شب نامه اَشکِ مَهتآب
前往频道在 Telegram
جایی مثل یک گالری هنری -خوشا که عشق و وطن داستان ما باشد. (ما همیشه شبا بازیم) این منم تنها و حیران، نیمه شب ؛ کرده ام همراز خود، مهتاب را… گویم امشب بینم آن گل را به خواب؟ من مگر در خواب بینم ، خواب را.. t.me/BluChtBot?start=67a5ac02bcd4a3808e
显示更多489
订阅者
-524 小时
+927 天
+8430 天
数据加载中...
吸引订阅者
七月 '26
七月 '26
+136
在0个频道中
六月 '26
+27
在1个频道中
Get PRO
五月 '26
+12
在0个频道中
Get PRO
四月 '26
+1
在0个频道中
Get PRO
三月 '26
+2
在0个频道中
Get PRO
二月 '26
+9
在0个频道中
Get PRO
一月 '26
+4
在2个频道中
Get PRO
十二月 '25
+18
在1个频道中
Get PRO
十一月 '25
+227
在2个频道中
Get PRO
十月 '25
+15
在0个频道中
Get PRO
九月 '25
+14
在1个频道中
Get PRO
八月 '25
+20
在0个频道中
Get PRO
七月 '25
+27
在1个频道中
Get PRO
六月 '25
+19
在1个频道中
Get PRO
五月 '25
+10
在0个频道中
Get PRO
四月 '25
+30
在1个频道中
Get PRO
三月 '25
+27
在3个频道中
Get PRO
二月 '25
+64
在3个频道中
Get PRO
一月 '25
+142
在4个频道中
Get PRO
十二月 '24
+50
在3个频道中
Get PRO
十一月 '24
+38
在1个频道中
Get PRO
十月 '24
+22
在0个频道中
Get PRO
九月 '24
+18
在0个频道中
Get PRO
八月 '24
+17
在0个频道中
Get PRO
七月 '24
+6
在0个频道中
Get PRO
六月 '24
+13
在0个频道中
Get PRO
五月 '24
+13
在0个频道中
Get PRO
四月 '24
+25
在1个频道中
Get PRO
三月 '24
+21
在0个频道中
Get PRO
二月 '24
+35
在1个频道中
Get PRO
一月 '24
+53
在2个频道中
Get PRO
十二月 '23
+180
在0个频道中
| 日期 | 订阅者增长 | 提及 | 频道 | |
| 31 七月 | +1 | |||
| 30 七月 | 0 | |||
| 29 七月 | +1 | |||
| 28 七月 | 0 | |||
| 27 七月 | +1 | |||
| 26 七月 | +127 | |||
| 25 七月 | 0 | |||
| 24 七月 | 0 | |||
| 23 七月 | 0 | |||
| 22 七月 | 0 | |||
| 21 七月 | 0 | |||
| 20 七月 | 0 | |||
| 19 七月 | 0 | |||
| 18 七月 | 0 | |||
| 17 七月 | 0 | |||
| 16 七月 | 0 | |||
| 15 七月 | 0 | |||
| 14 七月 | 0 | |||
| 13 七月 | +1 | |||
| 12 七月 | 0 | |||
| 11 七月 | 0 | |||
| 10 七月 | 0 | |||
| 09 七月 | 0 | |||
| 08 七月 | 0 | |||
| 07 七月 | +2 | |||
| 06 七月 | 0 | |||
| 05 七月 | 0 | |||
| 04 七月 | +1 | |||
| 03 七月 | +1 | |||
| 02 七月 | +1 | |||
| 01 七月 | 0 |
频道帖子
| 2 | سفید مرغی بودم بر شاخ پسته
فلک برهم زده بالم شکسته
به هر جا می روم نه قوم و خویشی
غبار بی کسی بر من نشسته
آواز: ابراهیم شریف زاده
قیچک: غلامحسین سمندری
تاریخ ضبط: ۱۳۷۰
@dootari | 23 |
| 3 | جواب های ساده یک کلمه ای داره سوال من😭 | 12 |
| 4 | نمیبینه | 13 |
| 5 | یک حکایت لهستانی:
یه ببر و یه خر دربارهٔ رنگ چمن دعواشون شد. خر میگفت رنگ علف آبیه و ببر با حیرت چمن را به خر نشان میداد و میگفت: «سبزه.»
کار این دعوا به پادشاه جانوران، یعنی شیرِ جنگل، رسید. هر دو به حضور شیر رسیدند و ماجرا را گفتند.
شیر گفت: «خر درست میگه. رنگ چمن آبیه و ببر باید مجازات بشه.»
مجازات ببر این بود که تا پنج سال اصلا حرف نزنه. خر از خوشی خرمست شد و فریادزنان بیرون از دادگاه رفت که: «ای بیایید ببینید! من درست میگفتم و پیروز شدم.»
اما ببر که هنوز از فرمان شیر متعجب بود، در غیاب خر از شیر پرسید:
«یعنی تو واقعا فکر میکنی رنگ چمن آبیه؟»
شیر گفت: «ابدا. رنگ چمن سبزه.»
ببر گفت: «پس چرا مرا مجازات کردی؟»
شیر گفت: «مجازات تو به خاطر این نبود که گفتی رنگ چمن سبزه. تو تنبیه شدی چون وقتت را صرف مجاب کردن یه احمق کردی.» | 39 |
| 6 | یک حکایت لهستانی:
یه ببر و یه خر دربارهٔ رنگ چمن دعواشون شد. خر میگفت رنگ علف آبیه و ببر با حیرت چمن را به خر نشان میداد و میگفت: «سبزه.»
کار این دعوا به پادشاه جانوران، یعنی شیرِ جنگل، رسید. هر دو به حضور شیر رسیدند و ماجرا را گفتند.
شیر گفت: «خر درست میگه. رنگ چمن آبیه و ببر باید مجازات بشه.»
مجازات ببر این بود که تا پنج سال اصلا حرف نزنه. خر از خوشی خرمست شد و فریادزنان بیرون از دادگاه رفت که: «ای بیایید ببینید! من درست میگفتم و پیروز شدم.»
اما ببر که هنوز از فرمان شیر متعجب بود، در غیاب خر از شیر پرسید:
«یعنی تو واقعا فکر میکنی رنگ چمن آبیه؟»
شیر گفت: «ابدا. رنگ چمن سبزه.»
ببر گفت: «پس چرا مرا مجازات کردی؟»
شیر گفت: «مجازات تو به خاطر این نبود که گفتی رنگ چمن سبزه. تو تنبیه شدی چون وقتت را صرف مجاب کردن یه احمق کردی.»
#حكايت #حماقت #زندگى #وقت #منيرو_روانى_پور | 1 |
| 7 | خب اوبی چرا جواب منو نمیدی سوالم انقد مبهمه | 13 |
| 8 | 没有文字... | 14 |
| 9 | مادرقهوه یعنی چی؟
همون مادرقحبهس که اشتباه تلفظش میکنی | 15 |
| 10 | خب سوال من اینکه ایا تا بحال مادرقهوه نشنیدی؟ | 14 |
| 11 | تو معافی. هرجور حال میکنی فکر کن و بگو و بنویس 😂 | 15 |
| 12 | عجب کصخلی هستی تو نیکفر
«مادرقحبه» درسته نه مادرقهوه | 16 |
| 13 | نشنیدی تاحالا؟ | 17 |
| 14 | مادرقهوه | 17 |
| 15 | * مادرقحبه
(قحبه = زنی که اهل کار قبیح است) | 17 |
| 16 | گلستان رو هم باید انداخت تو این لیست خیلی مادر قهوه است | 17 |
| 17 | من و زنم با سیمین و جلال آلاحمد و اِپریم رفتیم یک سفر چندروزه به مازندران برای گردش. من هم میراندم. یک روز از کنار دریا میراندیم و آن طرف دیگر دشت بود و بعد کوه. در دشت گاهی میدیدیم که اسبهایی هم میچرند. سیمین یکجا رو به من گفت «گلستان من از بچگی عاشق اسب بودم» که بیمعطلی، جا در جا، اِپریم هم با همان لهجه آسوری غلیظ گفت «اخمق، تو که عاشق اسب بودی پس چرا زن خر شدی؟».
/ابراهیم گلستان/ | 37 |
| 18 | جلال آل احمق!
نظر پر از عقده و کینه جلال آل احمد در مورد آرامگاه فردوسی(ساخته مهندس هوشنگ سیحون: پدر معماری نوین ایران) در خوشبینانهترین حالت، نشانگر روانپریشی و دشمنی او با زیباییست.
@IranVeterinaryStudentsNews | 36 |
| 19 | حالا جدی
عرزشیا زشتن یا زشتا عرزشی میشن ؟ | 89 |
| 20 | 4_5920314767712454429.mp3 | 62 |
