5 546
订阅者
-224 小时
-337 天
-15330 天
数据加载中...
吸引订阅者
九月 '26
九月 '26
+12
在1个频道中
八月 '26
+45
在1个频道中
Get PRO
七月 '26
+41
在8个频道中
Get PRO
六月 '26
+15
在4个频道中
Get PRO
五月 '26
+16
在1个频道中
Get PRO
四月 '26
+9
在2个频道中
Get PRO
三月 '26
+2
在1个频道中
Get PRO
二月 '26
+18
在17个频道中
Get PRO
一月 '26
+247
在32个频道中
Get PRO
十二月 '25
+335
在71个频道中
Get PRO
十一月 '25
+220
在11个频道中
Get PRO
十月 '25
+308
在54个频道中
Get PRO
九月 '25
+268
在10个频道中
Get PRO
八月 '25
+133
在5个频道中
Get PRO
七月 '25
+263
在6个频道中
Get PRO
六月 '25
+1 407
在168个频道中
Get PRO
五月 '25
+587
在15个频道中
Get PRO
四月 '25
+326
在11个频道中
Get PRO
三月 '25
+381
在21个频道中
Get PRO
二月 '25
+407
在47个频道中
Get PRO
一月 '25
+555
在83个频道中
Get PRO
十二月 '24
+579
在30个频道中
Get PRO
十一月 '24
+555
在64个频道中
Get PRO
十月 '24
+460
在38个频道中
Get PRO
九月 '24
+961
在59个频道中
Get PRO
八月 '24
+912
在65个频道中
Get PRO
七月 '24
+938
在83个频道中
Get PRO
六月 '24
+1 296
在74个频道中
Get PRO
五月 '24
+857
在110个频道中
Get PRO
四月 '24
+1 201
在65个频道中
Get PRO
三月 '24
+1 987
在76个频道中
Get PRO
二月 '24
+1 835
在109个频道中
Get PRO
一月 '24
+960
在126个频道中
Get PRO
十二月 '23
+904
在93个频道中
Get PRO
十一月 '23
+984
在49个频道中
Get PRO
十月 '23
+585
在30个频道中
Get PRO
九月 '23
+2 014
在0个频道中
Get PRO
八月 '23
+1 551
在0个频道中
Get PRO
七月 '23
+7 727
在0个频道中
Get PRO
六月 '23
+1 711
在0个频道中
Get PRO
五月 '23
+539
在0个频道中
Get PRO
四月 '23
+708
在0个频道中
Get PRO
三月 '23
+691
在0个频道中
Get PRO
二月 '23
+252
在0个频道中
Get PRO
一月 '23
+1 891
在0个频道中
Get PRO
十二月 '22
+5 551
在0个频道中
Get PRO
十一月 '22
+286
在0个频道中
Get PRO
十月 '22
+3 954
在0个频道中
| 日期 | 订阅者增长 | 提及 | 频道 | |
| 16 九月 | 0 | |||
| 15 九月 | 0 | |||
| 14 九月 | +2 | |||
| 13 九月 | 0 | |||
| 12 九月 | 0 | |||
| 11 九月 | +1 | |||
| 10 九月 | 0 | |||
| 09 九月 | 0 | |||
| 08 九月 | +1 | |||
| 07 九月 | +2 | |||
| 06 九月 | 0 | |||
| 05 九月 | +1 | |||
| 04 九月 | +1 | |||
| 03 九月 | +3 | |||
| 02 九月 | 0 | |||
| 01 九月 | +1 |
频道帖子
| 2 | نمیدونم این حس رو چطور باید بگم، ولی فکر میکنم واقعاً توی این دورهی سخت زندگی، آدمی نیستم که بتونم توی یک رابطهی عاشقانه دوام بیارم؛ نه از روی بلد نبودن یا نداشتن سواد یک رابطه، به دلیل شرایط شخصی و سختیهایی که میدونم امروزه برام زیاده. یک رابطه نیاز به داشتن وقتِ مخصوص برای اون فرد داره. وقتی میبینم این روزها اونقدر دارم سخت میگذرونم که حتی برای خودمم وقت نمیذارم، دوست ندارم یک نفر دیگه بخواد حس کنه که براش وقت گذاشته نمیشه و با آگاهیای که از الان خودم دارم، بخوام روزگار سخت یک نفر دیگه رو هم سختتر کنم. آدم نیاز به ارتباطات عاطفی داره؛ انسانی که روابط عاطفیش کم بشه، به مرور ملول میشه. این روزها ملول بودن رو دارم احساس میکنم. هیچ موقعیت مناسبی برای یک رابطهی عاشقانهی فانتزی ندارم، ولی حداقل کاری که میتونم بکنم، شکل دادن روابط احساسی کوچک و تعاملات ریز با انسانهای نازی هستش که میشناسم. حداقل کاری که از دستم برمیاد، ارتباط با آدمهاییه که توی ذهن من شخصیت نازی رو شکل دادن. | 823 |
| 3 | چه چیزی باعث میشه که شما حس کنید بغل میخوایید؟ منظورم از روی نیاز های لحظات درد نیست، منظور من اون حس بدنی هستش، مثلا اگر گشته باشیم شکممون صدا میده، اگر گشنه بغل باشید چی؟
http://t.me/We0404bot?start | 670 |
| 4 | به نظرم، الان بغل میخوام. | 1 411 |
| 5 | یه چیز بامزه به تلگرام اضافه شد:))
پیام خوشآمد گویی به چنل.
لفت بدید جوین بدید واستون ارسال میشه:)))))) | 1 965 |
| 6 | چند روز پیش پیک موتوری وقتی سنم رو حدس زد، ده سال بیشتر گفت. اونجا دوستم هم شنید و داشت یه جورایی بهم میگفت که نه، اونقدرها هم چهرت سن زیادی رو نشون نمیده و بیشتر به خاطر موی بلند و ریشهای درهمتنیدهایه که آخرین بار اسفندماه درستوحسابی کوتاهشون کردم. راستش من میدونم حتی اگه موهامو کوتاه و ریشهامو بتراشم، باز هم قرار نیست معجزه بشه و سن ظاهریام ده سال کم بشه، ولی از این موضوع هیچوقت هم اونقدر که باید ناراحت نبودم. اگه واقعاً سنم اون مقدار بود، شاید از سنی که دارم ناراحت میشدم، ولی از اینکه دیگران فکر میکنن چند سالمه؟ نه، اونقدرها هم سخت نبوده شنیدنش. امروز که توی حموم داشتم نرمکننده میزدم به ریشم و خودم رو توی آینه نگاه میکردم، واقعاً خیلی وقت بود خودم رو با این دقت توی آینه ندیده بودم. اونقدر این ریش روی صورتم بوده که حتی یادم نمیاد قبل از اینکه ریش دربیارم چه شکلی بودم. دوستش دارم و وقتی دست میکشم روش، برام جالبه. میشه گفت محصول بیحوصلگی، فرار کردن از رسیدگی ظاهری، تنبلی برای نرفتن به آرایشگاه و آویزون کردن غمها از ریشها بوده؛ ولی بد هم نشده، با تمام این دلایل منفی که برای کوتاه نکردن ریش دارم، تا امروز برام جالب به نظر اومده. | 1 421 |
| 7 | ربات رو صرفا استارت کنید.
تا وقتی آهنگ میفرستم واسه شما هم بیاد.
http://t.me/We0404bot?start | 1 746 |
| 8 | در ستایش ران و eat pussy. | 1 847 |
| 9 | با یک جمله گولم بزن
http://t.me/We0404bot?start | 112 |
| 10 | خواب دیدم طبقات یک آپارتمان رو با سرعت از پلهها به سمت پایین میام. طبقات تموم نمیشدن؛ تماماً یکشکل و بدون هیچ تغییری، انگار پایانی وجود نداشت. | 1 668 |
| 11 | شما رو نمیدونم، ولی من مطمئنم توی ایران بذر شادی داره کاشته میشه، ولی از اینکه بتونیم زیر سایهی این درخت باشیم یا نه مطمئن نیستم، شاید به عمر من و شما قد نده. | 1 884 |
| 12 | تجربه چند ساعت ور رفتن من با اوپنکد.
در اصل یه AI Coding Agent متنبازه. یعنی برخلاف ChatGPT که میگی «این کد رو برام بنویس» و خودش کد رو تحویلت میده، این یکی میاد وسط پروژهات؛ فایلها رو میخونه، کدها رو تغییر میده، فایل درست میکنه، توی ترمینال دستور اجرا میکنه، تست میگیره و سعی میکنه خودش باگها رو پیدا و درست کنه. حتی میتونی وصلش کنی به مدلهای مختلف مثل Claude و GPT و Gemini یا مدلهای لوکال. یه چیز جالب دیگه هم Agent و Subagent ـه؛ یعنی مثلاً یکی کدنویسی کنه و یکی دیگه بشینه کدش رو بررسی و دیباگ کنه. تا اینجاش خیلی باحاله. سریع کار میکنه و برای کارهای کوچیک واقعاً میتونه کلی وقت ذخیره کنه. دیشب توی حدود ۴۵ ثانیه برام یه ماشینحساب نوشت :)) ولی یه مشکل کوچیک داره. ذاتاً یه مقدار خنگه :)) یعنی این سرعتی که داره بعضی وقتها به ضررش تموم میشه. یه چیزی میگی، خیلی سریع میره پیادهش میکنه، بعد میبینی یه باگ الکی انداخته وسط پروژه که اصلاً قرار نبوده وجود داشته باشه. پس تا الان من فقط فهمیدم به درد دیباگ کردن های کوچیک میخوره. مثلاً دیشب بهش گفتم یه بکگراندپاستیلی و متحرک درست کنه، یه مستطیل انداخت وسط صفحه که میچرخید :)) بعد همون مستطیل افتاده بود روی بالاترین لایه و اجازه کلیک کردن روی صفحه رو نمیداد. هرچی هم توضیح دادم باگش کجاست، باز یه چیز دیگه تحویلم میداد. بعد برای اینکه ببینم فقط مشکل من بوده یا نه، رفتم ردیت رو هم خوندم. و خب... فهمیدم فقط مشکل من نبوده، یکی گفته بود اوپنکد بعضی وقتها بیشتر از اینکه وقت ذخیره کنه، وقت و توکن میسوزونه. مشکلش هم فقط خود AI نبود؛ از TUI و CLI گرفته تا Web UI و بعضی آپدیتها، گاهی یه چیزی درست میشه و یه چیز دیگه خراب میشه. حتی یه نسخهای رو مثال زده بود که Subagentها permission درست نداشتن و باعث مصرف توکن خیلی زیادی شده بودن. یه نفر دیگه هم خیلی خلاصه گفته بود OpenCode براش fragile و error-prone ـه. Startup گیر میکرد، موقع Send هنگ میکرد، گاهی UI وسط conversation قفل میشد، Pluginها هم بعضی وقتها خودشون باعث خراب شدن UI میشدن. مشکلات Session هم داشتن که بعضیها مجبور شده بودن برنامه رو restart کنن یا حتی دیتابیس session رو پاک کنن. جالب اینجاست که چند نفر گفته بودن با حذف Pluginها مشکل freeze شون برطرف شده. پس ظاهراً یه بخش قابل توجهی از این داستان هم به Pluginها مربوط میشه. یه مشکل دیگه هم برای مدلهای لوکال و Ollama دیدم. بعضی Subagentهای سفارشی درست شناسایی نمیشدن و بعضی وقتها به جای اینکه واقعاً Tool Call رو اجرا کنن، فقط متن دستور رو برمیگردوندن. البته انصافاً اینا به این معنی نیست که اوپنکد کلاً پر از باگه. یه پست دیگه دیدم که طرف گفته بود بعد از مهاجرت به OpenCode، workflow ـش حتی قابلاعتمادتر شده و از نظرش به اندازه کافی stable ـه.
نظر خودمم فعلاً اینه که خیلی خفنه، ولی هنوز یه مقدار بچه کودن و خنگه، مخصوصاً Plugin، Session، Subagent و بعضی آپدیتهاش میتونن دردسر درست کنن. برای همین فعلاً خودم ترجیح میدم خیلی دستکاریش نکنم و Plugin اضافه هم نریزم روش. بذارم همون چیز ساده و خام خودش کار کنه. چون با همه این خنگبازیها، وقتی درست کار میکنه واقعاً کار آدم رو توی دیباگ های کوچیک خیلی راحت میکنه. | 2 079 |
| 13 | 没有文字... | 455 |
| 14 | آخرین باری که زیر یک چیزی خط کشیدم، چشمهای دختر خوشگله بود. | 2 031 |
| 15 | مدت زیادیه دارم به شمعسازی فکر میکنم، نه شمعهای جینگولگلگلی بازاری، شمعهای مشکی و مشابه رنگ خون. اصلاً از این شمعهای قالب آماده خوشم نمیاد. شروع کردم گشتن توی منابع، نقاشیهای مختلف از شمعهای مدنظر توی ذهنم، حتی دادم به AI تبدیل به شمع واقعیشون کنه، از جاهایی که شمعسازی میکنن هم رفتم سر زدم، در نهایت تصمیم خودم رو گرفتم، برم وسایل و رنگهای مورد نیاز بخرم و شمعهایی که توی ذهنم هست رو بسازم، عکسش توی کپشن میذارم. | 2 295 |
| 16 | بیایید بوسم کنید قبل خواب. | 101 |
| 17 | من الان فهمیدم که در واقع دو سال دارم تو «بچه فضایی» پر حرفی میکنم، و فقط هم آدم های خوشگل رو اکسپت میکنم.
https://t.me/+mRMdhnGJRsc4ZDI0
پرحرفی که میگم به معنا واقعی هستش، هر موضوعی که هست میتونه روزانه پیش بیاد یا اشتراک گذاری چیز میز ها باشه، خیلی وقت ها پشت صحنه و حین کشیدن نقاشی ها، و و و. | 463 |
| 18 | داشتم به این فکر میکردم که آخرین بار کی و کجا دستم رو گرفت و مراقب بود که سر به هوا از خیابون رد نشم، به این فکر کردم از آخرین باری که کسی برام قصه گفت چقدر گذشته، حتی داستان تختهسنگ سفید کودکی رو هم دیگه درست یادم نیست، از آخرین باری که بچه بودم چقدر گذشته. | 3 015 |
| 19 | به چتجیپیتی گفتم چیکار کنم آدما ناراحتم نکنن، گفت: بخواب. | 2 642 |
| 20 | فعلا بیایید فیلم ببینیم
فیلم سینمایی بی داد | BIDAD (OUTCRY) – نسخه اصلی | A Film by Soheil Beiraghi | 457 |
