About Alphagirl🪽✨
رفتن به کانال در Telegram
اینجا تعلق من به دنیای نوشتن است✍🏻🐼همین👀 شاید کمی همراه با حقایق تلخ و چاشنی طنز🙂↕️🪐 اینجا هیچچیز آنطور که باید نیست🕊️🫧 کتابخوانی: @ketabgardonn ناشناس: @Alphagirl84Bot
نمایش بیشتر425
مشترکین
-224 ساعت
+217 روز
+3930 روز
در حال بارگیری داده...
جذب مشترکین
سپتامبر '26
سپتامبر '26
+2
در 0 کانالها
اوت '26
+91
در 9 کانالها
Get PRO
ژوئیه '26
+120
در 3 کانالها
Get PRO
ژوئن '26
+107
در 5 کانالها
Get PRO
مه '26
+52
در 7 کانالها
Get PRO
آوریل '26
+8
در 1 کانالها
Get PRO
مارس '26
+1
در 0 کانالها
Get PRO
فوریه '26
+44
در 5 کانالها
Get PRO
ژانویه '26
+16
در 1 کانالها
Get PRO
دسامبر '25
+176
در 3 کانالها
Get PRO
نوامبر '250
در 2 کانالها
Get PRO
اکتبر '250
در 4 کانالها
Get PRO
سپتامبر '250
در 8 کانالها
Get PRO
اوت '250
در 2 کانالها
Get PRO
ژوئیه '250
در 0 کانالها
Get PRO
ژوئن '250
در 1 کانالها
Get PRO
مه '25
+12
در 1 کانالها
Get PRO
آوریل '25
+3
در 0 کانالها
Get PRO
مارس '250
در 0 کانالها
Get PRO
فوریه '250
در 0 کانالها
Get PRO
ژانویه '25
+14
در 1 کانالها
Get PRO
دسامبر '240
در 0 کانالها
Get PRO
نوامبر '24
+16
در 0 کانالها
Get PRO
اکتبر '240
در 0 کانالها
Get PRO
سپتامبر '240
در 0 کانالها
Get PRO
اوت '240
در 0 کانالها
Get PRO
ژوئیه '240
در 0 کانالها
Get PRO
ژوئن '24
+70
در 0 کانالها
| تاریخ | رشد مشترکین | اشارات | کانالها | |
| 01 سپتامبر | +2 |
پستهای کانال
| 2 | ساکنان قلبت را به دقت انتخاب کن، زیرا هیچکس به غیر از تو، بهای سکونتشان را نخواهد پرداخت.
-جبران خلیل جبران | 47 |
| 3 | من یه مشکلی که دارم و حتی منطقی بودنش رو هم نمیدونم؛
ولی این هست که وقتی سوالی رو قرار هست بپرسی، از اینکه تیکه تیکه مطرحش کنی واقعا کلافه میشم به خصوص وقتی توی یک گروه یا رسانه جمعیتر باشه. بنظرم برای پرسیدن سوالات باید یک قالب کامل با همه دیتیلزها وجود داشته باشه که بقیه هم بتونن به راحتی توی پاسخ دادن همراهیت کنن. | 70 |
| 4 | https://t.me/aboutalphagirl84/5367
منم اونجا که هندونه رو با چاقو و چنگال خوردم باخت دادم.
همه چی وقتی که قاچ بزرگ هندونه رو گاز میزدیم بیشتر کیف میداد:) | 31 |
| 5 | همونجا که هی مراقب بودم با خوردن توت، دست و صورتمو کثیف و سیاه نکنم باید میفهمیدم باخت دادم. | 54 |
| 6 | یه چیزی بگم؟
حس میکنم افتادم توی یه باتلاق و هی دارم برای زنده موندن دست و پا میزنم.
خیلی ترسناکه:)ولی یه لحظه که چشممو روی این روزای زندگیم بازتر کردم، حس آدمی رو دارم که ذهنش ترسیده ولی پر از تقلا برای زنده بودنه. | 129 |
| 7 | دوستان عزیزم، من به دنبال ادیتور هستم.
آیا فردی رو میشناسید یا اینکه خودتون کارهای ادمینی و ادیت انجام میدید؟👀
@Alphagirl84
(اگر براتون ممکن هست این پیام رو توی چنل های خودتون هم قرار بدید ممنون میشم🌸✨) | 454 |
| 8 | ذکر تو از زبان من، فکر تو از جَنان من
چون برود که رفتهای، در رگ و در مفاصلم | 193 |
| 9 | سراغ از من تنها نمیگرفت کسی
غم تو آمد و هر شب گذاشت سر به سرم | 152 |
| 10 | دیگران را اگر از ما خبری نیست چه باک
نازنینا تو چرا بی خبر از ما شده ای؟ | 153 |
| 11 | که زخم هر شکست من، حضور یک جوانه شد. | 195 |
| 12 | واقعا زندگی با آدمایی که همه چیز رو پیچیده میکنن، دشوار است.
توی هر جایگاهی هم باشه طرف، وضعیت همینه. بیا یکم چیل کنیم.
باور کن هرچقدر سخت بگیری بیشتر سخت میشه🙂↔️ | 155 |
| 13 | «وقتی چیزی مرا رنج میداد، در مورد آن با هیچکس حرفی نمیزدم و به تنهایی مشکل را حل میکردم، نه اینکه واقعاً احساس تنهایی کنم، بلکه فکر می کردم انسانها، خودشان باید خودشان را نجات دهند»
- هاروکی موراکامی | 156 |
| 14 | این همه برنامه ریختم برم سفر، باز برودت هوا شد؟😱 | 46 |
| 15 | صرف دوستی که پیوی اومدن نیست😂
ولی خب میتونه شروع ایجاد ارتباط باشه و از طریق اینجا کلی دوست جدید پیدا کردم✨✨🫠 | 48 |
| 16 | پیوی بهت پیام بدم امکانش هست به دایره دوستات اضافه بشم؟☹️ | 45 |
| 17 | :)))) | 182 |
| 18 | هرکاری میکنم آخرش پیامام ادیت میخوره😭😂 | 76 |
| 19 | میدونی، همه برمیگردن به زندگی.
هر موجود زندهای، هرچقدر هم که زخمی شده باشه، بالاخره یک جایی یاد میگیره دوباره نفس بکشه؛. دوباره به صبح اعتماد کنه، دوباره راه بره، دوباره دل ببنده به ادامه دادن.
زندگی، عجیبترین غریزه ماست؛
حتی وقتی خستهایم، حتی وقتی چیزی درونمون شکسته، حتی وقتی فکر میکنیم دیگه هیچ چیز مثل قبل نمیشه، باز یک جایی در وجودمون چیزی هست که آرام و سمج، ما رو به سمت فردا میکشه.
تو هم میتونی برگردی.
لازم نیست همین امروز خوب باشی. لازم نیست همهچیز رو بفهمی، همه زخمهات رو ببندی یا وانمود کنی که دیگه چیزی آزارت نمیده.
فقط بذار زمان بگذره. بذار روزها از روی تلخیهای تو عبور کنن، اونقدر که یک روز متوجه بشی دیگه مزه تلخشون رو مثل قبل حس نمیکنی.
تو از این روزها بزرگتری.
یک روز دوباره چیزی تو رو به وجد میاره؛ یک آهنگ، یک عصر بارانی، بوی قهوه، حرفی از یک آدم، صفحهای از یک کتاب، یا حتی نوری که بیخبر روی دیوار اتاقت افتاده.
و اون روز شاید بفهمی که برگشتن به زندگی، همیشه با یک اتفاق بزرگ شروع نمیشه؛ گاهی فقط با همین اتفاقهای کوچیک آغاز میشه که یادت میاندازه هنوز اینجایی.
پس اگر امروز زندگی برایت سنگین است، اشکالی ندارد. آرامتر راه برو.
اما راه برو.
چون تو قرار نیست برای همیشه توی تلخیها باقی بمونی.
حتی بعد از طولانیترین زمستانها، جهان دوباره سبز میشود. | 168 |
| 20 | میدونی، همه برمیگردن به زندگی.
هر موجود زندهای، هرچقدر هم که زخمی شده باشه، بالاخره یک جایی یاد میگیره دوباره نفس بکشه؛. دوباره به صبح اعتماد کنه، دوباره راه بره، دوباره دل ببنده به ادامه دادن.
زندگی، عجیبترین غریزه ماست؛
حتی وقتی خستهایم، حتی وقتی چیزی درونمون شکسته، حتی وقتی فکر میکنیم دیگه هیچ چیز مثل قبل نمیشه، باز یک جایی در وجودمون چیزی هست که آرام و سمج، ما رو به سمت فردا میکشه.
تو هم میتونی برگردی.
لازم نیست همین امروز خوب باشی. لازم نیست همهچیز رو بفهمی، همه زخمهات رو ببندی یا وانمود کنی که دیگه چیزی آزارت نمیده.
فقط بذار زمان بگذره. بذار روزها از روی تلخیهای تو عبور کنن، اونقدر که یک روز متوجه بشی دیگه مزه تلخشون رو مثل قبل حس نمیکنی.
تو از این روزها بزرگتری.
یک روز دوباره چیزی تو رو به وجد میاره؛ یک آهنگ، یک عصر بارانی، بوی قهوه، حرفی از یک آدم، صفحهای از یک کتاب، یا حتی نوری که بیخبر روی دیوار اتاقت افتاده.
و اون روز شاید بفهمی که برگشتن به زندگی، همیشه با یک اتفاق بزرگ شروع نمیشه؛ گاهی فقط با همین اتفاقهای کوچیک آغاز میشه که یادت میاندازه هنوز اینجایی.
پس اگر امروز زندگی برایت سنگین است، اشکالی ندارد. آرامتر راه برو.
اما راه برو.
چون تو قرار نیست برای همیشه توی تلخیها باقی بمونی.
حتی بعد از طولانیترین زمستانها، جهان دوباره سبز میشود. | 1 |
