ch
Feedback

不要被骗子欺骗!Telemetrio 会找到并标记这些频道 👉 如果想查看标记,请订阅

About Alphagirl🪽✨

About Alphagirl🪽✨

前往频道在 Telegram

اینجا تعلق من به دنیای نوشتن است✍🏻🐼همین👀 شاید کمی همراه با حقایق تلخ و چاشنی طنز🙂‍↕️🪐 اینجا هیچ‌چیز آنطور که باید نیست🕊🫧 کتابخوانی: @ketabgardonn ناشناس: @Alphagirl84Bot

显示更多
Buy Ad
452
订阅者
无数据24 小时
-77 天
+4730 天

正在加载数据

吸引订阅者
10月 '26
十月 '26
+9
在4个频道中
九月 '26
+125
在11个频道中
Get PRO
八月 '26
+91
在9个频道中
Get PRO
七月 '26
+120
在3个频道中
Get PRO
六月 '26
+107
在5个频道中
Get PRO
五月 '26
+52
在7个频道中
Get PRO
四月 '26
+8
在1个频道中
Get PRO
三月 '26
+1
在0个频道中
Get PRO
二月 '26
+44
在5个频道中
Get PRO
一月 '26
+16
在1个频道中
Get PRO
十二月 '25
+176
在3个频道中
Get PRO
十一月 '250
在2个频道中
Get PRO
十月 '250
在4个频道中
Get PRO
九月 '250
在8个频道中
Get PRO
八月 '250
在2个频道中
Get PRO
七月 '250
在0个频道中
Get PRO
六月 '250
在1个频道中
Get PRO
五月 '25
+12
在1个频道中
Get PRO
四月 '25
+3
在0个频道中
Get PRO
三月 '250
在0个频道中
Get PRO
二月 '250
在0个频道中
Get PRO
一月 '25
+14
在1个频道中
Get PRO
十二月 '240
在0个频道中
Get PRO
十一月 '24
+16
在0个频道中
Get PRO
十月 '240
在0个频道中
Get PRO
九月 '240
在0个频道中
Get PRO
八月 '240
在0个频道中
Get PRO
七月 '240
在0个频道中
Get PRO
六月 '24
+70
在0个频道中
日期
订阅者增长
提及
频道
18 十月+2
17 十月0
16 十月0
15 十月0
14 十月0
13 十月0
12 十月0
11 十月0
10 十月0
09 十月+4
08 十月0
07 十月0
06 十月0
05 十月+1
04 十月+1
03 十月0
02 十月0
01 十月+1
频道帖子
آدمیوزاد جالب. از یه طرف خسته و ناامید، از یه طرف تقلا برای زندگی و امید داشتن.

2
آدمیوزاد جالب. از یه طرف خسته و ناامید، از یه طرف تقلا برای زندگی و امید داشتن.
1
3
آخرینش این بود که شماره مادر یکی از زبان‌آموزامو خواستم ازش؛ متوجه شدم مامانش فوت شده و من بی‌اطلاع بودم.
13
4
یکی از چیزایی که ناراحتت کرد این روزای اخیر؟
14
5
عامم آخرین بار، شنبه هفته پیش بود؛ رسیدم خونه منفجر شدم🙆🏻‍♀
19
6
تا حالا شده یه جای شلوغ بغضی بشی ندونی چیکار کنی؟
19
7
تا ۱۹:۵۰ جواب می‌دم بعد برم ادامه کارم😊
30
8
خب، سلام:) @Alphagirl84Bot
34
9
انگار وقتی می‌نوشتمش اینقدر طولانی نبود؛)
49
10
این دو سه هفته‌ی اخیر که مغزم، در مواجهه با یه سری چیزا که به‌ سختی تونستم هضمشون کنم روی حالت فریز بود، یه سری فکرا توی سرم بیشتر جون گرفتن. اینکه: تهش یه طناب، یه تار مو، یا هر چیزی که اسمش رو بذاری، بالاخره یا پاره می‌شه یا نمی‌شه؛ اما به هر حال، یه اتفاقی می‌افته. اینکه تفسیرت از اون اتفاق خوب باشه یا بد، دیگه با خودته؛ اما واقعیت اینه که بالاخره یه چیزی می‌شه و زندگی قرار نیست برای تو و آمادگی تو صبر کنه. بابتش متأسفم، ولی مجبوری خودت رو با جریان وفق بدی. البته می‌تونی یه گوشه همون‌جا بایستی و منتظر بمونی تا ببینی همه‌چیز بدون دخالت تو به کجا می‌رسه؛ بذاری زندگی به‌جای تو تصمیم بگیره و تو فقط با نتیجه‌هاش روبه‌رو بشی. و می‌دونی، فکر می‌کنم باید این رو آویزه‌ گوشت کنی که همه‌چیز چقدر فانیه و چقدر از کنترل تو خارج. همه‌چیز می‌تونه در یک لحظه تغییر کنه یا محو بشه؛ اون‌قدر ناگهانی که حتی فرصت نکنی به این فکر کنی بابت چه چیزهایی غصه خوردی، از چه چیزهایی خوشحال بودی یا چرا این‌همه خودت رو درگیرشون کردی. پس اگه از من می‌شنوی، به هیچ‌چیزی اون‌قدر دل نبند که فراموش کنی ممکنه فردایی برای تجربه‌کردنش وجود نداشته باشه؛ نه به خاطر ناامیدی یا از ترس ازدست‌دادن، بلکه از این جهت که هیچ‌چیزی ارزش از دست دادن لحظه‌ای رو که همین حالا توش زندگی می‌کنی، نداره. پس، به هیچی دل نبند، جز همین لحظه؛ جز زندگی کردن، درست در همین حالی که هنوز هستی و قدرت نفس کشیدن داری.
91
11
اندیشه‌ات جایی رَوَد، وآنگه تو را آن جا کِشَد
1
12
راستشش خیلی صریح بخوام بگم، بنظرم ما آدما به جای عمل کردن، داریم زیاد از حد حرف می‌زنیم و برای همه چی نسخه می‌پیچیم.
151
13
الفا گرل میگه دیگه کمتر اینجا میام اذیت کنم😔
35
14
هنوزم درست‌ترین روش برای صحیح نوشتن کلمات اینه که ببینی اون سبک نوشتاری بهش می‌خوره یا نه🙂‍↔️
41
15
جدیدا از خودم بیشتر خوشم اومده. حالا نمی‌دونم اینکه اینجا می‌گمش بده یا چی و احتمالا قراره پاک بشه. ولی خب این روزهای اخیر درباره زندگیم و تصمیماتش شجاع‌تر شدم، شهامتم رو جمع کردم که حرفمو درست و کامل بزنم. فعلا دو امتیاز به نفع من.
123
16
اگر همیشه منتظر بمونی که دیگران لبخند روی لبت بکارن، روزی هم می‌رسه که بتونن اون رو ازت بگیرن. پس باید یاد گرفت لبخندها رو خودت پرورش بدی تا شکفتنش به اومدن و رفتن آدم‌ها وابسته نباشه.
122
17
انگار غصه‌ها رو با مدادرنگی‌های پررنگ توی دفتر نقاشیم کشیدم؛ بعد هم وقتی که از خط بیرون زد، با پاک‌کن پاکشون کردم. ولی خب، رد رنگ‌ها هنوز روی ورقه نقاشیم مونده.
133
18
منطقاً همه‌چیز به فنا رفته است؛ اما امید دارم که در این دنیا، قلبمان میزبان انسان‌های مهربانی شود که از گناه بلاتکلیفی مبرا و از نعمت عشق ورزیدن سرشارند.
144
19
باید که یاد بگیرم ساده و عاقلانه زندگی کنم. به اَبرها نگاه کنم و گذشته را به فراموشی بسپارم. یاد بگیرم پیش از غروب، قدم‌های طولانی بزنم تا سر این اضطراب بیهوده را ببرم. آنا آخماتووا
182
20
فراتر از هرگونه جبرگرایی ذهنی، گمان می‌کنم میان فراغت خاطر و جسارت خلاقیت، پیوندی عمیق برقرار است. ذهنی که بخش عمده‌ای از توان خود را صرف تأمین نیازهای اولیه و برطرف کردن دغدغه‌های معیشتی می‌کند، ناگزیر ظرفیت شناختی خویش را در سطح ضروریات زندگی به کار می‌گیرد و مجال کمتری برای تأملات عمیق، کاوش در ایده‌های نامتعارف و اندیشیدن به امکان‌هایی می‌یابد که هنوز صورتی ملموس و کاربردی ندارند. چه‌بسا برای قدم گذاشتن در مسیرهایی کمتر پیموده‌شده، پیش از هر چیز به ذهنی گشوده و فرصتی برای اندیشیدن نیاز داشته باشیم؛ فرصتی که در ازدحام ضرورت‌های روزمره، به‌سادگی از دست می‌رود. البته نمی‌توان این رابطه را به قاعده‌ای مطلق بدل کرد؛ چرا که گاه نبوغ درست از دل محدودیت‌ها سر برمی‌آورد و تنگناها، انسان را به کشف راه‌هایی سوق می‌دهند که در شرایط آسودگی هرگز به ذهنش خطور نمی‌کردند. با این‌ حال، به نظر می‌رسد در منطق طبیعی ذهن، عبور نسبی از دغدغه‌های پایه می‌تواند زمینه‌ساز شکل‌گیری دغدغه‌هایی فراتر از بقا باشد؛ از میل به شناخت و تجربه گرفته تا اشتیاق به آفرینش، نوآوری و جست‌وجوی معنا. شاید بتوان این فرایند را به حرکت دومینو تشبیه کرد؛ زنجیره‌ای که در آن، به حرکت درآمدن هر مهره، امکان حرکت مهره‌ بعدی را فراهم می‌کند. هنگامی که نیازهای اولیه تا حدی تأمین می‌شوند و اضطراب ناشی از فقدان حداقل‌های زندگی فروکش می‌کند، بخشی از توان ذهنی آزاد می‌شود تا به قلمروهایی فراتر از ضرورت‌های فوری راه یابد. البته این حرکت نه الزامی است و نه همواره خطی؛ تأمین نیازهای اولیه لزوماً به خلاقیت نمی‌انجامد، همان‌طور که محرومیت نیز الزاماً مانع آن نیست. بااین‌همه، برخورداری از حداقلی از ثبات و آسودگی خاطر می‌تواند بستری فراهم کند که در آن، کنجکاوی مجال بیشتری برای رشد و جسارت، فرصت بیشتری برای ظهور پیدا کند. شاید مسئله صرفاً این نباشد که انسان تا چه اندازه از توانایی اندیشیدن برخوردار است، بلکه این نیز باشد که چه میزان از این توانایی، در کشاکش ضرورت‌های زندگی، مجال ظهور می‌یابد. ذهن انسان می‌تواند از مرزهای امر ضروری فراتر برود، اما برای این عبور، گاه باید بخشی از بارِ ضروریات را از دوش خود بردارد. شاید خلاقیت، بیش از آنکه تنها محصول ذهنی توانمند باشد، حاصل فرصتی است که به آن ذهن داده می‌شود تا از بند ضرورت‌های فوری فاصله بگیرد. چه‌ بسا تا زمانی که تمام همّ انسان مصروف پاسخ به پرسش «چگونه زیستن» است، مجال چندانی برای پرداختن به پرسش «چرا زیستن» باقی نماند؛ و درست از جایی که دغدغه‌ معاش اندکی فرو می‌نشیند، دغدغه‌ی معنا فرصت آغاز شدن پیدا می‌کند.
187