ذهن نوشتههای من☁️
前往频道在 Telegram
مرضیه ام... یکی که تلاش میکنه آدم بهتری باشه✨ *تبلیغ و تبادل ندارم عزیزانم. هرچه میخواهد دل تنگت بگو: @parsmarzBot
显示更多1 795
订阅者
-324 小时
-27 天
+4630 天
数据加载中...
吸引订阅者
七月 '26
七月 '26
+18
在5个频道中
六月 '26
+116
在9个频道中
Get PRO
五月 '26
+20
在1个频道中
Get PRO
四月 '26
+5
在0个频道中
Get PRO
三月 '26
+4
在0个频道中
Get PRO
二月 '26
+53
在4个频道中
Get PRO
一月 '26
+16
在3个频道中
Get PRO
十二月 '25
+108
在30个频道中
Get PRO
十一月 '25
+72
在20个频道中
Get PRO
十月 '25
+92
在18个频道中
Get PRO
九月 '25
+86
在24个频道中
Get PRO
八月 '25
+78
在22个频道中
Get PRO
七月 '25
+54
在9个频道中
Get PRO
六月 '25
+38
在10个频道中
Get PRO
五月 '25
+59
在14个频道中
Get PRO
四月 '25
+56
在16个频道中
Get PRO
三月 '25
+146
在34个频道中
Get PRO
二月 '25
+98
在24个频道中
Get PRO
一月 '25
+97
在23个频道中
Get PRO
十二月 '24
+107
在24个频道中
Get PRO
十一月 '24
+80
在20个频道中
Get PRO
十月 '24
+130
在24个频道中
Get PRO
九月 '24
+72
在25个频道中
Get PRO
八月 '24
+150
在32个频道中
Get PRO
七月 '24
+124
在23个频道中
Get PRO
六月 '24
+145
在19个频道中
Get PRO
五月 '24
+122
在15个频道中
Get PRO
四月 '24
+118
在17个频道中
Get PRO
三月 '24
+195
在28个频道中
Get PRO
二月 '24
+63
在15个频道中
Get PRO
一月 '24
+75
在20个频道中
Get PRO
十二月 '23
+179
在22个频道中
Get PRO
十一月 '23
+51
在17个频道中
Get PRO
十月 '23
+55
在7个频道中
Get PRO
九月 '23
+71
在0个频道中
Get PRO
八月 '23
+133
在0个频道中
Get PRO
七月 '23
+108
在0个频道中
Get PRO
六月 '23
+99
在0个频道中
Get PRO
五月 '23
+34
在0个频道中
Get PRO
四月 '23
+119
在0个频道中
Get PRO
三月 '23
+35
在0个频道中
Get PRO
二月 '23
+30
在0个频道中
Get PRO
一月 '23
+28
在0个频道中
Get PRO
十二月 '22
+33
在0个频道中
Get PRO
十一月 '22
+24
在0个频道中
Get PRO
十月 '22
+44
在0个频道中
Get PRO
九月 '22
+59
在0个频道中
Get PRO
八月 '22
+109
在0个频道中
Get PRO
七月 '22
+38
在0个频道中
Get PRO
六月 '22
+44
在0个频道中
Get PRO
五月 '22
+41
在0个频道中
Get PRO
四月 '22
+124
在0个频道中
Get PRO
三月 '22
+75
在0个频道中
Get PRO
二月 '22
+33
在0个频道中
Get PRO
一月 '22
+76
在0个频道中
Get PRO
十二月 '21
+106
在0个频道中
Get PRO
十一月 '21
+31
在0个频道中
Get PRO
十月 '21
+34
在0个频道中
Get PRO
九月 '21
+31
在0个频道中
Get PRO
八月 '21
+143
在0个频道中
Get PRO
七月 '21
+18
在0个频道中
Get PRO
六月 '21
+21
在0个频道中
Get PRO
五月 '21
+303
在0个频道中
| 日期 | 订阅者增长 | 提及 | 频道 | |
| 07 七月 | +2 | |||
| 06 七月 | +4 | |||
| 05 七月 | +2 | |||
| 04 七月 | +2 | |||
| 03 七月 | 0 | |||
| 02 七月 | +5 | |||
| 01 七月 | +3 |
频道帖子
Repost from سهم من از جهان
دیروز یکنفر توی دایرکت پیام داده بود که اگر کانالش رو دنبال میکنم، لینک کانالم رو بفرستم تا ایشون هم دنبالش کنه. پیام عجیبی بود. امروز هم که دیدم لفت داده. راستش این اولین بار نیست که با چنین چیزی روبهرو میشم. هیچوقت نتونستم با این مدل بدهبستونها ارتباط بگیرم. خودم اگر فردی رو دنبال میکنم، به خاطر خودش و نوشتههاشه. هیچوقت تعداد اعضای یک کانال دلیل خوبی برای موندن یا نموندنم نبوده. چه بسا کانالهای پرمخاطبی که نتونستم حتی چند روز بمونم و بخونم و برعکس، کانالهای کوچیکی که مدتهاست هر نوشتهشون رو با لذت دنبال میکنم. خیلیهاشون هم پرایوت هستن و ممنونم ازشون که بهم اعتماد کردن و من رو توی دایرهٔ دوستهاشون قرار دادن. برای همین هیچوقت از کسی نخواستم فقط برای بالا رفتن یک عدد، من رو دنبال کنه. هرکسی هم که اینجاست و نوشتههام رو میخونه، ارزشش خیلی بیشتر از عدد بالای کاناله. در آخر هم فکر میکنم هر متنی، خوانندهٔ خودش رو پیدا میکنه، حتی اگر دیر، حتی اگر کم.
| 2 | از صبح فقط صبحانه خوردیم،
ماشین ظرفشویی رو پر و روشن کردم،
یه تماس کاری داشتم،
تمرینهای زبانم رو نوشتم،
تو گروه کتابخوانی فعالیت کردم،
پسر خانم کمکی رو دست به دست کردیم و قرار شد از شنبه بره سر کار،
یکم هم با دخترک مامان بازی کردیم، که چون ایشون تو بازی مامان بود، یه جوری برام لاک زده که کل هیکلم لاکیه😄
و همچنان انتظار من رو خورده،
دیگه پاشم، پاشم که کارها خودشون انجام نمیشن و زمان منتظرم نمیمونه. | 141 |
| 3 | حتی اینکه امروز هی نشستم اینجا چیزهای باربط و بیربط مینویسم هم از انتظار میاد.
وقتی منتظرم فقط میتونم بنویسم شاید... | 147 |
| 4 | دیروز دوستم گفت دخترک هرچی بزرگتر میشه بیشتر شبیه خودت میشه، فقط ورژن برونگراترت. و من تماماً لبخند شدم.
#دخترکم | 145 |
| 5 | وقتی «منتظر»م زمان خیلی برام کش میاد.
«انتظار» منفعلم میکنه. دست و دلم به هیچ
کاری نمیره. «انتظار» خورهی روح و زمانمه. | 263 |
| 6 | خانم کمکی بهم گفته بود که کارواش تعطیل شده و پسرش بیکار شده. برام درد دل کرد که شوهرش خیلی بیمسئولیت و ناپدره و خیلی نگران پسرشه.
پسرش از بهترین نوجوونهاییه که دیدم. درسخون، زیبا، مودب، قابل اعتماد و خداشناس. حیف این پسر واقعاً.
گفتم انشاءالله درست میشه، غصه نخور.
به یار گفتم میتونی دست این بچه رو یه جا بند کنی؟ رشتهاش مکانیک خودروعه. گفت بگو بیاد میبرمش نمایندگی ایران خودرو.
اصلا این بچه و مادرش در پوست خود نمیگنجیدن.
مادره هی تشکر و تشکر و دعا. گفتم اگه میدونستی من چقدر به این دعاهات نیاز دارم، اجازه میدادی من ازت تشکر کنم✨ | 195 |
| 7 | سر صبحی دعای خیر برای خودمون خریدیم و بهنظر روز زیبایی میاد🪄 | 190 |
| 8 | گلم گل داده 😅 | 212 |
| 9 | اومدم اینجا، چشمم افتاد به چندتا عکس کتاب بالا که همهشون تو خونه نارنجی (خونهی قبلیم) گرفته شدن. دلم براش تنگ شد 🍊🥲
بعد یه نگاهی به خونهی آرامش انداختم (اسم خونهی جدیدمون رو آرامش گذاشتم🫠) و آرزو کردم بتونیم کلی خاطرات خوب توش بسازیم✨ | 206 |
| 10 | رمان «یادداشتهای زیرزمینی» رو با ترجمهی حمیدرضا آتشبرآب خوندم. خود داستان حدود ۱۷۰ صفحه ست. اما این کتاب حدوداً ۵۷۰ صفحه ست! چون یه مقدمهی طولانی، و ۱۴ تا تفسیر داره.
اگر دوست دارید تو داستان عمیق بشید، این تفاسیر کمکتون میکنه. هرچند که به نظرم یه جاهایی خیلی سنگین و غیر قابل فهم بودن.
#کتابهایی_که_میخونم
۵ | 259 |
| 11 | چهارمین کتابی که امسال خوندم؛ آذرباد.
کلا فکر میکنم اغلب آدمها در برابر قلم نسیم مرعشی دو جور اند. یا خیلی دوستش دارن، یا کاملاً بدشون میاد. من از دستهی اولم.
از خوندن هر کدوم از آثارش یهجوری کیف میکنم و همیشه قلمش رو تحسین میکنم. بهنظرم بیاندازه توانا، خلاق و کاربلده و چیزی که میخواد بگه رو به جون آدم مینشونه.
آذرباد داستان دختریه که همراه خانوادهاش و تعدادی ایرانی و غیرایرانی دیگه، در یه کمپ پناهجویی درب و داغون، حوالی پاریس، موقتا زندگی میکنه. این دختر به زبان فرانسه مسلطه، و نقش مترجم آدمهای کمپ و حتی بیرون از کمپ رو بازی میکنه و بار زیادی رو به دوش میکشه. از زبان آذرباد ما با تلخی و دردها و رنجهای آدمهای اونجا آشنا میشیم.
عمیق، زیبا و تلخ...
#کتابهایی_که_میخونم
۴ | 257 |
| 12 | سومین کتاب؛
«انسان در جستجوی معنا»، از اون دست کتابهایی بود که زیادی معروف شده و اسمش شنیده میشد. برای همین توقع زیادی ازش نداشتم! اما باید بگم جز معدود کتابهایی بود که اتفاقا ارزش این همه سر و صدا و معروفیت رو داشت.
کتابیه که دلم میخواد چندین بار دیگه هم بخونمش و میدونم که هربار چیز جدیدی ازش برداشت خواهم کرد.
#کتابهایی_که_میخونم
۳ | 235 |
| 13 | دومین کتابی که تموم کردم ایشون بود که فکر نکنم احتیاج به معرفی خاصی داشته باشه:)
کتاب خوبی بود. نکات خوبی داشت. در عمل هم به اندازهی کافی به دردم خورد و ممنونم ازش.
#کتابهایی_که_میخونم
۲ | 226 |
| 14 | اولین کتابی که امسال به اتمام رسوندم، «بنویس تا اتفاق بیفتد» بود.
این کتاب از اون دسته کتابها ست که حرفهای زیادی دربارهاش هست. مثبت و منفی. از نظر من لبِ مرزِ زرد بودنه. یه جاهایی میره که زرد شه، اما ترمز خودش رو میکشه و اینور مرز میمونه. کتاب نکات خوبی دربارهی اینکه نوشتن چطور کار میکنه و چطور ما رو به اهدافمون نزدیک میکنه، میگه. نکاتی که تجربیات تأییدش میکنن.
اما جاهای کمی هم بود که به جذب و قانون راز گرایش داشت، همونجاها که میرفت به سمت زرد بودن.
این کتاب رو باید آگاهانه بخونید. تو تلههایی که گوشه و کنارش داره نیفتید. و نکات درستش رو دریافت کنید.
خلاصه که بنویس تا اتفاق بیفتد.
#کتابهایی_که_میخونم
۱ | 230 |
| 15 | مراسم که تموم شد، یه خانمی که همین چندروز باهاش آشنا شدم، گفت: یعنی واقعاً تموم شد؟ من دیگه چهرهی زیبای شما رو نمیبینم؟ دیگه از انرژی مثبت این خونه نمیتونم استفاده کنم؟
همینجور که دلم قیلی ویلی میرفت، با خودم فکر میکردم آدمها بلدن اینقدر قشنگ حرف بزنن و نمیزنن؟ آه، چه جفایی در حق هم میکنن. | 276 |
| 16 | امروز پنجمین و آخرین روز روضهی خونهی مامانه. دارم آماده میشم که برم برسم بهش.
من به اعتقاد خودم، تو هر قدمی که تو این مراسم برمیدارم به یاد همهی شما هستم و براتون از خدا بهترینها رو میخوام و عاقبت به خیری، که همیشه به نظرم بهترین دعا ست✨ | 316 |
| 17 | برای دو تا از دوستهام که اعتقاداتشون خیلی متفاوته از من، نوشته بودم: من به اعتقاد خودم به یادتم و برات بهترینها رو آرزو میکنم.
یکیشون نوشته بود:«اگه این اعتقادات رو نداشتی شاید اصلا نمیخواستم دوستم باشی! تو با همهی تفاوتهات برام قشنگی. و همیشه ته دلم یه نوری میتابه از دعاهات. میدونی من به دعا کردن تو معتقدم اما به دعا کردن خودم نه!»
اون یکی هم نوشته بود:«ممنونتم و برام خیلی ارزشمنده.
امیدوارم تو هم همیشه حال دلت خوب باشه دختر لطیف روحِ من✨
و احساس میکنم این پیام رو با شک و تردید فرستادی و نگران بودی اذیت نشم، اگه این پس ذهنت بوده باید بگم هم ممنونم ازت بابت احتیاط و نگرانیت، هم لازم نیست؛ چون من تو رو با اعتقاداتت دوست دارم و اگه اعتقادات تو رو ازت بگیرم تو دیگه برای من مرضیه نیستی.»
انگار دوباره بهم ثابت شد آدمها رو ادب و احترام و دوست داشتن نزدیک به هم نگه میداره، نه شباهت و همنظری! | 391 |
| 18 | نوشته بود:«آدم ها فقط وسايلشون رو حمل نمیكنن، چیزهایی رو با خودشون مى كشن كه ديده نمىشن.
ترس، خاطره، و چیزهایی كه هیچوقت تموم نشدن.»
و من روزها ست با خودم چیزی را حمل میکنم که حتی نمیتوانم بگویم چیست!
نمیتوانم بگویم نجاتدهنده است یا مخرب! حتی نمیتوانم بگویم روشنیبخش است یا خاموشکننده!
یک خواب بود... یک خواب که تکانم داد و لرزاندم و من ماندم و چیزی که نمیدانم چیست... فقط میدانم تغییرم داده، گیجم کرده و سعی داشته مسیری نشانم دهد که باز گمش کردم و در جستوجویش هستم... | 303 |
| 19 | من از خیلی چیزها حرف نمیزنم، چون مگر میتوانم از چیزی بگویم که هنوز درون خودم دربارهاش پر از سوال و کشمکش و غوغاست؟
اما یک چیزی همیشه سربلندم کرده ست! اینکه همواره تلاش کردم و میکنم جز آنهایی نباشم که خدا دربارهشان میگوید: و اکثرهم لایعقلون... و اکثرهم لایتفکرون...
میاندیشم و فکر میکنم و پشت همهی اینها از باریتعالی خواهش میکنم: اهدنا صراط المستقیم... صراط الذین انعمت علیهم...
که اگر تو نخواهی همانا از گمراهان خواهم بود! | 319 |
| 20 | تا حالا ۶ تا از دوستهام اینو برام فرستادن.
مثل اینکه رخ کار رو خوب حفظ کردم😅 | 337 |
现已上线!2025 年 Telegram 研究 — 年度关键洞察 
