ru
Feedback
Lyrics Notes

Lyrics Notes

Открыть в Telegram

ای مطرب آن ترانه‌ی تر بازگو ببین تو ترّی و لطیفی و ما از تو ترتریم «مولانا»

Больше
1 697
Подписчики
+124 часа
+77 дней
+1230 день
Архив постов
بیست‌ونهم خردادماه، هفتاد و یکمین زادروز ابراهیم حامدی ملقب به «ابی» است. خواننده‌ی خاطره‌سازی که بی‌شک از معدود خوانندگان مؤ
بیست‌ونهم خردادماه، هفتاد و یکمین زادروز ابراهیم حامدی ملقب به «ابی» است. خواننده‌ی خاطره‌سازی که بی‌شک از معدود خوانندگان مؤلف ماست. صاحب‌سبک بودن شاید کار چندان سختی نباشد اما برای مؤلف بودن نیاز به تجربه و تمرین، ذوق هنری و آگاهی لازم و کافی است. ابی، به گمان من با شیوه‌ای که در خوانندگی دارد در کنار جنس صدای منحصر به فرد و حس عجیب پیوسته به آن و درک عمیقش از هنری که به آن می‌پردازد نقش مهمی در فرآیند تبدیل بسیاری از ترانه‌ها به «شاهکار»های تاریخی موسیقی ما داشته است. نقشی که کم‌تر خواننده‌ای از ایفای آن سربلند بیرون می‌آید. نقش‌آفرینی «ابی» در کنار دیگر بزرگان ترانه‌ی مدرن معاصر، تاریخچه‌ی آبرومندی برای ترانه‌ و موسیقی پاپ ایران ساخته است. شک ندارم که هنوز سالیان درازی باید بگذرد تا به بخشی از اهمیت و تأثیرگذاری این هنرمند بزرگ تاریخ موسیقی ایران پی ببریم. فارغ از این که خیل مدعیان، اساساً مجریان و خوانندگان را در زمره‌ی مؤلفان نمی‌آورند اما «ابی»، مثال نقض برجسته و بی‌حرف و حدیثی بر این ادعاست. @lyricsnotes

«پوست شیر» خواننده: ابی موسیقی: واروژان ترانه‌سرا: ایرج جنتی‌عطایی @lyricsnotes

«شب‌زده» ویرایش ریمیکس موقت از نوار مادر مولتی‌تراک آهنگ و تنظیم: واروژان ترانه‌سرا: زویا زاکاریان خواننده: ابی صدابرداری و میکس: ویگن داوودی @vigendavoodi @lyricsnotes

در هفتادمین زادروز «زویا زاکاریان» بشنوید پیام این بانوی ترانه‌سرای خاطره‌آفرین را به مراسم جشن هشتادمین زادروز «واروژان» در آذر ۹۵. دغدغه‌های زویا زاکاریان حتی از همین چند خط پیام او پیداست. او که به دام هیچ یارکشی و خط و ربطی نیافتاد. او که بزرگ‌وارانه و همواره از هر ترانه‌ای فارغ از سال تولد ترانه و ترانه‌سرا با معیارهای هنر و‌ معرفت حمایت می‌کند. او که سال‌هاست کنج عزلت را به هیاهوی شهرت ترجیح داده و اما ترانه‌هایش تاریخ را درنوردیده‌اند و نامش بر تارک هنر این سرزمین تا ابد خواهد درخشید. زادروز زویا زاکاریان مبارک 🌺 @lyricsnotes

بعد از انتشار شایعه‌ی مرگ «آرتوش» که دو سال پیش فضای مجازی را پر کرد و با فاصله‌ی دو روز تکذیب شد تصمیم گرفتم که به سرعت در م
بعد از انتشار شایعه‌ی مرگ «آرتوش» که دو سال پیش فضای مجازی را پر کرد و با فاصله‌ی دو روز تکذیب شد تصمیم گرفتم که به سرعت در مقابل چنین اخباری واکنش نشان ندهم مگر این که منبع خبر را دقیقاً بشناسم. با این حال این‌که خبر درگذشت کسی را بشنویم و متأثر شویم و یا اهمیتش را درک کنیم و بر همین اساس واکنشی نشان دهیم، اتفاق عجیبی نیست. همان اندازه هم که ما ممکن است متعهدانه به چنین اتفاقی واکنش نشان دهیم عده‌ای هم در راستای اهداف شهرت‌طلبانه و اعتبارجویانه چنین اخباری را منتشر می‌کنند. خوش‌بختانه خبر درگذشت «جمشید علیمراد» تکذیب شده است. اما این‌طور نیست که منتشرکنندگان خبر، همگی دنبال مقام اول باشند. توهین به همه‌ی کسانی که تسلیت گفته‌اند آن هم از جانب کسی که کارنامه‌اش پر از انتشار نبایدهاست از آن طنزهای تلخ روزگار است. @lyricsnotes

حضور «ایرج جنتی‌عطایی» در هر پروژه‌ای به تنهایی می‌تواند به آن اهمیت ویژه‌ای بدهد. خاصه این که این ترانه‌سرای برجسته، سال‌هاس
حضور «ایرج جنتی‌عطایی» در هر پروژه‌ای به تنهایی می‌تواند به آن اهمیت ویژه‌ای بدهد. خاصه این که این ترانه‌سرای برجسته، سال‌هاست که همکاری شاخصی با بزرگان موسیقی ایران ندارد و شایعاتی از اختلافات او با هم‌راهان برجسته‌ی هم‌نسلش به گوش می‌رسد. مخاطبان جدی ترانه‌ی فارسی همیشه تشنه‌ی شنیدن سروده‌ای جدید از جنتی‌عطایی‌اند و در شرایط فعلی، آلبوم «ایزوله» که در سال ۹۶ منتشر شد توانسته است دست کم از منظر کلامی، این عطش را برای مدتی کم‌تر کند. با این حال در این آلبوم، تلفیق موسیقی «مجید کاظمی» با ترانه‌های ایرج، فضای جدیدی به کلام استخوان‌دار ترانه‌سرا بخشیده که پیش از این کم‌تر تجربه شده است. سبک موسیقی آلبوم ایزوله اگرچه چیزی میان پاپ و راک جلوه می‌کند اما نشانه‌هایی از تلاش کاظمی برای قرارگرفتن در فضای «artrock» و «indie» و نزدیک شدن به سبک گروه‌هایی مانند Radiohead به چشم می‌خورد. گرچه راک فارسی هنوز خصوصاً در بخش تلفیق، مراحل تکوینی خود را طی می‌کند اما وسوسه‌ی شنیدن ترانه‌های جنتی‌عطایی فارغ از نوع موسیقی پیوندخورده با آن باعث می‌شود که مخاطب جدی ترانه، بارها ترانه‌های آلبوم ایزوله را بشنود. @lyricsnotes

«نگران من نباش» خواننده: مجید کاظمی ترانه‌سرا: ایرج جنتی‌عطایی موسیقی: مجید کاظمی آلبوم ایزوله ۱۳۹۵ @lyricsnotes

در مطلب پیشین از ابرازنظرها و نظریه‌پردازی‌های غیرتخصصی بزرگان انتقاد کرده‌ام. اما فراموش نکنیم که بزرگانی مانند شهیار و اسفندیار منفردزاده در بسیاری از مواقع با خلق آثار باکیفیت و ارائه‌ی تجربیاتشان در قالب‌های مختلف، اتفاقاً به مراتب بیش از بسیاری از دانشگاهیان و دانش‌آموختگان به هنر خدمت می‌کنند. من هنوز هم معتقدم که کتاب «بنویس! ساعت پاک‌نویس» مرجع مهمی برای آموختن ترانه است زیرا شهیار در آن کتاب عمدتاً از منظر تجربی به این مقوله پرداخته و کیست که ارزش تجربیات ترانه‌سرایی مانند او را نداند؟ چه خوب است که این بزرگان به جای اصرار بر ورود به مباحث آکادمیک، به انتقال تجربیاتشان با همان زبان و بیان پخته‌ی هنرمندانه‌شان بپردازند. این‌گونه است که کسی با بهانه‌ی نقص دانش به ساحت شأن هنری ایشان خدشه وارد نخواهد کرد. @lyricsnotes

بارها در این مورد که چهره‌های شاخص جامعه با ورود به حوزه‌های غیرتخصصی و ابرازنظرها و نظریه‌پردازی‌های غیر علمی و نادرست به گم
بارها در این مورد که چهره‌های شاخص جامعه با ورود به حوزه‌های غیرتخصصی و ابرازنظرها و نظریه‌پردازی‌های غیر علمی و نادرست به گمراهی خیل طرف‌داران سینه‌چاکشان دامن می‌زنند نوشته‌ام. از جمله در همین کانال یادداشتی در مورد نظریه‌ی جناب اسفندیار منفردزاده پیرامون مفهوم کلمه‌ی «ترانه‌سرا» هست: https://t.me/lyricsnotes/187 دیروز هم مطلبی همین‌جا منتشر کردم با موضوع آفات هم‌سان‌انگاری مفهوم برخی از واژه‌ها و تعابیر و اصطلاحات. امروز این کامنت جناب «شهیار قنبری» انگار برای همان مطلب تبدیل به مصداق روشنی شده است. خیلی از ما و خصوصاً طرفداران جناب قنبری با توجه به کارنامه‌ی غبطه‌برانگیز ایشان در ترانه‌سرایی و احتمالأ تحت‌تأثیر توپ پُرِ ایشان در ورود به مباحث علمی و نظری و آموزشی، تصورمان از ایشان، مثلاً شخصیتی با درجات علمی «شفیعی کدکنی» است. اما این که ایشان یکی از بدیهی‌ترین نکات ادبی و نگارشی (برای یک نظریه‌پرداز ادبی) را نمی‌دانند و جای درست پسوندهای «گذار» و «گزار» را تشخیص نمی‌دهند باید این تلنگر را هم به ما بزند که: «یک ترانه‌سرای مؤلف، لزوماً ادیب و نظریه‌پرداز ادبی و هنری نیست.» @lyricsnotes

در هر مقوله‌ای که بخواهید بنویسید پیش از هر چیز نیاز به تعریفی از آن مقوله دارید. بارها در این مورد نوشته‌ام اما این بار بیایید از دیدگاه عمومی به ماجرا نگاه کنیم. بعضی واژه‌ها در فرهنگ زبانی عامه مفاهیمی را منتقل می‌کنند که ممکن است از منظر تخصصی، غلط محسوب شود. با این حال، در گفتار عامه این نوع استفاده از واژگان، عمدتاً رساناست و به قدر لزوم، مفاهیم را منتقل می‌کند. مثلاً مردم عادی و حتی در بسیاری اوقات، اهالی ترانه و‌ موسیقی، واژه‌ی «شعر» را به عنوان یک اصطلاح و در قالب مجاز به جای بخشی یا تمامی مفهوم «ترانه» استفاده می‌کنند. (شعر فلانی، شاعر آهنگ و‌ ...) تا زمانی که در گفت‌وگویی عادی و غیرتخصصی، چنین استفاده‌ای از واژه‌ی «شعر» و‌ مشتقات آن می‌شود هم دلیلی ندارد که مته به خشخاش بگذاریم. مثلاً وقتی در تبریز یا مشهدیم و رفیقمان می‌گوید برویم شمال، ما قطب‌نما در نمی‌آوریم و با ادله‌ی علمی به او ثابت نمی‌کنیم که شمال به معنی مازندران و گیلان نیست! اما وقتی بحثی تخصصی و‌ جدّی پیرامون ترانه و موسیقی شکل بگیرد دیگر باید در استفاده از واژه‌های جایگزین بیشتر دقت کنیم. باید دقت کنیم که مثلاً وقتی که به بخش کلامی ترانه با ترکیب «شعر ترانه» اشاره می‌کنیم لازم است آن کلام خصایص حداقلی یک شعر را داشته باشد. یا اگر برای همین مفهوم از ترکیب «کلام‌پرداز ترانه» استفاده کنیم و کلام مورد نظر دارای ارزش‌های ادبی و هنری باشد طبیعتاً آن کلام را دچار تخفیف و تحقیر کرده‌ایم. در حوزه‌های دیگر هم در مباحث تخصصی و‌ جدی باید مواظب باشیم که مفاهیم عباراتی که استفاده می‌کنیم به کلیت هدف محتوای ما خدشه‌ای وارد نکند. مثلاً باید تفاوت‌ها و شباهت‌ها میان واژه‌های شعر، ترانه، کلام، آهنگ را بدانیم. باید بدانیم که همیشه «آرشیودار» همان «پژوهش‌گر» نیست. «کتاب‌ساز» همان «مؤلف» نیست. علاقه‌مند جدی یک حوزه که انشای خوبی هم دارد و در رسانه‌ها یادداشت می‌نویسد و نطق می‌کند لزوماً منتقد و‌ محقق و کارشناس نیست. ادمین محترم و زحمت‌کش فلان پیج اینستاگرام و بهمان کانال تلگرام، لزوماً استاد موسیقی و شعر و ترانه و منتقد و پژوهشگر حوزه‌ی هنر و ادبیات نیست. این درهم‌ریختگی مفاهیم و تبعات آن البته آفت جدیدی نیست اما فضای مجازی به آن دامن زده است. تشخیص دوغ و دوشاب، کار سختی نیست. یک مزمزه‌ی کوتاه هم ما را به آن‌چه می‌خواهیم می‌رساند. @lyricsnotes

شهلا صافی‌ضمیر (مرجان) ۱۳۲۷_۱۳۹۹ @lyricsnotes
شهلا صافی‌ضمیر (مرجان) ۱۳۲۷_۱۳۹۹ @lyricsnotes

«کویر دل» خواننده: مرجان ملودی: viens Dan's ma vie (فرانسوی) ترانه‌سرا: بهروز رضوی تنظیم: اریک @lyricsnotes

«سکه‌ی ماه» خواننده: مرجان غزلِ ترانه: حسین منزوی ملودی: آرش سزاوار تنظیم: اریک @lyricsnotes

«هیشکی تو نمی‌شه» (هیچ‌کس) خواننده: طوفان ترانه‌سرا: سعید دبیری موسیقی: طوفان هل‌عطایی @lyricsnotes

«نون و‌ پنیر و سبزی» خوانندگان: داریوش و ابی ترانه‌سرا: شهیار قنبری ملودی: فرید زلاند تنظیم: منوچهر چشم‌آذر @lyricsnotes

ترانه‌ی «نون و پنیر و سبزی» را از جهات بسیاری می‌توان یکی از نقاط عطف مهم تاریخ موسیقی پاپ ایران دانست. همه‌ی اجزای این ترانه، به خوبی توانسته‌اند در کلیت اثر نقش‌آفرینی کنند. فرم ترانه و لحن روایت و جای درست تعابیر و استعاره‌ها و کنایه‌های خلاقانه، آن را بدل به یکی از برترین آثار عمر هنری «شهیار قنبری» کرده است. ملودی «فرید زلاند» مانند همیشه، توانسته است فراز و فرودهای نت‌ها را در مسیر محتوا و متناسب با تعابیر و جنس واژه‌ها و حتی طنین صدای خوانندگان، شکل بدهد. اما «منوچهر چشم‌آذر» توانسته است یکی از برجسته‌ترین آرانژمان‌های تاریخ موسیقی ما که تا آن زمان اگر نگوییم بی‌سابقه، بسیار کم‌سابقه بوده است را انجام دهد. او با تلفیق تجربه و تکنیک‌های نو در آن زمان، تنظیمی آفریده است که نه‌تنها مثل همیشه عمده‌ی بار ارزش موسیقایی اثر را به دوش می‌کشد بلکه در انتقال محتوای منحصربه‌فرد ترانه، نقش شگفت‌انگیزی ایفا می‌کند. «ابی» و «داریوش» در اجرای این ترانه در حوالی چهل سالگی‌اند. در اوج کیفیت عمر خوانندگی؛ و هر دو چه زیبا از پس اجرای این دوئت یکتای تاریخ خوانندگی پاپ ایران برآمده‌اند. انگار زمین و زمان دست به دست هم داده‌اند تا یک شاهکار بی‌بدیل در زمان مناسب و با گردهم‌آمدن همه‌ی ابزارهای لازم، آفریده شود. @lyricsnotes

«شیاد» خواننده: فریدون فروغی ترانه‌سرا: فرهنگ قاسمی موسیقی: فریدون فروغی @lyricsnotes

نکته‌ی مهمی را در مطلب پیشین فراموش کردم: من چند بار و به مناسبت‌های مختلف به ماجرای ترانه‌ی «دلخوشی» پرداخته‌ام. از جمله در دو مصاحبه‌ام با «بهروز صفاریان» در نشریات «هنر موسیقی» و «باترانه». بهروز هم چند بار در گپ و گفت‌هایمان به موضوع اشاره کرده است. ماجرا این است که بهروز صفاریان در سال‌های ۷۶ و ۷۷ به عنوان تنظیم‌کننده و سرپرست ارکستر فریدون فروغی در کیش، برخی از ترانه‌های قدیمی فریدون را هم تنظیم مجدد می‌کند. یکی از آن ترانه‌ها «شیاد» به ترانه‌سرایی «فرهنگ قاسمی» و با موسیقی فروغی است. صفاریان برای این که حجم کنسرت به حد مطلوب برسد، سکوئنس‌هایی می‌سازد که هم‌زمان با سازهای زنده در اجراها پخش شوند. در زمان تولید آلبوم «دهاتی»، بهروز صفاریان به ترانه‌ی «اگه اون بود» بهمنی برمی‌خورد و متوجه می‌شود که این ترانه را می‌شود با تغییراتی به ملودی «شیاد» پیوند زد و با استفاده از آن سکوئنس‌های آماده، ترانه‌ی جدیدی خلق کرد. همین اتفاق هم می‌افتد و ترانه‌ی «دلخوشی» خلق می‌شود. بهروز صفاریان در گفت‌وگویی که سال ۹۴ برای ماهنامه‌ی هنر موسیقی با او داشتم می‌گوید: «من کاری که ساخته شده بود را برای فریدون فروغی خواندم و گفتم که شادمهر می‌خواهد این کار را بخواند. فریدون هم گفت مشکلی نیست و زیاد هم ربطی به شیاد ندارد! نمی‌دانم! شاید من برای فریدون خوب اجرا نکرده بودم. چون بعد از انتشار آهنگ شادمهر، فریدون از من گله کرد که چرا آهنگ او را شادمهر عقیلی خوانده است» @lyricsnotes

«دلخوشی» خواننده: شادمهر عقیلی ترانه سرا: محمدعلی بهمنی آهنگ و تنظیم: بهروز صفاریان (بر اساس ملودی «شیاد» از «فریدون فروغی») آلبوم: دهاتی @lyricsnotes

«اگه اون بود» خواننده: فیروزه ترانه‌سرا: محمدعلی بهمنی موسیقی: کیومرث سلیم‌پور @lyricsnotes