fa
Feedback

فریب کلاهبرداران را نخورید! تل‌متریو این کانال‌ها را شناسایی و برچسب‌گذاری می‌کند 👉 برای مشاهده برچسب، اشتراک تهیه کنید

Lyrics Notes

Lyrics Notes

رفتن به کانال در Telegram

ای مطرب آن ترانه‌ی تر بازگو ببین تو ترّی و لطیفی و ما از تو ترتریم «مولانا»

نمایش بیشتر
1 802
مشترکین
+224 ساعت
+157 روز
+3030 روز
آرشیو پست ها
«ایرج تیمورتاش» یکی از ترانه‌سرایان مهجورمانده در تاریخ ترانه‌ی معاصر است. ترانه‌سرایی زاده‌ی خانواده‌ای متمول و اصیل و نام‌آور در مشهد و از نسل دوم سرایندگان پس از مشروطه که بدون شک از منظر ادبی و هنری از برترین‌های نسل خود است. نام تیمورتاش بیشتر تحت‌تأثیر شهرت عموی او «عبدالحسین تیمورتاش» وزیر مقتدر و‌ مقتول دربار پهلوی اول است. او برادرزاده‌‌ی «بدری تیمورتاش» نخستین دندانپزشک ایرانی و موسس دانشکده‌ی دندانپزشکی مشهد است. خواهرزاده‌ی شاعر عصر قاجار «مرتضی‌قلی‌خان قهرمان» متخلص به «شکسته» و پسرعمه‌ی «یزدان‌بخش قهرمان» ترانه‌سرای دیگر رادیو ایران. ایران تیمورتاش یکی از «سه زن» داستان مشهور «مسعود بهنود» دخترعموی اوست. او‌ در نوجوانی هم‌نشین دایی‌اش مرتضی‌میرزا قهرمان بود. مرتضی‌میرزا هم از شاگردان مستقیم ادیب نیشابوری و یکی از اولین منتقدین برجسته‌ی شعر پس از مشروطه است که سال‌ها روزنامه‌ی «خورشید» را در مشهد منتشر کرد و مدتی هم شهردار مشهد بود. از طرفی عموی نامدار او «عبدالحسین» هم در کنار ملک‌الشعرای بهار از متولیان محفل مشهور «دانشکده» بوده است. او در کودکی با مرتضی‌خان به «انجمن ادبی ایران» که مهم‌ترین انجمن ادبی آن روزگار بود می‌رفت و شعرخوانی می‌کرد. از بیست سالگی روزنامه‌نگاری را با چاپ شعر و قصه در نشریه‌ی «خروش ایران» آغاز کرد و به فاصله‌ی کوتاهی به سردبیری ماهنامه‌ی اجتماعی «فرزند» رسید. در سال‌های دهه‌ی بیست، «اکبر محسنی» آهنگی بر شعری از تیمورتاش با نام «اشک» ساخت که با صدای «منیر فولادی» (فرح) اجرا شد. همین اجرا هم باعث آشنایی او با محسنی و آغاز دوران ترانه‌سرایی تیمورتاش گردید. ایرج تیمورتاش تا اواسط دهه‌ی چهل بیش از صد ترانه برای خوانندگانی مانند دلکش، فرح، بنان، ملوک ضرابی، ویگن، پروین، الهه، پوران، مهوش، پریوش، ایرج، یاسمین، امین‌اله رشیدی و چند خواننده‌ی دیگر ساخت و بعد از آن تا اواخر عمر در قامت یکی از بهترین معلمان تهران به تدریس شیمی و فیزیک پرداخت. این کناره‌گیری از ترانه‌سرایی باعث شد که نام او همانند بسیاری از هم‌قطارانش دوشادوش شهرت ترانه‌هایش در خاطرها نماند و کم‌تر به جایگاه او در تاریخ تصنیف و ترانه پرداخته شود. با مروری بر ترانه‌ی تیمورتاش که از بهترین نمونه‌های سرایش ترانه بر روی ملودی با حفظ ارزش‌های ادبی و هنری است خواهیم دانست که او به اندازه‌ی جایگاهش در تاریخ ترانه‌سرایی ما قدر و منزلت ندیده است. @LyricsNotes

ایرج تیمورتاش ۱۳۶۴-۱۳۰۶ @LyricsNotes
ایرج تیمورتاش ۱۳۶۴-۱۳۰۶ @LyricsNotes

«بی‌سرانجام» خواننده: ویگن ترانه‌سرا: تورج نگهبان ملودی: بابک افشار تنظیم: واروژان نسخه‌ی اولیه @LyricsNotes

🔻جلسه‌ی مجازی🔻 #خانه_ترانه_اصفهان ترانه‌خوانی و نقد ترانه با حضور: حمید ناصحی (پژوهش‌گر و روزنامه‌نگار ترانه و موسیقی) پنج‌
🔻جلسه‌ی مجازی🔻 #خانه_ترانه_اصفهان ترانه‌خوانی و نقد ترانه با حضور: حمید ناصحی (پژوهش‌گر و روزنامه‌نگار ترانه و موسیقی) پنج‌شنبه ۱ آبان ساعت ۱۷ این برنامه در فضای پلت‌فرم‌های آنلاین برگزار می‌شود. ❗️ثبت نام "رایگان" برای حضور در برنامه الزامی‌ است.❗️ صفحه‌ی اینستاگرام: Insatgram.com/khane.tarane.esfahan شناسه‌ی تلگرام: @khanetarane_esfahan ⛔️ظرفیت محدود⛔️ #خانه_ترانه_اصفهان @khane_tarane_esfahan

«جان عشاق» خواننده: محمدرضا شجریان غزل‌سرا: حافظ ملودی: پرویز مشکاتیان تنظیم: محمدرضا درویشی اجرای ارکستر سمفونیک تهران با همراهی پیانوی جواد معروفی @LyricsNotes

«علمدار حرکت چرخ صنعت موسیقی» با «هوروش‌بند»؟ این چه سمی بود؟ @LyricsNotes https://www.instagram.com/p/CGiKHAMJApL/?igshid=kx9g6fl30e0o

تاریخ را که مرور کنیم خواهیم دانست چه بسیارند هنرورزانی که از ایران مهاجرت کرده‌اند و نه این‌جا و نه آن‌جا نقشی در پیشرفت (و
تاریخ را که مرور کنیم خواهیم دانست چه بسیارند هنرورزانی که از ایران مهاجرت کرده‌اند و نه این‌جا و نه آن‌جا نقشی در پیشرفت (و حتی پسرفت) روند حوزه‌ی فعالیتشان نداشته‌اند. تنها نقشی که می‌توان برای چنین افرادی قائل شد، مشارکت در یادآوری خاطراتی است که لاجرم با آن‌ها یا بدون آن‌ها شکل می‌گرفته‌اند. خاطراتی که به خراشیده و نخراشیده بودن صدا و فتوژنیک چهره و دانش و آگاهی آن‌ها ربطی ندارد و صرفاً مرتبط با شلوغ‌کاری‌های بی‌ربط با هنر است. این که ما فلان سفر شمال را با صدای فلان خواننده‌ یادمان بیاید و یا فلان مهمانی خانوادگی را با قیافه‌ی فلان‌ بازیگر، لزوماً به دلیل کیفیت کار آن‌ها و جایگاه رفیع هنری‌شان نیست و در بسیاری اوقات حاصل جبر حضور است! خبر این مهاجرت‌ها هم خوراک ژورنالیست‌های فرصت‌طلبی است که فضولی‌های لحظه‌ای عوام را پله‌های ترقی خود کرده‌اند. @LyricsNotes

جریان‌های MeToo و BLM و‌امثالهم در آمریکا به نقطه‌ای رسیده‌اند که حتی مخالفانشان هم عمدتاً جرأت مخالفت علنی ندارند زیرا چنین
جریان‌های MeToo و BLM و‌امثالهم در آمریکا به نقطه‌ای رسیده‌اند که حتی مخالفانشان هم عمدتاً جرأت مخالفت علنی ندارند زیرا چنین مخالفتی، تبعات ناخوش‌آیندی برایشان خواهد داشت! وضعیت پرداختن به شجریان هم فعلاً در میان ایرانیان همین است. حتی آن‌هایی که تا دیروز علناً به او فحاشی می‌کردند هم حالا در حال تعزیه‌خوانی‌اند! چون اگر غیر از این باشد برایشان تبعات ناخوش‌آیندی خواهد داشت. این یک وضعیت طبیعی نیست و در چنین فضایی نمی‌شود به شکلی طبیعی به کنش و واکنش پرداخت. من خودم از عشاق سینه‌چاک استاد شجریان و آثار او بوده و هستم و اگر پس از درگذشتشان تا امروز چیزی در مورد ایشان ننوشته‌ام به همین دلیل است. برای من که از یازده‌سالگی آواز ایرانی را آموخته‌ام و دنبال کرده‌ام و شجریان را در همان کودکی از بر بوده‌ام طبیعی است که واکنشی مفصل داشته باشم اما تا امروز مقاومت کرده‌ام. فضای جامعه و رسانه‌ها و حتی گروه‌های مجازی هنوز آماده‌ی کنش‌های طبیعی با موضوع شجریان نیستند. این‌ها را قرار بود برای مخاطبانی که دنبال چرایی ننوشتنم بودند بنویسم. تعدادشان زیاد شد و مطلبم را اینجا گذاشتم. @LyricsNotes

پانوشت: در نسخه‌ی مولتی‌تراک «یه بغل باد»، صدای منوچهر چشم‌آذر در ابتدای نوار به گوش می‌رسد که با همان لحن همیشگی، دستور آغاز اجرا می‌دهد. از طرفی بر روی قاب نوار نام اریک به عنوان تنظیم‌کننده درج شده و مسعود امینی هم اریک را تنظیم‌کننده‌ی آن می‌داند. درج نام اریک در شناسنامه‌ی اثر را موقتا به این دلیل اولویت دادیم که اریک سابقه‌ی سپردن ارکستر زهی به دیگران را هم دارد. با این حال حتماً نظر منوچهرخان هم در تغییر این شناسنامه مؤثر خواهد بود. @LyricsNotes

«یه بغل باد» خواننده: فریدون فروغی ترانه‌سرا: مسعود امینی ملودی: فریدون فروغی تنظیم: اریک سال اجرا: ۱۳۵۶ @LyricsNotes

در چند روز گذشته نسخه‌ای بسیار بی‌کیفیت از ترانه‌ی ناشنیده‌ای از فریدون فروغی با نام «یه بغل باد» در فضای مجازی منتشر شده است
در چند روز گذشته نسخه‌ای بسیار بی‌کیفیت از ترانه‌ی ناشنیده‌ای از فریدون فروغی با نام «یه بغل باد» در فضای مجازی منتشر شده است. این که ترانه‌ی ناشنیده‌ای از چنین خواننده‌ای در اختیار داشته باشیم و تصمیم به انتشار آن برای اولین بار بگیریم بسیار حرکت پسندیده‌ای است، اما وقتی می‌دانیم که نسخه‌ی اصلی و باکیفیت این ترانه موجود است و متولیان آثار او قصد انتشار در قالبی موجه و باکیفیت دارند و احتمالاً این نسخه‌ی بی‌کیفیت هم نتیجه‌ی اعتماد آنان به ماست، دیگر چنین حرکتی برای این که «برای اولین بار» به نام ما تمام شود بی‌اخلاقی که نه! کودکانه است! وقتی مدعی انتشار اثری برای اولین بار باشیم و هدفمان خدمت و خیر باشد دست کم سری به اطراف می‌چرخانیم و اطلاعات صحیح را پیدا می‌کنیم! نه این چنین با شناسنامه‌ای ناقص و غلط و حتی با عنوان اشتباهِ «یک بغل باد»! نسخه‌ی اصلی یه بغل باد موجود است و در زمان مناسب منتشر خواهد شد. مسعود امینی هم شناسنامه‌ی اثر را در ویژه‌نامه‌ی فریدون فروغی نشریه‌ی «هنر موسیقی» پنج سال پیش در یک خط توضیح داده است. این نسخه‌ی بی‌کیفیت را هم این‌جا می‌گذارم تا بعد. @LyricsNotes

آن‌چه که وحید تاج از شیوه‌ی آوازخوانی استاد شجریان توصیف می‌کند در واقع بخشی از مبحث تلفیق در موسیقی است. مبحثی که در ایران مشخصاً در آهنگ‌سازی، تئوریزه شده و مهم‌ترین منبع آن هم نظریات و آموزه‌های استاد حسین دهلوی است و کمتر از وجوه دیگر به آن پرداخته‌اند. در موسیقی غربی هم این بخش از موضوع تلفیق با عنوان «طراحی کلام» (word painting) مطرح است. موضوعی که در موسیقی رمانتیک بسیار مورد توجه موزیسین‌ها بوده است. تلفیق اشعار کلاسیک با آواز در موسیقی آن دوران توسط موسیقی‌دان‌های برجسته، تکنیک‌هایی را خلق کرد که هنوز در موسیقی آوازی مورد استفاده‌اند. بسیاری از موسیقی‌دان‌های برجسته‌ی ما هم از آن دیدگاه‌ها در آهنگ‌سازی و‌ تنظیم بهره برده‌اند و به گمان من اوج هنر طراحی کلام در موسیقی ایران در آثار واروژان قابل ردگیری است. مانند استفاده‌ی هوشمندانه از ارکستر استرینگ در خلق ملودی و طراحی تنظیم ترانه‌ی «اسکله» (اتابکی، کامرانی، نلی) برای تداعی تصویر امواج دریا و هم‌چنین استفاده از ساز فلوت در موسیقی ترانه‌‌ی «پل» (واروژان، جنتی‌عطایی، گوگوش) برای تداعی صدای کبوتر و نمونه‌های پرشمار دیگری که در هر اثر واروژان می‌توان به کرات دید و شنید. اما آن‌چه در آواز ایرانی اتفاق می‌افتد تفاوت‌های زیادی با تکنیک‌های آهنگ‌سازی و فرم‌های تلفیق موسیقی آوازی غربی دارد. بخشی از طراحی کلام در آواز غربی وابسته به همراهی دست‌کم یک ساز است که عمدتاً «پیانو» است. اوج این نوع طراحی هم در شاهکارهای شوبرت و شومان با استفاده از سیکل‌های آوازی اتفاق افتاده است. یعنی آواز در موسیقی غربی توسط آهنگ‌ساز، طراحی می‌شود و در بهترین حالت با در نظر گرفتن فرم هم‌خوان با کلام (through - composed form) حالات و تصاویر شعر، تداعی می‌شود. اما آواز اصیل ایرانی متکی به هوش و آگاهی و توانایی تکنیکی آوازخوان و تسلط او بر ادبیات و بداهه‌خوانی است. یعنی حتی اگر سازی هم آواز را همراهی کند نوازنده باید همین خصوصیات را داشته باشد. در آواز ایرانی عمدتاً اثری از فرم‌های استروفیک یا سیکل‌های آوازی نیست و آوازخوان در عمده‌ی مواقع، یک آواز را با در نظر گرفتن حالات و معانی کلام به شکلی بداهه و بدون تکرار فرم‌های موسیقی و فارغ از تکیه‌های مشخص بر ریتم و سرضرب‌های آن می‌خواند. با این اوصاف، استاد شجریان یکی از بهترین مجریان آواز ایرانی در ارائه‌ی طراحی کلام است. تحریر به عنوان یکی از مهم‌ترین ابزارهای طراحی کلام در بسیاری از شیوه‌های آوازی، تحت‌تأثیر علاقه‌ی عوام به نمایش قدرت حنجره به سمت تکنیک‌هایی رفته است که ارتباط آواز با شعر را دچار خدشه می‌کنند و آواز شجریان در دوران اوج و پختگی از چنین تکنیک‌زدگی‌هایی فاصله گرفت. این نکته‌ی مهمی است که باید در ارزیابی کیفیت آوازها مورد توجه جدی قرار بگیرد. @LyricsNotes

وحید تاج از آواز شجریان می‌گوید @LyricsNotes

معمار موزه‌ی توس، زنده‌یاد «هوشنگ سیحون» نوه‌ی «میرزاعبدالله» و خواهرزاده‌ی استاد «احمد عبادی» است. آرامگاه ابدی استاد شجریان
معمار موزه‌ی توس، زنده‌یاد «هوشنگ سیحون» نوه‌ی «میرزاعبدالله» و خواهرزاده‌ی استاد «احمد عبادی» است. آرامگاه ابدی استاد شجریان در جوار این بناست. @LyricsNotes

تو خامشی، که بخواند؟ تو می‌روی، که بماند؟ که بر نهالک بی‌برگ ما ترانه بخواند؟ @LyricsNotes
تو خامشی، که بخواند؟ تو می‌روی، که بماند؟ که بر نهالک بی‌برگ ما ترانه بخواند؟ @LyricsNotes

«سوگند» خواننده: محمدرضا شجریان ملودی: سلیم فرزان تصنیف‌سرا: مسعود محمودی تنظیم: فرهاد فخرالدینی @LyricsNotes

این که هشدار چند ماه پیش من بود!😉: وزیر خزانه‌داری بریتانیا فرموده‌اند که موزیسین‌ها و دیگر هنرمندان باید به دنبال فرصت‌های
این که هشدار چند ماه پیش من بود!😉: وزیر خزانه‌داری بریتانیا فرموده‌اند که موزیسین‌ها و دیگر هنرمندان باید به دنبال فرصت‌های شغلی جدید باشند! @LyricsNotes

یک ضرب‌المثل هم هست که روایات مختلفی دارد و مؤدبانه‌ترینش «ارتباط گودرز و شقایق» است و همین افاضات جناب داوری تا امروز بهترین
یک ضرب‌المثل هم هست که روایات مختلفی دارد و مؤدبانه‌ترینش «ارتباط گودرز و شقایق» است و همین افاضات جناب داوری تا امروز بهترین مصداق آن شده و بعید می‌دانم به این زودی‌ها مصداق بهتری پیدا کنید. @LyricsNotes

چاووشی از چه چیزی ناراحت است؟ مگر نه این که ایونت‌ها می‌توانند از بین گزینه‌هایشان عده‌ای را نامزد جایزه کنند؟ خب این‌جا هم ه
چاووشی از چه چیزی ناراحت است؟ مگر نه این که ایونت‌ها می‌توانند از بین گزینه‌هایشان عده‌ای را نامزد جایزه کنند؟ خب این‌جا هم همین اتفاق افتاده است! اعتراض چاووشی ابتدا آدم را یاد آن ساده‌لوحی می‌اندازد که یقه‌ی کسی که او را در جمعی «شمرده» می‌گیرد و فریاد می‌زند «چرا مرا شمردی؟!». اما چاووشی ساده‌لوح نیست! اعتراضش در حقیقت یک اعلام برائت است از جریانی که سوپراستارهایشان امثال ذبیح‌پور و پناهیان و کریمی اند. چاووشی می‌داند که قرارگرفتن نامش در کنار این‌ها، موقعیت او را به عنوان سوپراستار یک جریان فکری خاص، تثبیت می‌کند. او دارد اعلام می‌کند که آثاری که با مضامین مذهبی تولید کرده لزوماً نشانه‌‌ی هم‌سویی او با یکی از جریانات حکومتی نیست. اما سابقه‌ی تولیدات جناب چاووشی نشان می‌دهد که او صرفا «این‌گونه معرفی شدن» را دوست ندارد؛ وگرنه ابایی هم از همکاری با آن جریان مشخص در قالب‌های دیگر ندارد! ضرب‌المثل «با دست پس زدن و با پا پیش کشیدن» را هر جا که خواستید معنا کنید همین داستان محسن چاووشی حق مطلب را ادا خواهد کرد. اما این ضرب‌المثل حق مطلب را در مورد شخص محسن چاووشی ادا نمی‌کند! @LyricsNotes