ch
Feedback
Silence:))

Silence:))

前往频道在 Telegram

• Unhinged Author • A Psychopathic ENTP • Based On a True Story آرشیو داستان :« https://t.me/Draft_No7 » ناشناس :« https://t.me/Me_SH8 » تبلیغات :« https://t.me/Silence_Tab » یوتیوب :«»

显示更多
2 598
订阅者
-724 小时
+337 天
+21530 天
帖子存档
از اونجایی که بعد از تموم کردن بیگ‌بنگ‌تئوری، هیچ سیتکامی برام جالب نبود، مدت‌ها بود که سیتکام ندیده بودم و خب حالا بعد مدت‌ها سیتکام جدید شروع کردم و امیدوارم به دلم بشینه.🙏🏻

photo content

بگذریم، طبق معمول بقیه سوالاتتون رو می‌ریم چنل ناشناس پاسخ می‌دیم و راجع بهش حرف می‌زنیم

چگونه از مجازات قتل فرار کنیم فقط و فقط در این چنل:

حکم قصاص براش صادر شد و باید اعدام می‌شد اما خبر ندارم که این اتفاق افتاد یا نه.

پسره اعدام شد؟

توی حقوق ایران قتل به‌طور کلی از نظر نوع قصد و رفتار مرتکب به سه دسته‌ی «عمد، شبه‌عمد و خطای محض(غیرعمد)» تقسیم میشه. - قتل عمد یعنی شخص یا قصد کشتن داشته، یا عمداً کاری رو انجام داده که نوعاً می‌تونه باعث مرگ بشه و با توجه به شرایط، قانون اون رو قتل عمد محسوب می‌کنه. مثلاً کسی با قصد کشتن به یکی شلیک کنه. - قتل شبه‌ عمد یعنی شخص قصد انجام اون رفتار که ممکنه کشنده باشه رو داشته ولی قصد کشتن نداشته؛ مثلاً می‌خواسته دیگری رو بترسونه یا بزنه، ولی در شرایطی این اتفاق باعث مرگش میشه. البته تشخیصش کاملاً به جزئیات پرونده بستگی داره، مثل همین پرونده‌ای که تعریف کردم. -خطای محض یا غیرعمد هم جاییه که شخص نه قصد کشتن داشته و نه قصد انجام رفتاری که منتهی به مرگ شده؛ یعنی مرگ در نتیجه‌ی خطا اتفاق افتاده.

قتل شبه عمد ینی چی

سوال: فرزانه این پرونده که رسانه‌ای نشده و ازش عکس و اطلاعاتی در دسترس نیست، تو چجوری اونجا بودی؟! پاسخ: ما به عنوان دانشجوهای حقوق، از طرف دانشکده و یکی از اساتید دانشگاه که وکیل خانواده مقتول بود، توی جلسه حضور بهم رسانیدیم.🙏🏻

حالا نکته اخلاقی این پرونده برای هممون چیه؟! اینه که اولاً با شوخی‌های بی‌جا و مسخره نریم رو مخ همدیگه؛ دوماااا یاد بگیریم کنترل کنیم احساساتمون رو، علی‌الخصوص خشم رو! کنترل خشم بلد باشیم و از وقوع نزاع و دعواهای فیزیکی به خصوص، جلوگیری کنیم.✨

خلاصه، بعد این دادگاه؛ گویا چندجلسه دیگر هم به صورت غیرعلنی مبنی بر بررسی ابعاد دیگر پرونده، برگزار میشه! اما در نهایت به دلیل درخواست و تقاضای اولیای دم مقتول که خواهان «قصاص» بودن و اثبات شبه‌عمد بودن قتل؛ برای قاتل جوان قصه، حکم قصاص بریده میشه.

البته که وقتی این مکالمه داشت رخ می‌داد، وکیل متهم داشت خودش رو به زمین و زمان می‌زد و هی سعی می‌کرد به آقای X بگه جون مادرت دهنت رو ببند و حواست باشه به کلماتی که استفاده می‌کنی و حرفی که می‌زنی!🙏🏻

دقیقاً در همون حینی که متهم داشت اصرار می‌کرد که من می‌خواستم چاقو رو بزنم به دستش؛ آقای قاضی ازش پرسید :«آیا شما آگاه بودی که اون کارد با تیغه ۱۸ سانتی، کشنده بوده؟!» و متهم هم گفت :«بله ولی نمی‌خواستم به قلبش بزنم...» و قاضی هم گفت:« پس می‌دونستی اگر بخوره به قلب یا قفسه سینه ممکنه باعث مرگ بشه و وقتی می‌دونستی این کارد، کشنده است، نباید به هیچ عنوان همراه خودت می‌بردیش و ازش استفاده می‌کردی!» و همین اقرار به آگاهی از کشنده بودن کارد، باعث شد اثبات بشه که این قتل، شبه عمد بوده!

این بحث و کشمکش در دادگاه ادامه داشت، تا اینکه آقای قاضی با یه سوال خاص، خیلی خوشگل اتک زد و با یک سوال قاضی و جواب آقای X اثبات شد که این قتل، شبه عمد بوده و هیچ‌کدوم از اظهارات متهم، توجیه مناسبی برای رخ دادنش نبود.

آقای X بین صحبت‌هاش بسیار اصرار داشت که من نمی‌خواستم چاقو رو بزنم به قفسه سینه‌اش و می‌خواستم بزنم توی دستش اما اون جا به جا شده و چاقو خورده تو قفسه سینه! که خب پذیرفته نبود، چون این اتفاق یک‌بار نیفتاده بود و چندبار اون کارد به قفسه سینه مقتول وارد شده بود و یک جراحت نبود!

ما وقتی توی دادگاه بودیم، آقا پسر ۱۸ ساله که در جایگاه متهم بود، بسیار ضد و نقیض صحبت می‌کرد.. یه بار گفت من اون کارد رو از ترس همراه خودم برداشتم، یه بار گفت برداشته بودم که ببرم برای عید قربان گوسفند قربونی کنم و.. به طور کلی خیلی تناقض داشت بین حرف‌هاش..

و می‌رسیم به ابعاد پرونده و علت دادگاه علنی! در پرونده این آقا، بحث بر سر این بوده که آیا این قتل عمد محسوب می‌شده یا به علت اینکه یک نزاع خیابانی بوده، دفاع از خود و قتل شبه عمد بوده!

و آقای X از شدت ترس فرار می‌کنه و بعد هم به کمک یکی از اقوام، به سمت مرز ترکیه متواری می‌شه و حین فرار توسط پلیس، دستگیر می‌شه.

این خونریزی انقدر شدید بوده که آقای Y در عرض پنج دقیقه و قبل از رسیدن اورژانس، می‌میره.

این درگیری کلامی کِش پیدا می‌کنه و منجر میشه به درگیری فیزیکی و در جریان درگیری فیزیکی، پسر ۱۸ ساله داستان ما، اون کارد رو به صورت مورب چندبار وارد قفسه سینه آقای X فرو می‌کنه؛ و تیغه کارد انقدر بلند بوده که در جریان وارد شدن به قفسه سینه به صورت مورب، حتی به پرده دیافراگم می‌رسه و یه خونریزی شدید راه میفته.