ch
Feedback

不要被骗子欺骗!Telemetrio 会找到并标记这些频道 👉 如果想查看标记,请订阅

DYSIS

DYSIS

前往频道在 Telegram

مینام؛ عاشق کتاب و چایی، آهنگ و یادگیری زبان و چیزای مختلف، طبیعت، ورزش و یوتیوب‌گردی‌ام. •2/5👩🏻‍⚕️🦷• آهنگ‌های بی‌کلام: https://t.me/minstud Pv: https://t.me/+jf0gDIcutxo1Yzlk ناشناس: http://t.me/HidenChat_Bot?start=7416237006

显示更多
伊朗189 685未指定类别
404
订阅者
-124 小时
-17 天
-730 天
帖子存档
Repost from DYSIS
اسم این پلی لیستم رو گذاشتم"Velvet Echoes". شاید همون آهنگایی که شب‌هنگام گوش میدی و حس مخملی بهت دست میده.

Oh I love it and I hate it at the same time.

از دست من میری از دست تو میرم تو زنده می‌مونی منم که می‌میرم تو رفتی از پیشم دنیام و غم برداشت برداشت ما از عشق باهم تفاوت داشت این آخرین باره من ازت میخوام برگردی به خونه این آخرین باره من ازت میخوام عاقل شی دیوونه

_Ebi - Akharin Bar - 320 (1).mp38.17 MB

ستاره🥹💗💗💗

سی و شش درصد چشمان تو جنسش عسل است؛ مابقی قهوه و فنجان و شراب و غزل است.

خودش زیرنویس انگلیسی داره روش، کلی اصطلاحات باحال و روزمره داره. من که یادداشت کردم بعضیاشو و تکرار کردم که تو ذهنم بمونه! شما هم اینکارو کنین.

این ویدیوی ۲ ساعته «آن شرلی» هم سرگرم‌کننده‌ست هم به درد انگلیسی می‌خوره. من که حال کردم^^. DYSIS

🖤

بچه ها یه فیلم ترسناک خوب بگید که شب با دوستم ببینم http://t.me/HidenChat_Bot?start=7416237006

ما همگی حیف بودیم...
ما همگی حیف بودیم...

و البته این! عالی بود.

از کتاب‌هایی که با صدای ایشون گوش دادم.

ایوان ایلیچ یکی از کتاب‌هاییه که قطعا نا‌خواگاه باهاش گریه می‌کنی. من این دفعه صوتی شو گوش دادم، می‌فرستم واستون، کتاب جمع‌و جور و کوتاهیه، حتما گوشش بدید سر فرصت، مخصوصا که با صدای گوینده مورد علاقه‌ام، محسن زرآبادی پور هست.

مرگ هم تمام شد. - ایوان ایلیچ/ لئو تولستوی

می‌خواهم این قدر عذاب نکشم، می‌خواهم زندگی کنم. - ایوان ایلیچ/ لئو تولستوی

می‌پرسید: ولی آخر دلیل این‌همه رنج برای چیست؟ و ندا جواب می‌داد: دلیل نیست! برای هیچ! و همین - ایوان ایلیچ/ لئو تولستوی

در آغاز زندگی ام یک نقطهٔ روشن وجود داشت بعد از آن پیوسته رو به ظلمت پایین میروم و پیوسته بر سرعت سقوطم افزوده می‌شود. - ایوان ایلیچ/ لئو تولستوی

تلخ ترین رنج ایوان ایلیچ آن بود که هیچکس آن جور که او می‌خواست غم او را نمی‌خورد. او گاهی بعد از رنجی طولانی بیش از همه چیز دلش میخواست که (گرچه از اقرار به این معنا شرم داشت) کسی برایش مثل طفل بیماری غم خواری کند. دلش می‌خواست مثل طفلی که ناز و نوازشش می‌کنند رویش را ببوسند یا برایش اشک بریزند و دلداری‌اش بدهند. - ایوان ایلیچ/ لئو تولستوی