1 949
订阅者
+224 小时
+137 天
+1730 天
帖子存档
1 949
همدست کسی نباش که آسیب زدن به تو برایش کار سختی نیست. نگاه میکنم و میبینم گاهی در موقعیت آسیبزننده من هم به آن آدم یک چاقوی بُرندهتر دادهام که بهتر تکهپارهام کند. نه برای اینکه از زخمهای تازه و دردهای جدید لذت میبرم. فقط بهخاطر اینکه اغلب وقتها مراقب خودم نبودهام و انگار کسی هم بهم یاد نداده قسمتی از خودمراقبتی همین کاری نکردنهای بهموقع است؛ همین عقبنشینیها. اما بهجایش گاهی قلبم را رو به دیگری گرفتهام و گفتهام بفرما، اگر فکر میکنی با پاره کردن قلبم، اوضاع بهتر میشود میتوانی امتحانش کنی. موضوع این نیست که دیگران حق دارند به تو آسیب بزنند یا نه، مسئله این است که خودت کجا بایستی؟ کنار آن شخص و درحال محکم کردن انگشتهایش دور چاقویی که رو به قلبت گرفته؟ و لابد بهسادگی این همدستی را با ازخودگذشتگی و فداکاری اشتباه میگیری؟ اینها را به خودم گفتم؛ البته بعد از آنکه فهمیدم مراقبت کردن از خودم وقتی پا به دنیاهای کوچک و بزرگ دیگران گذاشتهام چقدر مهم است.
1 949
او سالها سخن گفت، نوشت، گریست، اما کلماتش دیگر به جایی نمیرسیدند. سکوتی سنگین بر جانش افتاده بود، سکوتی شبیه شبهای بیفردا. در نگاهش هشداری خاموش به جا مانده بود، هشداری که کسی به آن دقت نمیکرد. سکوتش پر از فریاد بود، فریادی که تنها کسی میتوانست بشنود که بلد باشد هشدار را نه در واژهها، که در لرزش دستها و در سایهی نگاه بخواند. نشانههایی پراکنده از فرسودگی در وجودش باقی بود، برای آنکه اگر کسی اندکی دقت کرد، بفهمد که دیری نیست که در این خاموشیها تمام شود.
1 949
Repost from ندانستم
حالت گریه دارم اما گریهم نمیگیره، میخوام گریه کنم اما نمیتونم. به جاش همزمان که به دیوار رو به رو خیره شدم و همکارم داره از ماجراهای روز تعطیلش میگه توی ذهنم زار میزنم. از توی یکی از اتاقهای ذهنم صدای گریه بچگی خودم رو میشنوم. اتاق به اتاق میگردم که پیداش کنم و بغلش کنم اما هر بار صداش دورتر میشه. صدای گریه بچه ده یازده سالهای که وقتی دیگه هیچ پناهی نداشت، میرفت تو اتاق و تو کمد قایم میشد و گریه میکرد. اونقدر گریه میکرد تا اشکهاش روی صورتش بماسه، تا سیل اشک از کمد جاری شه و اتاق دریا شه.
1 949
آدم وقتی درددل میکند و مجبور میشود بخشی از تاریکی و حتی روشنی دردش را پنهان کند و لب بگزد، انگاری که کوهها را در سینهاش جای میدهد.
1 949
من متعلق به جادههای بارانی، نسیم، نوای شجریان و نور لطیف و ملایمام. من را به پاییز برگردانید.
1 949
عزیز من. اگر زاویه دیدمان نسبت به یک چیز یکی نیست، بگذار یکی نباشد. بگذار فرق داشته باشیم. بگذار در عین وحدت، مستقل باشیم. بخواه که در عین یکی بودن، یکی نباشیم. بخواه که همدیگر را کامل کنیم نه ناپدید. تو نباید سایهی کمرنگ من باشی، من نباید سایهی کمرنگ تو باشم. بگذار صبورانه و مهرمندانه در باب هرچیز که مورد اختلاف است بحث کنیم اما نخواهیم که این بحث ما را به نقطهی مطلقا واحدی برساند.
1 949
چندوقتیه حمایتهاتون از کانال کم شده و این ناراحتم میکنه. خواستم در جریان باشید 🦦
1 949
نمیدانم وقتی جملهی «من بیست و دو سالهام و سالهاست ساکن برزخ» را مینویسم، تو دقیقاً چه درکی از گذر زمان، فاصلهی میان شانزده تا بیست و دو سالگی، و سکونت در برزخ داری. آیا میتوانی بلند شدن موها، افتادن تکتک برگها، کش آمدن پوست، بلند شدن ناخنها، سوزش گلو، هرز شدن لولاهای در، بوی تلخ و گند مرداب و صدای تکتک نفسها و دست و پا زدنها را درک کنی یا همهچیز برایت طول همین جمله است. وقتی میگویم باید درخت را در زمستان، وقتی هنوز خواب است، هرس کنی، لحن دقیق جمله و چگونگی ادا شدنش را میفهمی و معنای حقیقی پشت کلمات را میبینی؟
1 949
آدمی گاهی آنقدر از نیامدنها، از نشدنها، از تکرار صبرهای بیجواب خسته میشود که حتی دعا هم در گلویش گره میخورد و امید، شبیه رؤیایی دور و محو میشود. اما در دل همین خاموشی مطلق، خدایی هست که سکوتاش بیعلت نیست، او دیر نمیرسد. دقیق میرسد. همانجا که دل دیگر هیچچیز جز او نمیخواهد.
1 949
نمیتوانم با این آدمها و دنیای مضحکی که برای خودشان ساختهاند خو بگیرم. انگار همهچیزشان تصنعیاست. لبخندهایشان تصنعی است. تفکراتی که از آن دم میزنند، حاصل نشخوار دیگران است نه اندیشههای خودشان. آدمها دیگر اصیل و عمیق نیستند، تکههایی از دیگرانند.
1 949
و این روزها، بیشتر چیزها و آدمها، آدم را تنهاتر میکنند، انگار که آدمِ تنها دارد تنهایی کسی را با خودش پر میکند و تنهایی خودش را تنها برای خودش نگه میدارد و با کسی شریک نمیشود، یک تنهایی تکثیر شده در میانهی دستان آدمیزاد، که آدم نمیداند بعد از رها کردناش، با نامعلومی دستان خالی و بیکار ماندهاش چه باید بکند.
1 949
شاید بگید دارم از خودم تعریف میکنم اما از دست دادن من میتونه بزرگترین تراژدی زندگیت باشه. این رو میتونید برید از استاکرای اینجا بپرسید.
现已上线!2025 年 Telegram 研究 — 年度关键洞察 
