|ملقب به ننه پایون|
Открыть в Telegram
4 185
Подписчики
Нет данных24 часа
-137 дней
-11330 дней
Архив постов
4 184
Repost from با حُسین باش.
توضیح ختم سورهی واقعه؛
هرگاه روز اول ماه قمری دوشنبه باشد، شروع کن به خواندن سورهی واقعه. روز اوّل یک بار، روز دوّم دو بار تا روز چهاردهم چهارده بار.
#استاد_مهدی_طیب
@ba_hossein_bash
4 184
Repost from با حُسین باش.
این ختم سوره واقعه برای توسعه رزق و روزی و حل مشکلات و برکات زیاد معنوی هم از امروزه.
- متن سورهی واقعه هم اینجاست.
4 184
داشتم گالریم رو نگاه میکردم.
این عکس رو دیدم.
فکر کنم برای سال ۱۴۰۰عه.
یه شب بارون خیلی شدید گرفت، در حدی که بچهها تو خیابون گیر کرده بودن.
اینجوری که وسط خیابون رود درست شده بود و نمیتونم بیان اینور.
ماشینا گیر کرده و یه وضع عجیب غریبی بود.
انتن نداشتیم.
همه نگران...
من چیکار کردم؟
مثل دیوونهها رفتم تو حیاط خوابگاه، دراز کشیدم رو زمین و از بارش بارون و تبدیل به موش اب کشیده شدن، لذت بردم.
نمیتونم حس بامزهای که داشتم رو توصیف کنم. :")
-شیراز
4 184
Repost from دربارهی ما
پولدارترین ادم هایی که تابحال دیدم
وقتی باهاشون معاشرت میکردم شخصیتشون بسیار خاکی و بی ادعا بود
در حالی که مثلا یه دونه تیشرتش اندازه کل سرمایه من تو زندگی میشد🌚
اما هرچه تازه به دوران رسیده دیدم؛ پزو، بدون سطح، در بی ربط ترین صحبت ها جمله ای برای به رخ کشیدن پولش استفاده میکرد و ..
4 184
Repost from عزیزِ عراقیِ من
امشب صدای گریههای مادری رو شنیدم که تمام دلخوشیش، بچهشه…
آپاندیس بچهش پاره شده و برای عملش به کمک فوری نیاز داریم.
خانوادهش توان تأمین هزینههای درمان رو ندارن.
با پیگیری و آشناییای که با پرسنل بیمارستان داشتیم، تونستیم بخشی از هزینه رو تأمین کنیم،
اما هنوز ۱۵ میلیون تومان باقی مونده…
نمیدونم چطور میشه درد مادری رو توصیف کرد که نگرانه و چشمانتظار کمک مردمه،
فقط میدونم ما میتونیم نذاریم توی این شرایط تنها بمونه.
شاید سهم هرکدوممون کم باشه، اما کنار هم میتونیم گره بزرگی رو باز کنیم🥲
لطفاً هرچقدر از دستتون برمیاد کمک کنید و این پیام رو به دست آدمهای بیشتری برسونید.
برای این بچه، زمان و کمک ما خیلی ارزشمنده…
جهت واریزی:
62198619629774264 184
یا حتی دلم برای اون شب مسخرهای که فکر کردم جن تو خوابگاهه و تا صبح کابوس میدیدم و سارا یه دفعه از خواب پرید و جیغ زد و همه باهم سکته زدیم هم تنگ شد.🥸
-واقعا ترسناک بود.
