About Alphagirl🪽✨
前往频道在 Telegram
اینجا تعلق من به دنیای نوشتن است✍🏻🐼همین👀 شاید کمی همراه با حقایق تلخ و چاشنی طنز🙂↕️🪐 اینجا هیچچیز آنطور که باید نیست🕊️🫧 کتابخوانی: @ketabgardonn ناشناس: @Alphagirl84Bot
显示更多383
订阅者
+2624 小时
+357 天
+9130 天
帖子存档
من وقتی یادم میاد چه آدمای قشنگی توی زندگیم دارم:
«دوست داشتید توی کامنتا یا چنلاتون شما هم ادامه بدید✨»
مغز، واقعاً پدیده شگفتانگیزی است. برای حفظ بقا، دست به کارهایی میزند که وقتی منطقی به آنها نگاه میکنی، باورشان سخت است.
چند وقت پیش پادکستی گوش میدادم که درباره آزمایشهای روانشناسی و علوم اعصاب صحبت میکرد. یکی از آزمایشها این بود که گروهی از افراد، ده نوبت درد شدید را تجربه کردند. اما برای گروه دوم، پس از همان ده نوبت، پنج مرحلهی دیگر هم اضافه شد؛ دردهایی که شدتشان کمتر بود.
جالب اینجا بود که گروه دوم، با وجود اینکه در مجموع درد بیشتری را تجربه کرده بودند، احساس بهتری نسبت به کل آزمایش داشتند. حتی بسیاری از آنها معتقد بودند تجربهی چندان آزاردهندهای نبوده است.
انگار مغز، پایانِ یک تجربه را بیشتر از مجموع آن به خاطر میسپارد. اگر پایان، کمی آرامتر و قابلتحملتر باشد، خاطرهی کل ماجرا هم نرمتر ثبت میشود.
شاید به همین دلیل است که از این سازوکار، امروز در حوزههای مختلف، بهویژه در سیاست، رسانه و حتی فضای مجازی استفاده میشود. کافی است چیزی که همیشه در اختیارمان بوده، برای مدتی از ما گرفته شود؛ بعد همان را، هرچند محدود، موقت یا قطرهچکانی، دوباره به ما برگردانند. مغز این بازگشت را بهعنوان یک «پاداش» تفسیر میکند و احساس رضایت میسازد؛ حتی اگر در واقع، چیزی بیشتر از حق قبلیمان نصیبمان نشده باشد.
نمونهی سادهاش اینترنت است. وقتی همیشه به اینترنت دسترسی داری، حضورش بدیهی به نظر میرسد. اما کافی است مدتی قطع شود؛ همان اینترنت همیشگی، ناگهان به یک آرزو تبدیل میشود. حالا اگر آن را بهصورت مقطعی یا محدود برگردانند، مغز احساس میکند اتفاق مثبتی افتاده است؛ در حالی که فقط به بخشی از چیزی برگشتهایم که پیشتر به آن عادت داشتیم.
گاهی بزرگترین فریب، این نیست که چیزی تازه به ما بدهند؛ بلکه این است که چیزی را از ما بگیرند و بعد، بازگرداندنش را شبیه یک هدیه جلوه دهند.
اگر دوست دوست دارید اندکی صحبت کنیم؟
مایل بودید شعر یا آهنگ هم با کمال میل پذیرا هستم:)
ذات زندگی اونقدر به آدم سخت میگیره که باید یاد گرفت غم و شادی با هم معنا پیدا میکنن؛ خوب و بد کنار هم پدید میان و تو نمیتونی تا ابد، فلانترین آدم روی این کره خاکی باشه چون زندگی همیشه صدشو میذاره که تو روی یک نوار ثابت قدم برنداری و مدام میتونه سورپرایزت کنه.
حابا بزرگترین صلاح؟ در آخر، پذیرفتن واقعه و انعطافپذیری خواهد بود.
بچهها کلی انرژی خوب به هر روشی که دوست دارید برای کسایی که از فردا امتحان دارن🥲✨✨
به خصوص بچههای چنل🤍
Repost from چامههای ناگهان.
اگر نویسنده یا شاعر هستین، این پیام رو فور کنین تا زیباترین نوشتهتون رو فور کنم و در پایان یه فولدر از نویسندهها بسازم.✨
اگر نویسنده یا شاعر هستین، این پیام رو فور کنین تا زیباترین نوشتهتون رو فور کنم و در پایان یه فولدر از نویسندهها بسازم.✨
