شاعرانه
前往频道在 Telegram
".....دور باش اما نزدیک......" دلهای ما که بهم نزدیک باشد، دیگر چه فرقی می کند که کجای این جهان باشیم; دور باش اما نزدیک... من از نزدیک بودنهای دور می ترسم...
显示更多765
订阅者
-124 小时
+117 天
+4530 天
帖子存档
765
چه کسی چنان که ما عاشقیم
عاشق تواند بود؟
بگذار بوسه ها مان
یک به یک جاری شوند
تا گلی بی معنا
مفهومی دوباره یابد
بگذار عشقی را عاشق باشیم
که شمایلش تا قلب زمین رسوخ کرده باشد
عشق را دوباره بنا کن
عشق مدفون زمستانی را
که در نیستان یکی خزان سرگشود
و اکنون
از میان ابدیت لب های مدفون
عبور می نماید...
765
میخواهم
تکهای از خودم را
میان انگشتهای تو جا بگذارم
کوچکترین تکهام را
بی پناهترین را
سردرگمترین را
قسمتی از خودم را
که از تاریکی میترسد
از آرزوهای چرندی که
هوای بال در سر دارند و پرواز ...
میخواهم
کوچکترین تکهام را
در میان انگشتهای تو رها کنم
همان تکه را
که تو درکش نمیکنی
که تو آن را نمیشناسی...
#گوئیدو_ماتزولینی
765
چگونه دوستت دارم؟
بگذار بشمرم :
تو را به عمق و عرض و طول دوست دارم!
با احساسات نامرئی
به اندازهی پایان هستی
من تو را مثل هر روز دوست دارم!
مثل نیاز انسان به آفتاب و شمع
تو را آزادانه دوست دارم ...!
مثل تلاش انسان برای رسیدن به حق
تو را خالصانه دوست دارم!
مثل احساس بعد از دعا
تو را با اندوه قدیمی
و ایمان کودکیام دوست دارم!
با عشقی که سال ها گم کردهام
با اشک ها، لبخند ها و تمام هستیام
و بعد از مرگم
تو را بیش از اینها دوست خواهم داشت!
#اليزابت_برت_براونينگ
765
مرا با چشمانت عاشق نشو ،
چہ بسا از من زیباترے بیابے ؛
مرا با قلبت عاشق شو
ڪہ قلب ها هرگز مشابہ هم نیستند ..
765
⌠ بیا دوتایی بشیم از اون دوتاییهای قشنگِ دنیا ...
از اونایی که یکی بدون اون یکی یه چیزی کم داره.
﮼ مثل چایی و قند ،
﮼ مثل شب و ستاره ،
﮼ مثل بارون و بوی خاک ،
﮼ مثل پتو و یه شب سرد ،
﮼ مثل آهنگ و هندزفری ،
﮼ مثل خنده و یه دلیلِ خوب ...
بیا تو بشی همون آدمی که دلم باهاش قرصه،
منم بشم همون کسی که وقتی خستهای،
دلت بخواد فقط بیای پیشش و هیچی نگی.
بیا کنار هم باشیم ،
نه برای اینکه تنهاییمون رو پر کنیم ؛
برای اینکه دوتاییمون ،
قشنگتر از تنهاییِ هر کدوممون باشه.
بیا یه «ما»ی قشنگ بسازیم ...
یه جوری که بعداً وقتی به خودمون نگاه کردیم،
بگیم :
«خوبه که تو، توی زندگیِ من بودی ...
خوبه که من، توی زندگیِ تو بودم.» 🤍 ⌡
765
دوستم داشته باش
حتی اگر کوتاه
به قدر یک پلک به هم زدن
که دوست داشتنِ تو
تمام خوشبختی من است . . .
765
ᶫᵒᵛᵉᵧₒᵤഽ
چقدر صدای آمدنِ پاییز
شبیه صدای قدم های توست
ملتهب، مرموز، دوست داشتنی...
چقدر هوای پاییز شبیه دست های توست
نه گرم، نه سرد، همیشه بلاتکلیف...
چقدر صدای خش خش برگ ها
شبیه صدای قلب من است
که خواست، افتاد، شکست...
چقدر این پیاده رو ها پر از آرزوهای من است
نارنجیِ یکدست
پُر از آدم های دست در دست، مست...
چقدر پاییز شبیه دلتنگی ست
شبیه کسی که بود ،
کسی که رفت
کسی که دیگر نیست ...
"جان دلم هنوز چشم براهم"
