|ملقب به ننه پایون|
前往频道在 Telegram
4 821
订阅者
-1724 小时
-747 天
-26030 天
帖子存档
4 814
از همان روز اول…
از همان صبحی که گفتند دیگر نیستی…
همهچیز شروع شد، بیآنکه کسی برایش آماده باشد.
هر کاری که از دستمان برمیآمد انجام دادیم.
یادم هست زودتر از دانشگاه برگشتیم خانه،
تا لقمههایی را که گفته بودند برای افطار آماده کنیم، زودتر دست بگیریم.
نانواها هر بار بیشتر از چهل تا نان نمیدادند…
و ما پخش شدیم بین نانواییها،
دنبال تکهتکهی نانی که قرار بود به هم برسد،
تا هشتصد لقمه جور شود.
آمدیم خانه…
برای شروعِ کار.
اما همانجا، میان همان آشپزخانه،
یکی از بچهها گریهاش گرفت…
و بعد یکی دیگر… و یکی دیگر…
سخت بود…
به خدا سخت بود.
نبودنِ تو، از توان ما بیرون بود.
میخواستیم بنشینیم، چیزی بخوانیم،
شاید کمی آرام شویم…
اما نشد.
ما مسئولیت قبول کرده بودیم…
و انگار حتی حقِ شکستن هم نداشتیم.
حق نداشتیم همان روز اول، یک دلِ سیر گریه کنیم.
روز اول؟
انگار اصلاً روز اولی در کار نبود…
انگار از همان لحظهای که فهمیدیم،
سوگ شروع شد و هنوز هم تمام نشده است…
4 814
تهران انگار حال و هوای دیگری دارد…
انگار شهر زیر بارِ غمی سنگینتر از همیشه خم شده است.
همهجا رنگِ دلهره گرفته؛
آدمها در تکاپوی بیقرارند،
هر کسی به سویی میرود انگار برای آماده شدنِ چیزی که نمیدانند چیست…
خیابانها سیاهپوشاند،
و هوا…
هوا انگار از جنسِ اندوه است؛ سنگین، ساکت، نفسگیر.
و هر بار که تصویر شما را روی موکبها و بنرها میبینم،
چشمهایم بیاختیار خیس میشود…
انگار چیزی در درونم فرو میریزد و دوباره شکل میگیرد.
با خودم میگویم:
چه شد که این غم بر ما نشست؟
چطور میشود این همه اندوه را در دل نگه داشت و ادامه داد؟
و اصلاً…
کی قرار است از این سوگ، عبور کنیم؟
4 814
به تشییع فکر میکنم،
استرس میگیرم.
انگار یکی دستش رو میذاره رو گلوم و فشار میده.
قلبم سنگین میشه.
چجوری باید با این غم کنار اومد؟
4 814
+3
دنیا راجع به امام حسین و واقعه عاشورا حرف میزنه،
بعد چهارتا بچه که منبعشون اینترنشناله، اومدن راجع به شاه عالم نظر میدن!
4 814
اگر قراره فقط چیزی رو قبول کنیم که خودمون دیدیم، پس کل تاریخ بشر رو باید بندازیم دور. اصل واقعه کربلا اونقدر سند و روایت تاریخی داره که وجودش محل بحث نیست.
现已上线!2025 年 Telegram 研究 — 年度关键洞察 
