ch
Feedback

不要被骗子欺骗!Telemetrio 会找到并标记这些频道 👉 如果想查看标记,请订阅

گشت‌ها | هومن پناهنده

گشت‌ها | هومن پناهنده

前往频道在 Telegram

کانال هومن پناهنده

显示更多
896
订阅者
-124 小时
+27 天
+830 天
吸引订阅者
11月 '26
十一月 '26
+2
在0个频道中
十月 '26
+19
在2个频道中
Get PRO
九月 '260
在0个频道中
Get PRO
八月 '260
在6个频道中
Get PRO
七月 '260
在4个频道中
Get PRO
六月 '260
在0个频道中
Get PRO
五月 '260
在0个频道中
Get PRO
四月 '260
在0个频道中
Get PRO
三月 '260
在0个频道中
Get PRO
二月 '26
+6
在0个频道中
Get PRO
一月 '26
+3
在0个频道中
Get PRO
十二月 '25
+10
在0个频道中
Get PRO
十一月 '25
+10
在0个频道中
Get PRO
十月 '25
+6
在1个频道中
Get PRO
九月 '25
+7
在0个频道中
Get PRO
八月 '25
+31
在1个频道中
Get PRO
七月 '25
+21
在0个频道中
Get PRO
六月 '25
+5
在0个频道中
Get PRO
五月 '25
+13
在0个频道中
Get PRO
四月 '25
+11
在0个频道中
Get PRO
三月 '25
+11
在0个频道中
Get PRO
二月 '25
+18
在3个频道中
Get PRO
一月 '25
+16
在1个频道中
Get PRO
十二月 '24
+22
在1个频道中
Get PRO
十一月 '24
+15
在1个频道中
Get PRO
十月 '24
+6
在0个频道中
Get PRO
九月 '24
+20
在2个频道中
Get PRO
八月 '24
+28
在1个频道中
Get PRO
七月 '24
+60
在2个频道中
Get PRO
六月 '24
+28
在3个频道中
Get PRO
五月 '24
+18
在1个频道中
Get PRO
四月 '24
+22
在3个频道中
Get PRO
三月 '24
+18
在0个频道中
Get PRO
二月 '24
+27
在1个频道中
Get PRO
一月 '24
+40
在1个频道中
Get PRO
十二月 '23
+32
在5个频道中
Get PRO
十一月 '23
+18
在4个频道中
Get PRO
十月 '23
+34
在2个频道中
Get PRO
九月 '23
+10
在0个频道中
Get PRO
八月 '23
+21
在0个频道中
Get PRO
七月 '23
+13
在0个频道中
Get PRO
六月 '23
+13
在0个频道中
Get PRO
五月 '23
+26
在0个频道中
Get PRO
四月 '23
+16
在0个频道中
Get PRO
三月 '23
+15
在0个频道中
Get PRO
二月 '23
+22
在0个频道中
Get PRO
一月 '23
+16
在0个频道中
Get PRO
十二月 '22
+14
在0个频道中
Get PRO
十一月 '22
+11
在0个频道中
Get PRO
十月 '22
+13
在0个频道中
Get PRO
九月 '22
+9
在0个频道中
Get PRO
八月 '22
+71
在0个频道中
Get PRO
七月 '22
+30
在0个频道中
Get PRO
六月 '22
+16
在0个频道中
Get PRO
五月 '22
+30
在0个频道中
Get PRO
四月 '22
+9
在0个频道中
Get PRO
三月 '22
+21
在0个频道中
Get PRO
二月 '22
+16
在0个频道中
Get PRO
一月 '22
+23
在0个频道中
Get PRO
十二月 '21
+17
在0个频道中
Get PRO
十一月 '21
+22
在0个频道中
Get PRO
十月 '21
+23
在0个频道中
Get PRO
九月 '21
+81
在0个频道中
Get PRO
八月 '21
+28
在0个频道中
Get PRO
七月 '21
+24
在0个频道中
Get PRO
六月 '21
+23
在0个频道中
Get PRO
五月 '21
+39
在0个频道中
Get PRO
四月 '21
+49
在0个频道中
Get PRO
三月 '21
+125
在0个频道中
Get PRO
二月 '21
+14
在0个频道中
Get PRO
一月 '21
+15
在0个频道中
Get PRO
十二月 '20
+573
在0个频道中
日期
订阅者增长
提及
频道
06 十一月0
05 十一月0
04 十一月+1
03 十一月0
02 十一月+1
01 十一月0
频道帖子
Repost from نشر هرمس
🔺چاپ بیست‌وهشتم و بیست‌ونهم کتاب «پرسیدن مهم‌تر از پاسخ دادن است» منتشر شد 📚 کتاب: #پرسیدن_مهم‌تر_از_پاسخ_دادن_است 🖊نویسنده: #دنیل_کلاک و #ریموند_مارتین 🖊 مترجم:#حمیده_بحرینی 🖊 ویراستار:#هومن_پناهنده 🔹 چاپ بیست‌وهشتم و بیست‌ونهم ◽️ پالتویی، شومیز، ۲۱۶ صفحه 🔻 قیمت: ۴۹۶ هزار تومان برشی از متن: تو کیستی؟ وقتی کسی از شما می‌پرسد «کیستی»، معلوم است اولین چیزی که فوراً به ذهنتان خطور می‌کند اسمتان است. بی‌لحظه‌ای درنگ می‌توانید به این سؤال پاسخ دهید. اما اسم شما تنها یک کلمه است. معرّفِ هویت شما نیست. مرجع تو در سؤال «تو کیستی؟» کلمه نیست، تو است. خُب، پس تو کیستی؟ در جواب علاوه بـراسم علایق و شغل و محل زندگی و چیزهایی مثل این‌ها هم به ذهنتان می‌آید. اما این‌ها جزء ضروری تو نیست. زیرا ممکن است علایقتان، شغلتان یا محل زندگی‌تان تغییر کند بی‌آنکه در هویت شما تغییری حاصل شود. پس مرجـع تـو علایق، شغل و محل زندگی‌تان هم نیست. پس تو کیستی؟ دربارۀ کتاب: پرسیدن مهم‌تر از پاسخ دادن است اثر مشترک دنیل کلاک و ریموند مارتین یکی از مهم‌ترین آثار پایه برای شروع فلسفه است که نخستین‌بار در سال ۱۹۸۸ منتشر شد و یکی از پرفروش‌ترین آثار مقدماتی فلسفه است. نویسندگان این کتاب در زمانه‌ای که بشر بسیار قدرتمندتر و ذهنش بسیار انباشته‌تر از دوران سقراط است ما را به شیوهٔ سقراطی به عرصهٔ داشته‌ها و دانش‌هایمان می‌برند تا در پایان راه، «نمی‌دانمِ» سقراط را بر زبانمان جاری سازند. «نمی‌دانم»ی که به بیان آنان اصل حکمت است. آنان از ما دربارهٔ چیزهایی می‌پرسند که بدیهی و روشن می‌پنداریم و هر سؤالی را دربارهٔ آن‌ها احمقانه و دور از خرد. آنان از مکان می‌پرسند و از جایی که ایستاده‌ایم و از زمان و «جا»یی که به‌سر می‌بریم و اینکه «کیستیم»، و وقتی از «من»، «مکان من»، «زمان من» و... سخن می‌گوییم در واقع از چه سخن می‌گوییم؟ آیا واقعاً «مختاریم»؟ اگر آری چقدر و تا کجا؟ و اصلاً کدام کار ما مختارانه است؟ آیا دانش ما معتبر است و به حقیقت راه می‌برد؟ آیا استدلال‌های خداباورانه ما را به ایمان مبتنی بر راز سوق می‌دهند یا نه؟ آیا تجربه می‌تواند دست ما را در دست واقعیت و حقیقت بگذارد؟ ایمان چطور؟ ...شیوهٔ بایستۀ زندگی چیست؟ آیا بقا و جاودانگی در انتظار ماست؟ یا... . #نشر_هرمس #بخوان_که_زندگی_کنی #تجدید_چاپ @hermesspublication

2
چگونه با هم بهتر اختلاف‌نظر داشته‌ باشیم؟ آخرین باری که کسی واقعاً به حرف‌تان گوش داد کی بود؟ نه این که فقط صدایتان را بشنود، بلکه واقعاً گوش داده باشد به‌خصوص وقتی سر موضوعی حساس اختلاف‌نظر داشتید. اگر خاطره‌ای از این جنس دارید، احتمالاً به‌یادماندنی است. دقیقاً به این دلیل که نادر است. بیشتر ما وقتی با نظر مخالف روبرو می‌شویم، انرژی‌مان را صرف دفاع از موضع خودمان می‌کنیم، نه فهمیدن طرف مقابل. انگار کسی که با ما مخالف است حتماً یا جاهل است، یا مغرض، یا اطلاعات اشتباه دارد. این همان چیزی است که روان‌شناسان «واقع‌گرایی ساده‌لوحانه» می‌نامند: تصور می‌کنیم جهان دقیقاً همان‌طور است که ما می‌بینیم، و بقیه حب و بغض و سوگیری دارند — ولی ما نداریم! نتیجه‌اش روشن است: گفت‌وگوهایی که به سرعت به مشاجره تبدیل می‌شوند، روابطی که آسیب می‌بینند، و جوامعی که قطبی‌تر می‌شوند. جولیا مینسون، استاد روان‌شناسی اجتماعی در هاروارد، و همکارانش در پژوهشی مفصل مفهوم تازه‌ای معرفی کردند: «پذیرندگی در برابر نظر مخالف» — تمایل و باز بودن یک فرد برای دسترسی به دیدگاه‌های مخالف، تأمل درباره‌شان، و ارزیابی منصفانه‌شان. این پذیرندگی سه مرحله دارد: اول اینکه آدم فعالانه دنبال شنیدن صداهای مخالف می‌گردد؛ دوم اینکه وقتی با آن‌ها روبرو شد، واقعاً توجه می‌کند و سرسری رد نمی‌کند؛ سوم اینکه استدلال‌ها را نه بر اساس اینکه به باورهایش نزدیک است یا نه، بلکه بر اساس قوت منطقی‌شان می‌سنجد. نکته‌ی مهم این است که پذیرندگی به معنای قبول نظر مخالف نیست. می‌توانید به دقت گوش بدهید، منصفانه ارزیابی کنید، و در نهایت همان نظر قبلی‌تان را نگه دارید — اما با این تفاوت که این بار از روی انتخاب است، نه از روی جهل. پذیرندگی در گفت‌وگو مینسون و همکارانش یک قدم فراتر رفتند و پرسیدند: در خودِ گفت‌وگو چه اتفاقی می‌افتد؟ وقتی دو نفر با دیدگاه‌های کاملاً مخالف روبروی هم می‌نشینند، چه چیزی تعیین می‌کند که بحث سازنده می‌شود یا به مشاجره تبدیل می‌شود؟ پاسخ جالب بود: انتخاب واژه‌ها و لحن اهمیت زیادی دارد. رفتارهای کلامی کوچک می‌توانند تنش را به‌طور چشمگیری کاهش دهند: - جملات نرم‌کننده: «ممکن است اشتباه کنم، اما…» - همدلی کلامی: «درک می‌کنم که نگرانِ ... هستید» - یافتن موارد هم‌نظری: «با این بخش از حرف موافقم که …» - بازگویی: «پس اگر درست فهمیدم، شما معتقدید که...» - مقید و محدود کردن ادعاها: «در این مورد خاص … » این رفتارها یک سیگنال مهم به طرف مقابل می‌فرستند: «من اینجا هستم که بفهمم، نه که ببرم.» و این سیگنال خودش پذیرندگی طرف مقابل را هم بالا می‌برد. پژوهشگران دو گروه با دیدگاه‌های سیاسی کاملاً مخالف را روبروی هم گذاشتند. افراد گروه اول بدون این که از قبل آموزش ببینند وارد بحث شدند — پس از ده دقیقه، بیش از ۷۰٪ گفتند احساس کردند طرف مقابل آن‌ها را نادیده گرفته یا به آن‌ها حمله کرده، و تقریباً هیچ‌کس نمی‌خواست ادامه بدهد. گروه دوم پیش از شروع، فقط چند دقیقه همین نکات ساده را یاد گرفتند. نتیجه؟ بیش از ۶۰٪ احساس شنیده‌شدن کردند و بیش از نیمشان حاضر بودند گفت‌وگو را ادامه بدهند — حتی دوباره با همان فرد تماس بگیرند. پذیرنده بودن در برابر نظر مخالف یک خلق‌وخوی ثابت نیست — مهارتی است که می‌شود یاد گرفت. در جامعه‌هایی که بیشتر از هر وقت قطبی شده‌اند، شاید ساده‌ترین قدم این باشد: قبل از پاسخ دادن، یک بار واقعاً گوش کنیم. چکیده‌ای از نکات مهم پژوهش دکتر مینسون و همکارانش را در لینک زیر بخوانید. در این لینک همچنین آزمونی ساده برای سنجش نحوه‌ی برخورد ما با دیدگاه‌ها و نظرات مخالف ارائه شده. هدف این آزمون صرفاً خودآگاهی است و این‌که بفهمیم در حال عادی در کجای طیف پذیرنگی و باز بودن نسبت به دیدگاه‌های مخالف قرار داریم. https://daneshkadeh.org/global/14966/ @Daneshkadeh_org
126
3
دِب هالند اولین فرماندار بومی در تاریخ ایالات متحده خواهد بود، از ایالت نیومکزیکو 📌هم‌میهن را در فضای مجازی دنبال کنید: سایت
دِب هالند اولین فرماندار بومی در تاریخ ایالات متحده خواهد بود، از ایالت نیومکزیکو 📌هم‌میهن را در فضای مجازی دنبال کنید: سایت ـ بله - تلگرام - روبیکا - اینستاگرام
184
4
🔻عبدل السید در میشیگان اعلام پیروزی کرد، اما شمارش آرا همچنان ادامه دارد عبدل السید، نامزد دموکرات مجلس سنا در میشیگان، دقایقی پیش در جمع هوادارانش در این ایالت سخنرانی کرد و در رقابتی که نتیجه آن نزدیک است و تا این لحظه هنوز نمی‌توان برنده را به قطعیت پیش‌بینی کرد، اعلام پیروزی کرد. او خطاب به جمعیت گفت: «شما به نامزدی اعتماد کردید که کمتر کسی احتمال موفقیتش را می‌داد» و از حمایت‌های آنان تشکر کرد. السید اظهار داشت: «میشیگان، بی‌صبرانه منتظرم تا به شما خدمت کنم.» او سپس از رقیب خود به دلیل پیش بردن کارزاری انتخاباتی که در آن، دین اسلام و ایمان او به موضوعی محوری تبدیل شده بود، انتقاد کرد. او گفت: «آن‌ها تمام توان خود را صرف یکی از زشت‌ترین کارزارهای انتخاباتی کردند که در مدت‌های اخیر دیده‌ایم» و رقبایش را متهم کرد که به خاطر «نام و دین» او به او حمله کرده‌اند. السید افزود: «آن‌ها خواهان آمریکایی بودند که برای برخی از ما بیش از حد کوچک است؛ اما ما می‌دانیم که این آمریکا به اندازه‌ای بزرگ هست که برای همه ما جا داشته باشد.» ما همچنان منتظر اعلام نتایج کامل رقابت میان عبدل السید و رقیب جمهوری‌خواهش، مایک راجرز، هستیم. اوایل امشب، راجرز در جمع هوادارانش حاضر شد و از آن‌ها خواست به خانه‌هایشان بروند، چرا که «شب طولانی‌ای در پیش است». راجرز گفت: «هنوز راهی برای پیروزی ما وجود دارد. به خانه بروید و کمی بخوابید؛ وقتی بیدار شوید، پیروز خواهید بود.» هنوز نمی‌توان برنده این رقابت را پیش‌بینی کرد، اما تا این لحظه حدود ۸۰ درصد آرا شمرده شده و السید حدود ۵۱ درصد و راجرز حدود ۴۶ درصد آرای شمرده شده را کسب کرده‌اند. https://bbc.in/4ztalsU @BBCPersian
1
5
سخنانی بدیع و شنیدنی درباره‌ی تاثیر شعر نیما بر شهریار و شعرش.
368
6
رویدادملیِ *شهریار؛شاعر مردم ایران* سخنرانی دکتر حسین معصومی همدانی ۲۵ شهریور ۱۴۰۵ تبریز- بنیاد پژوهشی شهریار 🆔@bonyadshahryar
1 325
7
رویدادملیِ *شهریار؛شاعر مردم ایران* سخنرانی دکتر حسین معصومی همدانی ۲۵ شهریور ۱۴۰۵ تبریز- بنیاد پژوهشی شهریار 🆔@bonyadshahryar
1
8
غرب امروز دقیقاً در همین نقطه ایستاده است؛ قادر نیست تجاوز به مرزها و نقض آشکار معاهدات بین‌المللی را ذیل هیچ منطق اخلاقی یا عقلانی عام بگنجاند، مگر با توسل به منطق باستانیِ توکیدیدس در «گفت‌وگوی ملیانی‌ها»: «قدرتمندان آنچه را می‌توانند انجام می‌دهند و ضعیفان آنچه را باید رنج می‌کشند.» این یعنی سقوط کامل قرن‌ها فلسفهٔ حقوق به درک بدویِ هابزی از جهان. ۴. آوارگیِ سوژهٔ روشنفکرِ ایرانی: گسست از توهمِ ناجی در این میانه، وضعیت روشنفکر معتدل و دموکراسی‌خواه ایرانی بیش از هر زمان دیگری دراماتیک و اگزیستانسیل است. روشنفکر ایرانی سال‌ها تلاش کرده بود پروژهٔ مدرنیته و دموکراسی‌خواهی را از چنگال رادیکالیسمِ ویرانگر نجات دهد و آن را در قالب قانون‌گرایی، خردورزیِ تدریجی و پیوند با جامعهٔ جهانی صورت‌بندی کند. اما مواجهه با این حجم از استاندارد دوگانه، تحریم‌های کور که پیکرهٔ طبقهٔ متوسط را فرسود، بی‌تفاوتی نسبت به حق حیات در خاورمیانه و گستاخیِ راست افراطی، ضربه‌ای تروماگونه به این وجدان جمعی وارد کرد. روشنفکر معتدل ایرانی امروز خود را در وضعیتِ بی‌پناهیِ فکری می‌یابد. او درمی‌یابد که دموکراسی غربی نه یک الگوی نجات‌بخشِ صادراتی، بلکه ساختاری گرفتار در الیگارشی مالی، منافع ژئوپلیتیک و بحران‌های مشروعیت درونی است. این «زوال باور» لزوماً به معنای رد کردن ارزش رهایی‌بخشِ «آزادی»، «عدالت» و «حقوق بنیادین انسان» نیست؛ بلکه پایانِ «ازخودبیگانگیِ هنجارین» است. این لحظه، لحظهٔ دردی زاینده است؛ درکی استوار بر اینکه آزادی و کرامت انسانی نمی‌تواند از طریق پیوستن منفعلانه به یک ژئوپلیتیکِ ریاکار یا دل بستن به غربِ ایده‌آلیزه‌شده محقق شود. کلام آخر: ضرورت بازسازی عقلانیت از درون ویرانه‌ها آنچه در مهر ۱۴۰۵ پیش روی ماست، صحنهٔ غروب بت‌های دیرین است. لیبرال‌دموکراسی غربی با همدستی در توحش علیه فرودستانِ جهان در غزه، با برکشیدن شومن‌های فاشیست‌مآب به کرسی قدرت و با ویران کردنِ بقایای حقوق بین‌الملل، خود مشروعیت تاریخی خویش را سلاخی کرد. اکنون زمان آن رسیده است که دموکراسی و عدالت از اسارت هژمونیِ غربی آزاد شوند. تجربهٔ خاورمیانه و ایران در این سال‌های خونین و پرتلاطم، درس تلخی به همراه داشت: هرگونه تلاشی برای احیای کرامت انسانی و زیستِ دموکراتیک، باید از بسترِ نقد بی‌رحمانهٔ استانداردهای دوگانه، اتکای وثیق به تاب‌آوری درونی جامعه و بازتعریف شجاعانهٔ مفهوم حق، به‌دور از هرگونه شیفتگیِ ساده‌لوحانه، آغاز شود. اگر قرار است اتوپیایی دوباره ساخته شود، این اتوپیا بر خاکسترِ توهمات پیشین و با جوهرِ تلخِ این بیداری تاریخی رقم خواهد خورد.
880
9
تاملی بر فرسایش سوژهٔ دموکراتیک و افول اتوپیسم غربی فرح فردوس  مهر ۱۴۰۵ در تاریخ اندیشه، لحظاتی هست که یک «روایتِ مسلط» نه بر اثر نقد مفهومیِ انتزاعی در حلقه‌های دانشگاهی، بلکه در بستر لایه‌های عریان و صلبِ واقعیت از هم می‌پاشد؛ لحظاتی که در آن، فاصلهٔ میان «لفظ» و «معنا»، میان «امر هنجارین» و «امر عینی»، به ورطه‌ای دهشتناک و پرنشدنی بدل می‌شود. برای نسل‌هایی از طبقهٔ متوسط و روشنفکران معتدل ایرانی، غربِ برآمده از عصر روشنگری، فارغ از همه نقدهای پسااستعماری یا ساختارزدایانه، دست‌کم نوعی «افقِ هنجارین» بود؛ پناهگاهی خیالی از جنس قانون‌گرایی کانت، آزادی‌های مدنیِ میل و رویای صلح پایدار. اما امروز، در پاییز ۱۴۰۵، آن ایماژ درخشان به تلی از خاکسترِ مفاهیمِ میان‌تهی بدل شده است. آنچه امروز تجربه می‌کنیم، نه صرفاً یک چرخش سیاسیِ گذرا، بلکه زوال سیستماتیکِ اتوپیسم لیبرال‌دموکراسی است؛ فروپاشیِ اطمینان به نظامی که مدعی بود تاریخ را در قلهٔ عقلانیتِ خردورزانه به پایان رسانده است. ۱. توهم پایان تاریخ و بازگشت شانتال موف: افول توافق عقلانی فرانسیس فوکویاما در مقاله و کتاب مشهور خود، «پایان تاریخ و آخرین انسان» (۱۹۹۲)، وعده داده بود که با فروپاشی بلوک شرق، لیبرال‌دموکراسی غربی به منزلگاه نهایی فرگشت ایدئولوژیک بشر بدل خواهد شد. اما این فرضیه بر یک پیش‌فرض هستی‌شناختی سست استوار بود: تقلیل «امر سیاسی» به «مدیریت تکنوکراتیک و اجماع لیبرال». همان‌گونه که شانتال موف در کتاب بنیادین خود، «درباره امر سیاسی» (On the Political, 2005)، به درستی پیش‌بینی کرده بود، سرکوب امر سیاسی و نادیده‌گرفتن تعارضات بنیادین به نام «اجماع مرکزگرایانه»، سیاست را نه عقلانی، بلکه مستعد فورانِ کینه‌توزی‌های مهارناپذیر می‌کند. به قدرت رسیدن مجدد دونالد ترامپ در ایالات متحده و اوج‌گیری راست‌های رادیکال در اروپای مرکزی و غربی، در واقع انتقام امر سیاسی از نئولیبرالیسمی بود که شهروندان را به مشتریان و سیاست را به مهندسی مالی تقلیل داده بود. پوپولیسم راست‌گرای افراطی، محصول نقص ساختاریِ خود لیبرال‌دموکراسی است، نه یک عارضهٔ بیرونی؛ شورشی است مبتنی بر هویت‌گرایی خشن و تخریب نهادهای تفکیک قوا که از درون همان رحمِ خسته و ازنفس‌افتادهٔ ساختار زاده شد. ۲. کارل اشمیت و عریانیِ «وضعیت استثنایی» در غزه اگر بازگشت ترامپ زنگ خطری در حوزهٔ سیاست داخلی دموکراسی‌ها بود، وقایع خونین غزه و سکوت یا همراهیِ بی‌قیدوشرط پایتخت‌های غربی در قبال کشتار دسته‌جمعی فلسطینیان، تیر خلاص را به ادعای جهان‌شمولیِ اخلاق لیبرال شلیک کرد. اینجا بود که تزهای مناقشه‌برانگیز کارل اشمیت در «مفهوم امر سیاسی» (The Concept of the Political, 1932) و «الهیات سیاسی» بار دیگر بر متن تحولات جهانی سایه افکند. اشمیت معتقد بود که جوهرهٔ لیبرالیسم در بحران‌ها تاب نمی‌آورد، زیرا در لحظهٔ تصمیم نهایی، این تفکیکِ بی‌رحمانهٔ «دوست و دشمن» است که حاکمیت را تعریف می‌کند، نه قانون و هنجارهای انتزاعی. در تراژدی غزه، آنچه غرب به نمایش گذاشت تجسم نابِ نظریهٔ جورجو آگامبن در «وضعیت استثنایی» (State of Exception, 2005) و مفهوم «هومو ساکر» (Homo Sacer) بود: جان‌هایی که بیرون از حصار قانون قرار می‌گیرند؛ زیستِ برهنه‌ای که می‌توان آن را بی‌هیچ عقوبتی از میان برد، بی‌آنکه حتی جنایتی رخ داده باشد. وقتی دیوان بین‌المللی دادگستری و نهادهای حقوق بشری در برابر بمباران بیمارستان‌ها، پناهگاه‌ها و قحطی سازمان‌یافته با وتوی قدرت‌های بزرگ یا نادیده‌انگاری عامدانه خلع سلاح می‌شوند، دیگر چه جایی برای دفاع از «حقوق بین‌الملل بر پایهٔ قواعد» باقی می‌ماند؟ جهان دریافت که حقوق بین‌الملل، نه یک میثاقِ جهان‌شمول، بلکه زبانی فرمال برای تنظیم مناسبات قدرت و پوششی مشروعیت‌بخش به منافع هژمون است. ۳. بی‌اعتنایی به حاکمیت سرزمینی: تعرض به مرزها و بازتولید بی‌قانونی این قانون‌گریزی ساختاری در برخورد با دیگر نقاط جهان و از جمله در تعرض مکرر به تمامیت ارضی و حاکمیت سرزمینی کشورهایی چون ایران نیز با وضوح نمایان شد. حملات، ترورهای هدفمند و زیر پا گذاشتن صریح منشور ملل متحد که تعرض به خاک دیگر کشورها را ممنوع می‌دارد، با سکوت یا تایید ضمنی نهادهای مدعی قانون همراه شد. یورگن هابرماس، فیلسوف بزرگِ حوزهٔ عمومی و مدافع سرسخت عقلانیت ارتباطی، سال‌ها پیش در «فروپاشی مشروعیت» (Legitimation Crisis, 1973) توضیح داده بود که یک سیستم زمانی دچار بحران مرگبار می‌شود که نتواند برای عملکردهای اساسی خود «توجیه هنجارین» ارائه دهد.
521
10
... فرهنگ عبارت است از «دانستنِ همه‌چیز از یک چیز، و چیزی از همه‌چیز». در این تعریف حقایق بسیاری نهفته است. کسی که در یک زمینه‌ همه‌چیز می‌داند، ولی در زمینه‌های دیگر هیچ‌چیز نمی‌داند، فعالیت فکری خود را محدود می‌کند، کنکجاوی نسبت به هر چیزی را که خارج از دایره‌ی بسته‌ی تخصصش باشد در خود می‌کشد، و خود را از جهان جدا می‌کند. به‌قولِ گذشتگان ما، چنین کسی «آدم یک‌کتابه» است. او را به‌هیچ‌روی نمی‌توان فردِ بافرهنگ دانست، زیرا تخصصِ او آدمیتش را کشته است. نیاکان ما می‌گفتند: «Mathematicus purus, asinus purus.» «ریاضی‌دانی که جز ریاضیات چیزی نداند خر تمام است.» گایتانو سلوه‌مینی، "فرهنگ چیست؟"، در حسین‌ معصومی همدانی، اخلاق نوشتن و پانزده مقاله‌ی دیگر درباره‌ی نوشتن و ترجمه و ویرایش. @m_stigmata
306
11
https://fxtwitter.com/mirdamadiseraj/status/2113552228992606297?s=52
284
12
کتاب حاضر درآمدی کوتاه به فنّ استدلال است و در آن فقط نکات ضروری مطرح می‌شود. برداشت من این است که، دانشجویان و نویسندگان غالباً فقط به برخی تذکرات و فهرستی از قواعد نیاز دارند و توضیحات مبسوط مقدماتی به کارشان نمی‌آید. بنابراین راهنمایی قواعد استدلال حول قواعد خاصی تدوین شده است که با نظمی منطقی و از آن مهم‌تر، به‌اختصار توضیح داده شده‌اند‌. این کتاب متن درسی نیست، بلکه یک راهنما است. [...] پیشگفتار کتاب #راهنمای_قواعد_استدلال از #آنتونی_وستون با ترجمهٔ #حجت_الله_نیکویی
436
13
📚 منتشر شد 📚 راهنمای قواعد استدلال نویسنده : آنتونی وستون مترجم : حجت‌الله نیکویی ویراسته : هومن پناهنده قیمت : ۶,۴۰۰,۰۰۰ ر
📚 منتشر شد 📚 راهنمای قواعد استدلال نویسنده : آنتونی وستون مترجم : حجت‌الله نیکویی ویراسته : هومن پناهنده قیمت : ۶,۴۰۰,۰۰۰ ریال نوع جلد : شمیز قطع : رقعی تعداد صفحه : ۱۹۰ شابک : ‎۹۷۸۶۰۰۱۰۵۳۳۰۶ #فرهنگ_معاصر #راهنمای_قواعد_استدلال #حجت_الله_نیکویی #آنتونی_وستون #هومن_پناهنده
398
14
عهدشکن (بر اساس تصنیف قدیمی) آواز: فاطیما ترابی آهنگسازی و تنظیم: کیوان لاچین ناظر ضبط آواز: مهدی امامی ضبط و میکس و مستر: اس
عهدشکن (بر اساس تصنیف قدیمی) آواز: فاطیما ترابی آهنگسازی و تنظیم: کیوان لاچین ناظر ضبط آواز: مهدی امامی ضبط و میکس و مستر: استودیو سرنا، حسین فعله‌گری طرح کاور: حجت عزیزی کمانچه: محسن عبادتی سنتور: امیر رستمی نی: محسن ایروانفر کوبه‌ای: مرتضی جهانی عود: علی مبشری سه تار: کیوان لاچین انتشار مهر ۱۴۰۵ AHD SHEKAN (Based on an old Persian Tasneef) Vocal: Fatima Torabi Composer: Keyvan Lachin Recorded and mixed in Sorna Studio by Hossein Falegari October 2026, Tehran
372
15
بیژن جهانگیری/استاد دانشگاه تهران گزارش رسمی رتبه‌بندی دانشگاه‌های جهان در سال ۲۰۲۴ بتوسط مؤسسه آموزشی تایمز منتشر شد. طبق این گزارش دانشگاه آکسفورد انگلستان برای نهمین (۹) سال متوالی رتبه اول دانشگاه‌های جهان را به‌دست‌ آورد. همزمان با انتشار این گزارش خبر داده شد که متعاقب سه دور رأی‌گيری فشرده آقای ویلیام هیگ به سمت ریاست دانشگاه آکسفورد به مدت یک دوره ده (۱۰) ساله انتخاب شده است. سمت چپ های قبلی ایشان معاونت نخست‌وزير و وزارت امور خارجه انگلستان بود. انشار این دو خبر و تقارن آن با انتصاب های اخیر عده‌ای از رؤسای دانشگاه‌های ایران و تغییرات وسیع مدیریت آموزش عالی به‌دنبال انتخاب رئیس‌جمهور (سنتی که با آمدن هر رئيس‌جمهور جدید تکرار می‌شود)، موجبی شد برای بازبینی بعضی مشخصات ده دانشگاه برتر جهان با احتمال درس آموزی از پاره‌ای اختصاصات این دانشگاه‌ها. اسامی ده دانشگاه برتر بدین ترتیب می‌باشد : آکسفورد – استانفورد – ام آی تی – هاروارد – کمبریج – پرینستون – کالتک – ایمپریال کالج – برکلی و یل. از این ده دانشگاه سه عدد در انگلستان و هفت عدد در امریکا هستند. سال تأسیس قدیمی‌ترین آن‌ها کمبریج در ۱۲۰۹ میلادی و آکسفورد در ۱۲۵۰ میلادی است. (عده‌ای سال تأسیس آکسفورد را سال ۱۰۹۶ میلادی ذکر کرده‌اند). سال تأسیس دانشگاه‌های هفتگانه امریکا بین ۱۶۵۰ تا ۱۸۷۰ میلادی (مصادف با دوران حکومت قاجاریه) می‌باشد. غالب این دانشگاه‌ها در هر دو کشور انگلیس و امریکا غیردولتی و خصوصی هستند. خصوصی بودن به معنی استقلال تام در تمام امور مربوط و عدم وابستگی به دولت و آزادی در آموزش و پژوهش با کمترین تأثیر از نوسانات سیاسی کشور. ثبات مدیریت از اصول تغییرناپذیر اداره این دانشگاه‌ها است. به این رکوردها توجه بفرمائید: آقای چارلز ویلیام الیوت بمدت چهل (۴۰) سال مداوم ریاست دانشگاه هاروارد را به‌عهده داشت. آقای جیمز کارلاهان سی و یک سال رئیس دانشگاه پرینستون بود. اخیرأ در دانشگاه آکسفورد آقای ویلیام هیگ جانشین آقای لرد پاتن شد. ایشان نماینده ملکه و فرماندار هنک کنگ بود که با درایت تمام امر انتقال هنگ کنگ به چین را با حفظ استقلال نسبی به سرانجامی صلحجویانه و مطلوب رساند. به انگلستان بازگشت و مدیریت "بی بی سی" را به‌عهده گرفت. متعاقبا و هنگامی‌که به او اختیار دادند بین نخست‌وزیری انگلستان و ریاست دانشگاه آکسفورد یکی را انتخاب کند گزینه دوم را ترجیح داد و به‌مدت ۲۱ سال در این سمت خدمت کرد. دانشگاه‌های برتر، هدف اول حیات علمی خود را "کشف حقیقت" / "وریتاس" می‌دانند. مشارکت جدی و مؤثر در این مهم و عرضه نتایج و دستاوردهای ملموس و معتبر علمی شرط انتصاب و ارتقای هیأت علمی در این دانشگاه‌ها می‌باشد. دستاوردهای علمی کشوری و جهانی این دانشگاه‌ها قابل ملاحظه است و تحسین برانگیز. دانشگاه هاروارد با دریافت ۱۶۱ (یکصد و شصت و یک) جایزه نوبل و کمبریج با دریافت (۱۲۱) جایزه برترین مقام‌ها را دارا می‌باشند. کمبریج افتخار می‌کند که پذیرای اکابرو نوابغی از قبیل نیوتن و فرانسیس بیکن و راترفورد و بوهر بوده و آکسفورد محل تحصیل نخست وزیران متعددی از کشور های پاکستان – هندوستان – کانادا – استرالیا – سریلانکا – غنا – جامائیکا و مقامات بلند پایه‌ای از قبیل پادشاه نروژ – امپراتور ژاپن – ایندیرا گاندی و هابل (ستاره‌شناس شهیر) بوده است. پنج تن از رؤسای جمهور امریکا فارغ‌التحصیل دانشگاه یل بوده‌اند : هوارد تافت – جرالد فورد – بوش پدر و بوش پسر و بیل کلینتون. این دانشگاه‌ها از پرورش جسمانی غافل نبوده و در این راه مجاهدت و سرمایه‌گذاری می‌کنند. دانشجویان دانشگاه استانفورد تا کنون موفق به کسب یکصد و پنجاه و دو (۱۵۲) مدال طلای المپیک شده‌اند و به‌دنبال آن دانشجویان دانشگاه برکلی قرار دارند با یکصد و بیست و یک مدال طلای المپیک. به‌علت دارا بودن اعتبار اجتماعی و علمی بالا، دانشگاه‌های امریکا ثروت‌های هنگفتی دارند. یک سنت پسندیده اینست که ثروتمندان این دو کشور، خصوصا آن‌ها که از این دانشگاه‌ها فارغ التحصیل شده‌اند و حتی آن‌ها که چنین توفیقی به‌دست نیاورده‌اند قسمتی از ثروت خود را به این دانشگاه‌ها تقدیم می‌کنند. به‌عنوان نمونه و نتیجه اینکه ثروت هاروارد بالغ بر پنجاه (۵۰) بیلیون دلارو پرینستون متجاوز از (۳۴) بیلیون دلار میباشد. در مورد رفتار این دانشگاه‌ها با دانشجویان چند نکته قابل ذکر است: این دانشگاه‌ها مبنی را بر سختگیری و عدم اغماض گذاشته اند. معدل نمرات امتحانات ورودی دانشجویانی که پذیرفته می‌شوند به‌طور باورنکردنی بالا است و غالبا متجاوز از ۹۵ روی ۱۰۰ می‌باشد.
318
16
🔹صدسالگی میشل فوکو چرا کاشف سازوکارهای قدرت در نگاهش به انقلاب ۱۳۵۷ به خطا رفت؟ فیلسوفی که عمر خود را صرف افشای سازوکارهای پنهان قدرت و به پرسش کشیدن حقیقت‌ها و قطعیت‌های پذیرفته‌شده کرد، در مواجهه با انقلاب ۱۳۵۷ ایران به شکلی غافلگیرکننده مجذوب آن شد. او در در این انقلاب نوعی «معنویت سیاسی» و امکانی برای رهایی از سلطه می‌دید. اما چگونه متفکری که با چنین تیزبینی‌ای زوایای پنهان قدرت را آشکار می‌کرد، در برابر خطر برآمدن قدرتی تازه از دل انقلاب، حساسیت همیشگی خود را نشان نداد؟ این تناقض همچنان موضوع بحث و اختلاف‌نظر است. به مناسبت صدسالگی فوکو، دو مقاله‌ی تازه در مطبوعات آلمان منتشر شده که از دو منظر متفاوت به این مسئله پرداخته‌اند؛ یکی با بررسی تناقض‌های نظری فوکو و ارتباط او با برخی نزدیکان خمینی و بنی‌صدر، و دیگری با واکاوی کتاب مستند تازه‌ای درباره‌ی گزارش‌های فوکو از انقلاب ایران و تأثیر احتمالی اندیشه‌های هانری کربن بر نگاه او. این دو مقاله، فارغ از میزان موافقت ما با داوری‌های نویسندگان‌شان، فرصتی‌ هستند برای بازاندیشی در تجربه‌ی انقلاب ۱۳۵۷ و تأمل در پرسشی که همچنان برای آینده‌ی ایران اهمیت دارد؛ این‌که چگونه می‌توان در شور و امید مردم یا دست‌کم اقشاری از مردم به دگرگونی، خطر بازتولید همان قدرتی را دید که قرار است برچیده شود؟ @KhabGard در خوابگرد بخوانید 👇 https://khabgard.com/9560/
320
17
کتاب خوب و پراطلاعِ «A History of the Middle East» را پیتر منسفیلد، روزنامه‌نگار و مورخ فقید انگلیسی، در اوایل دهه‌ی ۱۹۹۰ میلادی به رشته‌ی تحریر در آورد و تا زمان مرگش (۱۹۹۶) آن‌ را به‌روز کرد. بعد از او، نیوکلاس بِلهام، روزنامه‌نگار کهنه‌کار حوزه‌ی خاورمیانه که اکنون کارشناس-‌خبرنگارِ هفته‌نامه‌ی اکونومیست در امور خاورمیانه است، طی ویراست‌های بعدی، این کتاب را به‌روز کرد. سال ۱۴۰۰، ترجمه‌ی خوبی از این کتاب بر اساس ویراست چهارمش (۲۰۱۳) منتشر شد (اینجا را ببینید). ویراست پنجم این کتاب (که پی‌دی‌افِ آن را در صدر این فرسته می‌توانید دانلود کنید) در سال ۲۰۱۹ منتشر شد که طبعاً شامل تحولاتی است که در این منطقه‌ در حد فاصل ویراست چهارم و پنجم رخ داده است. این کتاب، درآمد خوب و (تا حدِ ممکن) بی‌طرفانه‌ای است بر تاریخ این منطقه از قدیمی‌ترین دوره‌ها تا اواخر دهه‌ی دومِ قرن بیست‌و‌یکم. به‌ دوستان علاقه‌مند به تاریخ که سطح انگلیسی‌شان پیشرفته است خواندن متن انگلیسی ویراست پنجم این کتاب و به دوستانی که این توانایی را ندارند، خواندن ترجمه‌ی ویراست چهارم آن را قویاً پیشنهاد می‌کنم. - عبدالرضا شهبازی @Englishnutsbolts
456
18
🔊فایل صوتی سخنان استاد دکتر محمّدعلی موحّد دربارهٔ نیکلسون «از این شرق‌شناس‌های دوره‌گرد امروزی، که هر جا خوانی گسترده باشد هستند، نبوده. هیچ‌جا بیرون نمی‌رفته، ایران هم نیامده. چیزی که من از شاگردش آربری شنیدم که با تأسف می‌گفت، چون آربری بعدازظهرها کتاب نمی‌خواند، گفت من از استادم عبرت گرفتم چون نیکلسون در دنبالهٔ نسخه‌ها نور چشمانش را از دست داد و کور شد و وقتی مُرد پشت‌سر جنازه‌اش یکی من و یکی هم همسرش بود، هیچکسی نیامده بود. آربری می‌گوید: نیکلسون فردی بسیار خجالتی، انزواطلب و به غایت کمرو بود، محققی که هرگز پایش را از اروپا فراتر نگذاشت. خود آربری هم نمی‌رفت، سه سال برای تصحیح دیوان ابن فارض به مصر رفت ولی بعد پایش را شکاند و نشست و کارش را انجام می‌داد. مثل اینها نبود که هر دقیقه از این همایش به آن همایش بچرخد. ما الان به جای محققانی مثل گلدزیهرها و نولدکه‌ها، یه مشت کنفرانسی‌ها را داریم. این‌ها کی می‌خوانند؟!» . 🆔 @sokhanranihaa 🆔 @movahed1302 🆑 #کانال‌سخنرانی‌ها 🌹
438
19
«چندان فروتن و خاکسار بود که از بزرگیِ خویش هیچ خبر نداشت» در زندگی‌نامه‌ی خودنوشتش، مرحوم آرثر آربری (Arthur Arberry) درباره‌ی مرحوم رینلد نیکلسن (Reynold A. Nicholson)، محقق، شارح و مترجم آثار ادبی و عرفانی از فارسی و عربی به انگلیسی، می‌نویسد: او دانشمندی تمام‌عیار بود، چنان دل‌باخته‌ی کتاب‌هایش که سوی چشمانش را فدای بسیار خواندن کرد، چندان فروتن و خاکسار که از بزرگیِ خویش هیچ خبر نداشت. او این بیت را در واپسین سال‌های عمرش هنگامی که چراغ چشمانش رو به خاموشی نهاده بود، سرود، شعری که نزد من، در میان همه‌ی واپسین‌گویه‌های آدمیان، راستین‌ترین الهام و تکان‌دهنده‌ترین وداع را با خود دارد: حق چو بی‌پرده نمایان می‌شود این زبان‌ها جمله حیران می‌شود* بس کنم، دلبر درآمد در خطاب* گوش شو والله اعلم بالصواب* بی‌حس و بی‌گوش و بی‌فکرت شوید* تا خطاب ارجعی را بشنوید* این زبان تا هست، ننیوشی کلام پس سخن کوتاه باید. والسّلام* *برگردان فارسی شعر نیکسلن را از ابیات مثنوی وام گرفته‌ام. مصرع‌های ستاره‌دار از مثنوی است. - سروده‌ی نیکلسن به روایت آربری چنین است: When Truth shines out words fail and nothing tell; Now hear the Voice within your hearts. Farewell. این آخرین بیت از سروده‌ی بلندی است که کمی پیش‌تر در همین نوشته، آربری آن را نقل و تصدیق کرده است که نیکلسون در این اشعار به‌شدت متاثر از مولانا بوده است: … او به‌ندرت درباره‌ی باورهای شخصی خود سخن می‌گفت و من نیز در بیست‌وپنج سال دوستی نزدیک با او، چیز چندانی از چگونگی پرورش و سیر و سلوک معنوی‌اش در نیافتم. با این حال، تصویری که از او در ذهنم شکل گرفت این بود که او نیز، همچون بسیاری دیگر، ایمان خود را در جوانی از دست داده بود و سپس آن را از راه هم‌صحبتی و هم‌دلیِ فکری با عارفان مسلمان بازیافته بود. در سال‌های پیری، شعری سرود که در آن، برای نخستین بار، از اندیشه‌های درونی خود پرده برداشت. آشکار بود که این اندیشه‌ها عمیقاً از سال‌های طولانی مطالعه‌ی آثار مولانا تأثیر پذیرفته‌اند … محمدمهدی مجاهدی ۱۶ مهرماه ۱۴۰۵ @mmojahedi
409
20
از کتاب جزء و کل، نوشته‌ی ورنر هایزنبرگ، ترجمه‌ی حسین معصومی همدانی.
از کتاب جزء و کل، نوشته‌ی ورنر هایزنبرگ، ترجمه‌ی حسین معصومی همدانی.
349