ch
Feedback
Saved Messages

Saved Messages

前往频道在 Telegram

دیوانه نپرهیزد؛

显示更多
1 950
订阅者
+224 小时
+97
+1630
帖子存档
سخت است اما باید اعتراف کنم که غم تو، مرا ساخت. هرچیزی که حالا از من دیده می‌شود هنر غم توست.

https://t.me/boost/Secure_message بچه‌ها سلام. لطفا اگر تلگرام پریمیوم دارید لطفا کانال رو چیز کنید که چیزشیم :))

موسی علیه‌السلام در مناجات با خدا عرض کرد خدای من، کدام آفریده‌ات را بیشتر دوست می‌داری؟ فرمود، آن کس را که چون محبوبش را از او بگیرم یا من آشتی باشد.

photo content

من پایه‌های خشم و اندوه بودم تو اما جان مرا به عشق دوختی.

کاش فردا دنیا به آخر می‌رسید. آنگاه شتابان سوار آخرین قطار می‌شدم و در خانه‌ات را می‌کوبیدم و به تو می‌گفتم با من بیا. دیگر می‌توانیم بدون ترس و احتیاط به یک‌دیگر عشق بورزیم، چون فردا دنیا به آخر می‌رسد.

من تو را برای عمر باقی‌ مانده‌ام می‌خواستم. برای شب‌هایم، برای آغوشم، برای خانه‌ام. اما اکنون من‌ و شب‌ها و آغوشم‌ و خانه‌ام همگی دل‌تنگیم.

‌ ‌ ‌‌‌ ‌ لماذا الفتت نظرك؟ لأنها لم تحاول لفت نظري ـ چرا توجهت را جلب كرد؟ چون سعی نكرد جلب توجه كنه

من خسته‌ی بی‌خواب بودم و در صدای او، در چشم‌های او، در لب‌های او، در تن او، لالایی‌های بسیاری بود.

به جز تو که میمانی، کل من علیها فان آقای امام حسین.

به جز تو که میمانی، کل من علیها فان آقای امام حسین.

دائم احساس دلتنگی و تنهایی می‌کرد و شب‌ها نمی‌توانست راحت بخوابد. کابوس می‌دید، عرق می‌کرد، هذیان می‌گفت، و به بهانه‌های مختلف گریه می‌کرد.

مدت‌ها بود که به گذرا بودن همه چیز عادت کرده بود و دیگر ماجرایی را جدی نمی‌گرفت؛ اما در اعماق قلبش حسی ماندنی می‌خواست و عشقی استوار و پناهگاهی ابدی.

هرچیزی که افشای آن پسندیده نباشد، امانت است. اگرچه پنهان کردنش را درخواست نکرده باشند امام علی علیه‌السلام

معطل اینکه در کجای زندگی‌ات جای خواهم گرفت، فراموش کردم کجای زندگی‌ام

Repost from پَناه
من اما میتوانستم، همه را دوست داشته باشم اگر دوست داشتن را با تو شروع نکرده بودم.

آرزو می‌کردم که دست کم یک‌بار، هیچ‌کدام از ما به‌خاطر از دست دادن داشته‌هایمان نترسیم! مطمئن باشیم که چیزی را که با تمام وجود می‌خواهیم، از دست نخواهیم داد

Repost from Saved Messages
به آسمان خیره مانده بود. گفتم: ماه را دوست داری؟ گفت: بله. و همچنین خورشید و ستارگان را. اما فکر می‌کنم بیش از همه‌ی این‌ها د
به آسمان خیره مانده بود. گفتم: ماه را دوست داری؟ گفت: بله. و همچنین خورشید و ستارگان را. اما فکر می‌کنم بیش از همه‌ی این‌ها دریا را دوست داشته باشم. افسوس، از غرق شدن می‌ترسم. گفتم: گمان کنم همه‌ی ما از آن چیز که عاشقش هستیم کمی می‌ترسیم و به او خیره ماندم.

Repost from Saved Messages
‏سپس لبخندی زد و گفت اگر شبی زیر آسمان در آغوشم به خواب بروی، به کنایه از شب خواهم پرسید که ماه در آغوش او زیباست یا ماه در آغوش من.

Repost from پَناه
باور کن همان چیزی که از دست دادنش برای انسان سخت‌ترین کارهاست، سرانجام همانی است که دیگر رغبتی به آن ندارد.

Saved Messages - Telegram 频道 @secure_message 的统计与分析