ch
Feedback
|ملقب به ننه پایون|

|ملقب به ننه پایون|

前往频道在 Telegram

در تلاش برای بهتر شدن. فروشگاه جعبه موزیکال: @art_payon

显示更多
4 701
订阅者
-1824 小时
-1117
-28730
吸引订阅者
七月 '26
七月 '260
在0个频道中
六月 '26
+6
在0个频道中
Get PRO
五月 '260
在0个频道中
Get PRO
四月 '260
在0个频道中
Get PRO
三月 '26
+2
在0个频道中
Get PRO
二月 '26
+4
在0个频道中
Get PRO
一月 '26
+7
在2个频道中
Get PRO
十二月 '25
+16
在0个频道中
Get PRO
十一月 '25
+55
在1个频道中
Get PRO
十月 '25
+633
在13个频道中
Get PRO
九月 '25
+912
在46个频道中
Get PRO
八月 '25
+240
在27个频道中
Get PRO
七月 '25
+93
在7个频道中
Get PRO
六月 '25
+22
在0个频道中
Get PRO
五月 '25
+63
在1个频道中
Get PRO
四月 '25
+70
在0个频道中
Get PRO
三月 '25
+61
在0个频道中
Get PRO
二月 '25
+117
在0个频道中
Get PRO
一月 '25
+322
在0个频道中
Get PRO
十二月 '24
+134
在0个频道中
Get PRO
十一月 '24
+335
在51个频道中
Get PRO
十月 '24
+838
在53个频道中
Get PRO
九月 '24
+717
在71个频道中
Get PRO
八月 '24
+577
在32个频道中
Get PRO
七月 '24
+82
在0个频道中
Get PRO
六月 '24
+158
在0个频道中
Get PRO
五月 '24
+161
在0个频道中
Get PRO
四月 '24
+318
在32个频道中
Get PRO
三月 '24
+778
在67个频道中
Get PRO
二月 '24
+219
在0个频道中
Get PRO
一月 '24
+974
在2个频道中
Get PRO
十二月 '23
+913
在24个频道中
Get PRO
十一月 '23
+1 005
在44个频道中
Get PRO
十月 '23
+491
在0个频道中
Get PRO
九月 '23
+2 065
在0个频道中
Get PRO
八月 '23
+2 464
在0个频道中
Get PRO
七月 '23
+196
在0个频道中
Get PRO
六月 '23
+125
在0个频道中
Get PRO
五月 '23
+268
在0个频道中
Get PRO
四月 '23
+94
在0个频道中
Get PRO
三月 '23
+38
在0个频道中
Get PRO
二月 '23
+41
在0个频道中
Get PRO
一月 '23
+66
在0个频道中
Get PRO
十二月 '22
+79
在0个频道中
Get PRO
十一月 '22
+75
在0个频道中
Get PRO
十月 '22
+24
在0个频道中
Get PRO
九月 '22
+88
在0个频道中
Get PRO
八月 '22
+114
在0个频道中
Get PRO
七月 '22
+280
在0个频道中
日期
订阅者增长
提及
频道
11 七月0
10 七月0
09 七月0
08 七月0
07 七月0
06 七月0
05 七月0
04 七月0
03 七月0
02 七月0
01 七月0
频道帖子
تدفین تمام شد. پیکر کفن‌پیچ و خسته‌ای را از تابوت درآورده و به خاک دادند. در دارالذکر کوهی را به خاک‌‌ دادند. نمی‌شد. نمی‌رفت. او را آهسته به خاک دهید که جسمی زخمی‌ دارد و خسته سفر کربلاست. او را به خاک دهید و به همگان بگویید که تمام مایملکی که او پس از سی‌و‌شش سال حکمرانی برای‌ خود برداشت، نه خزانه‌ها و طلاها و‌‌ چمدان‌های جواهر و ملک‌های شخصی که یک‌متر خاک از این‌ وطن بود. که او پس از دهه‌ها محافظت از این خاک، لایق کمی از آن بود. بر گلدسته‌های بلند حرم نقاره بزنید. در بلندگوهای حرم جار بزنید که رئیس خدام حرم به خاک رفت. نامش را از دفتر کشیک‌ها خط بزنید. لباس خادمی‌اش را که آن را عزیز می‌داشت کنار بگذارید. از او عذربخواهید که برخلاف معمول سفرهایش نشد که ضریح را باز کنیم و او به اشک خود ضریح را بشوید. او رفته. از او عذربخواهید که ما هنوز بی‌شرمانه زنده‌ایم و او را به خاک دادیم. خاک بر تو گوارا باد و بیت جدید رهبری مبارکت باد. «مهدی مولایی» @m_molaie110

2
بچه‌ها استاد/کلاس زبان خوب میشناسید؟
162
3
آبدوغ🙂‍↔️
آبدوغ🙂‍↔️
233
4
چیزه ما علاوه براینکه برا ساندیس می‌ریم تجمع و راهپیمایی، برا اینم می‌ریم:
229
5
دیگه هیچ وقت ندیدمت، حتی برای وداع… و این حسرت تا ابد به دلم می‌مونه.😭
334
6
من هیچ وقت اونقدری که ادما دوستت داشتن، دوستت نداشتم. یعنی برام ولی فقیه بودی. برام مرجع بودی، ولی اون حس پدرانه‌ای که ادما می‌گن رو، نه من نداشتم. تا اون ظهری که روزه بودم، تایم زیادی رو پست در بیت موندیم، تا بیامیم داخل برای نماز ظهر و عصر. از طرف مدرسه اومده بودیم، و هی تو دلم می‌گفتم که چه کاریه اخه؟! این همه تایم، زبون روزه، هوای گرم… اومدیم داخل و نشستیم تا شما بیای. همینطوری که داشتم با دوستام حرف میزدم، وارد شدی. من اونجا که از نزدیک دیدمت، فهمیدم چقدر دوستت دارم. بی‌اختیار گریه می‌کردم از شوق دیدنت. یادمه بعد از اون روز، به همه می‌گفتم باید یه بار آقا رو از نزدیک ببینید. ببینید که چقدر شبیه آدمای معمولی نیست. چقدر نورانیه، چقدر چهره‌ی مهربونی داره. من از اونروز فهمیدم که دوستت دارم.
337
7
داییم که فوت کرد، فکر کردم دیگه هیچی نمیتونه اینطوری داغونم کنه. شب اولی که فهمیدم رفته، تو خواب پنیک کردم، بلند شدم و هق هق گریه می‌کردم. من حس یتیما رو داشتم اونموقع… اخه واقعا مثل یه پدر بود برام. گذشت… ۷سالی گذشت از اون روز، تا این روزا.. من باز حالِ اون شبم رو دارم. و دارم فکر می‌کنم که باید چه کرد بعد از تو؟
336
8
فتح کانال با ایموجی خنده
330
9
بعد بامزگیش اینجاست که به قول یکی از بچه‌ها، تنها سلاحشون، ایموجی خنده است. برای اینکه تلاش کنن تعدادش هم زیاد شه، می‌فرستن تو کانالی پرایوتشون،😂 زرنگای دوست نداشتنی🤭
333
10
چه پیگیری داداش، اولین نفر سین میکنی!! ایموجی خنده میذاری، انگار مجبوری اینجا باشی.
340
11
😭😭😭
😭😭😭
337
12
حالم شبیه بچه یتیمه…
314
13
۹ساعت مونده بود به شروع مراسم مصلی.
۹ساعت مونده بود به شروع مراسم مصلی.
377
14
دیروز یکی نوشته بود، ناراحتم ازینکه خاکستریا اینوری شدن؛ اره عزیزم ناراحت باش. به هرحال خونِ مظلوم، باعث بیداری می‌شه. و ببین چیشد که یه سریا هنوز تو خوابن.
366
15
از دیروز دارم فکر می‌کنم که خدا چگونه یک نفر را عزیز می‌کند؟ می‌بینم… و تو چگونه عزیز شدی، عزیزِ دلِ سفرکرده‌ی ما…
از دیروز دارم فکر می‌کنم که خدا چگونه یک نفر را عزیز می‌کند؟ می‌بینم… و تو چگونه عزیز شدی، عزیزِ دلِ سفرکرده‌ی ما…
405
16
مردک شل مغز.
390
17
این ترامپم یه جوری از خیل جمعیت سوخته که از قبل، بیشتر رد داده.
389
18
من خود به چشم خویشتن دیدم که جانم می‌رود…
من خود به چشم خویشتن دیدم که جانم می‌رود…
396
19
منم همینطور مرد…
منم همینطور مرد…
582
20
از همان روز اول… از همان صبحی که گفتند دیگر نیستی… همه‌چیز شروع شد، بی‌آنکه کسی برایش آماده باشد. هر کاری که از دستمان برمی‌آ
از همان روز اول… از همان صبحی که گفتند دیگر نیستی… همه‌چیز شروع شد، بی‌آنکه کسی برایش آماده باشد. هر کاری که از دستمان برمی‌آمد انجام دادیم. یادم هست زودتر از دانشگاه برگشتیم خانه، تا لقمه‌هایی را که گفته بودند برای افطار آماده کنیم، زودتر دست بگیریم. نانواها هر بار بیشتر از چهل تا نان نمی‌دادند… و ما پخش شدیم بین نانوایی‌ها، دنبال تکه‌تکه‌ی نانی که قرار بود به هم برسد، تا هشتصد لقمه جور شود. آمدیم خانه… برای شروعِ کار. اما همان‌جا، میان همان آشپزخانه، یکی از بچه‌ها گریه‌اش گرفت… و بعد یکی دیگر… و یکی دیگر… سخت بود… به خدا سخت بود. نبودنِ تو، از توان ما بیرون بود. می‌خواستیم بنشینیم، چیزی بخوانیم، شاید کمی آرام شویم… اما نشد. ما مسئولیت قبول کرده بودیم… و انگار حتی حقِ شکستن هم نداشتیم. حق نداشتیم همان روز اول، یک دلِ سیر گریه کنیم. روز اول؟ انگار اصلاً روز اولی در کار نبود… انگار از همان لحظه‌ای که فهمیدیم، سوگ شروع شد و هنوز هم تمام نشده است…
604