شاعرانه
Открыть в Telegram
".....دور باش اما نزدیک......" دلهای ما که بهم نزدیک باشد، دیگر چه فرقی می کند که کجای این جهان باشیم; دور باش اما نزدیک... من از نزدیک بودنهای دور می ترسم...
Больше808
Подписчики
+124 часа
+37 дней
+1930 дней
Архив постов
809
گاهى عصر ها،
صدايم كن!
در آغوشم بگير،
فنجانى چاى داغ به دستم بده،
بگذار من حرف بزنم!
از آرامش روى شانههايت،
از پشتوانه بودنهاى
هميشگىات،
از عشق بى پروا و بىنهايت،
از بودنهاى دائمىات،
باز هم بگويم؟
يا فهميدى كه
جانم به جانت بسته است؟
و يا شايد، بايد بر زبان
جارى كنم
دوستت دارمهايم را •••
الهام_احمدی
809
🍁
قهر باشیم اگر، حوصلهها را چه کنیم؟
از در صلح درایی، گلهها را چه کنیم ؟
دستها، گرمی آغوش تو را کم دارند
آخ از این فاصلهها ... فاصلهها را چه کنیم؟
عشق یعنی که ندانیم، قفس باز شود
خو گرفتن به تو در چلچلهها را چه کنیم
بین ما مسئلهای نیست، ولی موهایت
به تسلسل برسد، مسئلهها را چه کنیم؟
"نه" به لب دارد و با چشم "بلی"میگوید
"نه" سر جای خودش، ما "بله"ها را چه کنیم؟
او در این فکر که با زلف پریشان چه کند
ما در این ترس که این زلزلهها را چه کنیم؟
خواجه، ما سخت به بوسیدن او مشغولیم
توبه خوب است ولی مشغلهها را چه کنیم؟
#سجاد_شهیدی
809
⛄️
آه، ای شباهت دور!
ای چشم های مغرور !
این روزها که جرأت دیوانگی کم است
بگذار باز هم به تو برگردم !
بگذار دست کم
گاهی تو را به خواب ببینم!
بگذار در خیال تو باشم!
بگذار ...
بگذریم!
این روزها
خیلی برای گریه دلم تنگ است !
#قیصر_امین_پور
809
وقتی ببینمت،
انقدر محکم بغلت میکنم،
که همه سلولامون برن توهم،
انقدر میبوسمت،
که همه انگور های دنیا شراب بشن،
انقدر نگات میکنم،
که خوابم ببره؛
من وقتی تورو ببینم،
انقدر دورت میگردم جبران همهی این دلتنگیا💕
809
دلم دو کلمه حرف عاشقانه می خواهد
نه به شکل " دوستت دارم "
و نه به شکل " بی تو میمیرم "
ساده شاید مثل:
" دلتنگ نباش فردا می آیم "
🌹🌹
809
آهنگ ترڪے فوق العادہ زیبا
گوزل عشق منے تو...
🌹🌹
809
من فقط بوسیدمت تو خودت شعر شدی باریدی
دلبرجان
🌹🌹
809
[[ از لحاظ روحی نیاز دارم تو بغلت حل شم..
آخه وقتی بغلم میکنی
دیگه به هیچی فکر نمیکنم..
وقتی بغلم میکنی
انگار بی غم ترین آدمِ دنیام..
آخه بغلِ تو تنها جاییه که
واسه ادامه زندگیم بهش نیاز دارم..🌱♥︎]]
809
🌿🌻
بیا مهتاب من باش که بی مهتاب میترسم
که از تاریکی و ظلمت ولو در خواب میترسم
منم یوسف که افتادم به چاهت کاروان بفرست
که ترس از هجر دارم چون از این گرداب میترسم
چرا تعجیل داری رامش و آرامش آهسته
بیا و سایه بر سر باش از اِشتاب میترسم
نمازم را قضا کردست طاق هر دو ابرویت
بغیر از آن خم ابروت از محراب میترسم
سراغت را نمیگیرم ز کس در خاطرم هستی
شکسته قایقم اینجا ز موج و آب میترسم
🌻🌿
809
مهربان باشید، اما
از آدمهای پرتوقع فاصله بگیرید
مقیاست رابه هم میزنند وحرمتِ مهرت را می شکنند. آنها حافظه ضعیفی دارند،خوبیها را زود فراموش میکنند.
