از ویرایش
前往频道在 Telegram
▫️نکتههایی دربارۀ ویرایش و واژهپژوهی ▫️برخی رونویسیها از این کانال بدون ارجاع دادن: https://t.me/hamanandyab
显示更多7 932
订阅者
+324 小时
+177 天
+13430 天
数据加载中...
吸引订阅者
七月 '26
七月 '26
+172
在7个频道中
六月 '26
+116
在0个频道中
Get PRO
五月 '26
+30
在1个频道中
Get PRO
四月 '26
+12
在0个频道中
Get PRO
三月 '26
+4
在0个频道中
Get PRO
二月 '26
+160
在4个频道中
Get PRO
一月 '26
+80
在9个频道中
Get PRO
十二月 '25
+145
在3个频道中
Get PRO
十一月 '25
+303
在9个频道中
Get PRO
十月 '25
+953
在14个频道中
Get PRO
九月 '25
+131
在7个频道中
Get PRO
八月 '25
+103
在9个频道中
Get PRO
七月 '25
+188
在3个频道中
Get PRO
六月 '25
+57
在3个频道中
Get PRO
五月 '25
+82
在5个频道中
Get PRO
四月 '25
+154
在22个频道中
Get PRO
三月 '25
+129
在15个频道中
Get PRO
二月 '25
+436
在35个频道中
Get PRO
一月 '25
+193
在22个频道中
Get PRO
十二月 '24
+170
在9个频道中
Get PRO
十一月 '24
+137
在9个频道中
Get PRO
十月 '24
+209
在12个频道中
Get PRO
九月 '24
+166
在8个频道中
Get PRO
八月 '24
+193
在6个频道中
Get PRO
七月 '24
+150
在1个频道中
Get PRO
六月 '24
+141
在4个频道中
Get PRO
五月 '24
+313
在20个频道中
Get PRO
四月 '24
+181
在9个频道中
Get PRO
三月 '24
+232
在5个频道中
Get PRO
二月 '24
+205
在9个频道中
Get PRO
一月 '24
+191
在3个频道中
Get PRO
十二月 '23
+195
在8个频道中
Get PRO
十一月 '23
+107
在6个频道中
Get PRO
十月 '23
+175
在3个频道中
Get PRO
九月 '23
+101
在0个频道中
Get PRO
八月 '23
+239
在0个频道中
Get PRO
七月 '23
+175
在0个频道中
Get PRO
六月 '23
+233
在0个频道中
Get PRO
五月 '23
+325
在0个频道中
Get PRO
四月 '23
+294
在0个频道中
Get PRO
三月 '23
+107
在0个频道中
Get PRO
二月 '23
+52
在0个频道中
Get PRO
一月 '23
+103
在0个频道中
Get PRO
十二月 '22
+97
在0个频道中
Get PRO
十一月 '22
+61
在0个频道中
Get PRO
十月 '22
+69
在0个频道中
Get PRO
九月 '22
+89
在0个频道中
Get PRO
八月 '22
+139
在0个频道中
Get PRO
七月 '22
+257
在0个频道中
Get PRO
六月 '22
+235
在0个频道中
Get PRO
五月 '22
+74
在0个频道中
Get PRO
四月 '22
+80
在0个频道中
Get PRO
三月 '22
+117
在0个频道中
Get PRO
二月 '22
+66
在0个频道中
Get PRO
一月 '22
+142
在0个频道中
Get PRO
十二月 '21
+85
在0个频道中
Get PRO
十一月 '21
+137
在0个频道中
Get PRO
十月 '21
+96
在0个频道中
Get PRO
九月 '21
+151
在0个频道中
Get PRO
八月 '21
+117
在0个频道中
Get PRO
七月 '21
+59
在0个频道中
Get PRO
六月 '21
+80
在0个频道中
Get PRO
五月 '21
+90
在0个频道中
Get PRO
四月 '21
+101
在0个频道中
Get PRO
三月 '21
+45
在0个频道中
Get PRO
二月 '21
+65
在0个频道中
Get PRO
一月 '21
+107
在0个频道中
Get PRO
十二月 '20
+1 615
在0个频道中
| 日期 | 订阅者增长 | 提及 | 频道 | |
| 24 七月 | +5 | |||
| 23 七月 | +3 | |||
| 22 七月 | +3 | |||
| 21 七月 | +4 | |||
| 20 七月 | +3 | |||
| 19 七月 | +4 | |||
| 18 七月 | +5 | |||
| 17 七月 | +9 | |||
| 16 七月 | +3 | |||
| 15 七月 | +7 | |||
| 14 七月 | +5 | |||
| 13 七月 | +4 | |||
| 12 七月 | +5 | |||
| 11 七月 | +8 | |||
| 10 七月 | +7 | |||
| 09 七月 | +31 | |||
| 08 七月 | +11 | |||
| 07 七月 | +2 | |||
| 06 七月 | +5 | |||
| 05 七月 | +16 | |||
| 04 七月 | +6 | |||
| 03 七月 | +7 | |||
| 02 七月 | +10 | |||
| 01 七月 | +9 |
频道帖子
واژهٔ همایش از واژههای بسیار خوب فرهنگستان است که بهگستردگی در زبان مردم رواج یافتهاست. تصور بفرمایید که اگر فرهنگستان در برابر کنفرانس واژهٔ همایش را نساخته بود، مثلاً بهجای «همایش شیرخوارگان حسینی»، باید میگفتیم «کنفرانس شیرخوارگان حسینی» یا «کنگرهٔ شیرخوارگان حسینی».
۱۳۹۹/۰۸/۲۴
فرهاد قربانزاده
@azvirayesh
| 2 | دربارهٔ واژهٔ غلیان / قلیان
چنانکه دیگران نیز گفتهاند، غَلْیان / قَلْیان برگرفته از واژهٔ عربیِ غَلْیان به معنی «جوشش» است. زیرا بههنگام تدخین غلیان، آب در مخزن آن غلغل میکند (عبدالرحیم ۱۴۰۱، ذیل غلیون). در فارسی، حذف واکۀ a از هجای دومِ وامواژهای عربی و ادغام هجای اول و دوم نمونههای دیگری هم دارد، مانند جَرْیان (از عربیِ جَرَیَان) و جَوْلان (فارسی معاصر: jo:lân؛ از عربیِ جَوَلان) و حَیوان (از عربی حَیَوان) و دَوْران (فارسی معاصر: do:rân؛ از عربی دَوَران) و غَثُیان (از عربی غَثَیان) و هَذْیان (از عربی هَذْیان).
در عربی واژهٔ غلیون نیز کاربرد دارد (Wehr 1994, p. 799: water pipe, narghile, hubble-bubble). غلیون برگرفته از صورت شکستهٔ غَلْيون / قَلْيون در فارسی است (عبدالرحیم ۱۴۰۱، ذیل غلیون).
منابع
عبدالرحیم، ف. (۱۴۰۱)، فرهنگ واژههای دخیل در زبان عربی معاصر و لهجههای آن، ترجمه و تحشیهٔ محمدعلی سلمانی مروست و فاطمه جمشیدی، تهران، امیرکبیر.
Wehr, Hans (1994), A Dictionary of Modern Written Arabic (Arabic-English), Edited by J. Milton Cowan, 4th Edition, Otto Harrassowitz.
١۴۰۵/۰۴/۳۰
▫️فرهاد قربانزاده
@azvirayesh | 1 594 |
| 3 | «منجمین گفتهاند که تبریز را از ترکان آفتی نخواهد رسید. چه طالع آن شهر عقرب است و مریخ صاحب آن است و تاکنون حرف ایشان راست درآمدهاست. چه از جمیع بلاد آذربایجان هیچ شهری از دستبرد ترکان محفوظ نماندهاست، جز تبریز» (زکریابن محمد قزوینی، اخبارالبلاد، ۶۷۴ هـ، پیش از ترک شدن تبریز).
١۴٠۵/٠۴/٢٩
▫️فرهاد قربانزاده
@azvirayesh | 2 603 |
| 4 | دربارۀ واژۀ پرتابه
پرتابه برابر فارسیِ projectile و به معنی «شیئی است که شلیک یا پرتاب میشود یا به هر نحو دیگری به حرکت درمیآید (مانند گلوله) و توانایی پیشرانشِ خودکار ندارد». پس پرتابه میتواند بزرگ و مخرب یا کوچک و کمخطرتر باشد.
١۴٠۵/٠۴/٢٢
▫️فرهاد قربانزاده
@azvirayesh | 3 807 |
| 5 | دخترم، لو، از کلاس اول دوستی به نام سیمون برای خود انتخاب کرده که با جدیت خندهداری دربارۀ رابطهشان صحبت میکند. تمام جزئیات زندگی آیندهشان را با هم هماهنگ کردهاند؛ با خودشان فکر کردهاند که دو فرزند خواهند داشت: یک پسر و یک دختر، که یک سال با هم اختلاف سنی دارند. اسم دختر اوا آلبا و اسم پسر لئو رونالدو است. پیداست که نتوانستهاند دربارۀ اسم بچهها با هم به توافق برسند. قرار است سگشان سیاه و گربهشان حنایی باشد. خانهشان قرار است استخر، دیوار صخرهنوردی، زیپلاین، ترامپولین، سرسرۀ مارپیچ، و دستگاه پشمکدرستکن داشته باشد. مثل خانۀ ما که اتاق کودک دارد، قرار بود خانۀ آنها اتاق مخصوصی برای پدرومادرها داشته باشد، ولی میگفت باید بهنوبت به خانۀ آنها برویم، نه همزمان. سیمون قرار بود متخصص آزمایش بازیهای ویدئویی باشد و لو متخصص تولید آبنبات کشی. قرار گذاشته بودند در روز ولنتاین به یکدیگر نقاشی هدیه بدهند و در تعطیلات برای یکدیگر نامه بنویسند. گاهی با هم تماس تصویری میگرفتند. ولی در همان اوایل ترم جدید لو روزی با حال بدی از مدرسه به خانه آمد و گفت: «سیمون مرا قال گذاشت!»
اینجا
#برگی_از_یک_کتاب | 4 169 |
| 6 | توجه کردهاید که چند دهه است در نوشتههای رسمی اتومبیل نمینویسیم و بهجای آن، واژۀ خودرو را به کار میبریم؟ حتی در گفتار هم میگوییم خودروسازی. گویا اتومبیل فقط در اتومبیلرانی همچنان زنده است. بجا است در نگارش و ویرایش نیز همین واژۀ زیبای خودرو را به کار ببریم.
١۴۰۵/۰۴/۲۲
▫️فرهاد قربانزاده
@azvirayesh | 3 688 |
| 7 | توجه کردهاید که چند دهه است در نوشتههای رسمی اتومبیل نمینویسیم و بهجای آن، واژۀ خودرو را به کار میبریم؟ حتی در گفتار هم میگوییم خودروسازی. گویا اتومبیل فقط در اتومبیلرانی همچنان زنده است.
١۴۰۵/۰۴/۲۲
▫️فرهاد قربانزاده
@azvirayesh | 28 |
| 8 | «پیش از میلاد مسیح» را هر جایی نباید نوشت! | 2 |
| 9 | از خوشذوقیهای برخی گذاشتن نام پدیدههای طبیعی ایران، بهویژه کوهها، روی فرزندان خود است: ارس، اروند، البرز، کارون، الوند، دنا، سبلان، سهند، هیرمند.
١۴۰۵/۰۴/١۶
▫️فرهاد قربانزاده
@azvirayesh | 5 343 |
| 10 | از خوشذوقیهای برخی گذاشتن نام پدیدههای طبیعی ایران، بهویژه کوهها، روی فرزندان خود است: ارس، اروند، البرز، کارون، الوند، دنا، سبلان، سهند، هیرمند.
١۴۰۵/۰۴/١۶
▫️فرهاد قربانزاده
@azvirayesh | 9 |
| 11 | امروزه میگوییم «بالقوه» و «بالفعل». در فارسی میانه برای این دو واژه معادل داشتهایم:
pad tuwān = به توان (بالقوه)
pad kunišn = به کنش (بالفعل)
(کتاب پنجم دینکرد، به کوشش احمد تفضلی و ژاله آموزگار، ص ١٣۵).
١۴٠۵/٠۴/١٢
▫️فرهاد قربانزاده
@azvirayesh | 6 035 |
| 12 | پیشنهادی برای «هوش مصنوعی»*
فرهاد قربانزاده دربارۀ کاربرد واژۀ «هوشواره» بهجای «هوش مصنوعی» میگوید: «هوشواره» از «هوش مصنوعی» کوتاهتر است و با تکواژهای فارسی ساخته شدهاست. از دیدگاه معنایی و ساختواژی نیز درست است.
فرهاد قربانزاده، زبانشناس و فرهنگنویس و ویراستار، در گفتوگو با ایسنا اظهار کرد: مردم artificial intelligence را با روش گردهبرداری به «هوش مصنوعی» برگرداندهاند و بعدها نیز گروه واژهگزینیِ فرهنگستان زبان و ادب فارسی آن را تصویب کردهاست.
او سپس گفت: بهتازگی برخی علاقهمندان به زبان فارسی «هوشواره» را بهجای «هوش مصنوعی» پیشنهاد کردهاند. این واژه زیبا و گوشنواز است، ولی باید از دیدگاه معنایی و ساختواژی هم بررسی شود؛ «هوشواره» از واژۀ «هوش» و پسوند «ـواره» تشکیل شده است. دربارۀ «هوش» سخنی نیست. پسوند «ـواره» از دو تکواژ تشکیل شده است: «وار» و «ه».
او با بیان اینکه پسوند «ـوار» دو کاربرد اصلی دارد، در اینباره توضیح داد:
۱. «ـوار» به اسم افزوده میشود و صفت میسازد و به معنی «دارای ...» است، مانند «امیدوار» (دارای امید)، «سزاوار» (دارای سزا)، «سوگوار» (دارای سوگ)، و «عیالوار» (دارای عیال).
۲. «ـوار» به اسم میپیوندد و قید میسازد و به معنی «مانندِ ...» و «شبیهِ ...» است، چنانکه «دایرهوار» (مانند دایره)، «درویشوار» (مانند درویشان)، «دیوانهوار» (مانند دیوانهها).
این زبانشناس در ادامه اظهار کرد: پسوند «ـواره» نیز چند کاربرد دارد:
۱. به اسم میپیوندد و اسم میسازد و به معنی «مانندِ ...» و «شبیهِ ...» است، چنانکه «جشنواره» (جشنمانند)، «سنگواره» (چیزی که مانند سنگ است؛ فسیل)، «گهواره» یا «گاهواره» (چیزی که مانند «گَه» یا «گاه» به معنی «تخت» است)، «ماهواره» (چیزی که مانند ماه به دور زمین میگردد). «ماهواره»، بهجز معنی رایج، در معنی «شهریه» هم کاربرد داشته است.
۲. به اسم افزوده میشود و اسم ابزار میسازد، مانند «گوشواره».
این پژوهشگر زبانشناس همچنین دربارهٔ «هوشواره» گفت: از این واژه دو معنی را میتوانیم برداشت کنیم؛ یکی «دارای هوش» و دیگری «هوشمانند» یا «مانند هوش». ازاینرو، «هوشواره» از دیدگاه معنایی و ساختواژی درست است.
او خاطرنشان کرد: «هوشواره» از «هوش مصنوعی» کوتاهتر است و با تکواژهای فارسی ساخته شدهاست. با به کار بردنِ تکواژهای فارسی در واژهسازی این تکواژها زایاتر و گوشآشناتر میشوند و مردم واژههایی را که بعدتر با این تکواژها ساخته میشوند راحتتر خواهند پذیرفت. چنانکه پس از ساخته شدن «سنگواره» و «سوگواره» و «ماهواره» و «نامواره» و «یادواره» در دهههای اخیر و در پی آن، آشنایی بیشتر با پسوند «ـواره»، پذیرش واژهٔ «موشواره» در برابر mouse راحتتر میشود.
isna.ir/xdWC2s
*عنوان مصاحبه از خبرگزاری ایسنا است.
١۴٠۵/٠۴/٠٩
▫️فرهاد قربانزاده
@azvirayesh | 7 222 |
| 13 | تصور بفرمایید کسی دستهای کاه در آغوش گرفته و هنگام راه رفتن، کاهها در پی هم بر زمین میریزد و زمین را فرش میکند. به گونهای که گویی راهی از کاه بر زمین کشیدهاند. فارسیزبانان هزاران ستارهای را که به دور یک مرکز میچرخند به این کاهها تشبیه کردند و نامشان را گذاشتند «کهکشان».
١۴٠۵/٠۴/٠٩
▫️فرهاد قربانزاده
@azvirayesh | 8 073 |
| 14 | . | 1 |
| 15 | Introducing Morphology, Rochelle Lieberman, p. 49. | 4 579 |
| 16 | Grammar as Science, Richard K. Larson. p. 239. | 4 491 |
| 17 | Semantics, John Saeed, p. 57. | 4 610 |
| 18 | نکتهای در ویرایش صوری
به «زبانی که برای توصیف زبان به کار میبریم» فرازبان (metalanguage) گفته میشود. در نمونههای زیر واژههای فرازبان ایرانیک و برجسته (Bold) شدهاند:
واژۀ نخجیر به معنی «شکار» است.
ـبان در باغبان تکواژ اشتقاقی است.
در ویرایش کتاب و مقاله و دیگر نوشتههای چاپی هنگامی که دربارۀ واژهای سخن میگوییم، آن واژه فرازبان است و باید ایرانیک شود. معنی را نیز باید درون گیومه بگذاریم تا بتوان واژه و معنیِ آن را از هم بازشناخت. متمایز نکردن واژههای فرازبان از دیگر بخشهای نوشته نشاندهندۀ ناویراسته بودن متن است. به پیوست، چند نمونه از کتابهای فرنگی آمدهاست.
پانوشت:
١. در گوشیهای آیفون حالت ایرانیک نمایش داده نمیشود. برای چاره میتوان واژههای فرازبان را در تلگرام هم ایرانیک کرد و هم برجسته.
٢. در ایکس (توییتر) و اینستاگرام نه حالت ایرانیک نمایش داده میشود و نه حالت برجسته. در این شبکههای اجتماعی بهناگزیر باید واژههای فرازبان را درون گیومه گذاشت.
١۴٠۵/٠۴/٠۶
▫️فرهاد قربانزاده
@azvirayesh | 5 001 |
| 19 | دربارۀ پسوند «ـگان»
«ـگان» پسوندی است که افزون بر معنیهای ازپیشموجود، در دهههای گذشته در معنی پسوند سازندۀ اسم مجموعه (و نه «جمع») نیز به کار میرود (نک. الگوهای ساخت واژه در زبان فارسی، زیر نظر حسین سامعی، با همکاری ملیحه تفسیری، فرهنگستان زبان و ادب فارسی، ١٣٩٣، ص ١٨٠).
تفاوت مجموعه با جمع در این است که مجموعه یک گروه را تشکیل میدهد. برای نمونه، «ناوگان» به معنی «مجموعۀ ناوهای یک کشور» است، ولی «ناوها» میتواند به چند ناو اشاره داشته باشد که از آنِ کشورهای گوناگوناند و پیوندی میان آنها نیست. با این توضیح، «واژگان» به معنی «مجموعۀ واژههای کتاب یا ذهن انسان» است و نه به معنی «واژهها» (نک. فرهنگ بزرگ سخن؛ فرهنگ پیشوندها و پسوندهای زبان فارسی، خسرو فرشیدورد، زوار، ١٣٨۶، ص ٣٨٣).
«ـگان» پسوند مستقلی است و نباید آن را با سه واج پایانی واژههایی مانند «پرندگان» (پرندگ [در فارسی میانه] + ان) در هم آمیخت. با این توضیح، روشن است که پسوند «ـگان» میتواند هم به واژههای پایانیافته به «ـه» بپیوندد و هم به دیگر واژهها. اگر «ـگان» به واژههای پایانیافته به «ـه» افزوده شود، به قیاس واژههایی مانند «پرندگان»، «ه» حذف میشود و برای نمونه، «واژهگان» را «واژگان» مینویسیم (نک. تراز دگرگونیهای آوایی، آندره مارتینه، ترجمۀ هرمز میلانیان، هرمس، ص ۴ـ۵، حاشیۀ مترجم).
«ـگان» در واژهسازی علمی گرههای بسیاری گشوده و واژههای پرشماری با آن ساخته شده (فرهنگ توصیفی دستور زبان فارسی، علاءالدین طباطبایی، فرهنگ معاصر، ١٣٩۶، ص ٩٨)، مانندِ
ابزارگان: gadgetry
افزارگان: material
اندامگان: organism
ایزدگان: pantheon
ایمنیگان: immunome
پاسگان: guard
پرسشگان: fag
پروتگان: proteom
رونوشتگان: transcriptome
سازگان: orchestra
صیغگان: paradigm
فهرستگان: union catalogue, union list
ناوگان: fleet, rolling stock
نشانگان: syndrome
واژگان: vocabulary, lexicon
نگارنده واژۀ «جزیرگان» در برابر «مجمعالجزایر» را با توجه به توضیحات بالا پیشنهاد کردهاست.
١۴٠۵/٠۴/٠۶
▫️فرهاد قربانزاده
@azvirayesh | 4 818 |
| 20 | دربارۀ پسوند ـگان
«ـگان» پسوندی است که افزون بر معنیهای ازپیشموجود، در دهههای گذشته در معنی پسوند سازندۀ اسم مجموعه (و نه «جمع») نیز به کار میرود (نک. الگوهای ساخت واژه در زبان فارسی، زیر نظر حسین سامعی، با همکاری ملیحه تفسیری، فرهنگستان زبان و ادب فارسی، ١٣٩٣، ص ١٨٠).
تفاوت مجموعه با جمع در این است که مجموعه یک گروه را تشکیل میدهد. برای نمونه، «ناوگان» به معنی «مجموعۀ ناوهای یک کشور» است، ولی «ناوها» میتواند به چند ناو اشاره داشته باشد که از آنِ کشورهای گوناگوناند و پیوندی میان آنها نیست. با این توضیح، «واژگان» به معنی «مجموعۀ واژههای کتاب یا ذهن انسان» است و نه به معنی «واژهها» (نک. فرهنگ بزرگ سخن؛ فرهنگ پیشوندها و پسوندهای زبان فارسی، خسرو فرشیدورد، زوار، ١٣٨۶، ص ٣٨٣).
«ـگان» پسوند مستقلی است و نباید آن را با سه واج پایانی واژههایی مانند «پرندگان» (پرندگ [در فارسی میانه] + ان) در هم آمیخت. با این توضیح، روشن است که پسوند «ـگان» میتواند هم به واژههای پایانیافته به «ـه» بپیوندد و هم به دیگر واژهها. اگر «ـگان» به واژههای پایانیافته به «ـه» افزوده شود، به قیاس واژههایی مانند «پرندگان»، «ه» حذف میشود و برای نمونه، «واژهگان» را «واژگان» مینویسیم (نک. تراز دگرگونیهای آوایی، آندره مارتینه، ترجمۀ هرمز میلانیان، هرمس، ص ۴ـ۵، حاشیۀ مترجم).
«ـگان» در واژهسازی علمی گرههای بسیاری گشوده و واژههای پرشماری با آن ساخته شده (فرهنگ توصیفی دستور زبان فارسی، علاءالدین طباطبایی، فرهنگ معاصر، ١٣٩۶، ص ٩٨)، مانندِ
ابزارگان: gadgetry
افزارگان: material
اندامگان: organism
ایزدگان: pantheon
ایمنیگان: immunome
پاسگان: guard
پرسشگان: fag
پروتگان: proteom
رونوشتگان: transcriptome
سازگان: orchestra
صیغگان: paradigm
فهرستگان: union catalogue, union list
ناوگان: fleet, rolling stock
نشانگان: syndrome
واژگان: vocabulary, lexicon
نگارنده واژۀ «جزیرگان» در برابر «مجمعالجزایر» را با توجه به توضیحات بالا پیشنهاد کردهاست.
١۴٠۵/٠۴/٠۶
▫️فرهاد قربانزاده
@azvirayesh | 1 |
