ch
Feedback
•مَعنـي•

•مَعنـي•

前往频道在 Telegram

توسط ادمین اداره میشود.

显示更多
2 476
订阅者
+424 小时
+37 天
+1430 天

数据加载中...

相似频道
无数据
有任何问题?请刷新页面或联系我们的客服
进出提及
---
---
---
---
---
---
吸引订阅者
九月 '26
九月 '26
+17
在0个频道中
八月 '26
+61
在4个频道中
Get PRO
七月 '26
+56
在1个频道中
Get PRO
六月 '26
+131
在16个频道中
Get PRO
五月 '26
+44
在5个频道中
Get PRO
四月 '26
+4
在0个频道中
Get PRO
三月 '26
+2
在0个频道中
Get PRO
二月 '26
+131
在12个频道中
Get PRO
一月 '26
+42
在4个频道中
Get PRO
十二月 '25
+113
在10个频道中
Get PRO
十一月 '25
+147
在16个频道中
Get PRO
十月 '25
+60
在8个频道中
Get PRO
九月 '25
+36
在4个频道中
Get PRO
八月 '25
+106
在18个频道中
Get PRO
七月 '25
+28
在1个频道中
Get PRO
六月 '25
+105
在12个频道中
Get PRO
五月 '25
+151
在17个频道中
Get PRO
四月 '25
+311
在29个频道中
Get PRO
三月 '25
+257
在27个频道中
Get PRO
二月 '25
+1 309
在22个频道中
Get PRO
一月 '250
在37个频道中
Get PRO
十二月 '240
在23个频道中
Get PRO
十一月 '24
+117
在13个频道中
日期
订阅者增长
提及
频道
12 九月0
11 九月+4
10 九月+2
09 九月+1
08 九月+3
07 九月0
06 九月+1
05 九月0
04 九月+1
03 九月+1
02 九月+3
01 九月+1
频道帖子
هر تار زلف ِدوست به یک جاست متصل؛! قلبم جدا گرفت و زبانم جدا گرفت... •معنی•

2
تیره بختان ِ تو را حوصله‌ی زلف کجاست!!؟ خط نوشتیم که یارب برسان خالَـــش را... •معنی•
1 117
3
‌ چون‌بودوچون‌گذشت؟ به مطلب همین بس است گوساله ای به مطبخ دوزخ روانه شد . . . •معنی•
1 368
4
بپیچد زوزه‌یِ ما هم به دشتِ کربلا یک شب.. /معنی
2 487
5
جَلدِ علیست، لیک ندارد تعارضی از جبرئیل اگر بِکِشَد شاه‌پَر علی.. •معنی•
2 424
6
📍نجف
📍نجف
2 421
7
آموخت تا که عطر ز شیشه فرار را آموختم فرار ز یاران به یار را ... •معنی•
2 291
8
أکتب اَسامینه یَدَرب العَشگ ..
2 379
9
صلَّی اللهُ عَلَیکَ یَا اَبَاعَبدِاللهِ الحُسَین‌ چنان گذشت ز خون تو روزگار دنی که خون گذشت ز ایوان خسرو مدنی کجا رسید سرانجام آن لباس شریف چه ها گذشت بر آن تن بدون پیرهنی لباست از اثر تیر آنچنان ماند که جای مانده ز هر کوک سوزنی ز زنی غلام بیت گلوسوز ناصرالدینم که همطراز ندیدم به شأن او سخنی تو آن حسین غریبی که ظهر عاشورا جهان مصالحه کردی به کهنه پیرهنی •معنی•
2 458
10
به بزم باده به جز دست های رفته به زنجیر چه میرود به سَر ِدختر ِشراب ندیده... •معنی•
2 354
11
پس از حسین کَز او خوب تر تراب ندیده چه ها گذشت به زن های آفتاب ندیده... •معنی•
2 242
12
-۶۹- كم آمده است مرغ دلم آب و دانه اش خال لبت كجاست كه گيرم نشانه اش دستت نرفت در كمرم آنقدر كه شمر پيچيد دور گردن من تازيانه اش آتش بگيرد ای پدر ای كاش سر به سر بازار شام و روسری بچه گانه اش سنگ عقيق تو به دكانِ كوفه بود بر سنگ بسته باد دكان و دهانه اش نيمي به شعله سوخت و نيمي به باد رفت زلفی كه بود دست ابالفضل شانه اش دختر پدر پرست بُوَد منع من نكن دختر دلش خوش است به بوس شبانه اش يادم نرفته است درختي كه بين راه رخساره ی تو بود چراغ شبانه اش يادم نرفته است كه راهب مسيح شد زآن كُنج لب به كُنج كليسا و خانه اش از راهب و درخت چه كم داشت دخترت آويز اين دلی و بهای بهانه اش روز جزا كه هر كه بيارد عبادتی معنی دلش خوش است به شعر و ترانه اش •معنی•
1 887
13
ای زُلفِ رها در باد مدد ..
ای زُلفِ رها در باد مدد ..
1 521
14
جان‌ در بَدن نداشت که گیرَد زِ دستِ شِمر آری کریم بود، ولیکن توان نداشت .. •معنی•
1 387
15
حسین جان ... تو کیستی که در غَم از دست دادنت مَردان ما شبیه زَنان گریه میکنند... •معنی•
1 485
16
- دِلآ بســــوز ... •معنی•
- دِلآ بســــوز ... •معنی•
1 455
17
فراق گـر نَكُشد می‌كشد تحيرم آخر ز شش جهت نَفست میرسد،حسيـن كجایی؟! •معنی•
1 708
18
چو دست تیغ، ز حلقوم آن جناب گرفت ستاره مُرد و مه افتاد و آفتاب، گرفت.. به غیر قامت زینب که از بلا خَم بود پس از حسین، چه کَس سایه بر رُباب گرفت؟ عزیز فاطمه گودال را مشرف کرد سنان عنان به کف و خولی‌اش رکاب گرفت نه از فرات، نسیمی وزید بر رُخ او نه چَتری از خُنکا، بر سَرش سَحاب گرفت نه اَکبرش به سَر و نِی به بَر علی‌اصغر غم علی ز دل آن جناب، تاب گرفت.. یکی ز پُشت عُقاب و یکی ز آغوشش فَلَک صغیر و کبیرش، چه با شتاب گرفت زبان حال غریبی است حال عَمه‌ی ما که نور از قمر و سِیر از شهاب گرفت ز دست بسته ملولم که بین بزم یزید سَری که قسمت من بود را، رُباب گرفت •معنی•
1 491
19
شهی که کرد کفن بر جنازه‌ی حسنش سپرد دست زمین چون زمانه بی‌کفنش برای یوسف زهرا هزار بار بمیر که بخیه داشت ز دندان گرگ پیرهنش کسی نگفت زنش تازه بچه آورده دلی نسوخت بر احوال طفل بی لبنش عجب حکایت تلخی که خیزران می‌خورد بتی که جای لب مصطفاست بر دهنش شهی که حضرت موساست پاس حرمت او عجب که ردّ عصاست بر حریم تنش دمیده است از آن لعل بوی سمّ ستور دویده‌اند ز بس در میانه‌ی سخنش •معنی•
1 331
20
گویند شاهِ تشنه پناهنده تو بود ....
2 064