DYSIS
前往频道在 Telegram
مینام؛ عاشق کتاب و چایی، آهنگ و یادگیری زبان و چیزای مختلف، طبیعت، ورزش و یوتیوبگردیام. •2/5👩🏻⚕️🦷• آهنگهای بیکلام: https://t.me/minstud Pv: https://t.me/+jf0gDIcutxo1Yzlk ناشناس: http://t.me/HidenChat_Bot?start=7416237006
显示更多伊朗189 729未指定类别
404
订阅者
+124 小时
-17 天
-730 天
帖子存档
404
اگر روزی آمدی،
و مرا در آغوش خاک یافتی
از خاموشی نترس
سكوت من پایان نیست،
امتداد صدایی است که هنوز
در نام تو طنین دارد.
من در ریشه هر درختی زندهام که بر خاک قدمهایت روییده
در نسیمی که بیاختیار
بوی تو را میجوید.
من در غبار عصرها زندهام،
در لرزش آخرین برگ درخت پاییز،
جایی میان نیستی و رؤیا؛
آنجا که چشمانت جهانم را آفرید.
و اگر رهگذری از من پرسید، :
بگو در جهان حل شد؛
در انعکاس همان نگاه
در سبزترین چشمانی
که آشیانه من شد.
404
کنارتم ازراه دورم، خداحافظ ماه خوبم، با قلب پاره پورم، کنارتم. میشینی تو کنار من باز، یه روز خوب تو فرداست، قسم به اشک قبل پرواز، کنارتم.
404
بچههااا
واقعا دارم نگران میشم:))) هیچ خبری از خونوادم نیست، از شما نیست.
دیگه نمیدونم چیکار کنم، دلشوره دارم، کاش یه خبری بدن بهم:)))
404
چاییهات به فکر کی سرد میشن؟
دیگه دنبال چاییِ گرم نیستم؛ نه اینکه نخوام، سرد میشه. دست من نیست.
میپرسی به فکر کی؟ نمیدونم.
شاید به فکر خودم؛ زندگیم، بحرانهای جوونیم، فاصلهای که از دغدغههای سادهی نوجوونی گرفتم و یهو پرت شدم وسط جوونی. به روزایی که فکر میکردم بعدِ مدرسه بلدم زندگی کنم، و هنوز بلد نیستم.
۲۰ سالمه، اما انگار اندازهی چهلسالهها خستهایم. چاییهام به فکر دلخوشیهای کوچیکی سرد میشن که جا موندن؛ یا شاید به خاطر موهای سفیدی که زودتر از وقتش، مثل برف، نشستن رو سرم… و به خاطر وطنم.
یعنی میشه یه روزی چاییهام سرد نشن؟
404
آدم میگه خوبه ولی چاییهاش سرد میشه، لیوان از دستش میوفته، میپرسه"چی گفتی؟ حواسم نبود". به یه جا زل میزنه، یهو ساکت میشه، تنهایی میشینه لب پنجره، شبا تا دیروقت اورثینک میکنه. تحمل دوربریاشو زیاد نداره.
