ar
Feedback
•مَعنـي•

•مَعنـي•

الذهاب إلى القناة على Telegram

توسط ادمین اداره میشود.

إظهار المزيد
2 378
المشتركون
+324 ساعات
+157 أيام
+9230 أيام

جاري تحميل البيانات...

القنوات المماثلة
لا توجد بيانات
هل تواجه مشاكل؟ يرجى تحديث الصفحة أو الاتصال بمدير الدعم الخاص بنا.
الإشارات الواردة والصادرة
---
---
---
---
---
---
جذب المشتركين
يونيو '26
يونيو '26
+88
في 10 قنوات
مايو '26
+44
في 5 قنوات
Get PRO
أبريل '26
+4
في 0 قنوات
Get PRO
مارس '26
+2
في 0 قنوات
Get PRO
فبراير '26
+131
في 11 قنوات
Get PRO
يناير '26
+42
في 2 قنوات
Get PRO
ديسمبر '25
+113
في 8 قنوات
Get PRO
نوفمبر '25
+147
في 15 قنوات
Get PRO
أكتوبر '25
+60
في 7 قنوات
Get PRO
سبتمبر '25
+36
في 4 قنوات
Get PRO
أغسطس '25
+106
في 17 قنوات
Get PRO
يوليو '25
+28
في 1 قنوات
Get PRO
يونيو '25
+105
في 12 قنوات
Get PRO
مايو '25
+151
في 17 قنوات
Get PRO
أبريل '25
+311
في 29 قنوات
Get PRO
مارس '25
+257
في 27 قنوات
Get PRO
فبراير '25
+1 309
في 22 قنوات
Get PRO
يناير '250
في 37 قنوات
Get PRO
ديسمبر '240
في 23 قنوات
Get PRO
نوفمبر '24
+117
في 13 قنوات
التاريخ
نمو المشتركين
الإشارات
القنوات
23 يونيو+3
22 يونيو+3
21 يونيو+3
20 يونيو+4
19 يونيو0
18 يونيو+5
17 يونيو+2
16 يونيو+2
15 يونيو+4
14 يونيو+2
13 يونيو+4
12 يونيو+1
11 يونيو+3
10 يونيو+2
09 يونيو+3
08 يونيو+1
07 يونيو+2
06 يونيو+4
05 يونيو+4
04 يونيو+5
03 يونيو+8
02 يونيو+9
01 يونيو+14
منشورات القناة
Repost from •مَعنـي•
گُم کرده‌ام جواهر خود را به موج خون زینب بیا به همت هم جست‌جو کنیم ... •معنی•

2
۳۳۳ | علـی جان .. تو یک طرف، هــزار پـری رو به یک طرف سنگین شده‌است با تو ترازو به یک طرف هر گوشه از رُخت زده ساز مخالفی.. چشمت به یک طرف و ابرو به یک طرف •معنی•
307
3
ندارم دست و پایی تا عروسی را بگردانم حنابندان قاسم شد قبولم کن به قربانی.. •معنی•
551
4
قد کشید و بلند بالا شد تا فلک پر زد و مسیحا شد به همین قدر اکتفا فرمود بند کفش اش نبست و موسی شد آب و آیینه را خبر بکنید رخ داماد عشق زیبا شد صبح پایش رکاب را پس زد عصر قدش چو قد آقا شد چند ابرو اضافه بر رخ داشت یا سم اسب بر رخش جا شد؟ ارباً اربا شد از درون بدنش این حسن زاده پور لیلا شد سخت پیچیده است پیکر او علت مرگ او معما شد قاتلی دور دست خود تاباند زلفش از پیچ بس چلیپا شد دست خط پدر غمش را برد یک دهه پیش از این گره وا شد بازویش زیر سم مرکب رفت دست خط مبارکی تا شد سر مپیچ از عمو بده بوسه گردنت گر چه بی مدارا شد رو به قبله کند چگونه تو را بندهایت ز یکدگر وا شد •معنی•
586
5
لا يوجد نص...
540
6
السلام‌علیک‌یاعبدالله‌‌بن‌الحسن-ع شمسی و روی زمین با روی ماه افتاده‌ای تا اذان مانده چرا در سجده‌گاه افتاده‌ای سینه تنگ و عرصه تنگ و غربت تو می‌کشد زیر دست و پای دشمن بی سپاه افتاده‌ای گفت بابا دست خود را حائل رویت کنم راست گفته مثل زهرا بی پناه افتاده‌ای ای عمو از خیمه می‌آیم کمی آرام باش از چه با زانو به سوی خیمه راه افتاده‌ای خوب معلوم است از پیشانی و ابروی تو با رخت از روی مرکب گاه گاه افتاده‌ای در دل گودال جای ماهرویی چون تو نیست یوسف زهرا چرا دربین چاه افتاده‌ای من به هل من ناصر تو آمدم در قتلگاه آمدم دشمن نگوید از نگاه افتاده‌ای •معنی•
757
7
نهان از چشم مردم باز بوسیدم دهانت را... •معنی•
نهان از چشم مردم باز بوسیدم دهانت را... •معنی•
1 090
8
زلفت زپیچ و تاب فزونش طناب شد یک حلقه ده که قلب گلوی من آب شد یک قطره اشک بهر تو بحر طویل گشت یک ذره از فضیلت تو صد کتاب شد از آتش تو شکوه به افلاک ریختم یک قطره از شکایت من آفتاب شد شمعم به پیچ کوچه شبیخون ز باد خورد یا رب حسین را برسان، شب خراب شد یحیی شدن چه داشت که عیسی شدن نداشت؟ طشت آمد و فلک دلش از غصّه آب شد «دستم نمی‌رسد که دل از سینه بر کنم» زیرا بلندی دل ما زآن جناب شد جولان چشم مست تو تیغ از سپر گرفت جمعی هلاک گشته و جمعی جواب شد تحویل سال سوختگان از محرّم است یعنی حسین عید خدا انتخاب شد عاشق چو مرد گریه زچشمش نمی‌رود اشکم برای مجلس ختمم گلاب شد وقتی خدا به حشر بگوید چه داشتی سر بر کند حسین و بگوید حساب شد •معنی•
986
9
مادر به اشک روضه مرا داده است شیر در شیرم آب کرده ولی سود با من است •معنی•
1 020
10
تحویل سال سوختگان از محرّم است؛ یعنی حسین عید خدا انتخاب شد... •معنی•
1 528
11
| وصلی الله علی الباکین علی الحسین |
1 034
12
‌ •معنی•
1 694
13
یاعلي.. شکار تربیت کیستی که این همه خوبی؟ غرور، کامل و دل سنگ و ناز بی‌حد و سر خوش •معنی•
1 906
14
مرا شأنی که مخفی مانده‌است از انبیا این است نمی دانم که در جنت کدامین است دربانش.. •معنی•
1 851
15
لا يوجد نص...
1 778
16
http://t.me/HidenChat_Bot?start=7492875557 ؛
141
17
گر فخر می‌فروشی بر بندگیش بفروش در کیش ما نیاز است بی‌پرده ناز بی او •معنی•
2 517
18
[ عالیجناب کیست، بِجز مرتضی‌علي ]
[ عالیجناب کیست، بِجز مرتضی‌علي ]
1 628
19
شبی ز برج اسد بر گدای خویش نظر کن .. •معنی•
1 677
20
یاعلـي/
1 423