شاعرانه
الذهاب إلى القناة على Telegram
".....دور باش اما نزدیک......" دلهای ما که بهم نزدیک باشد، دیگر چه فرقی می کند که کجای این جهان باشیم; دور باش اما نزدیک... من از نزدیک بودنهای دور می ترسم...
إظهار المزيد806
المشتركون
لا توجد بيانات24 ساعات
لا توجد بيانات7 أيام
+2030 أيام
أرشيف المشاركات
806
شاعر نبودم...
تو که آمدی واژهها یکی یکی
از سکوتِ دلم جوانه زدند
انگار چشمهایت
الفبای تمامِ شعرهای نانوشتهام بودند
حالا هر چه مینویسم فقط
حاشیهای ست بر زیباییِ تو
و اگر روزی....
شعرهایم را از من بگیرند
باز هم کافی ست
نگاهی به تو بیندازم...
تا دوباره تمامِ جهانم
قافیه شود......
806
لبهایت،
رازهای تنم را
یکییکی از سکوت میربایند؛
و انگشتان بوسهات،
مرز خیال و خواهش را
از میان برمیدارند...
در هُرم آغوشت،
خویشتن را از یاد میبرم؛
و تو،
با جرعهای از نفست،
مرا تا مرز جنون میبری...
بنوش!
این مستی،
از تاکستان هیچ بهشتی نیست؛
از ریشههای پنهان من
در ژرفای جان تو میجوشد...
806
درست تربیت شدهها همیشه در رنجاند،
زیرا پیش از آنکه دل کسی را بشکنند،
هزار بار دل خودشان میشکند.
آنان آموختهاند حرمت نگه دارند حتی
وقتی حرمتشان را نگاه نمیدارند.
806
" تــ❤️ـــو "
مالڪ تمام احساسـم هستی
تمام عشقـم
تمام احساس ناب دست نخوردہ ام
ڪہ حاضـر نیستم ..
حتے ذرہ اے از آن را ..
با هیچڪس تقسیـم ڪنم ..
با هیچڪس جز
" .. تـ♥️ــو
✿░⃟𝄞ུྃ჻❁࿐ྀུ༅•••
806
بهانه وقتی زیباست ک برای غم باشد
غم وقتی زیباست ک برای اشک باشد
اشک وقتی زیباست ک برای عشق باشد
عشق وقتی زیباست ک برای تو باشد
تو وقتی زیبایی ک برای من باشی
🌹🌹
806
در قلـــ♡ــب و خاطرے ڪہ ”
توٻــے ” ...
دٻگرانے وجود ندارد ...
بگذار در گوشٺ بگوٻم : ...
” مٻخواهمٺ ”
این خلاصہ ے ٺمام حرفـاے
عاشقـانہ ے دنٻاسٺ
🌹🌹
806
♥️عشقم
من !
بہ بوے تن تو اعتیاد دارم
بہ آغوشت
بوسہ هایت
بہ طعم شراب لب هایت
حتے بہ صدایت
نبودنت خمارے مے آورد
و براے اعتیاد من بہ تو
درمانے نیست جز بودن درآغوشت
🌹🌹
806
اهݪ...
هیچ ڪجا نیستم
عاشقم...
وتنـــــــها...
اهݪ بہ تو فڪر ڪردنم...
اهݪ دوست داشتن تو..
واین براے تمام مݧ ڪافیسٺ...
🌹🌹
806
تو را "دوست دارَم"
بی آنڪہ
عِلٌتَش را بدانَم
دوست داشتَن ڪہ
"علّت" داشتہ باشد
یا اِحترام اَست
یا ریا...
بہ اِحترامِ قَلبَم
بی ریا دوستت دارَم
🌹🌹
806
در پس این ناامیدیها، دل شکستگیها و نرسیدنها
هنوز هم لبخند میزنی؟
🌱
─┅═══༅𖣔💎𖣔༅═══┅─
806
امشب
از دنیا یک پنجره ی نیمه باز
رو به مهتاب میخواهم!
که دست عطر گل شب بو را بگیرم
و با نسیم میهمان خوابت شویم!
تو بخواب
من تماشایت میکنم
نفس هایت را می نویسم!
این ناب ترین شعر عاشقانه ی جهان خواهد بود.
#شبت_بخیرجانااا 💕
806
چه آرزوی دل انگیزی ست!
نوشتن افسانه ای عاشقانه
بر پوست تنت
و خواندن آن برای تو …
چه آرزوی شورانگیزی ست!
تملّک قیمتی ترین کتاب خطی جهان
ورق زدنش،
دست به آن کشیدن،
و همین نوازش ساده
که زیر نگاهم لبخند بزنی …
چه افسانه قشنگی
به تنت می نویسم
بانوی من !
چه قشنگ به تنت افسانه می خوانم.
