس، به‌ویژه تنگه هرمز، داده است. در واقع، این دگرگونی خود بازگشتی به منطق تاریخی ژرف‌تری در ژئوپلیتیک ایران است؛ منطقی که در آن خلیج فارس از دیرباز حیاط خلوت استراتژیک ایران تلقی شده است، منطقی که در دوران شاه نیز به‌وضوح وجود داشت و شاه توانست برتری ایران را در خلیج فارس با موفقیت تثبیت کند. از این رو، جنگ ممکن است به یکی از پیامدهای ناخواسته اما استراتژیک مهم خود منجر شده باشد، چرا که الزامات ژئوپلیتیکی به‌تدریج بر تعهدات ایدئولوژیک چیرگی یافته و ایران را به سوی جهت‌گیری مشخصاً خلیج‌فارس‌محورتری سوق داده‌اند. @Iran_Simorq

photo content
+2

جنگ اخیر به یک چرخش استراتژیک ناخواسته در موضع منطقه‌ای ایران انجامید. دغدغه دیرینه تهران برای دستیابی به مدیترانه، جای خود را به تمرکز دوباره بر خلیج فارس، به‌ویژه تنگه هرمز، داده است. در واقع، این دگرگونی خود بازگشتی به منطق تاریخی ژرف‌تری در ژئوپلیتیک ایران است؛ منطقی که در آن خلیج فارس از دیرباز حیاط خلوت استراتژیک ایران تلقی شده است، منطقی که در دوران شاه نیز به‌وضوح وجود داشت و شاه توانست برتری ایران را در خلیج فارس با موفقیت تثبیت کند. از این رو، جنگ ممکن است به یکی از پیامدهای ناخواسته اما استراتژیک مهم خود منجر شده باشد، چرا که الزامات ژئوپلیتیکی به‌تدریج بر تعهدات ایدئولوژیک چیرگی یافته و ایران را به سوی جهت‌گیری مشخصاً خلیج‌فارس‌محورتری سوق داده‌اند. دو سال پیش، در فردای سقوط بشار اسد، اشاره کرده بودم: «خُرد شدن حماس، تضعیف حزب‌الله و سرانجام سقوط سریع بشار اسد دگربار نشان داد که درک ⁠مفهوم ایران⁠ مهم‌ترین پیش‌نیاز تغییر در سیاست‌ها و استراتژی‌های منطقه‌ایست. بارها از این دگرگونی و ضرورت هشدار داده شد، اما با تفرعن نپذیرفتند. دست خدا اما در پوشش ⁠نیروهای ژئوپلیتیکی⁠ به آنان آموزاند!» سالی پیشتر نیز نوشته بودم: «بخشی از تنش‌های کنونی را باید برخاسته از زایش دردناک ⁠خودآگاهی ژئوپلیتیکی⁠ ایران دید؛ خودآگاهی که برداشت نوین از خویشتنِ ایران (Iran’s Self) و جایگاه کشور در جهان را نشان‌داده و مفهوم دوست-دشمن را ازنو پی‌ریزی می‌کند. ریشه این خودآگاهی را باید در جغرافیا، تاریخ و میراث تمدنی ایران دید. زایش ⁠خودآگاهی ژئوپلیتیکی⁠ پوسته انعطاف‌ناپذیر ایدئولوژی را نیز می‌شکند. چرا که اگر ایدئولوژی از منطق ژئوپلتیک بگریزد، به گزافه‌گویی و شطحیات تقلیل می‌یابد. اما اگر گفتمانِ منسجمِ مردمی، ⁠منطق ژئوپلتیک⁠ را دریابد و با آن ترکیب شود، آن لحظه، لحظه زایش نیروی ژئوکالچرال نوین ایران است.» @Iran_Simorq

photo content

برخلاف تصویر رویایی از عربستان سعودی، ساختار ژئوپلیتیکی این کشور بر پایه توسعه‌طلبی تهاجمی بنا شده و این کشور با تمام همسایگان خود درگیری مرزی داشته است. پایه‌گذاری آل‌سعود به ۱۷۴۴ م. بازمی‌گردد؛ زمانی که محمد بن سعود (حاکم درعیه) با محمد بن عبدالوهاب پیمان بست و «دولت اول سعودی» شکل گرفت. این حکومت با ذهنیت تکفیری، به کربلا و نجف حمله و مکه و مدینه را نیز تسخیر کرد. با سقوط دولت اول و سپس دولت دوم در سده ۱۹، پایه ساختار جدید توسط عبدالعزیز بن عبدالرحمن (ابن سعود) در اوایل سده بیستم گذاشته شد که هدف آن تسخیر کامل شبه‌جزیره بود. درگیری‌ها و تنش‌های مرزی عربستان با همسایگانش: ۱. یمن: در جنگ ۱۹۳۴ ابن سعود به یمن حمله کرد و مناطق «عسیر»، «نجران» و «جیزان» را از خاک یمن طی معاهده طائف ضمیمه خود کرد. در جنگ اخیر (۲۰۱۵ تاکنون) نیز ائتلاف به رهبری عربستان مداخله نظامی سنگینی را علیه یمن آغاز کرده است. ۲. عراق: در دهه ۱۹۲۰، تندروهای وهابی (اخوان) به دستور ابن سعود حملات مرگباری به عراق انجام دادند. گرچه پروتکل «عقیر» ۱۹۲۲ مرزها و «منطقه بی‌طرف» را مشخص کرد، اما ادعاهای ارضی ریاض تاکنون ادامه داشته است. ۳. کویت: ابن سعود در ۱۹۲۰ سودای تسخیر کامل کویت را داشت که با مقاومت کویتی‌ها در نبرد «الجهراء» ناکام ماند. با مداخله بریتانیا، بیش از نیمی از خاک مورد ادعای کویت به سعودی‌ها واگذار شد! اختلافات بر سر «منطقه بی‌طرف» و میدان نفتی مشترک «آرش/الدره» تاکنون حل‌نشده است. ۴. امارات: در ۱۹۵۲، سعودی به واحه «البریمی» (متعلق به عمان و ابوظبی) تجاوز کرد. در ۱۹۷۴، طی پیمان جده، عربستان امارات را مجبور کرد باریکه ساحلی «خور العدید» را واگذار کند تا ارتباط زمینی امارات با قطر قطع شود. ۵. قطر: در ۱۹۹۲ درگیری مسلحانه مرزی در منطقه «الخفوس» بین دو کشور رخ داد. اوج این تنش‌ها، محاصره همه‌جانبه زمینی، هوایی و دریایی قطر در سال ۲۰۱۷ توسط عربستان و متحدانش بود. ۶. عمان: عربستان بارها قبایل داخلی عمان را تحریک و به واحه البریمی تجاوز کرده تا نفوذ خود را تا سواحل اقیانوس هند گسترش دهد که با مداخله نیروهای بومی و بریتانیا عقب رانده شد. ۷. اردن: سعودی در ۱۹۲۲ و ۱۹۲۴ به شرق اردن حمله کرد تا امان را تصرف کنند، اما با بمباران هوایی بریتانیا سرکوب شدند. خطوط مرزی کنونی بر اثر توافق‌های تحمیلی بعدی شکل گرفت. ۸. مصر: درگیری تاریخی ریاض با قاهره به زمان محمدعلی پاشا و نابودی دولت اول سعودی بازمی‌گردد. سعودی با فشارهای سیاسی و اقتصادی توانست جزایر «تیران» و «صنافیر» در دهانه خليج عقبه را از مصر بازستاند. @Iran_Simorq

در غیر این صورت، کشور همچنان در حلقه کم‌ارزش زنجیره باقی خواهد ماند و فرصت‌های ناشی از تحولات جهانی را از دست خواهد داد. @Iran_Simorq

تقاضا به‌ویژه در بخش‌های حمل‌ونقل سبک‌وزن (خودروهای برقی)، انرژی‌های تجدیدپذیر، بسته‌بندی و زیرساخت‌های برقی رو به رشد است و قیمت‌ها در سال ۲۰۲۶ در سطوح نسبتاً بالا باقی مانده‌اند.در منطقه، کشورهای شورای همکاری خلیج فارس با بهره‌گیری از گاز ارزان، تولیدکنندگان عمده شمش هستند. امارات حدود ۲٫۷ میلیون تن، بحرین حدود ۱٫۶ میلیون تن و عربستان نزدیک به یک میلیون تن تولید می‌کنند. مجموع تولید این کشورها حدود ۶٫۳ تا ۶٫۵ میلیون تن است. در آسیای میانه، قزاقستان با سرمایه‌گذاری ۱۲٫۶ میلیارد دلاری چین در حال ایجاد مجتمع یکپارچه بوکسیت–آلومینا–ذوب است. آذربایجان نیز برنامه‌های مشخصی برای افزایش ظرفیت الکترولیز و محصولات نوردی تا سال ۲۰۳۰ دارد.این تصویر نشان می‌دهد که ایران نمی‌تواند و نباید در تولید انبوه شمش خام با رقبای دارای انرژی بسیار ارزان رقابت مستقیم کند. فرصت واقعی در تکمیل حلقه‌های میانی (آلومینا) و به‌ویژه پایین‌دستی نهفته است. این تصویر نشان می‌دهد که ایران نمی‌تواند و نباید در تولید انبوه شمش خام با رقبای دارای انرژی بسیار ارزان رقابت مستقیم کند. فرصت واقعی در تکمیل حلقه‌های میانی (آلومینا) و به‌ویژه پایین‌دستی نهفته است. چالش‌ها و فرصت‌های استراتژیک چالش‌های اصلی عبارتند از: ناپایداری تأمین انرژی، وابستگی به واردات آلومینا، محدودیت‌های ناشی از تحریم‌ها در جذب فناوری و سرمایه خارجی، رقابت قیمتی شدید در بازار شمش، و مسائل زیست‌محیطی فرآیند تولید. در مقابل، مزیت‌های ایران شامل ذخایر گاز طبیعی، وجود زیرساخت ذوب، نزدیکی به بازارهای غرب آسیا و ترکیه، و پتانسیل توسعه بازیافت و محصولات با ارزش افزوده است. برنامه پیشنهادی مرحله‌ای برنامه پیشنهادی در سه فاز طراحی شده است تا ضمن واقع‌بینانه بودن، مسیر خروج تدریجی از خام‌فروشی را فراهم کند. فاز اول (۱ تا ۳ سال): تثبیت تولید و ایجاد جریان نقدی پایدار اولویت مطلق، تأمین برق و گاز پایدار و اختصاصی برای واحدهای ذوب است. بدون حل این مسئله، هرگونه افزایش ظرفیت یا سرمایه‌گذاری جدید بی‌نتیجه خواهد ماند. همزمان باید نرخ بهره‌برداری ظرفیت موجود به بالای ۹۰ درصد برسد و مصرف انرژی ویژه کاهش یابد. مدیریت واردات آلومینا از طریق قراردادهای بلندمدت و استفاده هوشمند از بخشی از صادرات شمش برای تأمین ارز ضروری است. حمایت مالی هدفمند از واحدهای پایین‌دست موجود نیز در این مرحله اهمیت دارد. فاز دوم (۳ تا ۷ سال): تکمیل حلقه میانی و توسعه پایین‌دست احداث یا توسعه جدی ظرفیت آلومینا (حداقل ۸۰۰ هزار تا یک میلیون تن) با اولویت جذب سرمایه و فناوری از شرکای آسیایی (به‌ویژه چین و روسیه) باید در دستور کار قرار گیرد. همزمان توسعه خطوط نورد، اکستروژن، تولید آلیاژهای خاص و واحدهای بازیافت ضروری است. ایجاد مناطق ویژه یا پارک‌های صنعتی آلومینیوم در نزدیکی منابع گاز و بنادر، همراه با مشوق‌های مشروط به صادرات محصولات نهایی، می‌تواند سرمایه‌گذاری را تسهیل کند. سیاست تجاری باید هوشمندانه باشد: حمایت زمان‌دار از تولید داخل همراه با الزام به ارتقای کیفیت و افزایش تدریجی سهم محصولات با ارزش افزوده. فاز سوم (۷ تا ۱۵ سال): یکپارچه‌سازی و حضور پایدار در بازارهای منطقه‌ای و بین‌المللی حرکت به سمت تولید آلومینیوم با ردپای کربن پایین‌تر از طریق ترکیب گاز و انرژی‌های تجدیدپذیر، دریافت گواهی‌های بین‌المللی و تمرکز بر آلیاژها و محصولات تخصصی مورد نیاز صنایع خودرو، انرژی و دفاعی. ایران می‌تواند به تأمین‌کننده محصولات نیمه‌ساخته و نهایی برای بازارهای منطقه‌ای تبدیل شود و از خام‌فروشی شمش فاصله معناداری بگیرد. توصیه‌های سیاستی کلیدی انرژی را به‌عنوان پیش‌شرط هرگونه توسعه در نظر بگیرید و منابع اختصاصی برای صنعت آلومینیوم تعریف کنید. عوارض تصاعدی محدود و زمان‌دار بر صادرات شمش خام وضع و درآمد حاصل را مستقیماً به توسعه آلومینا و پایین‌دست اختصاص دهید. تأمین مالی را ترکیبی از منابع داخلی، مشارکت‌های آسیایی و ابزارهای پروژه‌محور طراحی کنید. استانداردهای کیفیت و زیست‌محیطی را ارتقا دهید تا امکان حضور در بازارهای حساس فراهم شود. نیروی انسانی متخصص و مراکز تحقیق و توسعه کاربردی را تقویت کنید. جمع‌بندی ایران ظرفیت تبدیل شدن به یک بازیگر متوسط اما باثبات در زنجیره ارزش آلومینیوم غرب آسیا را دارد، مشروط بر آنکه به‌جای رقابت در تولید انبوه شمش خام، بر تکمیل حلقه‌های میانی و پایین‌دستی تمرکز کند. موفقیت این راهبرد به اولویت‌بندی واقعی انرژی، جذب هدفمند سرمایه و اجرای منسجم بستگی دارد. اگر این مسیر دنبال شود، صنعت آلومینیوم می‌تواند یکی از ستون‌های ملموس تنوع‌بخشی درآمدی و کاهش وابستگی به صادرات نفت و گاز باشد.

داستان آلومینیوم تولید آلومینیوم اولیه عمدتاً در دو مرحله اصلی انجام می‌شود: ۱.فرآیند بایر (Bayer Process): بوکسیت (سنگ معدن اصلی) خرد و با محلول سود سوزآور (هیدروکسید سدیم) در فشار و دمای بالا (۱۵۰–۲۷۰ درجه سانتی‌گراد) هضم می‌شود. آلومینا (Al₂O₃) حل شده، ناخالصی‌ها (گل قرمز) فیلتر می‌شوند، هیدروکسید آلومینیوم رسوب می‌کند و سپس در دمای حدود ۱۲۰۰ درجه سانتی‌گراد کلسینه می‌شود تا آلومینا پودری خالص به دست آید. حدود ۲ تا ۳ تن بوکسیت برای تولید ۱ تن آلومینا نیاز است و بیش از ۹۰٪ آلومینای جهان از این روش تولید می‌شود. ۲.فرآیند هال-هرولت (Hall-Héroult): آلومینا در حمام مذاب کریولیت (Na₃AlF₆) در دمای ۹۴۰–۹۸۰ درجه سانتی‌گراد حل می‌شود. با عبور جریان الکتریکی قوی (تا صدها کیلوآمپر) بین آندهای کربنی و کاتد کربنی، آلومینیوم مذاب در کف دیگ جمع می‌شود و اکسیژن با کربن آند واکنش داده و CO₂ تولید می‌کند. واکنش کلی: 2Al2O3+3C→4Al+3CO22Al_2O_3 + 3C \to 4Al + 3CO_22Al_2O_3 + 3C \to 4Al + 3CO_2. این فرآیند انرژی‌بر است (حدود ۱۳–۱۵ مگاوات‌ساعت برق به ازای هر تن آلومینیوم) و آلومینیوم با خلوص ۹۹.۵–۹۹.۸٪ تولید می‌کند. سپس فلز مذاب به شمش، بیلت یا اسلب ریخته‌گری می‌شود. تولید ثانویه (بازیافت) انرژی بسیار کمتری مصرف می‌کند و سهم آن در حال رشد است. زنجیره ارزش شامل معدن بوکسیت، پالایش آلومینا، ذوب (الکترولیز)، ریخته‌گری، نورد/اکستروژن و محصولات نهایی است. چشم‌انداز جهانی و کاربردهای آلومینیومتولید اولیه جهانی در سال ۲۰۲۴ حدود ۷۲٫۸ میلیون تن و در ۲۰۲۵ حدود ۷۴ میلیون تن برآورد شده است. چین با حدود ۴۵ میلیون تن (نزدیک به سقف ظرفیت ۴۵ میلیون تنی خود) حدود ۶۰٪ تولید را در اختیار دارد. تولیدکنندگان بعدی هند (~۴٫۲ میلیون تن)، روسیه (~۳٫۹)، کانادا (~۳٫۳)، امارات (~۲٫۷) و بحرین (~۱٫۶) هستند. بازار در ۲۰۲۵–۲۰۲۶ با کسری ساختاری مواجه است (برآوردهای مختلف از ۲۰۰ هزار تا چند میلیون تن بسته به اختلالات). قیمت‌ها در ۲۰۲۶ به سطوح بالای ۳۰۰۰ دلار در هر تن (حتی بالاتر در دوره‌های تنش) رسیده و پیش‌بینی‌هایی حول ۲۹۰۰–۳۲۰۰ دلار وجود دارد. ظرفیت جهانی تا ۲۰۳۱ می‌تواند به حدود ۱۰۱ میلیون تن برسد، با رشد عمده خارج از چین (اندونزی، هند و غیره). کاربردها (تقریبی بر اساس داده‌های اخیر): حمل‌ونقل (خودرو، هوافضا، ریل): ۲۵–۳۶٪ (به‌ویژه سبک‌سازی خودروهای برقی). ساخت‌وساز: ۲۰–۲۴٪. بسته‌بندی: ۱۶–۲۴٪. برق و الکترونیک: ۱۳–۱۶٪. ماشین‌آلات، کالاهای مصرفی و سایر رشد تقاضا از الکتریکی‌سازی، انرژی‌های تجدیدپذیر (قاب‌های خورشیدی)، سبک‌سازی و بسته‌بندی پایدار پشتیبانی می‌شود. بازار کلی آلومینیوم می‌تواند با CAGR حدود ۵–۶٪ رشد کند. تمرکز بر آلومینیوم کم‌کربن (با انرژی تجدیدپذیر یا هیدرو) و بازیافت در حال افزایش است. سرمایه‌گذاری‌ها و وضعیت در آسیای میانه، خاورمیانه و قفقازخاورمیانه (به‌ویژه GCC): یکی از قطب‌های اصلی تولید خارج از چین با ظرفیت ترکیبی حدود ۶٫۳–۶٫۵ میلیون تن در ۲۰۲۴–۲۰۲۵ (حدود ۸–۹٪ جهانی). امارات (EGA حدود ۲٫۷ میلیون تن)، بحرین (Alba حدود ۱٫۶)، عربستان (Ma’aden حدود ۰٫۹–۱ میلیون تن با مجتمع یکپارچه شامل معدن بوکسیت، پالایشگاه ۱٫۸ میلیون تن آلومینا و ذوب)، قطر و عمان. سرمایه‌گذاری‌های عظیم تاریخی (مانند مجتمع ۱۰٫۸ میلیارد دلاری Ma’aden) و تمرکز بر انرژی گاز و تجدیدپذیر. تنش‌های اخیر (اختلالات در تنگه هرمز و حملات) باعث کاهش نرخ بهره‌برداری و کسری عرضه شده و سرمایه‌گذاری‌های جدید را تحت تأثیر قرار داده، اما پروژه‌های پایین‌دستی و بازیافت ادامه دارد. قزاقستان: زنجیره یکپارچه (معدن بوکسیت حدود ۵٫۵ میلیون تن، پالایشگاه پاولودار حدود ۱٫۳–۱٫۵ میلیون تن آلومینا). سرمایه‌گذاری بزرگ ۱۲٫۶ میلیارد دلاری گروه East Hope چین برای مجتمع یکپارچه (پالایشگاه ۲ میلیون تن آلومینا + ذوب ۱ میلیون تن) در مناطق کوستانای و آکتوبه با تمرکز بر انرژی تجدیدپذیر؛ تولید تجاری فاز اول حول ۲۰۲۸ هدف‌گذاری شده است. تاجیکستان: TALCO (ظرفیت طراحی ۵۱۷ هزار تن) تولید واقعی حدود ۸۲ هزار تن در ۲۰۲۴ و هدف بیش از ۱۰۰ هزار تن در ۲۰۲۵؛ وابسته به واردات مواد اولیه و برق ارزان هیدرو. برنامه‌های مدرن‌سازی با مشارکت چینی وجود دارد. قفقاز:آذربایجان: Azeraluminium در حال گسترش؛ برنامه‌های دولتی ۲۰۲۷–۲۰۳۰ برای رسیدن ظرفیت الکترولیز به ۱۰۰ هزار تن و محصولات نوردی به ۵۰ هزار تن تا ۲۰۳۰. همکاری با شرکای چینی و آلمانی برای سرمایه‌گذاری. ارمنستان: تمرکز بیشتر بر پایین‌دستی (فویل و محصولات) با حضور سابق Rusal؛ پتانسیل سرمایه‌گذاری در پردازش. گرجستان عمدتاً واردکننده و پردازش‌کننده است. سرمایه‌گذاری‌ها در منطقه به سمت یکپارچگی زنجیره، انرژی ارزان/سبز و کاهش وابستگی به واردات آلومینا هدایت می‌شود.

چین نقش غالب در تأمین مالی پروژه‌های آسیای میانه دارد. جایگاه ایران در زنجیره ارزش تولید آلومینیوم (غرب آسیا و جهان) ایران تولیدکننده متوسط منطقه‌ای است. ظرفیت نصب‌شده بیش از ۶۵۰–۷۷۰ هزار تن (شرکت‌های اصلی: سالکو/آلومینیوم جنوب حدود ۳۰۰ هزار تن، ایرالکو، المهدی/هرمزال، جاجرم). تولید واقعی حدود ۵۶۰–۶۰۰+ هزار تن در سال‌های اخیر (به دلیل کمبود برق و گاز کمتر از ظرفیت کامل). سهم جهانی حدود ۰٫۸٪. https://www.tehrantimes.com/news/517284/Annual-aluminum-output-reaches-560-000-tons-amid-energy-shortages بالادستی: بوکسیت محدود و یک پالایشگاه آلومینا در جاجرم (ظرفیت حدود ۲۴۰–۲۸۰ هزار تن؛ تولید واقعی کمتر، حدود ۲۰۰+ هزار تن). نیاز به حدود ۱٫۳ میلیون تن آلومینا برای ظرفیت کامل، بنابراین وابستگی شدید به واردات (عمدتاً از هند و دیگران؛ خودکفایی حدود ۲۰٪). پروژه‌هایی مانند پالایشگاه ۱ میلیون تنی در منطقه ویژه اقتصادی پارسیان در دست بررسی/اجراست. میانی (ذوب): چهار واحد اصلی فعال با نرخ بهره‌برداری نسبتاً بالا در دوره‌های تأمین انرژی. صادرات بخشی از شمش برای تأمین ارز واردات آلومینا. پایین‌دستی: تولید ورق، فویل، قطعات خودرو، سیم و کابل؛ اما با چالش‌های رکود مصرف داخلی و قطعی برق مواجه است. مزیت نسبی بیشتری در این بخش نسبت به بالادستی دارد. در غرب آسیا، ایران پس از امارات، بحرین و عربستان قرار دارد اما به دلیل انرژی (گاز/برق) و موقعیت جغرافیایی پتانسیل دارد. در جهان، جایگاه متوسط با تمرکز بر صادرات منطقه‌ای (ترکیه، چین و دیگران). چالش‌ها: تحریم‌ها، کمبود انرژی، وابستگی به واردات آلومینا و سرمایه‌گذاری محدود خارجی. فرصت‌ها: تکمیل زنجیره (پروژه‌های آلومینا)، توسعه پایین‌دستی ارزش‌افزوده، استفاده از انرژی گاز و نزدیکی به بازارهای منطقه. هدف‌های قبلی (مانند ۱٫۵ میلیون تن در افق ۱۴۰۴) محقق نشده، اما با حل مشکلات انرژی و جذب سرمایه می‌تواند سهم خود را در زنجیره منطقه‌ای افزایش دهد (به‌ویژه در پردازش و صادرات محصولات نهایی). جمع‌بندی سرمایه‌گذاری: سرمایه‌گذاری جهانی به سمت ظرفیت‌های خارج از چین با انرژی رقابتی و کم‌کربن حرکت می‌کند. در منطقه مورد نظر، پروژه‌های بزرگ چینی در قزاقستان، توسعه یکپارچه در عربستان و برنامه‌های آذربایجان برجسته هستند. ایران با رفع موانع انرژی و تأمین آلومینا می‌تواند در بخش میانی و پایین‌دستی زنجیره ارزش غرب آسیا نقش قوی‌تری ایفا کند، هرچند رقابت با تولیدکنندگان کم‌هزینه GCC شدید است. داده‌ها بر اساس منابع USGS، گزارش‌های صنعتی و اخبار تا اواسط ۲۰۲۶ است و ممکن است با تحولات ژئوپلیتیک تغییر کند. توسعه زنجیره ارزش آلومینیوم ایران: راهبردی برای تنوع‌بخشی درآمدی و خروج تدریجی از اقتصاد خام‌فروشیصنعت آلومینیوم یکی از معدود حوزه‌هایی است که ایران می‌تواند با اتکا به منابع گاز طبیعی، موقعیت جغرافیایی و ظرفیت‌های موجود صنعتی، گامی عملی در جهت تنوع‌بخشی به درآمدهای ارزی و کاهش وابستگی به صادرات نفت و گاز خام بردارد. با این حال، وضعیت کنونی این صنعت نشان می‌دهد که کشور عمدتاً در حلقه تولید شمش خام متوقف مانده و بخش عمده ارزش افزوده را به دیگران واگذار کرده است. این مقاله با بررسی واقعیات داخلی، منطقه‌ای و جهانی، برنامه‌ای جامع و مرحله‌ای برای ارتقای جایگاه ایران در زنجیره ارزش آلومینیوم پیشنهاد می‌کند. وضعیت کنونی صنعت آلومینیوم ایران تولید شمش آلومینیوم ایران در سال‌های اخیر حدود ۵۶۰ تا ۶۰۰ هزار تن در سال بوده است، در حالی که ظرفیت اسمی کارخانه‌های اصلی (سالکو، ایرالکو، المهدی و جاجرم) بیش از ۶۵۰ هزار تن برآورد می‌شود. نرخ بهره‌برداری پایین عمدتاً ناشی از کمبود پایدار برق و گاز است. خودکفایی در تولید آلومینا نیز بسیار محدود است؛ کارخانه جاجرم حدود ۲۰۰ تا ۲۵۰ هزار تن در سال تولید می‌کند، در حالی که برای استفاده کامل از ظرفیت ذوب به حدود ۱٫۳ میلیون تن آلومینا نیاز است. در نتیجه، صنعت وابستگی شدیدی به واردات آلومینا دارد و بخش قابل‌توجهی از شمش تولیدی صادر می‌شود تا ارز مورد نیاز برای تأمین مواد اولیه فراهم گردد. در بخش پایین‌دست (ورق، فویل، پروفیل، قطعات خودرو و سیم و کابل) ظرفیت‌هایی وجود دارد، اما به دلیل رکود تقاضای داخلی، قطعی انرژی و رقابت واردات، توسعه محدودی داشته است. این ساختار، ایران را بیشتر به صادرکننده مواد نیمه‌خام تبدیل کرده تا بازیگر زنجیره ارزش کامل. واقعیات منطقه‌ای و جهانی در سطح جهانی، تولید آلومینیوم اولیه در سال ۲۰۲۵ حدود ۷۴ میلیون تن برآورد شده است. چین با نزدیک به ۴۵ میلیون تن (حدود ۶۰ درصد تولید جهان) همچنان مسلط است، اما سقف ظرفیت خود را تقریباً پر کرده است. این امر فضا را برای تولیدکنندگان دیگر باز کرده، هرچند رقابت بر سر انرژی ارزان و کم‌کربن شدید است.

«ایران سرزمین ما است … ما از یک آب و خاک هستیم … ما فرزندان ایران هستیم.» کاش پیام تابناک این جمله باور همه ما ایرانیان بود؛ از قدرتمندترین‌ها تا بی‌صدایان، که ایران خانه ماست. خانه بدون خانواده متروکه است و ویرانه؛ خانواده بدون خانه آواره است و درمانده! ما همه فرزندان ایرانیم؛ فرزندان این خاک پر گهر! در روز ملی سینمای ایران، یادی کنیم از بهترین فیلم تاریخ سینمای ایران، باشو غریبه کوچک، از شادروان استاد بهرام بیضایی. @Iran_Simorq

+2
و بدین ترتیب، نیروهای انصارالله با ضد حمله‌ای شکفت‌انگیز به جنوب غرب مراد در مجاورت تنگه باب‌المندب رسیدند. حوثی‌ها کنترل جزیره میون در دهانه این تنگه ژئواستراتژیک را نیز در دست خواهند گرفت و با استراتژی نامتقارن خود بر توان فشار بر اقتصاد و امنیت جهانی خواهند افزود. ۶ ماه پیش و در روزهای نخستین جنگ ایران، اشاره شده بود که این جنگ خواه ناخواه در دو نقطه متمرکز خواهد شد: تنگه هرمز و تنگه باب‌المندب. دگربار در آستانه ظهور و بروز بیش از پیش جنگ گلوگاهی «Chokepoint War» هستیم!⁩ @Irqn_Simorq

این مسیر می‌تواند زمان حمل کالا از چین به اروپا را ۷ تا ۱۰ روز کاهش دهد. ترمینال بار فرودگاه تاشکند با ظرفیت ۱۲۰ هزار تن در سال افتتاح شده و مراکز لجستیکی بزرگ در تاشکند، ناوی و نامانگان در حال احداث هستند. ازبکستان همچنین به‌دنبال افزایش سهم خود از ظرفیت بنادر خزر قزاقستان است. ۳. قرقیزستان، تاجیکستان و ترکمنستان قرقیزستان روی مرکز تجاری–لجستیکی ماناس با سرمایه‌گذاری چین کار می‌کند که فاز اول آن ۷۰۰ میلیون دلار و کل پروژه تا ۴ میلیارد دلار برآورد شده است. بزرگراه جایگزین شمال–جنوب نیز در حال تکمیل است. تاجیکستان جایگاه دوم جهان را در تولید آنتیموان دارد و سرمایه‌گذاری‌های چینی در معادن طلای این کشور ادامه دارد. ترکمنستان با تقویت گذرگاه‌های مرزی با ازبکستان و مشارکت در حمل دریایی خزر، نقش خود را در کریدور میانی حفظ کرده است. بخش دوم: قفقاز جنوبی ۱. آذربایجان آذربایجان به‌دلیل موقعیت جغرافیایی، نقش محوری در اتصال آسیای میانه به اروپا ایفا می‌کند.بندر باکو و مجتمع آلیات در حال گسترش به ظرفیت ۲۵ میلیون تن و ۵۰۰ هزار واحد کانتینری هستند. راه‌آهن باکو–تفلیس–قارص پس از نوسازی، ظرفیت حمل بار خود را از یک میلیون به پنج میلیون تن رسانده و از سال ۲۰۲۵ به‌طور کامل تجاری فعالیت می‌کند. در مناطق شرق زنگه‌زور و لاچین، ده‌ها کیلومتر بزرگراه، تونل، پل و فرودگاه لاچین (در ارتفاع حدود ۱۷۰۰ متری) ساخته شده است. فرودگاه لاچین قابلیت پذیرش هواپیماهای باری سنگین را دارد و به هاب لجستیکی منطقه تبدیل شده است. همکاری با ازبکستان برای ایجاد ناوگان مشترک خزر و ساخت هاب لجستیکی مشترک در نزدیکی بندر باکو در حال پیشرفت است. حجم بار جابه‌جاشده در کریدور شرق–غرب آذربایجان در سال ۲۰۲۵ به حدود ۱۶٫۹ میلیون تن رسید. ۲. گرجستان گرجستان دروازه دریای سیاه برای کریدور میانی محسوب می‌شود. بندر پوتی بیش از ۶۰۰ هزار واحد کانتینری در سال جابه‌جا می‌کند که حدود ۸۰ درصد کل کانتینرهای کشور را تشکیل می‌دهد. ترمینال چندوجهی پوتی با مشارکت شرکت‌های قزاقستانی و آذربایجانی در سال ۲۰۲۵ افتتاح شد. بندر خشک تفلیس نیز در همان سال راه‌اندازی شد تا امکان انتقال بار از قطار به سایر شیوه‌های حمل‌ونقل را فراهم کند. پروژه‌های بزرگراهی و طرح انتقال برق سبز از طریق کابل زیردریایی به رومانی نیز در حال پیگیری است. ۳. ارمنستان ارمنستان در حال اجرای پروژه‌های مهمی برای خروج از بن‌بست جغرافیایی است. کریدور جدید ترانزیتی در جنوب کشور (حدود ۴۰ کیلومتر در استان سیونیک) با حمایت آمریکا در حال برنامه‌ریزی است و شامل راه‌آهن، جاده، خطوط انرژی و فیبر نوری خواهد بود. جاده سیسیان–کاجاران با بودجه حدود ۴۷۲ میلیون یورو در حال ساخت است و می‌تواند زمان سفر را تا ۴۰ درصد کاهش دهد. تونل ۷٫۲ کیلومتری کاجاران نیز یکی از پیچیده‌ترین پروژه‌های مهندسی منطقه محسوب می‌شود. در حوزه فناوری، پروژه هوش مصنوعی فایربرد با سرمایه‌گذاری اولیه ۵۰۰ میلیون دلار و دریافت مجوز واردات پردازنده‌های پیشرفته آغاز شده و هدف آن تبدیل ارمنستان به یکی از هاب‌های منطقه‌ای هوش مصنوعی است. شبکه انتقال برق با گرجستان نیز در حال تقویت است. روندهای مشترک: رشد چشمگیر حجم بار در کریدور میانی (از حدود ۰٫۸ میلیون تن در سال ۲۰۲۰ به بیش از ۴٫۵ میلیون تن در سال ۲۰۲۴) تمرکز همزمان بر توسعه زیرساخت سخت (راه، راه‌آهن، بندر) و نرم (دیجیتالی‌سازی گمرک و لجستیک) حرکت از خام‌فروشی مواد معدنی به سمت فرآوری و ایجاد ارزش افزوده رشد سریع اقتصاد دیجیتال و فین‌تک به‌ویژه در قزاقستان و ازبکستان. چالش‌های اصلی: نیاز به هماهنگی بیشتر بین کشورهای مسیر فرسودگی بخشی از زیرساخت‌های معدنی و حمل‌ونقلی قدیمی مسائل ژئوپلیتیکی مرتبط با برخی مسیرهای پیشنهادی تأمین مالی پایدار پروژه‌های بزرگ. چشم‌انداز: در صورت ادامه روند فعلی، کشورهای آسیای میانه و قفقاز می‌توانند در دهه آینده به یکی از مهم‌ترین حلقه‌های اتصال اقتصاد چین، اروپا و خاورمیانه تبدیل شوند. موفقیت در این مسیر به سه عامل بستگی دارد: تکمیل به‌موقع پروژه‌های زیرساختی، جذب سرمایه‌گذاری خارجی با شرایط برد–برد، و حرکت جدی به‌سمت اقتصاد دانش‌بنیان و فرآوری مواد معدنی. @Iran_Simorq

گزارش جامع اقدامات کشورهای آسیای میانه و قفقاز جنوبی مقدمه کشورهای آسیای میانه (قزاقستان، ازبکستان، قرقیزستان، تاجیکستان و ترکمنستان) و قفقاز جنوبی (آذربایجان، گرجستان و ارمنستان) در چند سال اخیر وارد مرحله تازه‌ای از توسعه شده‌اند. موقعیت جغرافیایی این کشورها که روزگاری نقطه ضعف محسوب می‌شد، امروز به بزرگ‌ترین مزیت آن‌ها تبدیل شده است. کریدور میانی (مسیر ترانس‌خزر) که چین را از طریق آسیای میانه، دریای خزر و قفقاز به اروپا متصل می‌کند، به محور اصلی سیاست‌های اقتصادی این کشورها تبدیل شده است.همزمان با توسعه زیرساخت‌های حمل‌ونقل، این کشورها روی استخراج و فرآوری مواد معدنی حیاتی، دیجیتالی‌سازی خدمات دولتی و خصوصی، و ایجاد اقتصاد مبتنی بر فناوری اطلاعات سرمایه‌گذاری سنگینی کرده‌اند. گزارش حاضر تلاش می‌کند مهم‌ترین اقدامات و پروژه‌های در حال اجرا را به‌صورت جامع و با جزئیات بررسی کند. بخش اول: آسیای میانه ۱. قزاقستان قزاقستان در حال حاضر پیشروترین کشور منطقه در حوزه لجستیک و ترانزیت است و خود را به‌عنوان هاب اصلی کریدور میانی معرفی کرده است. زیرساخت و لجستیک: دوخطه‌سازی مسیر ۸۳۶ کیلومتری دوستیک–مویینتی که مهم‌ترین گلوگاه ریلی بین چین و قزاقستان بود، در سال ۲۰۲۵ به مراحل پایانی رسیده است. این پروژه ظرفیت عبور قطارها را به‌طور چشمگیری افزایش می‌دهد. ساخت خطوط ریلی جدید باختی–آیاگوز و قیزیل‌جار–مویینتی برای تکمیل شبکه شرقی–غربی و شمالی–جنوبی کشور در جریان است. ترمینال چندمنظوره سارژا در بندر کوریک افتتاح شده و بندر آکتائو در حال تبدیل شدن به هاب کانتینری واقعی است. فاز اول هاب کانتینری آکتائو با ظرفیت سالانه ۱۴۰ هزار واحد راه‌اندازی شده و فاز دوم تا سال‌های ۲۰۲۷–۲۰۲۸ ظرفیت را به ۲۴۰ هزار واحد می‌رساند. قزاقستان ترمینال اختصاصی خود را در بندر پوتی گرجستان با ظرفیت حدود ۱۰۰ هزار واحد افتتاح کرده است. بیش از ۱۳ هزار کیلومتر بزرگراه در حال ساخت یا بازسازی است. پروژه جاده ساکسائول–بینئو می‌تواند زمان ترانزیت از چین به اروپا را تا یک‌سوم کاهش دهد. پلتفرم‌های دیجیتال گمرکی مانند «تز کاستومز» از سال ۲۰۲۴ فعال شده و فرآیند ترخیص کالا را به‌شدت تسهیل کرده است. همچنین سامانه هوشمند مدیریت بار برای یکپارچه‌سازی فرآیندهای گمرکی و لجستیکی در حال توسعه است. هدف رسمی دولت قزاقستان دو برابر شدن حجم ترانزیت تا سال ۲۰۲۹ است. معدن: قزاقستان دارای ذخایر غنی مواد معدنی حیاتی است. کشف ذخایر زانا قزاقستان با بیش از ۲۰ میلیون تن سنگ معدن حاوی عناصر نادر خاکی (نئودیمیم، سریم، لانتان و ایتریم) از مهم‌ترین رویدادهای اخیر بوده است. سامانه یکپارچه استفاده از منابع زیرزمینی با بیش از ۶۶ هزار گزارش زمین‌شناسی راه‌اندازی شده و دسترسی سرمایه‌گذاران را آسان‌تر کرده است. سرمایه‌گذاری ۵۰۰ میلیون دلاری یک شرکت آلمانی در استخراج و فرآوری لیتیوم در شرق قزاقستان و برنامه‌ریزی برای راه‌اندازی معدن گالیوم تا پایان ۲۰۲۶ از دیگر اقدامات مهم است. قانون جدید منابع زیرزمینی و پذیرش استانداردهای بین‌المللی گزارش‌دهی نیز اجرا شده است. فناوری: موفقیت سوپراپ کاسپی‌دات‌کی‌زی با ارزش بیش از ۲۰ میلیارد دلار نشان داد که قزاقستان می‌تواند در حوزه فناوری‌های مالی و خدمات دیجیتال پیشرو باشد. دولت در حال گسترش این الگو به سایر بخش‌ها است. ۲. ازبکستان ازبکستان در سال‌های اخیر با سرعت بالایی در حال اصلاحات اقتصادی و زیرساختی است و همزمان در سه حوزه فناوری، معدن و لجستیک پیش می‌رود. فناوری و اقتصاد دیجیتال: پارک فناوری اطلاعات تاشکند امروز میزبان بیش از ۶۵۰ شرکت است که تا سال ۲۰۲۸ از مالیات و عوارض گمرکی معاف هستند. هدف دولت رسیدن به صادرات ۵ میلیارد دلاری خدمات فناوری اطلاعات تا سال ۲۰۳۰ است. ظهور شرکت اوزوم با ارزش بیش از یک میلیارد دلار که خدمات تجارت الکترونیک، پرداخت، لجستیک و اعتبار مصرفی را یکجا ارائه می‌دهد، نماد موفقیت این سیاست است. بانکداری دیجیتال و فین‌تک نیز رشد چشمگیری داشته و سرمایه نظام بانکی کشور در پنج سال گذشته دو برابر شده است. معدن: ازبکستان برنامه‌ای ۲٫۶ میلیارد دلاری برای اجرای ۷۶ پروژه مواد معدنی حیاتی تا سه سال آینده تدوین کرده است. کشف ذخایر لیتیوم (حدود ۱۷۴ هزار تن) و گرافیت (۱۵٫۲ میلیون تن) از مهم‌ترین اخبار بوده است. مجتمع فلزات فناورانه ازبکستان در سال ۲۰۲۴ تأسیس شد تا روی فلزاتی مانند تنگستن، مولیبدن، رنیوم و تانتال تمرکز کند. قانون جدید منابع زیرزمینی که از ابتدای ۲۰۲۵ اجرایی شده، ایجاد پورتال تعاملی زمین‌شناسی را الزامی کرده است. لجستیک و زیرساخت: راه‌آهن چین–قرقیزستان–ازبکستان که طول تقریبی آن ۵۲۳ کیلومتر است، از اواخر سال ۲۰۲۴ رسماً آغاز شده و حفر تونل‌های اصلی در سال ۲۰۲۵ جریان دارد.

به بهانه ضد حمله موفق حوثی‌ها و تسخیر بندر استراتژیک مخار در شمال باب‌المندب، این تحلیل از ریشه‌های ژئوپلیتیکی جایگاه یمن و ت
+9
به بهانه ضد حمله موفق حوثی‌ها و تسخیر بندر استراتژیک مخار در شمال باب‌المندب، این تحلیل از ریشه‌های ژئوپلیتیکی جایگاه یمن و تاریخ رابطه پرفرازونشیب این کشور با ایران را که دو سال پیش نوشته شده است را دگربار اینجا آوردم. باشد که درک روشن‌تری از یمن فراهم سازد.⁩ @Iran_Simorq

در باب ضد حمله موفق حوثی‌ها و تصرف بندر مخا در شمال باب‌المندب، باید به ریشه‌های ژئوپلیتیکی جایگاه یمن و رابطه پرفرازونشیب تاریخی این کشور با ایران نگریست. تحلیلی کوتاه از این رابطه در نوشته دو سال پیش در دسترس است. @Iran_Simorq

آلمان در مسیر دگرگونی؟ انتخابات ایالتی زاکسن-آنهالت در ششم سپتامبر برگزار شد. خود ایالت وزن چندانی در سیاست آلمان ندارد؛ کوچک است و در شرق. آنچه این نتیجه را مهم می‌کند اندازه‌ی آن است: AfD ۴۴٪ آرا و ۳۹ کرسی از ۸۳ کرسی را به دست آورد و CDU، حزب مرکل و مرتس، به ۱۷٪ و ۱۵ کرسی فروکاست؛ بیش از نیمی از کرسی‌هایش را در یک دوره از دست داد. AfD پیش‌تر در تورینگن نیز نخست شده بود، اما رأیی در این اندازه در تاریخ انتخابات ایالتی آلمان سابقه ندارد. عدد دوم مهم‌تر است: مشارکت از ۶۰٪ به ۷۶٪ رسید. این رأی جابه‌جایی آرا میان احزاب نبود؛ رأی تازه بود، از دل کسانی که پیش‌تر اساساً پای صندوق نمی‌آمدند. AfD رأی رقبا را نگرفت، رأی تولید کرد! خوانش رایج، ماجرا را با خودِ AfD توضیح می‌دهد. به گمان بنده متغیر اصلی جای دیگری است: فروپاشی راست میانه. مرکل حزب خود را با عنوان «راست میانه» راند، اما سیاست عملی‌اش در پرونده‌های تعیین‌کننده — مهاجرت، انرژی، مسائل اجتماعی — به چپ نزدیک بود. این ارزیابی بنده نیست؛ در این سال‌ها بارها آن را از خود آلمانی‌ها شنیده‌ام، از جمله از کسانی که خود در طیف راست‌اند و انتظار داشتند حزبشان همان باشد که ادعا می‌کند. فضایی که یک حزب واگذارد حذف نمی‌شود؛ بی‌نماینده می‌ماند تا دیگری آن را اشغال کند. شاهد این تفسیر از خودِ نظرسنجی‌ها می‌آید. پس از اظهارنظر جنجالی مرتس درباره‌ی «سیمای شهری» (Stadtbild) و ارجاعش به مهاجران، پولیت‌باروم‌تر نشان داد ۶۳٪ با او موافق‌اند و ۲۹٪ مخالف. پس مسئله این نیست که موضع سخت‌گیرانه در پرونده‌ی مهاجرت در آلمان طرفدار ندارد؛ مسئله این است که حزبی که سال‌ها این فضا را واگذاشته، دیگر مالک آن نیست. رأی‌دهنده وقتی اصل را در دسترس ببیند، به رونوشت متأخر بازنمی‌گردد. لایه‌ی دوم شخص صدراعظم است. محبوبیت مرتس به پایین‌ترین سطح ثبت‌شده برای یک صدراعظم آلمان رسیده و روند نزولی آن نایستاده است. شنیده‌ام مشاورانش توصیه کرده‌اند کمتر آفتابی شود، چون هر موضع‌گیری جنجالی تازه می‌سازد؛ این را نمی‌توان مستند کرد. آنچه مستند است رفتار خودِ حزب اوست: در کارزار زاکسن-آنهالت، سون شولتسه، نخست‌وزیر CDU همان ایالت، صدراعظم را کنار گذاشت؛ دو گردهمایی بزرگ لغو شد، مرتس تنها در برنامه‌های کوچک حاضر شد، و شولتسه خواستار لغو نشست هیئت اجرایی حزب در ماگدبورگ شد. حزب حاکم فدرال، حضور رهبر خود را در یک کارزار ایالتی بدهی محاسبه کرده بود. و اما پیامد ساختاری. AfD اکثریت مطلق ندارد؛ ۳۹ کرسی دارد و آستانه ۴۲ است. «دیوار آتش» نیز پابرجاست. پس دولت ایالتی باید از ائتلاف CDU با سوسیال‌دموکرات‌ها، سبزها و چپ‌ها ساخته شود؛ چهار حزبی که در سطح فدرال رقیب یکدیگرند و تنها وجه اشتراکشان کنار گذاشتن AfD است. دیوار آتش تا زمانی که AfD در محدوده‌ی بیست درصد بود ابزاری کارآمد بود؛ در چهل‌وچهار درصد، همان ابزار دقیقاً روایتی را تصدیق می‌کند که AfD سال‌هاست می‌فروشد: اینکه احزاب مستقر، با هر اختلاف اعلام‌شده‌ای، یک بلوک واحدند. هر ائتلاف چهارحزبی، این ادعا را از تبلیغات انتخاباتی به واقعیت اداری منتقل می‌کند! زاکسن-آنهالت کوچک است و انتخابات فدرال فاصله دارد. اما سازوکاری که اینجا کار کرد، فروپاشی راست میانه، تولید رأی تازه به جای جابه‌جایی آن، و ائتلاف ناهمگون به عنوان تنها پاسخ در دسترس، مختص شرق آلمان نیست. آروین پورسینا MPP Candidate at Willy Brandt School of Public Policy

در دره پنجشیر، یک تنه در برابر ارتش سرخ شوروی ایستاد، آنگاه که کل افغانستان زیر سیطره رژیم کمونیستی کابل درآمده بود. در میانه
+8
در دره پنجشیر، یک تنه در برابر ارتش سرخ شوروی ایستاد، آنگاه که کل افغانستان زیر سیطره رژیم کمونیستی کابل درآمده بود. در میانه جنگ‌های داخلی، کوشید که ثبات بر این کشور گسیخته‌از‌هم حاکم شود؛ اما نشد. تا انکه طالبان شهرهای افغانستان را یک به یک تسخیر کردند. این بار نیز در پنجشیر جانانه ایستاد، آنگاه که دست یاری‌کننده‌ای را نمی‌یافت. در میانه سال‌های جنگ، روزی در تخار در شمال غرب افغانستان، در جمع مجاهدین و خبرنگاران نشسته بود و دیوان حافظ شیرازی را می‌خواند که خبر آوردند طالبان در منطقه‌ای حمله کرده و در حال پیشروی است. مسعود توجهی نکرد و به خواندن دیوان حافظ با عشق ادامه داد. یکی از فرماندهان از بی تفاوتی مسعود ناراحت شد و با صدای بلند گفت: آمر صاحب! طالبان حمله کرده اند. مسعود گفت: بگذار که این غزل را تمام کنم، مگر نمی دانی که جنگ با ما بر سر حافظ است؟!» ۲۵ سال پیش در چنین روزی، احمد شاه مسعود، شیر دره پنجشیر و قهرمان ملی افغانستان، ترور شد و جان خود را از دست بداد!⁩ @Iran_Simorq

چرا گازوئیل بسیار بیشتر از نفت گران شده است؟ یکی از مهم‌ترین تحولات بازار انرژی در ماه‌های اخیر، فاصله گرفتن قیمت گازوئیل از نفت خام است. در حالی که برنت پس از جهش اولیه ناشی از جنگ هرمز بخشی از افزایش خود را پس داده و اکنون در محدوده زیر ۱۰۰ دلار قرار دارد، قیمت گازوئیل آمریکا به حدود ۵.۸ دلار در هر گالن رسیده و کرک اسپرد گازوئیل نیز از ۱۰۰ دلار در هر بشکه عبور کرده است. این واگرایی نشان می‌دهد که مشکل بازار دیگر فقط کمبود نفت خام نیست. در ماه‌های اخیر، عرضه نفت خام تا حدی توانسته خود را با شرایط جدید تطبیق دهد. استفاده بیشتر از مسیرهای جایگزین خلیج فارس، افزایش عرضه تولیدکنندگان دیگر و بازیابی بخشی از صادرات منطقه باعث شده فشار بر بازار نفت نسبت به ماه‌های نخست جنگ کاهش پیدا کند. اما این اتفاق در بازار فرآورده‌ها رخ نداده است. ظرفیت پالایش از دست رفته را نمی‌توان مانند مسیر یک نفتکش تغییر داد. این مسئله به‌ویژه در خاورمیانه اهمیت دارد. جنگ علاوه بر اختلال در صادرات نفت، فعالیت بخشی از ظرفیت پالایشی منطقه را نیز مختل کرده است. هم‌زمان، حملات به پالایشگاه‌های روسیه و کاهش صادرات فرآورده‌های این کشور فشار دیگری بر بازار وارد کرده است. نتیجه، شکل‌گیری یک وضعیت متفاوت در دو سوی بازار انرژی است: نفت خام تا حدی مسیر جایگزین پیدا کرده، اما ظرفیت پالایش به همان سرعت قابل جایگزینی نیست. بنابراین حتی اگر نفت بیشتری وارد بازار شود، الزاماً گازوئیل بیشتری تولید نمی‌شود. جهش کرک اسپرد گازوئیل دقیقاً همین مسئله را نشان می‌دهد. بخش فزاینده‌ای از قیمت گازوئیل دیگر ناشی از افزایش قیمت نفت نیست، بلکه نوعی کمیابی ظرفیت پالایش است. بازار برای توانایی تبدیل نفت خام به گازوئیل و سایر فرآورده‌های مورد نیاز اقتصاد جهانی قیمت بسیار بالاتری پرداخت می‌کند. از این منظر، می‌توان گفت در ماه‌های اخیر گلوگاه بحران انرژی تا حدی از تنگه هرمز به پالایشگاه منتقل شده است. شوک اولیه هرمز از بین نرفته، بلکه شکل آن تغییر کرده است. ابتدا کمبود در جریان نفت خام ظاهر شد، سپس از طریق شبکه پالایش و تجارت فرآورده منتشر شد و اکنون بخشی از آن در قالب رکورد قیمت گازوئیل در آمریکا و افزایش شدید حاشیه پالایش دیده می‌شود. این تحول یک نکته مهم‌تر نیز دارد: کاهش قیمت نفت دیگر لزوماً به معنای پایان شوک انرژی نیست. تا زمانی که ظرفیت پالایش خاورمیانه و عرضه فرآورده‌های روسیه به سطح عادی بازنگردد، ممکن است قیمت نفت کاهش پیدا کند، اما گازوئیل همچنان گران باقی بماند. در این مرحله از بحران، آنچه کمیاب شده فقط نفت نیست، بلکه توان تبدیل نفت به سوخت قابل مصرف است. @Iran_Simorq