1 689
订阅者
+124 小时
+47 天
+3230 天
帖子存档
1 689
بارها در این مورد که چهرههای شاخص جامعه با ورود به حوزههای غیرتخصصی و ابرازنظرها و نظریهپردازیهای غیر علمی و نادرست به گمراهی خیل طرفداران سینهچاکشان دامن میزنند نوشتهام. از جمله در همین کانال یادداشتی در مورد نظریهی جناب اسفندیار منفردزاده پیرامون مفهوم کلمهی «ترانهسرا» هست:
https://t.me/lyricsnotes/187
دیروز هم مطلبی همینجا منتشر کردم با موضوع آفات همسانانگاری مفهوم برخی از واژهها و تعابیر و اصطلاحات.
امروز این کامنت جناب «شهیار قنبری» انگار برای همان مطلب تبدیل به مصداق روشنی شده است.
خیلی از ما و خصوصاً طرفداران جناب قنبری با توجه به کارنامهی غبطهبرانگیز ایشان در ترانهسرایی و احتمالأ تحتتأثیر توپ پُرِ ایشان در ورود به مباحث علمی و نظری و آموزشی، تصورمان از ایشان، مثلاً شخصیتی با درجات علمی «شفیعی کدکنی» است. اما این که ایشان یکی از بدیهیترین نکات ادبی و نگارشی (برای یک نظریهپرداز ادبی) را نمیدانند و جای درست پسوندهای «گذار» و «گزار» را تشخیص نمیدهند باید این تلنگر را هم به ما بزند که:
«یک ترانهسرای مؤلف، لزوماً ادیب و نظریهپرداز ادبی و هنری نیست.»
@lyricsnotes
1 689
در هر مقولهای که بخواهید بنویسید پیش از هر چیز نیاز به تعریفی از آن مقوله دارید. بارها در این مورد نوشتهام اما این بار بیایید از دیدگاه عمومی به ماجرا نگاه کنیم.
بعضی واژهها در فرهنگ زبانی عامه مفاهیمی را منتقل میکنند که ممکن است از منظر تخصصی، غلط محسوب شود. با این حال، در گفتار عامه این نوع استفاده از واژگان، عمدتاً رساناست و به قدر لزوم، مفاهیم را منتقل میکند.
مثلاً مردم عادی و حتی در بسیاری اوقات، اهالی ترانه و موسیقی، واژهی «شعر» را به عنوان یک اصطلاح و در قالب مجاز به جای بخشی یا تمامی مفهوم «ترانه» استفاده میکنند. (شعر فلانی، شاعر آهنگ و ...)
تا زمانی که در گفتوگویی عادی و غیرتخصصی، چنین استفادهای از واژهی «شعر» و مشتقات آن میشود هم دلیلی ندارد که مته به خشخاش بگذاریم. مثلاً وقتی در تبریز یا مشهدیم و رفیقمان میگوید برویم شمال، ما قطبنما در نمیآوریم و با ادلهی علمی به او ثابت نمیکنیم که شمال به معنی مازندران و گیلان نیست!
اما وقتی بحثی تخصصی و جدّی پیرامون ترانه و موسیقی شکل بگیرد دیگر باید در استفاده از واژههای جایگزین بیشتر دقت کنیم.
باید دقت کنیم که مثلاً وقتی که به بخش کلامی ترانه با ترکیب «شعر ترانه» اشاره میکنیم لازم است آن کلام خصایص حداقلی یک شعر را داشته باشد. یا اگر برای همین مفهوم از ترکیب «کلامپرداز ترانه» استفاده کنیم و کلام مورد نظر دارای ارزشهای ادبی و هنری باشد طبیعتاً آن کلام را دچار تخفیف و تحقیر کردهایم.
در حوزههای دیگر هم در مباحث تخصصی و جدی باید مواظب باشیم که مفاهیم عباراتی که استفاده میکنیم به کلیت هدف محتوای ما خدشهای وارد نکند.
مثلاً باید تفاوتها و شباهتها میان واژههای شعر، ترانه، کلام، آهنگ را بدانیم. باید بدانیم که همیشه «آرشیودار» همان «پژوهشگر» نیست. «کتابساز» همان «مؤلف» نیست. علاقهمند جدی یک حوزه که انشای خوبی هم دارد و در رسانهها یادداشت مینویسد و نطق میکند لزوماً منتقد و محقق و کارشناس نیست. ادمین محترم و زحمتکش فلان پیج اینستاگرام و بهمان کانال تلگرام، لزوماً استاد موسیقی و شعر و ترانه و منتقد و پژوهشگر حوزهی هنر و ادبیات نیست.
این درهمریختگی مفاهیم و تبعات آن البته آفت جدیدی نیست اما فضای مجازی به آن دامن زده است. تشخیص دوغ و دوشاب، کار سختی نیست. یک مزمزهی کوتاه هم ما را به آنچه میخواهیم میرساند.
@lyricsnotes
1 689
«کویر دل»
خواننده: مرجان
ملودی: viens Dan's ma vie (فرانسوی)
ترانهسرا: بهروز رضوی
تنظیم: اریک
@lyricsnotes
1 689
«هیشکی تو نمیشه» (هیچکس)
خواننده: طوفان
ترانهسرا: سعید دبیری
موسیقی: طوفان هلعطایی
@lyricsnotes
1 689
«نون و پنیر و سبزی»
خوانندگان: داریوش و ابی
ترانهسرا: شهیار قنبری
ملودی: فرید زلاند
تنظیم: منوچهر چشمآذر
@lyricsnotes
1 689
ترانهی «نون و پنیر و سبزی» را از جهات بسیاری میتوان یکی از نقاط عطف مهم تاریخ موسیقی پاپ ایران دانست.
همهی اجزای این ترانه، به خوبی توانستهاند در کلیت اثر نقشآفرینی کنند. فرم ترانه و لحن روایت و جای درست تعابیر و استعارهها و کنایههای خلاقانه، آن را بدل به یکی از برترین آثار عمر هنری «شهیار قنبری» کرده است.
ملودی «فرید زلاند» مانند همیشه، توانسته است فراز و فرودهای نتها را در مسیر محتوا و متناسب با تعابیر و جنس واژهها و حتی طنین صدای خوانندگان، شکل بدهد.
اما «منوچهر چشمآذر» توانسته است یکی از برجستهترین آرانژمانهای تاریخ موسیقی ما که تا آن زمان اگر نگوییم بیسابقه، بسیار کمسابقه بوده است را انجام دهد. او با تلفیق تجربه و تکنیکهای نو در آن زمان، تنظیمی آفریده است که نهتنها مثل همیشه عمدهی بار ارزش موسیقایی اثر را به دوش میکشد بلکه در انتقال محتوای منحصربهفرد ترانه، نقش شگفتانگیزی ایفا میکند.
«ابی» و «داریوش» در اجرای این ترانه در حوالی چهل سالگیاند. در اوج کیفیت عمر خوانندگی؛ و هر دو چه زیبا از پس اجرای این دوئت یکتای تاریخ خوانندگی پاپ ایران برآمدهاند.
انگار زمین و زمان دست به دست هم دادهاند تا یک شاهکار بیبدیل در زمان مناسب و با گردهمآمدن همهی ابزارهای لازم، آفریده شود.
@lyricsnotes
1 689
نکتهی مهمی را در مطلب پیشین فراموش کردم:
من چند بار و به مناسبتهای مختلف به ماجرای ترانهی «دلخوشی» پرداختهام. از جمله در دو مصاحبهام با «بهروز صفاریان» در نشریات «هنر موسیقی» و «باترانه».
بهروز هم چند بار در گپ و گفتهایمان به موضوع اشاره کرده است.
ماجرا این است که بهروز صفاریان در سالهای ۷۶ و ۷۷ به عنوان تنظیمکننده و سرپرست ارکستر فریدون فروغی در کیش، برخی از ترانههای قدیمی فریدون را هم تنظیم مجدد میکند. یکی از آن ترانهها «شیاد» به ترانهسرایی «فرهنگ قاسمی» و با موسیقی فروغی است. صفاریان برای این که حجم کنسرت به حد مطلوب برسد، سکوئنسهایی میسازد که همزمان با سازهای زنده در اجراها پخش شوند.
در زمان تولید آلبوم «دهاتی»، بهروز صفاریان به ترانهی «اگه اون بود» بهمنی برمیخورد و متوجه میشود که این ترانه را میشود با تغییراتی به ملودی «شیاد» پیوند زد و با استفاده از آن سکوئنسهای آماده، ترانهی جدیدی خلق کرد. همین اتفاق هم میافتد و ترانهی «دلخوشی» خلق میشود.
بهروز صفاریان در گفتوگویی که سال ۹۴ برای ماهنامهی هنر موسیقی با او داشتم میگوید:
«من کاری که ساخته شده بود را برای فریدون فروغی خواندم و گفتم که شادمهر میخواهد این کار را بخواند. فریدون هم گفت مشکلی نیست و زیاد هم ربطی به شیاد ندارد!
نمیدانم! شاید من برای فریدون خوب اجرا نکرده بودم. چون بعد از انتشار آهنگ شادمهر، فریدون از من گله کرد که چرا آهنگ او را شادمهر عقیلی خوانده است»
@lyricsnotes
1 689
«دلخوشی»
خواننده: شادمهر عقیلی
ترانه سرا: محمدعلی بهمنی
آهنگ و تنظیم: بهروز صفاریان (بر اساس ملودی «شیاد» از «فریدون فروغی»)
آلبوم: دهاتی
@lyricsnotes
1 689
جناب «محمدعلی بهمنی» به دلایل مختلف، دلشان نمیخواهد که به آثار پیش از انقلاب ایشان اشاره شود. خیلی وقتها هم حتی برخی آثارشان را انکار میکنند. البته این رویکرد ایشان و برخی دیگر از همکارانشان بسیار محترم است.
نکته این است که نمیشود آن بخش از آثاری را که تبدیل به بخشی از تاریخ یک جامعه و خاطرهی جمعی شده است را نادیده گرفت و انکار کرد.
بخش مهمی از کارنامهی بهمنی مربوط به موسیقی موسوم به «کوچهبازاری» است. سویهای از موسیقی که متأسفانه قدر ندیده است و همین موجب شده که در مقطعی از پیشرفت باز بماند تا امروز که بعضی از کارورزانش، اصل حضور در آن را هم انکار کنند.
«اگه اون بود» با صدای «فیروزه» و موسیقی «کیومرث سلیمپور» یکی از همان ترانههای جناب بهمنی است. ترانهای که بعد از انقلاب به «شادمهر عقیلی» سپرد تا با ملودی و تنظیم «بهروز صفاریان» در آلبوم «دهاتی» منتشر شود.
این ویدئو هم مربوط به بزمی است در رامسر در دههی شصت که خانم «فیروزه» این ترانه را با همراهی تنبک «جهانگیر ملک» اجرا میکند.
@lyricsnotes
ممنونم از «عرفان رفیعی» نازنین که این ویدئوی نایاب را از آرشیو شخصیاش در اختیار من گذاشت.
1 689
ظاهراً عدهای با این پیشفرض که «همای» نمایندهی موسیقی سالم و فاخر و عمیق و درست و ... است از همکاری او با «آرش و مسیح» افسوس میخورند.
«علی بحرینی» (که بیشتر اوقات با مواضعش مخالفم) درست میگوید:
«جایگاه واقعی پرواز همای در موسیقی اصیل ایران با جایگاهی که مسیح و آرش در موسیقی پاپ از آن برخوردارند، برابری میکند»
یعنی پیشفرض علاقهمندان آقای همای غلط است و اتفاقاً از منظر کیفی، همکاری متوازنی اتفاق افتاده است.
پس نگران موسیقی و ترانهی درست نباشید. اینها دارند در زمین خودشان گرد و خاک میکنند.
@lyricsnotes
1 689
در ماجرای بازخوانی «بنیامین» از ترانهی «کودکانه» و حواشی بعد از آن، موضوعی که نباید فراموش کنیم «دفاع ابدی از حقوق مؤلفین و مصنفین» است.
نمایشهای اینستاگرامی بنیامین برای توجیه آن خطای مسلم و رفع و رجوع تبعات آن نباید در دیدگاه منطقی ما نسبت به حقوق مادی و معنوی افراد خللی ایجاد کند.
قرار نیست آشتی دو طرف یک دعوا، قانون و مسائل حقوقی را بلاموضوع کند.
این جا دیگر بحث «شاه و شاهقلی» نیست. بحث بر سر اصل قانونشکنی است که نباید قبحزدایی شود. بنیامین، رندانه میگوید که «ارشاد» به ما مجوز داده است! پس خلاف قانون عمل نکردهایم! اما نمیگوید که در درخواست مجوز، نامی از خالقین آثار نبرده است! وقتی هم که همین ابهام مطرح میشود میگوید: «اینها ممنوعند و نامشان مجوز نمیگیرد»!! یعنی هر کس که با این حکومت مشکل دارد همان طور که سیستم میتواند به هر بهانهای اموال منقول و نامنقولش را مصادره کند، امثال آقای بنیامین هم میتوانند حقوق مادی و معنوی آثارش را مصادره کنند!
با همهی این تفاصیل، یک نکتهی مهم هنوز نباید فراموش شود:
در بازخوانی «کودکانه» اتفاقاً از آنجا که کلام ترانه را تغییر دادهاند و ملودی، عیناً کپی شده است، مدعی و شاکی اصلی، «اسفندیار منفردزاده» است که هنوز به نمایش اینستاگرامی بنیامین نیامده است. پس هنوز نوبت شاهقلی نشده چون شاه، نبخشیده است که اگر ببخشد هم نهایتاً بنیامین بهادری، «دزد بخشیدهشده» خواهد بود و نه «پیروز پاکدست مناقشه».
@lyricsnotes
1 689
من عمدتاً از منظر موسیقی مطلب مهدی فرجی را نقد کردم. این هم نظر استاد دادبه که نشان میدهد مدعیات آقای فرجی از منظر ادبی هم غلط است.
@lyricsnotes
1 689
«دیدهی بیخواب»
خواننده: محمدرضا شجریان
غزلسرا: سعدی
موسیقی: مجید درخشانی
آلبوم: در خیال
@lyricsnotes
1 689
جناب «مهدی فرجی» در مطلبی با عنوان «اصلاح قرائتهای ناصحیح شجریان از غزلیات سعدی» سراغ آلبوم «درخیال» رفتهاند و غزلی مشهور با مطلع:
سر آن ندارد امشب که برآید آفتابی
چه خیالها گذر کرد و گذر نکرد خوابی
را که در قالب تصنیفی به نام «دیدهی بیخواب» در این آلبوم آمده است در مواردی بررسی فرمودهاند.
اما در مطلب ایشان چند نکته هست:
۱- این که با استفاده از لفظ «به احتمال زیاد»، نسخهای از غزل که توسط شجریان خوانده شده (که نسخهی فروغی است) را غلط بدانیم و این را «غلطخوانی شجریان» عنوان کنیم دیگر نوبر است و چنین منطق ضعیفی جای هیچ بحثی نمیگذارد.
۲- اساساً در تصنیف، آکسانگذاریها وظیفهی آهنگساز است و خواننده موظف است نتبهنت همان چیزی که آهنگساز نوشته را بخواند. در تصنیف دیدهی بیخواب هم اگر مشکلی در تلفیق هست بر عهدهی مجید درخشانی است و شجریان به دلایل موسیقایی موظف بوده همان را بخواند. این که جناب فرجی مشکل تلفیق در تصنیف را متوجه خواننده میداند نشان از ناآگاهی عمیق ایشان نسبت به موسیقی و ابراز نظر در حیطهی غیرتخصصی است.
۳- عنوان مطلب آقای فرجی به شکلی است که گویا شجریان در تمام اجراهایش از اشعار سعدی دچار قرائت ناصحیح شده است. حال این که ایشان در مطلبی کوتاه «عجالتاً» به یک غزل که توسط جناب درخشانی «تصنیف» شده اشاره کرده است.
در نهایت باید بدانیم که شجریان برخلاف آنچه آقای فرجی سهوا یا عمدا قصد بیان آن را دارد، کمترین اشعار منسوب و غلط را در اجراهایش به نسبت همترازان خود دارد و این موضوع با توجه به عادت مألوف ایشان در مراجعه به ادبا برای انتخاب نسخ صحیح و با بررسی اشعار اجراشده به راحتی قابل اثبات است.
@lyricsnotes
1 689
ما وارثانِ قافلهی شرم و غیرتیم
رو به شبی که مقصدِ شومِ شکست ماست
خونی که بر غروب، شَتک زد نشان توست
داسی که بر گلوی تو لغزید دست ماست
@lyricsnotes
现已上线!2025 年 Telegram 研究 — 年度关键洞察 
